یک کار جدید شروع کرده ام به خاطر اینکه روحیه ام بهم خورد نتوانسته ام این کار را تا پایان ادامه بدهم این کار جدید من نتوانست این نیاز را برای من به پایان برساند این که می توانم خیلی راحت این جملات را بسازم فقط باید کاری کنم بتوانم جملاتی بسازم که معنی می دهند می توانم یک صفحه بنویسم یک صفحه تایپ کنم که معنی جملات قابل فهم داشته باشم این که بتوانم برای اینکه خودم را به این نشان بدهم این نیاز خودم را برای این کار به صورت می خواهم این کار نیاز دارد به خاطر خودم این نیاز می خواهم این چه معنی می دهم این به خاطر خودم به این نیاز می خواهم و این نیاز به شما می تواند این نیاز می تواند من خودم را به این معنی می رساند به خودم این من هستم من نمی توانم من تمام آن حرف های خوب از سرم پرید به خاطر این از سرم پرید این نیاز به خودم می توانم این کارها را برای خودم انجام بدهم این عادت من هست من نمی توانم این کار را انجام بدهم با جنگ و نبرد کار می کردم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم من نمی توانم به شما بگویم این چه حسی هست به خاطر اینکه من تمریناتم را انجام نداده ام این هزینه بزرگی بوده است من نتوانسته ام من برای خودم کار نمی کنم من استقلال ندارم دیگران با نظم کار کرده اند من نظم ندارم من نتوانسته ام این گناه بزرگی نیست این به خاطر این پدید آمده است من توان این را نداشته ام که صبر کنم برای شما کار کنم مفهوم کار کردن و اینکه دائم باید سر خودم داد بکشم من باید خودم را تخریب کنم اما نیاز دارم چیزی از من باقی بماند چیزی از من باقی خواهد ماند که از این مهلکه جان سالم به در ببرد آیا می تواند خودش را با دیگرن ارتباط برقرار کند آیا می تواند با کسانی که حرفه ای این کار را انجام می دهند رقابت کند من نمی توانم با شما که درس این کار خوانده این رقابت کنم من تلاش کردم اما از لحاظ بدنی و از لحاظ زمانی به پختگی لازم نرسیده بودم دیروز ناامید بودم امروز احساس کردم که این پایان کار این نوشتن هاست این پایان این هست من اینجا مطلبی برای نوشتن قرار می دهم این باید بتوانم خودم را جمع و جور کنم که کاری برای خواندن قرار دهم به متلاشی شدن این عادت می انجامد دیروز این کار را انجام داده ام امروز کاری نداشتم که برای شما قرار دهم شما ارزش این نوشته ها را نمی دانید این نوشته ها برای من میلیون ها تومان آب خورد البته من احساس می کنم این نوشتن به من سود نرسانده بلکه خیلی به من زیان زده که من نتوانسته ام در زندگی ام تصمیم های درستی بگیریم این که من نتوانسته ام وقتم را درست مدیریت کنم اینکه اینجا خیلی به من استرس وارد می کند این استرس نتوانست من را به راه درستی مدیریت کنم وقتی شما دارید وبلاگ نویسی می کنید به نظر من شما وظیفه ای دارید مثل کسی که کد نویسی می کند . پس یک کد نویسی و داستان نویسی و وبلاگ نویسی همه آنها یک تشابه اسمی دارند درست هست نوشتن پس از اینکه نمی توانید وقتی برای کد نویسی پیدا کنید نگران نباشید اگر کد نویس حرفه ای هستید شما را به کد نویسی ترغیب می کنم پس اگر فعلا عادت درستی در این زمینه ندارید فقط دارید یک خط می نویسید شما هم دارید می نویسد تایپ کردن همان نوشتن هست از نوع حرفه ای تر در فضای دیجیتال من خودم با تایپ کردن مشکل داشتم دارم خودم را با این قضیه کنار می آیم دارم درکش می کند پس اینکه این مطالب و قدرت نظم و نظام دادن به این نوشته ها برای من که آماتور هستم . چیزی که شما را به درجه بهتری می رساند بدانید در چه سطحی دارید این کار را انجام میدهید پس من یک حرفه ای نیستم در این کار نباید به خودم سخت بگیریم من چه کار باید کنم به یک آدم حرفه ای تبدیل شوم باید این کار به خودم نیاز دارم کمی با تنبلی خود کنار بیاییم پس این اقدامی بود من انجام دادم برای سود بیشتر کردن اما من نتوانستم به خودم سود برسانم با این کار از لحاظ بدنی و از لحاظ روانی دچار مشکلات زیادی شدم این کار به خاطر من اینجا بی حرکت مانده است باید با تمام وجود این کار را انجام دهم من نمی توانم با تمام وجودم این کار را انجام دهم من تمام انرژی ندارم این کار را انجام دهم به قول معروف همان صبحانه را نخورده ام این درحالی است که من صبحانه خورده ام اما نمی توانم برای شما بنویسم من صبحانه خورده ام دلیل دارم این چیزی هست من آدم بهتری هستم حتا اگر شکست خورده این حتا اگر خودتان را در مسیر و اشتباه کرده اید شما آدم بهتری و با تجربه تری هستید باید این را بدانید این با وجود مشکلات برای شما وجود دارد این کار راه بهتری هست شما هر روز با وجود اینکه گاهی پیر تر شاید جوان تر قوی تر می شوید برای شما هرچه که باشد روزگار شما را بهتر می کند این روزها شما را دانا تر می کند اگر ضرباتی از حریف یا دوستان خورده اید این چیزی هست که وجود دارد این برای شما می تواند شما را به چیزی تبدیل کند که انسان بهتری باشد من سعی می کنم با تمام وجودم کار کنم من برای این کار می کنم من می دانم من یک حرفه ای نیستم من یک آماتور هستم پس با همین وجود آماتور بودن باید ادامه بدهم این باعث می شود اشتباهات بزرگی انجام دهم این باعث می شود ندانم فردا باید چه کار کنم این باعث می شود من نتوانم خودم را به سطحی برسانم که به پختگی و آرامش برسم این به خاطر تمام این مشکلات هست من به خاطر این کارها نتوانسته ام نظم و خودم را حفظ کنم می خواستم این کار برای من بتوانم خشم ام را از مشکلاتم اینجا بیان کنم اما متاسفانه به کارهای اشتباهی روی آورده ام این کارها باعث شده اند عمق وجود خودم را کشف کنم این که می خواهم یک روزه و با زمان کمی این مشکلات را حل کنم این هم یکی از دردسر های من هست من می خواهم به گذشته بر گردم و این اشتباهات را مرتکب نشوم می خواستم برای خودم رزومه جعلی درست کنم اما این کار برای نتوانسته رزومه من را بهتر کند فقط در روزهای آینده می توانم خودم را به موفقیت نزدیک کنم این نیاز به این دارد من در سال آینده چه می کنم نه اینکه در گذشته چه کرده ام چیزی که به اشتباه در درون مردم جا افتاده به عنوان رزومه این که در گذشته چه کرده اند در گذشته ۱۰ روز پیش برای من قابل قبول تر از این هست که ۱۰ سال گذشته چه کرده اید این برای من مرجع بهتری است از اینکه شما مثلا ۱۰ سال پیش چه کرده اید این برای من یک قانون بهتر هست این طرز فکر می تواند من را به موفقیت نزدیک تر کند این می خواهد من را بیشتر از این چیزی که هستم من را موفق تر کند من می توانم با این شکل می توانم کار کنم من باید کار کنم من باید بیشتر از این تلاش کنم من باید این کار را انجام دهم من همه اش من باید این طور این و وقتی که این اشتباه را انجام می دهی انرژی خود را صرف این تمرکز بالا می کنی این تمرکز بالا می تواند به تو صدمه بزند این کار اجباری می تواند تو را از کار بی اندازد من می گویم حجم کار بالا می تواند تو را به نابودی بکشاند این حجم کار و نوشتن می تواند به تو آسیب بزند این حجم کار و فشار آوردن بیش از اندازه می تواند این توجه را از تو بگیرد تو نمی توانی از پس این فشار در زندگی خود بر بیایی نمی توانی از خودت کاری بگیری که از فرد هیچ کس دیگری ساخته نیست این کار منظم همان مسئله قدیمی را به وجود می آوری من هم وبلاگ نویسی کرده ام قدیم بلاخره در یک جایی این همه تلاش متوقف می شود این که هیچ عقل سلیمی این را قبول نمی کند خیلی خوب کسی هم که حرفه ای هست و هر روز این کار را انجام می دهد با من متفاوت هست آنها نویسنده های حرفه ای هستند آنها کسانی هستند که درآمد و برای این کار آموزش دیده اند برای این کار یک عمر به دانشگاه رفته اند تو عشق و علاقه لازم را برای این زندگی نداری نمی توانی کارخودت را گسترش دهی در واقعه یکی از روش های که می توانی خودت را توسعه دهی و این توسعه می توانست . این آخرین تلاش های من هست من به دلیل اینکه یک آدم حرفه ای نیستم نمی توانم به مرحله ای از زندگی برسی که اسم آن را می گویند ورزیدگی یا شکوفایی و اینکه از تمام مراحل سخت زندگی خودت پریده ای و توانسته ای این نیاز خودت برسی من این نیاز را دارم من بایست این کار را طوری انجام می داده ام این کار به خاطر این انجام می داده ام من این کار را دوست دارم دوست دارم این کار را انجام بدهم من می توانم این کار را انجام بدهم من قدرت ش را دارم در واقع این کار به خاطر این نمی توانسته این گونه انجام پذیرد نمی تواند اینگونه باشد تو فقط داری می نویسی و این نوشتن هیچ تفاوتی در این زمینه دارد می توانستی بیشتر از گذشته کار کنی می توانستی این کار را به دیگران آموزش دهی من نمی توانم این کار را برای دیگران عادی جلوه دهم من به عنوان یک انسان یک ماشین نیستم و اینکه من بتوانم ماشینی کار کنم و این یک موضوع عجیب باشد انسان نمی تواند این گونه کار کند آدم باید به خودش راحتی بدهد این فشار کاری نمی تواند واقعا طبیعی باشد و این همه محاسبه که کدام دکه را چگونه فشار دهم که یک جمله با سرعت شکل بگیرید نه اینکه در ساعت این همه تایپ کنی باید چیزهای که از کار بیرون می آید مشکلات بزرگی داشته باشد من با تمام توان باید این کار را بخواهم و این مرحله این زندگی باید اینگونه رقم بخورد چرا این اینطوری باید باشد باید دقت کنی این خواسته به خاطر خودت نیست به خاطر این هست باید این کار را انجام بدهی و از روند لذت ببری من نمی خواهم از این کار لذت ببرم این کار لذت بخش نیست این لذت نبخش بودن و دردآور بودن این قضیه باید صورت بپذیرد باید از این کار لذت ببری باید این همه کار انجام دهم من نمی خواستم این موضوع را بیان کنم من با کار کردن به خودم ثابت کنم من می خواهم این کار را بدون هیچ شکی اجرا کنم اینکار برای من مهم هست این کار می تواند این کار را به گونه ای دیگر مطرح کند این خواسته من نیست این به خاطر من باید این گونه انجام شود این که من می خواهم برای خودم کار کنم من می خواهم تلاش کنم این قسمت از کار را بدون انگیزه و به خاطر اینکه لذت بخش هست دارم این قضیه را می نویسم نوشتن لذت بخش هست نوشتن می تواند شما را از دیگران جدا کند می تواند به شما این فرق را نسبت به دیگران داشته باشی می توانی سبک خودت را دنبال کنی من دوست ندارم این کار را به خاطر این انجام دهم باید به این بخش از وجودم نشان دهم این کار بی ضرر هست این کار می تواند من را مفید کند برای خودم یک آدم مفید هستم من می خواهم برای خودم یک دلیل داشته باشم برای اینکه به مرحله پیشرفت برسم این مرحله می تواند این کار را برای تجزیه و تحلیل سریع من مفید باشد این تجزیه تحلیل سریع من باید اینگونه رقم بخورد من با خودم این را مزمزه کنم این کار چه مزه ای می دهد می تواند چه چیزهای را در بدن من تغییر دهد می تواند من را به سود مالی برساند یا اینکه برای من مسئولیتهای زیادی ایجاد کند این که به خاطر هیچ و عضوی هیچ گروه خاصی بودن این کار را انجام می دهی مثلن تایپ نویس بی دلیل که هیچ وقت این چنین گروهی وجود ندارد فقط تایپ کنی و لذت ببری و به قول معروف مثل کد نویسی هست نوشتن هست امیدوارم معنی بدهند این جمله ها و قابل خواندن باشند و این که من بخواهم این کار را به دلیل اینکه فقط دوست دارم تا پایان این کار به ادامه آن بپردازم برای یک زمان مشخص که تعیین کرده ام این را می دانسته ام این کار می تواند زندگی من را تغییر دهد زندگی من راحتر می کند می تواند من را به نگرش جدید در زندگی ام برساند من باید این زندگی را بهتر کنم نه اینکه بی نظم باشم می توانم خودم را برای یک آینده که یک کار متفاوت دارم کار کنم به خاطر اینکه یک کاری انجام داده ام باید ببینم چه مشکلاتی دارم چه وقتی دارم واقعن نتوانسته تا قبل از این چنین چیزهای را بنویسم این نوشتن ها می تواند برای من یک عادت ایجاد کنند این عادت به خاطر چه چیزی می خواهد به من یک معنا بدهد امیدوارم که معنایی مثبتی باشد این به خاطر این نیست که دائم از چیزی یا کسانی خرده بگیریم به خاطر بهتر بودن هست با خودم فکر می کردم این بار منفی این جملات امروز من را گرفته من بیام در مورد درد های بدنم صحبت کنم یا اینکه این کار من را خسته می کند نیست دقیقا به خاطر این هست این کار چقدر لذت بخش هست و فکرش را کن لذت انجام دادن کار وجود دارد که این کار انجام می شود حتی بدترین کارها لذت بخش هستند این که به خاطر این که من این وجود را داشته ام این کار را انجام داده ام من می خواستم یک حس بهتری داشته باشم می خواستم به خاطر خودم هم شده این کار را انجام بدهم این می توانست من را به آدمی تبدیل کند که من با خودم دارم کار می کنم یعنی دقیقا دارم روی خودم کار می کنم . این دلیل بود برای من می خواهم این کار به خاطر خودم نیست به خاطر علاقه من هست . این که ان ال پی چیست ؟ این همه مطلب و کتاب بخوانی دست آخر اینکه بخواهی توی زندگی معنی اش کنی این که من در زندگی به دیگران حس مثبت بدهی این حس مثبت بودن و این که یک راه پیدا می شود شما یک کاری انجام می دهی و توانایی های ی دارید که می تواند زندگی را بهتر می کند در هر حالی این اخبار در درون شما نهادینه می شود و این زندگی بلاخره یک کاری انجام میدهد که راه خوبی پیدا کنید که بتوانید خودتان را بهتر کنید خودتان را نبازید این که می توانید کاری و یک نور پیدا کنید به شرط آنکه تلاش کنید منظور از حرف زدن با خودتان و دیگران به خودتان فکر کنید در زندگی شکست هایی خورده اید یک راه پیدا می شود یک مسیر برای شما هست به کارخودتان ادامه بدهید همان طور که من هم می خواهم با حس مثبت این کار را انجام دهم من می خواهم این حس مثبت را پیدا کنم این ۳ صفحه فرا می رسد از همان انرژی و حس مثبت من می آید این حس مثبت بودن می تواند این کار را به پایان برساند این راهی هست که من و شما باید با حرف زدن این راه را پیدا کنیم این راه به خاطر من می خواهم این کار به خودم نگاه می کنم و این کارها را انجام داده ام آمار بخشم را نگاه می کنم واقعا بخشم شروع به کوچکتر شدن کرده من نتوانسته ام آنقدر که دوست داشته ام با حس مثبت این کار انجام می شود به شرط آنکه در ذهن خودم مجسم کنید من احساس می کنم اگر یک مقدار مشخص بنویسم یاد می گیریم حداقل به صورت آماتور این کار را برای خودم انجام دهم این وقت برای من مفیدترین زمان زندگی ام باشد حالا در طول روز به طوری برای من رقم خورده بود چون احساس می کردم زمانی که صرف اینکار کرده بودم من را بیچاره کرده میلیون ها تومان به من ضربه زده به خاطر اینکه با تمام وجودم کار کرده بودم این کار و کار دیگر من تمام وجود من نیاز به روحیه دارد دائم باید به خودم روحیه بدهم دائم باید به این فکر کنم من توانسته ام این چیزها را داشته باشم من می خواهم به شما و خودم روحیه بدهم فقط همین به خاطر این که این کار را انجام داده ام به خاطر اینکه من روحیه در کار ندارم به خاطر اینکه من نتوانسته ام روحیه نداشته ام اگر روحیه می داشتم می توانستم کارهای بیشتری انجام دهم من به خاطر شما می خواهم این کارها را بیشتر و بیشتر انجام دهم به خاطر خودم می دانم شما چه مشکلاتی دارید در واقع خودم من هر مشکلاتی دارم احساس می کنم چون شما هم مشکلات اقتصادی مادی و معنوی و روانی دارید بیشتر و کمرت در هر زمینه ای ما این مشکلات را داریم حس مثبتی داشته باشید بلاخره یک راه پیدا می کنید این کار را بیشتر و کمتر انجام دهید این کار می تواند به شما این معنی را در زندگی بدهد شما می خواهید این معنی را به کل کارهای خود سرایت دهید در واقعه وقتی روی یک موضوع شکست می خورید همان شکست به بقیه جا ها سرایت پیدا می کند این سرایت این مشکلات باید از جایی دیگری بروید این مشکلات شما نمی تواند این کار را انجام دهید اگر توان این را داشته باشید یک مشکل را در زندگی خود به بخش های دیگری سرایت ندهید یک توانایی بزرگی هست این می تواند قابلیت بزرگی داشته باشد برعکس در زندگی خود یک جا بتوانید مشکلات را حل کنید و از پیروزی در پیروزی دیگر در زندگی شما سرایت پیدا می کند من دارم کار می کنم من خواهم شما و من با استفاده از فکرهای مثبت به خاطر خود من یا خود شما می تواند این کار به شما انگیزه می دهد اگر انگیزه در زندگی ندارید این انگیزه نداشتن باعث می شود که انگیزه نداشتن در کل زندگی شما سرایت پیدا کند این باید به خاطر شما به وجود بیایی بخواهید که انگیزه داشته باشید مطالب مثبت را برای خودتان بخواهید من فکر می کنم بعد از مدتی من در این کار یک آماتور خوب می شوم این آماتور بودن من در زندگی می تواند یک مشکل بزرگ من باشد به خاطر اینکه از سد آماتور به حرفه ای تبدیل شوم باید بدانم به خاطراین که در مدرسه یک حس بازندگی داشته ام آن را به تمام زندگی ام سرایت داده ام این روحیه شکست مسری دیگر خسته شده ام پیش کسانی باشید که می توانند این موضوع را تشخیص بدهید بخواهید که پیروزی را بین یک خانواده یاد بدهید روحیه برای خود و خانواده و دیگران را مسری کنید روحیه خوب داشته باشید حالا در جامعه و خانواده را بیخیال این کار را حداقل در کارهای شخصی در یک بخش شانس بیاورید با تلاش خودتان آن را به بقیه زندگی خود سرایت دهید کار کنید و این کار کردن شما می تواند خوش شانسی برای شما به بار می آورد شما باید این کار را انجام دهید این کار من هست من دائم دارم این کار را در زندگی ام انجام می دهم من دارم به خاطر این هدفم به خاطر شما می نویسم به یک حرفه ای در کار خودم تبدیل شوم نه یک آماتور من می خواهم برنده باشم نه بازنده من به خاطر اینکه الان با این متن مثبت را برای شما بنویسم کلی انرژی منفی از خودم بروز داده ام که ناشی از کارهای من در چندین سال بوده است الان به حدی عصبانی بودم که حد نداشت پس گفتم دیگر این کار که من را خسته کرده و من را هدایت کرده با این ضرر ها را انجام ندهم این کار نتوانسته من را از پای در بیاورد مشکلات زندگی و شخصی ام را اینجا و آنجا با خودم حمل می کنم به دیگران سرایت می دهم به خودم سرایت می دهم دیگر بس هست مشکلات خودم را نگه دارم سعی کنم ان ال پی مثبت ایجاد کنم یک جا حرف از برنده بودن بزنم دیگر از شکست خسته شده ام می خواهم این کار را برای برنده بودن به خودم نشان دهم من باید به صورت منظم کار کنم باید نظم داشته باشم در کار نوشتن حرفه ای شوم این تاثیر این نوشتن های مرتب هست جایی شما می فهمید چطوری بنویسد که به درد دیگران بخورد من دارم تلاش می کنم که حس مثبتی در کار داشته باشم مثل مارتین سلیگمن بزرگ به خاطر همین باید یک حرکت در زندگی انجام بدهم به این معنی می توانم به خاطر چه موضوعی تلاش می کنم می خواهم این کار تا پایان ادامه داشته باشد می خواهم به خودم ثابت کنم که این کار انجام شدنی هست من انجام ش می دهم به خاطر این که می خواهم انجام بشود به خاطر اینکه دانش آماتور دارم آماتور ها پیش بینی نشده عمل می کنند آماتور ها منظم کار نمی کنند این آماتور ها باعث می شوند که یک جامعه یا یک شخص ببرد یا ببازد من می خواهم از این آماتور بودن فاصله بگیریم این که من نمی توانم کار کنم باعث شده من می خواهم تلاش کنم به خودم چه چیزی را ثابت می کنم این می توانسته یک حرکت دست جمع یا دست باز با هالتر باشد پس کسی که فرق حرکت دست جمع و حرکت دست باز را با هالتر می گیرید می تواند دیگر هرگز حس کمر دردی نداشته باشد می تواند یک ادعایی دروغ باشد می تواند یک ادعایی درست باشد جای بحث ندارد این می تواند یک دروغ محض باشد باید به صورت عملی با کارشناس ها بحث کند هر بدنسازی می تواند بیشتر از آدم های سالمی که وزنه های غیر عملی بر می دارد دچار درد در کمر می شود ولی بدنساز بعد از اینکه یاد بگیرید دیگر کمتر دچار کمر درد می گیرید این نیاز به وجود شما دارد همه چیز برای خنده و بازی ساخته نشده است به خاطر این که می خواستید این نوشته ها را بنویسید در زمان کمتر راه های یاد خواهید گرفت که قبلا بلد نبوده ای این نشان می دهد شما به خاطر اینکه زیاد می نویسید کار بیشتری هم انجام داده اید به خاطر اینکه مجبور بوده اید مطالب اشتباه زیادی در سایت قرار داده اید پس به خاطر شکست ها و اشتباه ها و به خاطر اتفاقات بد می خواهید هیچ نقصی در زندگی شما وجود نداشته باشد و دیگران از خواندن این مطلب یک حس خوب را تجربه کنند به خاطر این نیاز می خواهید به شما کمک کنند اما می بینید که دیگران به شما نگاه نمی کنند پس دوباره دلسرد می شوی دوباره کم کار می کنی و این کم کار کردن و چرخه تکرار و تکرار می شود وقتی این قدر کار کرده ای به خاطر کار کردن های زیاد خود برای خودت سخت نیست که فکر می کنی من موفق می شوم اما دیگران فکر می کنند که تو شانسی موفق شده ای با یک اشتباه کاری دوباره نمی توانی این چیزها را دوباره تکرار کنی این که نتوانسته این مطالب را تکرار کنی . پس این مطالب این را بیان می کند . که این نوشته ها چیزی جز خوشانسی خواننده نبوده که مطالب خوب را خوانده چیزی جز خوش شانسی شما نبوده که این چیزها را نوشته ای به خاطر خودت نوشته ای تا قبل از این این تکنیک برای تو خیلی سخت بوده من به خاطر روحیاتم اسم دیگری روی این نوشتن گذاشته بودم الان می دانم این نوع نوشتن فقط یک نوع حالت است برای تلاش کردن برای نظم داشتن که خیلی راحت می تواند در بدن نویسنده آماتور این نوشته ها را تکرار نکند چون او شکست را دوست دارد به جای پیروزی در بدن خودش بیشتر از موفقیت سرایت دهد پس شما تعیین می کنید بیماری به جاهای دیگر حرکت کند یا اینکه دیگر به جایی دیگریی حرکت نکند این بیماری بیماری شکست سرایت دار به کارهای دیگر زندگی شما ست باید یاد بگیرید شکست را قرنطینه کنید و یک موفقیت بسازید برنده شدن را سرایت دهید نه شکست را به کارهای دیگر...
خنده دار هست اما در اینکه صفحه کامپیوتر را سیاه کنم تنبلی کردم قبلا به خاطر آن چشمان قرمز شد . پس تنبلی کردن خیلی راحت می توند اتفاق بی افتد . احتمال دارد این تنبلی به تمام کارهای شما سرایت کند . احتمال دارد . تیره کردن و بعد تایپ کردن می تواند شما را موفق کند . پیروزی را سرایت می دهید یا شکست را در زندگی خودتان ....
۳ صفحه کاربرگ نوشتن در نرم افزار ورد ...پس همدیگر را تحمل کنیم تا همه بتوانیم کار کنیم و ... احتمال دارد اشتباهات معنایی و اینکه جمله قبلی به جمله بعدی ارتباط ندارد فقط صبور باشید صبر نکنید منظور و مفهوم جملاتی که قابل فهم نیستند درک کنید فقط عبور کنید و جملات بعدی را بخوانید .
هیچ چیز برای نوشتن ندارم همین زمان سریع دارد حرکت می کند واقعا نیاز ندارم به این چه حالتی می گویند خستگی و نا امیدی شاید هیچ چیز در جریان نیست و هیچ چیز برای شما قابل اندازه گیری نیست حالا از هیچ چه چیزی می شود ساخت واقعا باید این کار را انجام می دادم من این کار را نمی توانم به پایان برسانم حتی یک ساعت هم کار نکردم این تمام باید بهانه ای باشد از خشم و اشتباهات گذشته اگر به جای غر زدن اینجا یک جای با این سبک نوشتن به هیچ جایی نخواهد رسید بدون نیاز شما نمی توانید واقعا چرا احساس نیاز نمی کنید باید احساس نیاز به یاد گرفتن داشته باشید من باید خودم را هل بدهم بیشتر اشتباه کنم واقعا به چه کاری خودم را ترغیب می کنم توسط دیگران چه قضاوتی در مورد من صورت خواهد گرفت من باید اینجا به خاطر کس دیگری کار کنم نه من به خاطر خودم می خواستم بگویم هنوز نتوانسته ام خودم را مجبور کنم یاد بگیرم و کتابی را بخوانم این که شما داری کار می کنی ؟من دارم به شما حسادت می کنم . شما داری ؟پول در می آوری من به شما حسادت می کنم ؟هیچ حس نسبت به دنیا ندارم فقط دارم خودم را خسته می کنم ؟نقاشی نمی کنم ؟ دوباره ورقه های خالی را نگاه می کنم ؟احساس می کنم این ورق ها خودشان خودشان را پر خواهند کرد ؟این فایل نباید اجرا می شد باید به جای این کار کار بهتری انجام می شد . باید یک – خط فاصله برای دیگران و بهتر خواندن آنها قرار داده می شد . نباید حرف زده می شد . باید دیگران را به حال خودت رها کنی واقعا به خاطر این کار من خسته شدم ای کاش کار بهتری انجام می دادم واقعا خودم را دست نمی انداختم خودم را دست انداختم این دست اینجا چه معنی می دهد . خودم را بازی دادم تا کار خوب را انجام ندهم .کاری که روی میز مانده بود را به پایان نرسانده ام باید ۳ صفحه نوشته می شد واقعن کم آورده ام اگر این قضاوت ها باید خودم را به جلو هول می دادم . واژه ها درست نبودند به خاطر خسته بودن هست به خودم حق می دهم این حق دادن ها باعث می شود شما را به گوشه ای بکشد تا هیچ کاری انجام نشود من توان و عضله انجام کار دهم پس من خودم را باید اینجا خسته کنم تا زمانی که خودم را خسته نکنم شاید از لحاظ روانی خودم را راضی می کنم اینجا کار درستی انجام داده ام این عادت بدی هست نوشتن و نوشتن من توان نوشتن این قسمت ندارم بدون اینکه حرفی داشته باشم کار می کنم این که از روز ۶۰ به چه چیزی می رسم نمی دونم روز ۵۰ یا روز ۳۰ کارهای را که برای دیگران قرار می دهی خودت انجام نمی دهی . من نمی توانم خودم را به جلو هول بدهم من هیچ علتی ندارم این پست را به پایان برسانم شما اینجا منظور من از شما یا همه جا منظور خودم هست شما خودم هستم یک کار خلاقانه هست شما درک نمی کنید . باید راضی باشید باید دوست داشتنی باشید باید منظم باشید شما کاری می توانی باشی که مختص به خودت باشد این مختص بودن به هیچ کس نمی تواند آسیب برساند نظر دیگرن برای شما هیچ فایده این نخواهد داشت وقتی به شما آسیب می زند اما اگر شما توان خوبی داشته باشید به طور غیر مستقیم باعث شود که اگر شما امیدوار شوی و امید در دل شما بدون دخالت دیگری توان شکوفایی داشته باشد شما یک حس زورگویی داشته باشید عضلات دیگران می توانند در بدن شما وجود داشته باشند این که این جا تک و تنها باشی و دیگران را جلویی خودت هم ببینی از قوه تخیل بر می آید خوب من الان افسرده هستم شما بعدن بیایید من حوصله هیچ کدام از شما ها را ندارم خوب شما که من حوصله شما را ندارم من نمی توانم کم کار کنم من باید زیاد کار کنم من خودم را از پای در بیاورم شما باید درآمد داشته باشید باید عضلات دیگران را قوی کنید این عضله را باید به زور ایجاد کنید . پا شوید و یک حرکت انجام دهید باید بتوانید شما را به جلو هول دهید حتی زورکی شما باید به زور و اجبار دیگران را به جلو هدایت دهید این یک کار استعمار گرانه هست باید از دیگران بهره جویی کنید آنها باید خود و زندگی اطرافیان خود را پر بارتری داشته باشد بلند شوید و خودتان را گرم کنید یک حرکت انجام دهید این حرکت باید حرکت خوبی باشد با افسردگی یا ناامیدی خودت روبرو شوید با غم و قصه خود روبرو شوید هیچ راهی ندارید هیچ پولی وجود ندارد هیچ ترسی وجود ندارد وقتی به این نقطه برسی خودت را می سازی وقتی همه چیز خود را از دست بدهید تمام نگرانی های خود را از دست بدهید واقعا هیچ کس به غیر از خودت شما نمی تواند راه بهتری برای شما باشد پس همه چیز خود را از دست بدهید تمام نگرانی ها تمام ترس ها که این کار بیهوده تایپ کردن روزانه من بلد هستم تایپ کنم من حتی دستور زبان و جمله بندی های خوبی ندارم پس شروع کنید چیزی بنویسید من قدرت این را ندارم برای شما تایپ کنم من دارم درد می کشم واقعا الان دردی نمی کشم ای کاش به این کار اشتغال نداشتم ای کاش به جای این کار داشتم کد نویسی یاد می گرفتم ای کاش کسی بود به من انگیزه می داد و من را شکوفا می کرد ای کاش می توانستم تمام آرزو هایم دست پیدا می کردم من می خواهم خودم را برای زندگی جدید آماده کنم اما فقط دارم خودم را راضی می کنم این کار و این انگیزه برای من وجود ندارد من با خودم این دلیل را می سازم من همه ترس خودم را باید از دست بدهم اما شاید هیچ ترسی وجود ندارد هیچ نیازی وجود ندارد من نمی خواهم این را انجام بدهم من دلیلی ندارم من تلاش و تمرکز درستی ندارم من هیچ چیزی ندارم باید تمام نگرانی های خودم را از دست بدهم من باید ضرب آهنگ را بدست بیاورم من خودم را راضی نگه می دارم وقتی یک برگه را باز می کنم تمام ترس من به این برگه تمام ترس من این هست من این وظیفه را روزانه بخواهم انجام بدهم شما هم با من هم نظر هستی این کار نباید بیش از این انجام شود من خودم می خواهم این روز را برای خودم این جا یک تلاش بزرگ انجام بدهم من دست خودم را به این کار نمی توانم کار کنم باید به خودم اینجا همه فکر های امیدوار کننده از دست رفته هست من نمی توانم ارتباط برقرار کنم نمی توانم نصیحت دیگران و کتاب بخوانم من امید خودم را از دست داده ام من این کار را تا آخر نمی توانم انجام دهم این یک ادعایی بزرگ هست این کار از شما بر نمی آید شما دست خودتان نیست که نمی توانید این کار را انجام دهید شما یک مربی ندارید هزینه ندارید که کسی را استخدام کنید همه ما تقصیری در این نداریم که این سرنوشت را داریم هیچ کس دست خودش نیست که اشتباه کرده است همه بی تقصیر هستیم همه بی گناه هستیم اما انتخاب کرده ایم من کتاب انتخاب را خوانده ام اما من و شما همه بی تقصیر هستیم ما انتخاب می کنیم من انتخاب می کنم این کار را انجام ندهم چون باید یک زمان بزرگ و یک خستگی را پشت سر بگذرانم من تعهدی نسبت به هیچ کس ندارم من به شما خواننده عزیز تعهدی ندارم من مسئول شما نیستم که چطوری موفق می شوی یا موفق نمی شوی خودت مسئول خودت هستی من و شما هرچه منتظر باشیم هیچ تغییری در وضعیت روحی و روانی خود به دست نمی آوریم خود به خود خستگی و رضایت در زندگی ما به وجود نمی آید من اینجا نباید می بودم من بعد از پایان این ۳ صفحه باید خودم را زیر ضربات مشت بگیریم و خودم را له کنم با این نوع نوشتن راه به هیچ راهی نخواهید برد دوباره می خواهم بگویم ما بی تصیر هستیم این واژه را ۳ صفحه می خواهم مثل دریل روی سر شما بگیریم و جنگ بی اندازم اما حالا می گویم دائم در جامعه و در کتاب ها می خوانیم شما مقصر هستید شما مقصر هستید که این وضعیت را دارید شما تقصیر دارید شما مقصر این اوضاع هستید شما که این حساب بانکی را داری مقصر هستی حالا دو نفری بیایید این واژه کار کنیم که هیچ کس به داد من و شما یعنی من و من یعنی من و خود شما نخواهد رسید این در ذهن من تداعی می شود که من نتوانسته ام این کار را برای اینکه من هیچ تعهدی به شما ندارم من وظیفه ندارم اینجا بنویسم چرا دارم خودم را اصطلاح بدهکار می کنم شما بایستی این کار را انجام می دادی هیچ عجله ای در کار ندارم من خیلی دارم کند کار می کنم من خیلی کند دارم کار می کنم من نباید اجازه می دادم من اهل دعوا کردن با خودم نبوده ام اما شاید اشتباه کرده ام باید اهل دعوا کردن با خودم باشم چون خیلی آهسته دارم این کار را انجام داده ام اگر این نیاز شما با خودم می خواهم شما را برای این کار را انجام بدهم من نخواستم به شما سودی برسانم فقط می خواهم این احساس را داشته باشم واقعن مقصر هستی یا واقعن تاکید می کنم مقصر نیستیم چرا انگیزه نداریم اینجا یک واقعیت برای من نیست ؟ من به خاطر خودم هست اینجا هستم من باید با این کار نیاز داشتم این هست به خاطر خودم من می خواهم روی اینجا برای من نیاز وجود دارد به خاطر شما هیچ راه به خودم نیاز داشتم این کار را انجام بدهم من باید این نیاز به خودم می خواهم کار کنم من باید سریع تر این کار را انجام بدهم باید سریع تر بخوانم باید سریعتر فکر کنم باید سریع تر عمل کنم شما در چه موقعیتی می توانید باشید اگر نتوانم سریعتر فکر کنم سریعتر انجام ش بدهم شما هم نمی توانید سریع این مطالب را بخوانید به چه دردم می خورد که شما ها این مطالب را بخوانید یا نخوانید خیره نگاه کنید یا خیره نگاه نکنید تلویزیون تماشا کنید یا اینکه وب بخوانید نیاز داشته باشید من را بخوانید نیاز نداشته باشید من را بخوانید من به خاطر هیچ تعهدی که نداشته ام این کار را انجام نداده ام تعهد یعنی چی این که به خودت و به کارت تعهد نداشته باشی واقعن به خودم حق می دهم این کار را انجام ندهم تعهد ایجاد کنید شما دارید این کار را برای دیگران و خودتون انجام می دهید شما به خاطر شما نتیجه می گیرند شما داری به کار خودت این کار را برای دیگران و اینکه دیگران از اینکه شما را دوست دارند یا اینکه شما را دوست دارند یا اینکه شما به خاطر خودت داری اینجا می نویسی و اینکه دیگران و اینکه خودت داری سعی می کنی به یکی از ترس هایت غلبه کنی به دیگران چه ربطی دارد و هیچ ربطی به خودت ندارد حتی سعی نمی کنی داری می نویسی اما سعی نمی کنی بنویسی من خودم به خودم نگاه می کنم من دارم اینجا برای خودم کار می کنم اینکه من یک انسان هستم نه یک هوش مصنوعی من بنویسم و یا ننویسم هیچ فرقی به حال خودم ندارد و اینکه من هیج باری در دنیا برای خودم کار کرده ام ولی برای خودم نجنگیده ام من برای خودم نجنگیده ام جنگیدن را یاد نگرفته ام من به خاطر این قضیه الان اینجا نمی نویسم من هیچ کاری نمی کنم دیگران این کارها را به خاطر خودشان انجام می دهند من هم دارم به خاطر خودم می جنگم این یک جنگ تمام عیار باید باشد من به خاطر خودم مقصر هستم به خاطر دیگران که به من این حقیقت را نگفته اند گناهکار هستند اینکه دیگران چرا به من نگفته اند و من را به کار ترغیب نمی کنند چرا به من انگیزه می دهند و انگیزه نمی دهند چرا نمی شود به راحتی صحبت کردند هم فکر کرد هم نوشت و اینکه من می خواهم این کار را برای اینکه من نمی توانم این کار را انجام دهم من به خاطر شما دوست ندارم این کار را انجام بدهم یا ندهم من واقعا به خاطر خودم مقصر بودن خودم این کار یا این اشتباه را دارم انجام می دهم شما به خاطر خودت یا به خاطر اینکه با خودت در حال صلح و جنگ هستی من به خاطر خودم با خودم در حال صلح و جنگ هستم به خاطر اینکه فلان اتفاق برای من افتاده و اینکه من ساعت ها منتظر هستم منتظر فلان اتفاق هستم من منتظر هستم من انتظار می کشم من انتظار ساعت خاصی را برای کار کردن می کشم به خاطر چی انتظار می کشی ؟انتظار نکش چرا منتظر آدم های خاصی در زندگی هستی باید منتظر نباشی باید باخودت در حال دعوا کردن باشی شاید انتظارات و تعهدی به خودت یا دیگران نداشته باشی شاید خودت را کم یا زیاد مقصر می دانی این تعهد در وجود من که با خودم نمی جنگم من می دانم دوباره از خودم شکست خورده ام من توان این که با این محدودیت بجنگم را ندارم من یک بدن ضعیف هستم نه من بدن ضعیفی ندارم من یک بدن فوق نیرومند دارم من با بدن خودم نجنگیده ام بدن من به من غلبه کرده است من به بدن خودم خیلی راحتی داده ام من باید به خاطر خواسته هایم با خودم می جنگیده ام من باید این انتظارات را از خودم و دیگران می داشته ام باید باد دیگران بجنگید باید خواسته خودتان را هم از خودتان بخواهید بیشتر از خودتان بخواهید بدون اینکه آسیبی به خودتان بزنید باید سریع از خودتان بخواهید این کار را بخواهید و وقتی نمی توانید از خودتان بخواهید یک فاجعه از خودتان روی داده است باید این کار به خود نشان دهید من این توانایی را دارم من از عهده این وظیفه و این تعهد بر می آیم من توان انجام کار دارم من می توانم این رزومه خوب برای خودم ایجاد کنم من اینجا می توانم خودم را ثابت کنم می توانم از دیگران بخواهم خودشان را بسازند یا اینکه با خودشان بجنگند نگذارند خودشان به خودشان زور بگوید خودشان آنها را در ورطه یا در غلمرو نا امیدی های خودشان زندگی کنند باید این خواسته باید این کار را انجام دهید حتی به زور این کار را باید انجام دهید این کار برای شما باید یک عادت باشد شما می توانید این کار را انجام دهید بدون اینکه دستور زبان یا ویرایش را بلد باشید این که شما به خاطر شما می توانید این کار را انجام دهید می توانید دیگران را دوست داشته باشید و کتاب بخوانید و اینکه دیگران شما را دوست دارند به خاطر اینکه شما تسلیم شرایط سخت نشده اید شما خودکشی نکرده اید استراحت کرده اید به خودتان آسیب نزده اید موقع عصبانیت خودتان را کنترل کرده اید شما ناامید نشده اید شما با خودتان باید بجنگید شما باید این را از خودتان بخواهید شما باید این کار نیاز دارید این تعهد را از خود بخواهید من هیچ تعهدی نسبت به این ندارم چرا باید با خودم با خود شما و با همه و با این شرایط و با این کل همه این چیزها و با اینکه وقت کم و یا زیاد هست این کار برای من نمی تواند ادامه داشته باشد من دوست ندارم من نباید اینجا بجنگم من با خودم نمی جنگم چرا باید این کارها باید این کار را انجام نمی دادم باید این کار را به خاطر خودم انجام دهیم من دارم از خودم شکست می خورم من دارم نا امید می شوم من نمی توانم این کارها را انجام دهم شما به من کمک می کنید شما خود من هست من شما هستم من می توانم شما را بیدار کنم من می توانم با خودم دعوا نکنم من می توانم از خودم این چیزها و این وظایف را نخواهم من می توانم این کارها را به صورت این انجام دهم من به خاطر شما هیچ کاری انجام نداده ام من به خاطر خودم شکست خورده ام من در کاری شکست خورده ام من در بدست آوردن زندگی خودم شاید شکست خورده باشم من در انجام یک وظیفه شکست خورده ام من یک وسیله یا یک ماشین یا یک اعتبار ندارم من در همه حال شکست خورده ام من مقصر هستم من تقصیری ندارم من می خواستم به شما ثابت کنم من قوی هستم من نتوانسته ام به خاطر اینکه من به شما تعهدی ندارم من دستم همه جای بدنم به خاطر این اشتباه و این وبلاگ درد می کند من نمی توانم بیشتر از این تایپ کنم من نیاز به کمک دارم من وسایل مناسب ندارم من روحیه مبارزه ندارم می تواسنم در انجام این مسابقه می توانستم شما را شکست بدهم شما می توانستی به من غلبه کنی من به خاطر اینکه می خواستم شما را به یک کار درست هدایت کنم این کار را انجام داده یا انجام نداده ام به نظر من نتوانسته ام شما را ترغیب کنم من نتوانسته ام شما را به جنگیدن با خودتان ترغیب کنم شما باید وظایف کد نویسی خود را انجام دهید من دوست داشتم کد نویس می شدم اما حالا دارم تایپ می کنم به خاطر اینکه از این کار فاصله بگیریم این کار می توانست برای من یک کار خیلی درست و خوب و پر درآمد برای من باشد اما من دوست دارم کارها خود به خود انجام شوند یک هوش مصنوعی می توانست به جای من کدنویسی و به جای من وبلاگ نویسی کند اما من یک هوش بیولوژیک هستم من توان مبارزه با آدم های باهوش تر از خودم را ندارم من نمی خواهم خودم را به چالش بکشم من نمی توانم با خودم جنگ و دعوا کنم من باید کارهای انجام دهم که به من مبارزه نمی طلبد من دوست ندارم این وظایف را انجام دهم من دوست دارم بدون هیچ مسئولیتی این کارها را انجام دهم من دوست دارم همه مطالب و پست هایم را حذف کنم من می خواهم با خودم مدارا کنم من می خواهم بیشتر تایپ کنم این همه اش از یک وظیفه بر می آید من در هیچ مسابقه ای شرکت نکرده ام اینبار موفق می شوی اما در آینده باز شکست خواهی خورد تو نمی توانی خودت را راضی کنی این کارها را انجام دهی تو خودت را به این کار نمی توانی برسانی تو باید شکست بخوری و یک زندگی داشته باشی درست هست عده ای تو را می شناسند تو باید ببازی این کار باید به صورت نرمال باشد نباید یک کار درست و حسابی باید تو خودت را بسازی و این کار به خاطر خودت نیست به خاطر این هست که تو شکست خودت را ثابت کنی نه پیروزی و موفقیت من راضی شدم خوب این وظیفه و تعهد را انجام دادم بعدش که چی من نمی توانم با خودم به تنهایی کنار بیام اگر هم کنار بیام نمی توانم با خودم دعوا کنم خودم را راضی کنم من باید این کار را انجام می داده ام من این دارایی را دارم من توانایی و استعداد رقابت با خودم را ندارم خودم یک موجود باهوش تر هستم خودم را شکست خواهم داد خودم را از این راه که دارم می روم و اشتباه هست خودم را به راه راست می کشانم با خودم فکر می کنم این کار من نیست من توان این کارها را ندارم نمی توانم با این مربی های رایگان یک وظیفه برای خودم ثابت می کنم من این کار را به صورت یک تعهد باقی نمی گذارم من خودم را به این جا متعلق نمی دانم من خودم را به درجه پایین تری سوق می دهم به خاطر این فرقی که دارم باید نتایج پایین تری بگیریم به خاطر فرق کدام فرق این فرق چی هست ؟هیچ چیز به خاطر اینکه من درآمد مالی ندارم نمی نویسم این فرق من هست به خاطر اینکه فرق من این هست من وظیفه به انجام این این کار ندارم این به خاطر این این وجود داشته هست من بی تقصیر هستم خودش سوخت تلویزیون یا هرچی ؟که بود من باید بازی می کردم من باید فقط نگاه می کردم من بی تقصیر هستم من به خاطر اینکه بی تقصیر هستم بقیه باید به من زور می گفتند خودم باید به خودم زور می گفتم حالا نوبت زورگویی من هست یا این کار را انجام می دهی بعد می روی این کار دیگری این کار لعنتی یک سد هست یک مانع هست یک دیوار هست یک اعتماد به نفس کاذب هست من میخواهم جلب توجه کنم من دچار کمبود توجه هستم من باید بنویسم من تعهدی ندارم که بنویسم من هیچ وظیفه ای ندارم هیچ کس به خاطر این به من هیچ وجه نمی دهم من باید این پول و احساس نیاز را ایجاد کنم حالا که نیاز به پول یا نیاز به هرچیزی دیگر نیاز به پیشرفت داری چرا ؟اینقدر بی انگیزه بی حال و بی حرکت و دل مرده و پژمرده و بی حال و با درد و بدون حرکت یخ زده و ... هستی تو چرا اینطوری هستی ؟چرا این اسم را داری ؟چرا اینطوری هستی چرا جنگنده نیستی ؟چرا پذیرنده هستی ؟چرا این طور و چرا آن طور هستی ؟چرا نمی توانی؟ چرا یاد نمی گیریی ؟ چرا درس نمی گیری؟ چرا نمی جنگی ؟ چرا وقت را به دست نمی آوری ؟ چرا سعی نمی کنی ؟ چرا به درد نمی خوری ؟ چرا به تمام این دلایل نمی جنگی ؟ چرا به خودت سخت نمی گیری؟ چرا به خودت ثابت نمی کنی که استحقاق این کار نمی خوری ؟ چرا به خودت نگاه نمی کنی ؟ چرا بیشتر از خودت نمی خواهی ؟ چرا بیشتر از خودت کار نمی کشی ؟ چرا به خودت کم نگاه می کنی ؟ چرا نیاز نداری ؟ چرا احساس وظیفه نمی کنی ؟ چرا نمی جنگی ؟چرا به دلیل اینکه نمی خواهی به خودت فشار بیاوری احساس دلمردگی در خودت می گیری ؟ تو یک مبارز بوده ای چرا ؟ تو یک مبارز نیستی ؟ تو نمی توانی اینجا باشی نمی خواهی این کارها را سر و سامان بدهی همه چیز همه جا به صورت تلی از خاکستر و زباله در همه جا نیاز می دانی این کار برای تو می خواهی به خودت ایمان داشته باشی ولی این کار به خودت می خواهی به خودت نیاز داری به خودت باید ثابت کنی تو یک چیز خاص می خواهی این احساس خاص بودن هست یک طلا و یک ثروت و یک رقم نیست احساس یک جنگاور بودن هست تو یک جنگاور نیستی تو تعهد های خودت را نادیده گرفته هیچ تعهدی به دیگران نداری به خودت هیچ تعهدی نداری این بی تعهد یا بی مسئولیت بودنت واقعا خنده دار هست به خاطر اینکه بی وظیفه هستی این مشکلات را داری من باید این دعوا نکردن با خودت ناشی از بی مسئولیتی و بی انگیزه بودن هست این دعوا نکردن با خودت هست که کارها را اینقدر زمان داده که کارها سرد و بی رمق شوند بی مسئولیت شوند این نشان می دهد که تو نمی توانی کارها را به اتمام برسانی این نشاند می دهد داری این کارها را به خاطر خودت بی مسئولیت گونه انجام می دهی این نشان دهنده چی هست ؟این بی انگیزه بودن بی حس بودن و بی روحیه بودن نشان دهنده چی هست ؟به خاطر خودت بوده به خاطر این بوده هیچ چیز وجود نداشته این هیچ چیز وجود نداشتن هیج روزی فرا نمی رسد ؟ فقط اینکه منتظر باشی باید آماده باشی ؟باید آماده باشی ؟آماده حمله کردن باشی اینکه من نمی توانم این کار را انجام دهم من دوست ندارم من هیچ تعهدی ندارم از اینکه به زور به شما احساس بدهم شما می توانید با خودتان دعوا کنید این نوشته های هیچ منبع عملی ندارند به هیچ گروه و دسته خاصی قصد نداشت توهین کند فقط یک تسویه حساب شخصی و ایجاد تعهد بود و اینکه هیچ آزمایشی صورت نگرفته که این روش ها می تواند چه آسیب هایی به چه نوع آدم های بزند اینکه فقط نبردی بود برای نوشته شدن و تولید ۳ صفحه کاربرگ نوشتن در نرم افزار ورد ...پس همدیگر را تحمل کنیم تا همه بتوانیم کار کنیم و ... احتمال دارد اشتباهات معنایی و اینکه جمله قبلی به جمله بعدی ارتباط ندارد فقط صبور باشید صبر نکنید منظور و مفهوم جملاتی که قابل فهم نیستند درک کنید فقط عبور کنید و جملات بعدی را بخوانید .
ادامه مطلب ...
اهمیت راست گفتن دروغ گفتن من این چند روز واقعا دیگر کد نویسی نمی کنم رشد شخصی چطوری در نوشتن میسر هست با خودم می گویم این حرفهای من چه تاثیر روی دیگران می تواند داشته باشد و قول های که به خودم داده ام اصلا کد نمی نویسم منظورم کد نویسی پایتون و تمرین کردن آن هست پس دروغ می گویم دارم این کار را قبلن انجام می داده ام آشنایی دارم حالا این چه تاثیری روی شخصیت من می گذارد دوست دارم تظاهر کنم من هم یک خودی اینجا نشان دهم چه مشکلی دارم اینجا دارم متن قرار می دهم دلیل ش چیست ؟راستش آدم خودش راضی می کند جایی باشد که قرار نبوده آنجا کار کند متن قرار دهد شاید نباید بیشتر وقت هدر دهم دوست دارم سریع این کار را انجام دهم باید کمی بیشتر این کار را انجام می داده ام اشتباهات متنی فوق العاده بالا هست . چرا باید کار شماره ۲ را انجام دهم و چرا نمی دانم دوست دارم یک دلیل قانع کننده برای شما قرار دهم می خواستم به گویم به دلیل ایکس می نویسم اما واقعا زندگی پر از روز مرگی هست در جایی فکر می کنی همه درب ها به روی شما بسته می شود یک درب باز می شود واقعا خود را نسبت به این مسائل آماده نگه دارم یک جا متن تایپ کنم روی یک نرم افزار خاص شناختم را از خودم بالاتر ببرم هنوز به اندازه نصف قبل هم کار نکرده ام وقت دارم کم می آورم حدود ۵۰ کلمه دیگر همین هم کافی هست توان نبوده است دست راستم اذیتم می کند باید اینطور نمی بود و خیلی راحت این کار را انجام می دهم در واقعه شما می توانید همه چیز را برای خود سخت یا آسان جلو کنید یک چیز واقعا قابل لمس هست نتیجه و قولی که به خود داده اید اینجا واقعا دارد یک چیزی شکل می گیرید داری با کار آشنا می شوی واقعا سختی کار ادا درآوردن که من واقعا دارم کار می کنم واقعا داری کار نمی کنی اینجا هیچ متنی برای خواندن وجود ندارد اگر می توانستی بیشتر متن آماده کنی نظری و انتقادی هم وجود داشت به هر سمتی نگاه می کنی فقط هیچ چیزی را مشاهده می کنی با گذشت زمان این همه پست کم چه زود خراب شد واقعا انتظارش را نداشتم کیبرد هم یک چیز مصرفی هست . واقعا این دکمه خودش داشت اینجا می زد . فوق العاده جالب هست با این همه مشکل داری کار می کنی چه مشکلی مشکلی وجود ندارد داشتم مثلن به ورزش خود نگاه می کردم حدود ۲۰ سال پیش با این ورزش آشنا شدی هر ورزشی باید هر روز زمانی برای آن اختصاص می دادی اما حالا نتیجه شده است این که هیچ کاری در این زمینه انجام نشده است . باید قول می دادی کار می کردی دنیایی خیلی بی رحمی هست هیچ رحمی ندارد کارها به خودی خود انجام نمی شوند متاسفانه دوست ندارم این را بگویم اما در این زمینه کار نکرده ای متاسفانه فقط ادعا بوده ای واقعا خیلی تاسف انگیز هست واقعا دوست ندارم این را بگویم می خواستم اینجا حجم بیشتری از زمان اختصاص دهم خیلی پول اینجا نهفته بود حالا اگر پول اینجا نبود می توانست رشد شخصیت و اعتماد به نفس کسب کرد اما متاسفانه هیچ زمینه کاری در این قسمت آماتور این که اینجا می گویم حتی باید کار می کردم که این کار باید با اختصاص وقت می بایست به نحوی حتی می شد که می بایست واقعا غم انگیز هست اینجا بیان کنم ای کاش می شد کار می کردی در بخش بهتری این بخش برای من این گونه اینجا چیزی به من اضافه می شد چه چیزی همان کار باید تخصصی کسب می شد چه تخصصی واقعا متخصص تایپ کردن و نوشتن این همه مهم جلوه کند این بحث کاهنده روح بود این بخش هیچ علاقه ای برای مفت کار کردن چه چیزی به من اضافه می کند چه مشکلی می تواند برای من به وجود بیاورد اینجا واقعا می گویم باید کار کنی کار کردن یاد بگیری نمی خواهم کار کنم انگار قرار هست به چیزی باید غلبه شود فکر غالب و قوی تر این هست نمی شود اینجا کار کرد اینجا زمین بایری هست که هیچ چیز به شما ارانه نمی کند به جز اذیت و آزار اتلاف وقت و انرژی و ... دید من این هست حالا بیایید این دید را عوض کنید هر کاری کنید نمی توانید دید من را عوض کنید باید بیشتر برای کد نویسی یا کار دیگری قرار دهی واقعن تاسف انگیز هست . این تاسف برای من هیچ سودی نخواهد داشت این هم از بزرگتری توانی نیست برای کار کردن همین و همین این قدر بد اینقدر اینقدر تاسف انگیز همین می خواهی بری و اینجا من را تنها بگذاری من که تلاش می کنم من که حرف می زنم واقعن نگاه بازی نکن با من این جنگ کلمات هست باید در جر بحث کردن تبحر بیشتری می داشتی باید زجر بکشی عادت کنی درد بکشی هرچقدر بیشتر بتوانی درد تحمل کنی بیشتر پولدار می شوی واقعا اینطور نیست سالم تر و امیدوارنه تر زندگی کنی هر چقدر بتوانی خلاف میل خود تحمل ت را بالا ببری صادق باش حتی نمی توانی موزیکی که فکر می کنی قبلن دوست داشته ای را گوش دهی چقدر خودم را اذیت کنم همه اش دوست داری خودت را زجر دهی به چه چیز رسیدی به هیچ این نیاز به دید ظریف دارد اگر مشکل دارید این مطالب را نخوانید باید دید مثبت داشت خود را اذیت نکرد با دید خوب کار کرد این زندگی خودش را کامل می کند اگر یاد بگیرید چیزی را مربوط به کار خود انجام دهید زندگی خودش را تکمیل می کند واقعا تحمل داشته باشی در کار یک چیزهای را تحمل کنی این زندگی خودش را به خوبی برای این چیزها اذیت نکنی زندگی به تو محل بهتری نشان می دهد واقعا جنگ اعصاب هست من باید این مقدار کلمه می نوشتم به چه دردی خورد حتی من را راضی نکرد می توانست صرف کد نویسی یا کار دیگری انجام شود وقتی می خواهید کاری انجام دهید دقیقن کار قبلی قد علم می کند و جلوی شما را می گیرید در حالی که درست بود کار قبلی با کمی حرفه گری انجام شود یا همین کار تصمیم گیری برای ما سخت هست بیشتر مواقع هیچ کاری انجام نمی دهیم حتی ساده ترین کار ممکن ...
تمام حرف های زیر بدون منبع علمی هست مسئول خودت هستی مراقب خودت باش . حوصله و صبر نداری لطفا نخوان اگر اهل کامنت بد هستی لطفا نخوان بی اعصاب هستی نخوان جای دیگر به دنبال انگیزه و خنده باش کمربندت را قبل از خواندن ببند از موضوع قرار پرت بشی
All the words below are without scientific sources, you are responsible for yourself, take care of yourself. If you don't have patience, please don't read. If you are a bad commenter, please don't read. You are nervous. Don't read. Look elsewhere for motivation and laughter. Fasten your seat belt before reading.اهمیت تورم در اشتغال و مثلن خرید یک لپ تاپ خرید صندلی گیمینگ مثلن برای کار گیمینگ برای تایپ ۱۰ انگشتی این کار را یاد نگیرید . من همه جام درد می کند بعد از تایپ ۹ صفحه به همه ستون فقراتم لطمه وارد شد . به اصطلاح خورد و خاکشیر شدم . حتی داشتن کیبورد بیسیم هم به من کمکم نکرد چون یادم رفته بود کیبرد را مثلا بگذارم روی پام . حتی ورزش بدنسازی هم کمکی به شما نخواهد کرد . تورم موضوع را گم کردم من چند سال پیش اقدام به افتتاح یک شغل کردم اولین مشتری من متصدی سازمان امور مالیاتی بود . بعد از گرفتن مجوز و هزینه کردن بعد از ۳ ماه به دلیل نداشتن سابقه کاری و کم تجربه بودن مغازه خدماتی را جمع کردم . گفتم :خوب طوری هست دیگر هزینه ای نمی دهم بابت اجاره حالا چندین سال هست در منزل مشغول به فعالیت هستم . کار می کنم . درآمد مستمری ندارم اما مثلا الان نیاز به لپ تاپ و مثلا صندلی خوب و تجهیزاتی را دارم که مثلا یک لپ تاپ حداقل شده ۳۲ میلیون حالا لپ تاپ ۱۰ میلیونی هم داریم که برای بقیه کارهای که می شود انجام داد واقعا یک چیز عجیب هست لپ تاپ ۱۰۰ میلیونی بدون یک صندلی استاندارد و امکانات کار و تجیهزات تایپ ۱۰ انگشتی و کارهای این چینی یادم هست وقتی با نرم افزار یاد گرفتم واقعا اولین چیزی که یاد می داد باید گردن روبرو برا ببیند الان من دیوار را دارم می بینم این چی کار می کند این گردن درد برای شما به ارمغان می آورد حرکت مثل لانگ در بدنسازی را چطوری برم که عصب سیاتیک من ول کند ببخشید حرکت لانگ راباید به ترتیم اول پای چپ بعد پای راست بروید اصطلاحن گام بردارید درجا فقط فضا نیست فضا داری برو جلو گام بزن تا اینکه اول پای راست ۸ تا میروی تعادل بدنت به هم می خورد نابود می شوی اما گام بزنی کمر و سیاتیک ت می گه آخیه .شاید برای شما این چنین نباشد مراقب خودت باش هیچ منبع علمی ندارم دیمی یا تجربی هست . من تضمین نمی کنم یا علم ندارم تجربی می گویم اگر گردن شما وقتی روبرو را نگاه می کنید پایین را می بیند انتظار گردن درد مزمن و درمان نشده داشته باشید من گردن درد دارم . حتمن تکیه گاه گردن داشته باشید حتمن مانیتور لعنتی وقتی مقابل چشمان شما باشد انتظار داشته باشید چشم های شما اذیت شوند حتما میز شما حالت ایستاده داشته باشد . لعنت به کاری که غیر اصولی باشد . حتما وقتی کار آنلاین می کنید . عدد ۰۰ را بفرستید به شماره نامعلوم یا چند تا قلب بگذارید روی کامنت عجیب در نظرات می خواه نگذارید برای من مهم نیست . وقتی کار می کنید . به چه چیزی فکر می کنید اگر تایپ ۱۰ انگشتی می کیند اصلا به صفحه نگاه نکنید اگر مانیتور پایین هست حتما یک هدف را بگدارید جلوی چشم شما که به نگاه کردن به من گردن خودو را بالای مانیتور ریلکس کنید من بای مانیتور گردن شما را ریلکس می کنم . حتما تکیه گاه داشته باشید در صندلی مراقب گردن خود باشید . حتما لپ تاپ و صندلی و امکانات را برای خود فراهم کنید . هرچقدر کار کنید هیچ چیزی به انداز سلامتی شما اهمیت ندارد در سایت کد نویسی نوشته شده است . اگر کمر درد نگرفتی احساس نکن کد نویس هستی . خوب شاید حرکت دومینویی اتفاق افتاد مثل الان من سیم یو اس بی جوی استیک را نتوانستی با کمک صندلی کار کامپیوتر سنگین ترین وزنه دنیا شود و تعادل را هنگام بلند کردن داشته باشید اینجا سایت پزشکی نیست شنیده های از کسی که رفته دکتر تعادل را برقرار کنید مثلا حرکت تک دست دمبل نزنید جفت بزنید یا تک تک بزنید هالتر دمبل و دمبل جفت دست بهتر ست . باشگاه و وسایل استاندارد و علم بدنسازی و تمرین ۳ روزه را حتما برای خود اگر پشت میز نشین هستید . این تمرینات بدنسازی کمک می کند رباط های شما کوتاه شوند و کمر درد شما بیشتر شود اینکه چه حرکت را اول و چه حرکت را بعدی بروید خاطر نشان می کنم حرکاتی را که در اینستاگرام به شما به عنوان حرکت درست به شما یاد می دهند دچار کمر درد می کند حالا به طور عجیبی اما حرکت اشتباه شما رباط شما را می کشد و بدن شما را اصلاح می کند اینکه حرکت ساق پا و شوک الکتریکی به عضلات خود وارد کنید . چطوری شوک الکتریکی به عضله ها وارد کنم اینکه یک جا طوی فیلم های هالیودی توسط آدم های عضلانی می بینید که عضله سینه و بازو را منقبض می کنند این حرکات مفید هست یا همان حرکت کاراته ای این را به صورت تجربی می گویم چیز به عنوان شوک الکتریکی و شوک وجود ندارد همه اش کلی سر کار هستید . یک جوری از وبلاگ نویسی بعد از ورزش استفاده کنید . وسائل کار را فراهم کنید برای ورزش کردن از یک دنبل ثابت استفاده نکنید از دمبل های متفاوت و وزنه های سبک و نیمه سنگین و سنگین استفاده کنید . از دنبل به صورت تنها استفاده نکیند از هالتر استفاده کنید . هم دمبل داشته باشید هم هالتر از وسائل استاندارد و مربی ها و چیز های بهتری استفاده کنید . اتاق اصناف وظیفه اش نباید نابود کردن و جمع آوری و دادن مجوز صفر باشد . باید از لحاظ مالی و قرار دادن مغازه با اجاره کم هم فعالیت داشته باشد . اتفاقا این چیزها کاربرد برعکس داشته اند . تمرکز روی باشگاه های بدنسازی مثلن وقتی یک باشگاه جمع می شود . یا یک فرد شکست می خورد مثلن من الان از باشگاه رفتن ۲۰ سال پیش دارم آنچه روی داد را می بینم . باشگاه سر کوچه ور شکست شد به خاطر سوله ها و باشگاه های بزرگتر یک نفر شکست خورد به خاطر این که از اتحادیه هیچ حمایتی نشد و از سمت اجتماع ورزش حمایت نشد . سرمایه و روحیه اجتماعی تصمیم به این گرفت . باشگاه سر کوچه دیگر کار نکند و مربی تصمیم گرفت باشگاه را به تازه کار بفروشد . این اتفاق بزرگ واقعن در سرمایه اجتماعی آن شهر اتفاق بدی بود . حالا بروید بدوید دنبال این که یک سرمایه اجتماعی برای شهر پیدا کنید . حالا حالا پیدا نخواهد شد . این نیازها به هیچ دلیلی به و بدون اینکه بدانیم . فقر و تورم منجر به این می شود . خشونت و خشن بودن و خستگی و امید اجتماعی به سمت پایین نزول کند . چه راه حلی برای کمر درد بدون اینکه کار کنی وجود خواهد داشت . باید از مشاغل و مثلا سرمایه روانی حمایت شود . مثلا یک تازه کار باید بتواند از صفحه آنلاین خود در مقابل فحاشی آدم های آفت خود را حمایت کند باید یاد بگیرید که شما هم می توانید آدم های مزاحم را تهدید کنید . آی پی و آی دی این افراد را شناسایی کنید . ببندید و آنها را به پیگرد و پیگیری تهدید کنید . مثل اینکه ترس در دل آنها ایجاد کنید . حرفهای از هر دری واقعا حوصله این کار را با این همه خستگی ندارم . امکانات در کار مهم هست .