| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
وقتی به خاطر خودت بیش از حد می خواهی تلاش کنی... هیچ چیز معلوم نیست چرا نمی خواهی که دوباره مثل قبل این کارها را انجام بدهی به خاطر خودت ارزش کار خودت را هرگز درک نخواهی کرد به چه منظوری می خواهم این کار را انجام بدهم به خاطر خودم می خواهم این کار را انجام بدهم می خواهم حساب و کتاب کنم این کارها را انجام ندهم این کارها بیش از این موقع که داری اشتباه کار می کنی دوباره می خواهی این اشتباه را بیشتر و بیشتر و بیشتر کنی به چه علتی هیچ موضوعی تا به این حد نتوانسته برای تو سوال باشد چرا می خواهم این حد بی فعالیتی خودم را توجیه کنی می خواهی راه را پیدا کنی این راه پیدا می شود برای عده ای حتی نیاز نیست که فکر کنند چون درست فکر می کنند برای عده ای هم باید سالها زمان صرف کنند این نیاز من بوده حتی دوست ندارم این موقع به چه موضوعی که می خواستی این حقیقت هست دوست نداری راهی را پیدا کنی می خواهی در درون خودت گم بشی ؟ گم می شی . بیشتر می خواهی خودت را گم کنی طوری ؟که اصلن اثری از حضور خودت نداری هیچ چیزی به اسم خودت و خواسته های خودت وجود ندارد دیگران به خاطر تو هیچ چیزی که نیاز داری را به تو نشان نمی دهند فقط می خواهی این منظور اشتباهات گذشته ات را پوشش بدهی می خواهی نیاز داری ؟این کار را به چه موضوعی نیاز داشته ای ... گمشده ها را به خودت نیاز داشته باشی وقتی می خواهی من خودم را برای این موضوع وفق بدهم ن دوست نداشتم این کار را انجام بدهم . فقط می خواستم این زمینه را احساس کنم منطوری ندارم از نوشتن این نوشته ها فقط می خواهم ... دوباره یک برگه را سیاه کنم افکار به چه جایی می روند به جایی که آنها را خسته کنی تا زمانی آنقدر خسته شوند تا اینکه دیگر نتوانی عمل کنی وقتی نتوانی کار کنی دوباره و دوباره نیاز داری استراحت کنی این موضوع دائمن باید تکرار کنی . تا دوباره به خواب بروی وقتی می خوابی یادت نمیاد که دوباره چه اشتباهاتی را در روز گذشته انجام داده ای تا زمانی که دوباره نیروت تمام می شود . درست لحظه ای که می خواهی بخوابی خواسته های اصلی خودت را دوباره می خواهی ... تازه یادی می افتد . چقدر وقت هدر داده ای و کارهای نیمه کاره داری ... اشتباه فکر می کنی . تو لایق این استراحت هستی باید این استراحت را براحتی به پایان برسانی اگر درست استراحت نکنی . زمینه هزاران اشتباه که شاید هرگز آنها را انجام ندهی را مرتکب آنها می شوی ... ادامه مطلب ...
سرمایه گذاری چرکنویس ایجاد سازی انتظار اینکه شاید روزی بتوانم اینجا چیزی بنویسم .به خاطر نوشتن یک پاراگراف دیگر باید فکر کنم ... هیچ چیز معلوم نیست ؟چی می خواهم بنویسم . به چه چیزی می رسم ؟نمی دانم... به خاطر این که داری می نویسی حس خوبی داری ... اشتباه می کنی دوباره فصل سرد فرا خواهد رسید . فصل که وقت نداشته باشی این مطالب را بنویسی این کارها را انجام ندهی به خاطر اینکه الان وقت داری این کارها را می توانی انجام بدهی توانسته این کار را انجام بدهی این وقت دوباره و دوباره این کار را انجام می دهی . به خاطر این می دانی این کار به خاطر تو بوده این مشکل به خاطر تو بوده به خاطر این بوده این مشکلات را همیشه به همراه خودت به این سو و آن سو کشیده ای هرگز نتوانسته با مشکل خودت روبرو شوی هیچ چیز خوبی نداشته این راهکار و یا استراتژی برای حل کردن مشکلات نداشته این راه حل و این نمی خواهی نیاز داشته باشی برای خودت و یا دیگران کار کنی فقط می خواهی استفاده کنی نمی خواهی تولیدی داشته باشی من را چه به تولید من را به چه حمایت از کارهای جدید من باید این را بخوانم این را تکرار کنم این کار به خاطر این بوده که در یک چرخه اشتباه دارم کار می کنم . حتی که الان که دارم می نویسم دارم کار اشتباهی انجام می دهم مطمئن هستی داری کار اشتباهی انجام می دهی پس چرا دوباره این اشتباهات را پشت سر هم انجام می دهی این کار را به خودت نگاهی بی انداز و این اشتباهات را دوباره و دوباره تکرار نکن پس چرا اینقدر سخت شده اشتباهاتی که می توانست درست این کارهارا انجام بدهد به خاطر خودت این ایمان و آرامش که اینجا چه چیزی به خاطر من وجود دارد و این کارها می تواند به من کمک کند که من دوست داشتنی از قبل خواهم بود من کارهای دارم انجام می دهم که دوست داشتنی ترین لحظه های زندگی من را از من دور کرده که آخرش که چی شود ؟به چه جای ختم می شود . دوست دارم فقط یک صفحه سیاه کنم به خاطر خودم با هزینه هایی مواجه بوده ام فکر می کردم کار درستی انجام داده ام ...
چرکنویس دیگر که باید روی آن کار کنم . ۱۰ تا چرکنویس ایجاد کنم . ... چطور باعث شدم اینطوری با خودم رفتار کنم به خودم اجازه می دهم وقتم را هر طوری بخواهد برنامه ریزی کند به خودم اجازه می دهم هر طوری که برای قبل تعریف شده بودم این کارها را به پایان می رساندم این کارها را تا آخر ادامه دهد من به خودم این اجازه ها را داده ام این طور این کارها را برای من انجام بده من اینطوری با تو راحتر هستم . می خواهم دنیا را برای خودم جای بهتری کنم . این اجازه ها از قبل داده شده اند آیا این کارها را می توان طوری طراحی کرد که بتوانم هر لحظه کاری تازه تر از قبل را انجام بدهم آیا جمله نوشتن های من می تواند این دنیا را به جای تبدیل کند بقیه هم بفهمند که چقدر از قبل یا کارهای که قبل انجام می دهند می تواند در حال آنها یا در آینده آنها نقش مهمی را بازی کند در حساب بانکی و عقلی و در شماره های صفحات بازدید آنها موثر باشد منم دارم تلاش می کنم به خاطر خودم هم شده قدمی بردارم وقتی این نوع تلاش برای نوشتن وقتی نوشتن هم می تواند بعضی موقع ها سخت باشد اینکه چه چیزی در سر داری می خواهی یا دوست نداری براش وقت صرف کنی هیچ کس از وجود فکرهایت را نمی توانی آگاه کنی به خاطر خودت نگاه به خودت می اندازی جالب تر از این که خودت هم از دست خودت بیزار هستی نمی دانی تا به امروز چطوری و چه کار کرده ای این کارها به چه درد تو خورده است بعضی اوقات به جایی که دردی از تو دوا کنند فقط کاری کرده اند که خسته تر و افسرده تر و خیلی پیچیده تر از قبل مسئله ساده تو پیچیده تر از قبل به نظر می رسیده حالا دیگر نمی خواهی حتی به آن مسئله فکر کنی می خواهی بدانی دیگران چرا راحت و تو چرا اینقدر سخت و پیچیده هستی می خواهی بدانی مسائل آسان را نباید پیچیده تر از این می نوشتی به خاطر من که دوست ندارم اینقدر پیچیده به نظر برسم دوست دارم خیلی راحت و آسان به مقصد برسم . مسئله را پیچیده نکن . دیگران را گول نزن و خودت هم را بازی نده ...
ادامه مطلب ...چیزی که کلی خنده دار هست . من نمی توانم کار کنم . من نمی توانم مدیتیشن کنم . من نمی خواهم روحم را به چیزی تقدیم کنم نمی خواهم به خاطر خودم روی مسئله با خودم کنار بیاییم . خودم را دوست ندارم به خودم نگاه می کنم نگاه می کنم . شروع می کنم به نوشتن به سیاه کردن و از این مسائل من باید خیلی راحت پول در بیاورم چطور می خواهم خیلی راحت پول در بیاورم . چیزها و مسائلی که مربوط به بت من یا نقاشی نا تمام هست . به خدا که من سالی یک نقاشی هم نمی توانم بکشم . فقط قدرت این که باید یک نقاشی ماه ها و سالها آخر سر در خاکها و یا این که پاره شود . یا اینکه نیاز داشته باشی دوباره روح با مداد رنگی به آن تزریق کنی به نقاشی روح ترزیق می کنی . شاید نقاشی من مسخره به نظر برسد . به خاطر چه مشکلی که با خودت داری . به خاطر اینکه وقتی می خواهی نقاشی کنی . احساس می کنی . نقاش بدی هستی . فقط کاملش کن اینقدر سخت به نقاشی هات نگاه نکن من در بچه بودنم ... شخصیت یک بچه را داشتم مثل بقیه یک خانه می کشیدم . بدون پشتی و یک لامپ و در و ... چیزهایی که همه می کشیدند . فقط با اینکه یک روز وقتی دیدم کلاه لوک خوشانس را بابا با یک پاپیون کشید . فهمیدم می توانم این طوری از زاویه نیم رخ این کلاه را بکشم خیلی خوشم آمد... فقط یک پاپیون بود . به خاطر چی راحت کار می کنی آره وسیله های تازه بهتر از وسیله های گذشته هستند . الان احساس راحتی می کنم . باید دوباره این وسیله را تعمیر می کردی . به خاطر این که این وسیله ها مقاومت خیلی کمتری نسبت به وسیله های قبلی دارند به چه چیزی فکر می کنم . راجب مدیتیشن می گفتی . راجب به کد نویسی راجب بتچ نویسی انتقال فایل ها خیلی دوست دارم یاد بگیریم به خاطر اینکه اینجا برای خودم در گیری ایجاد کرده ام به خاطر این افکار مزاحم اینجا دارم می نویسم به خاطر این مشکل بزرگ دارم خودم را خسته می کنم ...
به خاطر این چرکنویس ها که ایجاد شد . به خاطر این مشکل من مجبور شدم دکوراسیان کاری ام را تغییر دهم به خاطر چه مشکلی باید این همه کار کنم به خاطر چه باید فکر کنم ایده ای به ذهنم بفرستم . این جا همه چیز اشتباه کار می کند . من باید دوباره به کار اشتباه گذشته ام و گذشته تاریکم سرک بکشم من که در این زمینه کاری تبحر خاصی ندارم کارهای ناقص ... معجزه نقاشی که نقاشی که زباله شد . چای برای گرفتن ناخن یا به خاک انداز من یا سطل زباله تبدیل شد چیزی نبود به غیر از یک کار ناقص این صفحه هم کارهای ناقصی با من داشت که انجام نشده است . به خاطر من باید این ناقص بودن و باید تا پایان انجام شود . اگر این چرکنویس را ایجاد نمی کردی . اگر استیل کاری داشتی .اگر درست می نشستی به خاطر اینکه یک آدم موفق با یک آدم ناقص فرق می کند . یک انسان خالص خیلی درست می نشیند . پیوسته بر روی زمین در حال شکر گذاری و در حالی هست . که دیگران در حال ستایش او هستند . برای بقیه الگو هست . می داند چرا دیگران نمی توانند در کارهایشان موفق شود . او می داند باید به خیلی از مشکلات باید نه بگوید . اگر به خیلی ها آره می گفت :مثل استیو جابز که پادشاه نه گفتن بود . ای کاش بقیه راه و رسم موفق شدن را از کسی مثل استیو جابز یاد می گرفتند . ای کاش می شد . زندگی را به گونه بیخیال روشانه و به نوعی تنبل وارانه هوشمندانه زندگی کرد . به هر چیزی بله نمی گفتی. این وسیله کارش این بود . که برای من درآمد بیشتر در بیاورد . وقتی نتوانست این کار را انجام دهد . کنار رفت . وقتی نمی خواهی از وسیله ای ... چیزهای درک کنم . در حال درگیری با دیگران بودم و در حال عصبانیت . به خودم می گویم . چرا من به این روز افتاده ام به خاطر این که به چیزهای مزاحم بله گفتم . به چیزهای که باید نه می گفتم . این مسائل شخصی به چه درد شما می خورد . باید این کار را به خاطر اینکه چرکنویسی ... غیر مسئولانه ایجاد شد . قانون ها را می دانم . می خواهم کار نکنم من فرد کاری نیستم . من یک انسان تنبل هستم . چه نیازی می بیند که شبکه های خبری با یک آدم ناشناس و کسی که در خودش گم شده است . خوب چطوری خودت را به این روز در آوردی . می بایست الان یکی از بزرگان زمینه نوشتن یا سیاه کردن صفحات سفید یا حجم کاری بالایی می داشتی باید اعداد و ارقام و آمار بالایی در این زمینه می داشتی عده ای بیشتری را جذب می کردی بازدید بالاتری در این زمینه کاری می داشتی در صحبت کردن و حرف زدن و حرف چرند و پرند و ازن این جور مسائل آسمان ریسمان به هم بافتن اینکه تقصیر معلم های من بود نمرات پایین به من دادند را بارها برای من مادرم تکرار می کرد . به خاطر معلم ها معلم ها با من لج داشتند به خاطر این نبود که منم وقتم مرا صرف تمرین نوشتن نمی کردم الان درآمد کاری ام پایین است به خاطر این نیست که من باید صفحاتی را مثلن ۲ کتاب در هفته بخوانم چیزی که شاید اشتباه نکنم جیم را ن به همه توصیه می کند . ادامه مطلب ...