-
گردباد در جنگل (قصه کارتونی )
شنبه 4 مهر 1394 02:14
کارتون Once upon a time کلاغ های پشت سر هم می رفتند و می آمدند . کلاغی به اسم ، تیک و کلاغی به اسم تاک . تیک و تاک دو برادر بودند . دسته کلاغ ها همیشه باهم و گروهی برای پیدا کردن غذا به جستجو می پرداخت . در درون دسته این دو برادر از همیشه به هم نزدیک تر بودند . مشکل پیش بینی نشده ای در راه بود . تیک و تاک همراه با هم...
-
خرسی به اسم کلودیو چیزی نمانده بود ، به آرزویش برسد (قصه کارتونی )
جمعه 3 مهر 1394 02:21
کارتون Once upon a time چیزی نمانده بود ، به آرزویش برسد . خرسی به اسم کلودیو برای اینکه ثروتمند شود . برای اینکه موفق باشد ، به دنبال طلا می گشت . روزی یک تکه سنگ پیدا کرد ، تکه سنگ شک او را بر انگیخت این تکه سنگ چیست ؟ برای لحظه ای فکر کرد ، شاید طلا باشد . از آن لحظه شروع به رویا پردازی کرد ، این تکه سنگ را می...
-
استفان خرس که با تکالیف مدرسه مشکل دارد (قصه کارتونی )
پنجشنبه 2 مهر 1394 01:01
کارتون Once upon a time خرسی به اسم استفان . همیشه برای هر کاری سر حال و بود ، ولی متاسفانه وقتی می خواست ، تکالیف و مشق هایش را انجام دهد . هیچ ذوق و شوقی نداشت ، تکالیف استفان در آخرین لحظات انجام می شد ، به خاطر اینکه استفان بیشتر وقت خود را صرف بازی می کرد . تازه آخر شب می افتاد به یاد تکالیف خود . جالب اینجا بود...
-
خرسی به اسم لورنس از تلاش نمودن فراری بود (قصه کارتونی )
دوشنبه 30 شهریور 1394 02:35
کارتون Once upon a time خرسی به اسم لورنس نه اهل کار بود ، نه برنامه ریز خوبی بود . اصلا تن به کار نمی داد ، دوست داشت همه چیز برای او مهیا باشد . لورنس وقتی می خواست کارهای گذشته خود را که نیمه تمام گذاشته است ، حاضر بود ، هر کار دیگری انجام دهد ، به غیر از این که این کار را به اتمام برساند . لورنس اوضاع مالی خوبی...
-
نحوه رسیدن سریع به آرزو ها به روش خرس قطبی (قصه کارتونی)
یکشنبه 29 شهریور 1394 02:04
کارتون Once upon a time وقتی آرزو می کنی ؟ این بار شخصیت کارتونی یک خرسه ، خرس قطبی آرزو می کند . یک خرس قطبی باشد . امکاناتی که الان دارد ، رو داشته باشد. ولی این خودش معنی آرزو کردن رو عوض می کنی . مثل این می ماند . این بار آرزوی شما رو خود شما خیلی سریع برآورده می شود . خرس قطبی آرزو کرد ، یک خرس قطبی باشد ، نه یک...
-
ماریو گربه گمشده در جنگل (قصه کارتونی )
شنبه 28 شهریور 1394 01:20
کارتون Once upon a time روزی ، روزگاری در سرزمین کارتونی ، یک گربه وجود داشت ، به نام ماریو ، ماریو چندین و چند بار ،می خواست ، از جنگلی که زندگی می کند ؟ بیرون بیاید ولی بعد از چند روز تلاش می دید . هر روز به یک نقطه برگشته است ؟ ماریو سخت از این قضیه ناراحت بود . هیچ چیز نمی توانست ، حال او را بهتر کند . ماریو یاد...
-
روحیه لاک پشت ناشی از دست دادن موقعیت در بازی فوتبال (قصه کارتونی )
جمعه 27 شهریور 1394 01:55
کارتون Once upon a time ماندن وساختن رفتن و فرار کردن ماندن و مایوس بودن رفتن و بیخیال بودن ماندن و جبران کردن ماندن و بی تفاوت بودن رفتن و بی تفاوت بودن رفتن و نرمال بودن ماندن و نرمال بودن یک تیم کارتونی ، شامل 3 لاک پشت با 3 خرچنگ فوتبال بازی می کردند . لاک پشت ها و خرچنگ ها برابر با هم بازی می کردند ، اسم شخصیت...
-
کرکس و لاک پشت ، گرگ (قصه کارتونی )
پنجشنبه 26 شهریور 1394 02:21
کارتون Once upon a time لاک پشت کنار گرگ نشسته بود ، گرگ دیشب بیدار بود ، منتظر بود . کرکس برای او دستمزدش را بیاورد ، ولی هنوز خبری از کرکس نبود . گرگ از شدت نگرانی دیشب چند ساعت بیشتر نتوانسته بود ، بخوابد ، تمام فکر و ذهنش این بود ، کرکس کجاست ، کجا مانده ، چه می کند ؟ با این که هیچ کمکی به بهتر شدن ماجرا نمی کرد ،...
-
زرافه یا گنجشک کدام بهتر است ؟(قصه کارتونی )
چهارشنبه 25 شهریور 1394 02:16
کارتون Once upon a time زرافه هر بار مانعی رو برای خودش می گذاشت بعد سعی می کرد ، از روی مانع بپرد ، همیشه مانع های رو می گذاشت به راحتی از روی آنها می پرید ، بعد از پرش خیلی احساس خوشحالی می کرد ، فیل وقتی این منظره را دید ، رفت گوشه ای نشست ، به زرافه گفت : حالا از روی من بپر . زرافه خندید ، نه ، از روی یک فیل نمی...
-
بز قرمز (قصه کارتونی )
سهشنبه 24 شهریور 1394 01:50
کارتون Once upon a time بز قرمز اصلا به اینجا بر نمی گردد . روزگار بز قرمزی وجود داشت ، آرزو های حیوانات را بر آورده می کرد ، ولی سالها بود . این بز را کسی ندیده بود . تا به تازگی خرس به نام ژوپیتر ادعا می کرد . بز قرمز را دیده ، همه اهالی جنگل از او می پرسیدند ، کجا او را دیده ، ژوپیتر هم به آنها گفته بود . کنار صخره...
-
شانسی به خاطر درخت شکلات (قصه کارتونی )
دوشنبه 23 شهریور 1394 01:50
کارتون Once upon a time خرس صورتی به اسم ، شانسی برای پیدا کردن درخت شکلات به جنگل رفت ، تنها 20 درخت در جنگل بودند ، به جای میوه بر روی آنها شکلات می روید . شکلات های که روی این درخت ها بودند ، مثل شکلات های مغازه نبودند ، پوستی میوه ای مثل پوست سیب داشتند . بعد از پوست میوه را می گرفتی به شکلاتهای شیرین می رسیدی ،...
-
آخرین کارهای ناتمام موش (قصه کارتونی )
چهارشنبه 18 شهریور 1394 01:58
کارتون Once upon a time موش چند سالی بود ، از شهر خود رفته بود ، به این فکر می کرد ، روزی به شهرم برخواهم گشت . پس تصمیم گرفت به شهر خودش برگردد . در راه گربه ای او را اسیر کرد . گربه می خواست ، او را برای چند ساعت دیگر بخورد. موش شروع به التماس کرد. گربه گوشش بدهکار نبود . گربه گفت : حالا که آخرین لحظات عمرت است ،...
-
مورچه ها(قصه کارتونی )
سهشنبه 17 شهریور 1394 01:07
قصه کارتونی Once upon a time مورچه به اسم ژوپیتر ، به خاطر اینکه مدتهاست در انتظار دوستش آلفرد بود ، آلفرد و ژوپیتر با هم بودند ، از همیشه از هر مورچه ای بیشتر از لانه فاصله می گرفتند ، همیشه این دو مورچه غذاهای پیدا می کردند ، که مورچه های دیگر کمتر این کار را انجام می دادند . ولی این بار آلفرد خیلی دیر کرده بود ....
-
مارشال و ماریو (کبوتر ) قصه کارتونی ( آخر تابستان )
دوشنبه 16 شهریور 1394 01:26
کارتون Once upon a Time روزی ، روزگاری بیشتر از دیروز ،هوا سرد شده بود ، کبوتر ها این موضوع را فهمیده بودند ، هوای گرم تابستان رو به پایان بود ، کبوتر به اسم ، کبوتر مارشال اصلا از این موضوع خوشحال نبود ، همیشه تابستان و بهار برای مارشال خیلی زودتر از فصل زمستان فرا می رسید ، روزهای کوتاه تر از قبل شده بودند . مارشال...
-
ارتور خرسه (قصه کارتونی)
شنبه 14 شهریور 1394 13:18
سلام؛ بعضی از وقتها چیزهای جدیدی برای آدم از خر چیزی جالب تراست. الان با گوشی وارد اینترنت شدم. اوضاع تایپ کردن خیلی برام سخته. ای کاش راحتتر می شد این کار رو انجام داد. کارتون. Once upon a time روزی روزگاری. خرسی در یک غار به خواب زمستانی رفته بود. اسم این خرس آرتور بود. آرتور کمی خرس تنبلی بود حدود ۱۵ روزی بیشتر در...
-
یوگا خرسه (قصه کارتونی )
سهشنبه 3 شهریور 1394 01:12
کارتون Once upon a time خرسی به اسم یوگا در جنگل زندگی می کرد ، یوگا آلبوم عکس ها را نگاه می کرد ، همیشه از دیدن این آلبوم خوشحال می شد ، ولی این بار اوضاع کمی فرق کرده بود ، یوگا احساس می کرد ، کم کم دارد ، از جوانی فاصله می گیرید ، به خیلی از چیزهای را که دوست داشت ، داشته باشد ، ندارد ، غالبا بیشتر خرسها چیزهای را...
-
اشتباه لاک پشت
دوشنبه 2 شهریور 1394 01:04
کارتون Once upon a time لاک پشت ،به این فکر می کرد ، ارزش این کاری را که انجام داده است ، داشته است ، ولی دائم به این فکر می کرد ،همه این کاری که انجام داده است ، فقط و فقط یک کار بیهوده بود ، لاک پشت یک هفته پیش به جایی رفته بود ،که یک سنگ را خریده بود ، ولی وقتی این سنگ را فکر می کرد ، می تواند به قیمت بالاتری...
-
طعم روزمرگی زندگی خرگوشی (قصه کارتونی )
یکشنبه 11 مرداد 1394 01:38
کارتون Once upon a time روزی ، روزگاری وقتی یک خرگوش از خوردن هویج که خیلی دوست داشت ، هیچ لذتی نمی برد ، خرگوشی به نام ژولیوس روزگاری هویج را خیلی دوست داشت ، اما وقتی فهمید ، بقیه خرگوش ها هم خیلی هویج دوست دارند ، کمی از علاقه اش به هویج کمتر شد ، همچنان که علاقه او به هویج کم و کمتر می شد . ناگهان روزی از هویج...
-
مایک خرسه از درخت بالا می رود (قصه کارتونی )
شنبه 10 مرداد 1394 01:18
کارتون Once upon a time خرس به اسم ، مایک . مایک قول داده بود اما این قول رو به خودش داده بود . ، روزی توانایی خودش را از بالا رفتن از یک درخت ثابت کند ، البته در دوران کودکی اش . پس مایک از یک درخت بالا رفت . بالا رفت ، جایی که دیگر شاخه ها قدرت تحملش را نداشتند ، مایک به خودش گفت : موفق شدم . ولی تازه نیمی از راه رو...
-
کوین خرگوشه درست کردن کیک (قصه کارتونی )
پنجشنبه 8 مرداد 1394 01:54
کارتون Once upon a time خرگوش بیشترین از قبل تلاش می کرد ، انگار بعد از مدتها چیز گمشده ای از وجودش را پیدا کرد ، در شهر خرگوش ها خرگوش به کوین سعی می کرد ، برای خود خانه ای بسازد ، که جنس آن از شیرینی باشد . کوین نیاز به مقدار زیادی مواد برای شیرینی پزی بود . برای این کار باید از خرگوش های دیگر هم کمک می گرفت . ولی...
-
پرواز تا رودخانه جلو دسته (قصه کارتونی )
یکشنبه 4 مرداد 1394 13:36
;کارتون Once upon a time روزی ، روزگاری چند کبوتر تصمیم گرفتند ، به یاد روزهای گذشته سفری به رودخانه ای بزنند ، که در بچگی یک بار به آنجا رفته بودند . سه کبوتر به نام های ، مایک ، ماریو ، مارکو . مایک به بقیه گفت : نوبتی یک نفر جلو می رود ، بعد جای هر موقع کسی که جلو پرواز می کند ، خسته شد . جایش را به کبوتر دیگری می...
-
ماریو خرگوش و دوچرخه سواری (قصه کارتونی )
شنبه 3 مرداد 1394 13:38
کارتون Once upon a time باور کردنی نبود ، ولی اتفاق افتاده بود . ماریو خرگوشی بود ، دوچرخه سواری بلد بود ، ولی الان با وجود 2 سال بود . دیگر دوچرخه سواری نمی کرد ، الان دیگر دوچرخه سواری یادش رفته بود . ولی این امکان نداره ، خرگوشی که دوچرخه سواری بلد باشد ، دیگر دوچرخه سواری یادش نمی رود . ولی ماریو خرگوشه دچار این...
-
موش پدر و پسر (قصه کارتونی )
پنجشنبه 25 تیر 1394 04:06
کارتون Once upon a time موش در حال شماردن پول های مغازه بود ، اسم این موش فرانک بود ، فرانک در شهر بهترین مغازه را داشت ، فرانک آنقدر پول می شمارد ، تقریبا حدود 2 ساعت وقتی مغازه تعطیل می شد . او مشغول شماردن این پول ها بود ،از بچگی این کار را به پدرش کلارنس به او نشان داده بود . حالا به خاطر نصیحت های پدر به موفقیت...
-
شروع دیر هنگام قورباغه (قصه کارتونی )
چهارشنبه 24 تیر 1394 00:56
کارتون Once upon a time صبر کردن ، قورباغه بیش از پیش هر چه می اندیشید ، راه به جای نمی برد ، شاید اشتباه او این بود ، باید وقت بیشتر برای عمل کردن به اندیشه هایش می گذاشت ، تا اینکه این همه وقت برای فکر کردن بگذلرد . شاید سال ها و روزها و ساعت ها و دقیقه ها باید می گذشتند ، تا او به این نتیجه برسد . شاید روزی برسد ،...
-
سنجاب عروسک های چوبی 2(قصه کارتونی )
سهشنبه 23 تیر 1394 02:41
کارتون Once upon a time وقتی سنجاب به شهر خود باز گشت ، این سنجاب قصد داشت ، عروسک های چوبی خود را بفروشد ، ولی این عروسک ها را هیچ کس نمی خرید ، سنجاب در یک جای مشخص را انتخاب کرد . بعد از آن روز هر روز در آن محل عروسک های چوبی خود را برای فروش می برد . شروع کرد ، عروسک های چوبی خودش را یکی یکی چید . بعد اولین روز...
-
سنجاب و عروسک های چوبی (قصه کارتونی )
دوشنبه 22 تیر 1394 02:37
کارتون Once upon a time سنجاب تمام تلاشش را انجام داده بود ، ولی هیچ کس نبود ، چیزهای که او درست کرده بود ، را به او تحویل دهد ، سنجاب وقتی به خودش نگاهی کرد ، دید ای داد بی داد . وقتی این موقع از سال مثل همیشه عروسکهای چوبی خود را به بازار می آورد . اگر هم فروش نمی رفتند . آن را به مغازه لاک پشت می برد . لاک پشت...
-
خواب قناری (قصه کارتونی )
یکشنبه 21 تیر 1394 02:44
کارتون Once upon a time روزی ، روزگاری قناری در خواب عمیقی بود . در خواب دید چند گربه به بالای درخت روی شاخه ای که او لانه داشت ، در کنار لانه او بودند . اسم این 3 گربه ، استیون ، کلودیو ،مایکل بود . استیون به قناری حمله کرد . بعد او را با پنجه اش گرفت . قناری یک هو . غیبش زد . بعد بالای سر استیون بود . کلودیو با پنجه...
-
نبرد اژدهای رنگین کمان (قصه کارتونی )
جمعه 19 تیر 1394 01:52
کارتون Once upon a time ابرباران همان گوسفندی که برادر گمشده اش پشمک را پیدا کرده بود . در خانه خود خواب بود . ابر باران مشغول خواب دیدن بود . ناگهان پشمک با توپ فوتبال شوت محکم به داداش ابر باران ضد . ابر باران صدای فریادش همه اتاق ، همه کوچه را در بر گرفت . ابر باران نیاز شدیدی به آب قند داشت . رنگش مثل سفید شده بود...
-
(قصه کارتونی )کشاورزی گاو و گوزن
چهارشنبه 17 تیر 1394 03:40
کارتون Once upon a time تلاش زیاد و نتیچه کم بعضی وقت ها ، تلاش بی نتیچه مارکو یک گاو بود ، آلفرد یک گوزن مارکو و آلفرد دو شریک بودند ، در یک مزرعه کار می کردند . مارکو همیشه تلاش می کرد . بیشتر کار می کرد . ولی آلفرد علاقه داشت بیشتر استراحت کند . ولی به خاطر اینکه مارکو تنها نماند . همیشه او را همراهی می کرد . دائم...
-
گوسفند با پشم های رنگی (قصه کارتونی )
سهشنبه 16 تیر 1394 01:18
کارتون Once upon a time روزی ، روزگاری گوسفندی نادر با پشم های قرمز ، آبی و سبز پا به دنیا گذاشت ، که تعجب بقیه ساکنان زمین را از گوسفند ها گرفته تا آدم ها بر انگیخت . یک خاصیت عجیب حتی طوطی های که قبلا به این رنگها را در پر های خود داشته اند ، اعتراض کردند ، اما چطور چنین چیزی ممکن بود . گوسفند را به خاطر رنگهای...