یک چیزی یا بعد از فقط
فقط یک کم دیگر باید اندازه یا کار بهتری از هیچ حالی یا توان بهتر از چه روزی یا کاربردی فقط یک موقعیت یا نوع یا انواع...
چقدر نیاز دارم کارهام را بهتر کنم
یعنی 50% از هدف تکمیل شده است یعنی این بوده فقط اما پاور من دیگر حالی نداشت ادامه بدهد ؟ باید یک کاریش کنم ؟ فکر کنم تا...
هر لحظه یا کار بهتر از چه زمانی
توان یا کار بهتر از چه زمان یا کار بهتر از یک لحظه فقط توانایی یا کار بهتر از یک موقعیت افکار چه زمانی باز دوباره طرح...
تمام وجود سیاه شروع به خودن ..پادشکنندگی .. Antifragility.. نسیم طالب.. حتی فکرشم نکن . من دیگر فقط خوب شکستن داخل زندگی را یاد گرفتم . چرا بقیه و خودم را با مرور . اشتباهاتم . عصبانیت . بی کنترلی ؟
وقتی هیچ کتابی نمی خوانم ؟وقتی دائم با بقیه و نزدیکانم به خاطر گذشته نه چندان دورم عصبانی هستم ؟وقتی به خاطر حضور و بودن خودم از دست خودم عصبانی هستم ؟چرا باید خودم را تحمل کنم ؟