-
به سود خود استفاده کنیم
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 04:42
الان خیلی دیر شده ، صدای اذان رو دارم می شنوم ، ولی خوب امروز اینجوری شد . خیلی دیر کارهای که خیلی قبل تر باید انجام می دادم . الان باید انجام بدهم . در اوج خستگی درست عمل کردن ، کمی سخت تر می شود . اشتباهات هم بیشتر می شوند . ای کاش خیلی بهتر و سریع تر می توانستم ، کارهای بیشتری انجام بدهم . انگار اشتهای کار بیشتر...
-
اگر لحظات امروز صبح دوباره تکرار شود
شنبه 26 اردیبهشت 1394 00:20
چقدر دوست داشتم می توانستم . همه چیز را به اول بر می گرداندم ، ای کاش نه خیلی قبل تر ولی اگر می شد . به همین امروز صبح بر می گشتم ، مسلما کارهای انجام می دادم ، از امروز خودم استفاده بیشتری انجام می دادم ، سعی می کردم اشتباهاتی را که امروز انجام دادم را انجام نمی دادم . ای کاش می شد . بعضی ها روحیه قوی دارند ، اصلا به...
-
موقع دست به کار شدن موقع پشیمانی نیست
جمعه 25 اردیبهشت 1394 00:41
به جای این که کاری کنم، به دنبال دلیلی می گردم ، چرا هیچ کاری انجام نمی دهم . باید از یک سری قوائد و قوانین را درست انجام دهم ، آن نتیجه ای را که دوست دارم ، بگیریم . ولی بعضی از مواقع از هیچ کدام ، از قوانین خودم برای خودم گداشته ام را به درستی انجام نمی دهم . این تخلفات کوچک باعث می شود . حدود 10 سال دیگر هم اگر...
-
چرا همیشه به هدفم نمی رسم ؟
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 01:24
همیشه با ایده آل ذهنی خودم که می خواهم به آن برسم ، خیلی فاصله دارم . چرا ؟ نمی توانم ، به چیزهای که دوست دارم ، به آن ها می خواهم برسم. نمی توانم برسم یک کم کاری است ، برای مثال می خواستم . زبان برنامه نویسی یاد بگیریم . یکی از اطرافیان به من گفت : الان حدود 6 ماه است ، این را می گویی دست آخر هیچ . چند سال پیش می...
-
قطع وصل اینترنت
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 01:29
ای وای امشب آنقدر اینترنتم ، قطع وصل شد ، خواستم یک پست بذارم ، دق مرگ شدم ، دوست دارم ، یک تکه از میز چوبی کامپیوتر را گاز بگیریم ، ولی حیف خرج دندان پزشکی خیلی گران است ، هیچ دندانی هم دندان طبیعی آدم نمی شود ، میز کامپیوتر رو گاز بگیریم ، مشکلم حل می شود . نه ، هر کی بشوند ، یا می خنده ، یا فکر می کند ، من کمی...
-
قلک تلاش کردن
سهشنبه 22 اردیبهشت 1394 00:20
تلاش کردن برای یک قضیه شاید سودی هم در بر نداشته باشد ، ولی مثل یک قلک می ماند ،اگر بتوانیم ، بیشتر این تلاش کردن برای یک هدف رو یاد بگیریم ، خیلی از مشکلات رو بهتر می توانیم حل کنیم . باید این کار رو شروع کنم ، از هر جای که برای من امکان دارد . این چیزی که می توانم در آن بهتر از گذشته نتیجه بگیریم . در جملات بالا...
-
مشکلات غیر آشکار
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 01:07
هر کاری شروع آن سخت تر روال عادی آن کار است ، انگار این شروع بعضی مواقع خیلی طول می کشد . چرا شروع کار خیلی طول می کشد ؟ چون یک مشکل وجود دارد ، وقتی که کاری را مدت ها به تعویق می اندازیم ، متاسفانه این کار را بدون هیچ علامت یا نشانه ای به تعویق می اندازم ، من در این کار استاد هستم ، بدون اینکه حتی خودم هم خبر دار شوم...
-
تغییرات بزرگ ، از کارهای کوچک
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 04:29
بعضی از مواقع برعکس روزهای که وقتم رو خیلی راحت از دست می دهم . خیلی خوب تلاش می کنم ، این برای خودم هم باعث شگفتی است . شاید به خاطر این است . چیزهای یاد گرفته ام به خاطر تجربه و رعایت کردن . نکته های خیلی ریز که وقتی می شنیدیم خودم هم باورم نمی شود . یک کار خیلی کوچیک بتواند در طول مدت این تغییرات بزرگ روی یک آدم...
-
همیشه گزینه های بهتر وجود دارند .
جمعه 18 اردیبهشت 1394 21:27
همیشه وقتی می خوام ، روی یک کار متمرکز بشوم ، به جای آن که بیشتر نتیجه بگیریم ، کمتر از قبل نتیجه می گیریم ، چرا ؟ دلایل زیادی وجود دارد ، وقتی روی یک کار می خواهم ، تمام وقت خودم رو میگذارم ، احساس می کنم ، از خیلی چیزهای که دوست داشتم ، فاصله گرفته ام .یک احساس که انگار اسیر کار جدید شده ای ، انگار از همه لذت های...
-
طوطی چاق و لاغر
سهشنبه 25 فروردین 1394 20:45
دو طوطی سفید در در سرزمین زندگی می کردند ، پر بود از منطقه صخره های که جای خوبی برای لانه سازی ، طوطی چاق ، و طوطی لاغر هر دو شروع به ساختن خانه های خود نمودند . طوطی چاق طوطی پر تلاشی بود ، دائم روی خانه خود کار می کرد ، ولی طوطی لاغر خیلی در کارش جدی نبود . طوطی چاق بعد از اینکه شروع به ساختن کرد ، به خاطر اینکه...
-
متوسط بودن
دوشنبه 24 فروردین 1394 14:29
آیا کاری که انجام می دهم ، روی خودم هم تاثیر می گذارد ، به من کمک می کند ، بهتر کارهام رو انجام بدهم ، چیزهای که می نویسم در خاطر خودم باقی می ماند . فقط می خواهم این کار رو انجام بدهم ، بهتر خودم رو بشناسم ، ولی این که خودم رو بشناسم ، هر چه جلوتر می روم ، احساس می کنم . باید این عقب افتادگی در کارهام رو بیشتر دنبال...
-
کار نیمه تمام
دوشنبه 24 فروردین 1394 02:04
انگار نه انگار یک روز دیگر هم رفت ، ولی انگار نمی خوام این کار رو تمام کنم ، همیشه دوست دارم ، کارها رو رها کنم . خود به خود انجام شوند . آخر تا حالا خود به خود کاری انجام شده است . بار اولی وجود داشته که اینبار دوم آن باشد . احساس میکنم ، باید موقعی این کار رو انجام بدهم . حوصله داشته باشم ، شاید این شرایط لازم برای...
-
دانشگاه زندگی
یکشنبه 23 فروردین 1394 02:16
این خوب نیست ، آن خوب نیست ، وقتی می نویسی ، با این مشکل دائم روبرو هستی ، بک جایی باید اجازه بدهی ، بهترین کارت نباشد . چون وقتی خیلی وسواس به خرج بدهی. یک جای کار همان در شروع باقی می مانی . بیشتر دائم در حال دلیت کردن چند خط اول همیشه ای بلا ها سرم آمده . ای کاش می شد . همه چیز رو بهتر و اصولی تر یاد می گرفتم . ولی...
-
برنامه ریزی بهتر
شنبه 22 فروردین 1394 03:20
باید از این که این کار رو انجام می دهم ، انرژی داشته باشم . ولی همیشه احساس خستگی می کنم . پس کی می خواهم ، یاد بگیریم ، به هیچ چیز حتی خستگی اجازه ندهم ، جلوی من رو بگیرد . باید قدرت این رو داشته باشم ، کمی بیشتر تلاش کنم . ولی با خواب کافی کلا باید ، برای هر کاری برنامه ریزی دقیق تری داشته باشم .
-
یک شب دیگر
جمعه 21 فروردین 1394 03:01
امشب موفق نشدم . بلاخره شکست خوردم می خواهم این کاری که انجام نمی شد . خیلی عصبانی کامپیوتر رو خاموش کردم . درست بود ، اوایل خیلی راحت کار انجام می دادم . ولی انگار نیاز به تجربه داشتم . کسانی که عمری در این کار هستند . یک شبه این راه را نرفته اند . نمی تواستم با بزرگان این کار برابری کنم . برای همین خیلی عصبانی شدم ....
-
رکورد های که فقط برای خود آدم مهم هستند8
پنجشنبه 20 فروردین 1394 02:49
الان ساعت 03:37 وای خدا سرشانه سمت راستم ، وای دلتویید هیچ حسی ندارم ، خوب . الان می فهمم چرا با سرعت نرمال بدون هیچ دغدغه ای کار می کرده ام ، شاید خاطرات خوبی از سریع کار کردن نداشته ام . ولی عجب آدم بی حالی هستم . شاید مسابقاتی که آدم هیچ تماشاچی نداشته باشد . هیچ امتیازی در آن پخش نشود . هیچ چیز ، بدست نیاوری ولی...
-
رکورد های که فقط برای خود آدم مهم هستند 3
پنجشنبه 20 فروردین 1394 01:53
خوب همه چیز شروع شد شاید خبر نداشته باشید . ولی الان من در یک مسابقه شرکت می کنم ، که باید خیلی سریع تایپ کنم ، انگار خیلی سریع باید تایپ کنم . این کار رو باید انجام بدهم . خوب امشب همه چیز درهم و برهم تر از همه شب است ، چون هیچ چیز رو نمی توانم ،فکر کنم ، انگار همه چیز در دست دیگر است . وای خدای من چقدر استرس دارم ،...
-
هدف های قدیمی ، کارهای ناقص
چهارشنبه 19 فروردین 1394 03:46
همیشه کارهای که دیر به مقصد می رسند . یا به مقصد نرسیده اند ، یک چیز آنها رو تهدید می کند ، آن هم این است ، که هرگز به این هدف نرسی . چه اقداماتی باید آدم انجام بدهد . تا به کاری که می خواهد ، به مقصد برسد . این که به هر طریقی سعی کند ، هدف های قدیمی خودش رو از دست ندهد . سعی نکند خودش رو فراموش کند . به نوعی سعی کند...
-
نبود
سهشنبه 18 فروردین 1394 02:04
چرا ؟ خستگی به من چیره شده بود ، من هم آدم هستم ، امروز چند روز است ، بعد از ظهر ها که عادت داشتم ، می خوابیدم ، اصلا وقت نشد ، بخوابم . برق رو خاموش کردم ، همه چیز خاموش می خواستم ، بخوابم . انگار ظرف 5 دقیقه خستگی ام رفت . بعد دوباره شروع شد ، امروز حال فعلا کار کن . اگر امروز . خوب جالبه ولی نوشته ای که می خوانید ،...
-
فرار فایده ای ندارد
دوشنبه 17 فروردین 1394 02:38
بعضی از وقت ها احساس می کنم . هیچ نوری در دهنم وجود ندارد . بعضی از اوقات احساس می کنم ، هر قدر تلاش کنم ، بدتر از قبل خواهم شد ، چرا اینقدر تاریکم ، خدایا چرا گاهی اوقات باید بعضی از اتفاقات در ذهن من درک نمی کنم . چرا ؟ این همه سوال دارم ؟ ولی باز هم دوباره از لبه پرتگاه من رو می آوری کنار ، دوباره نور امید ، دوباره...
-
کار امروز رو به فردا ننداز
یکشنبه 16 فروردین 1394 00:38
اگر الان ننویسی ، خارج می شوم ، امروز هیچی نمی نویسم ، زود کارت رو انجام بده ، من که همش عجله دارم ، عجله در این که کار شیطان است ، شکی نیست ، ولی تعلل و وقت تلف کردن ، هم کار خوبی نیست ، فکر کن داری ، وسط یک جاده در لاین سرعت می روی ، سرعتت رو کم کنی با سرعت 40 کلیومتر حرکت کنی ، پشت سرت ترافیک درست ، کنی . هر ماشینی...
-
گر صبر کنی ....با تلاش
شنبه 15 فروردین 1394 02:39
بیشترین چیزی که به درد می خورد ، هنگام عصبانیت صبر است . خوب اگر شما نتوانید خودتان را کنترل کنید ، خیلی پشیمان می شوید ، برای هر چیزی آدم باید بتواند ، صبر کند ، باید هدف انگیزه داشته باشد ، بتوانی تلاش کنی ، هر خواسته ای تلاش خود را می طلبد . از درست کردن یک چای تا ساختن یک خانه ، ممکن است ، درست کردن یک چای از خیلی...
-
علاقه به کار
جمعه 14 فروردین 1394 01:48
الان دوست دارم ، فرار کنم ، خوب چرا ؟ تا حالا شده است، یک کاری رو شروع کنید ، بعد از انجام دادن آن پشیمان شوید ، وسط راه نخواهید ،انجامش بدهید ، دو راه دارم ، یکی این که فرار کنم ، یا فراموش کنم ، دومی این که یک طوری این پست رو هم بنویسم ، باید غلبه کنم ، بر این حس . ولی احساس می کنم ، علاقه به این کار ندارم ، بعضی از...
-
شطرنج زندگیChess of life
پنجشنبه 13 فروردین 1394 01:54
شاید توانایی این کار را داشته باشم ، هر چه پیش می روم ، می بینم ، با چیزی قویتر از آن چه فکر می کردم ، سر و کار دارم ، انگار مواقعی که خسته تر هستم ، اصلا موقع خوبی نیست ، برای تصمیم گرفتن ، انگار نمی خواهم راه خودم را درست پیدا کنم ؟ انگار ، نه انگار یک روز گذشته است ، ولی من هیچ کار مفیدی انجام نداده ام ، گاهی آدم...
-
موشی که ببر شد ، ولی از گربه ترسید
چهارشنبه 12 فروردین 1394 03:03
ای وای چرا همیشه هولناک باقی مانده ، فکر می کردم ، به مرور خیلی راحت با این مسائل کنار میام ، ولی همیشه احساس می کنم ، هرچقدر من کار می کنم ، ولی انگار کارهام هم هر روز بیشتر و بیشتر می شوند ، انگار من همیشه عقبم ، کارهام دائم دارند ، بیشتر و بیشتر می شوند ، هرچقدر من دستم ، تند تر می شوند ، انگار روند ، کارهای که...
-
عکس 7 سین عید 94
سهشنبه 11 فروردین 1394 01:59
عکس 7 سین عید
-
کارهای بدون فایده
سهشنبه 11 فروردین 1394 01:48
بیشتر از اینکه همیشه فکر می کنم ، به سمت چیزهای که می خواهم ، قدم بر می دارم ، ولی به عنوان ویترین ،یک اسباب بازی فروشی . همیشه فکر من را به خود مشغول می کند . ساعت ها به اسباب بازی ها نگاه می کنم، خوب الان اسباب بازی ها چقدر با حال شده اند ، با قیمتهای حتی میلیونی ، خوب . از اصل موضوع منحرف شدم . می خواستم بگویم :...
-
حداقل سرمایه برای سهام خریدن
دوشنبه 10 فروردین 1394 03:18
بعضی از کارها رو دائم دوست داری ، انجام بدی ، ولی بلاخره یک کار رو که از سال قبل می خواستم ، انجام بدم امروز ، بلاخره انجام دادم . خوب از سال قبل خواستم ، بفهمم که با چه مقدار سرمایه می توانم ، سهام بخرم . خوب به یک نمایندگی در شهر مون رفتم ، بعد از یک مقدار پرسش فهمیدیم با 1000،000ریال همان صد هزار تومان خودمان ،می...
-
خوش شانسی در بد شانسی
یکشنبه 9 فروردین 1394 01:57
بعضی از اوقات ، یک موقع می بینی ، یک وسیله رو نیاز داری ؟ می بینی ، که آن وسیله نیست ، آب شده رفته در زمین ، ولی همیشه جلوی چشمت است ، بعضی وقتها هم بعضی از چیزها همیشه مثل ساعت کار می کنند ، ولی موقعی که باید کار کنند ، نیاز لازم داری ، کار نمی کنند . خوب چه حالی می شوی ؟ یکمی حال آدم گرفته می شود . احساس می کنم این...
-
پرواز دوباره بدون پرهای دم یاکریم
شنبه 8 فروردین 1394 01:10
یک بار توی خونه قدیمی که حیاط خیلی خوبی داشت ، که الان در آپارتمان زندگی می کنم ، قدر اون همه درخت رو الان می دونم ، که چه نعمتی بودند ، بودم که ناگهای یک یاکریم ، رو دیدیم ، که داره از دست دو گربه فرار میکند ، از روی پرچین ها می دوید ، خدایا این یا کریم چرا داره می دود ، یاکریم دوید ، رفت زیر یکی از بشگه های نفت ، من...