تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

Do not wait until... جلو نزن تا....

بیپ برای فکر چه چیزی بیشتر از فکر مهم بودن چه قسمتی هر دقیقه که فکرش را انجام داده ای چه چیزی را برای همیشه پیدا نمی کنی واژه های که پیدا نمی کنی برای روحیه پیش بینی های که انجام نداده ای واقعیت چه چیزی هست بانک اطلاعاتی که برای همیشه خالی کرده ای و تمام چیزیهای که به درد فکر کردن نمی خورد ریز ترین اتفاق گمشده همش حرف تکراری هست برای من دست یافتنی نیست من نیاز دارم از دست خود من فرار کنم بمب انرژی چه چیزی هست واقعیت دور دست تر از چیزی هست که باید باشدتمام گمشدن چه چیزی هست کم و کمتر می شوم چه کسی به دادهیچ تمام عمر خودت را صرف دبدن و رویا بافی می کنی....۹۱۷ چرا اعداد را برعکس یادم هست تمام عمر را صرف اشتباهات خودم می کنم.....اعتراف می کنم شکست خورده ام....واقعن اشتباه کردم۱۹۷ چه ربطی به ۹۱۷ دارد یا ۹۵۹ و ۹۳۳ و ۹۴۴و ۹۵۵  و ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱ این همه عدد داری اما جواب ندارییک روز کسل کننده داری پس تو را به خدا فیلم ها را جلو نزن وقتی که فیلم نگاه می کنید مدیتیشن صبر دارید یا مثل من قرار ندارید پس چرا باید با یک کیبرد سخت و بخ درد نخور لمسی یک گوشی کاد....کار کنم اشتباه مرسوم کیبرد لمسی که برای من پیش میاد هنوز بلد نیستم که کار کنم و اصلاح کنم یا نکنم چرا این جوری من از خودم و از شما متنفرم چرا تنفر دارم ....چون شما از من موفق تری و پول بیشتری درآمد داری اما من هبچ نوع درآمدی ندارم فیلم ها را جلو نزن یک مدت که عادت کردا بودم که کتاب صوتی گوش می دادم آخر موعد اینترنت بود یک مقدار چیز دانلود کردم ....بهترین دکمه برای من دکمه next هست بعد با گوشی عادت می کنی که آهنگ ها را جلو بزنی فکر نمی کنی که پیشرفت به درد پیشرفت نمی کرد پس بچه ای که تازه خداوند به شما می دهد چطوری براش فیلم پلی کنیم که بیش فعال نشود و قرار خودش را از دست ندهد جلوی تلویزیون نباشد چون تلویزیون تبلیغات بستنی چیپس و پفک و کلی چیز بد یا هر رسانه ای دیگر می کند وسط هر رسانه ای ‌کلی ناپیوستگی وجود دارد تمام این مطالب بدون هیچ منبعی هست دفعه بعدی بدان کی داری تمرکزت را از دست می دهی ...وقتی فیلم ها را جلو میزنی دست از گوش دادن کتاب صوتی بر داشتی تلاش نمی کنی ..۳۶۵ بار در روز روزی یک بار تلاش کن که آهنگ گوش ندهی مهم ترین چیز در ماشین در خودرو چیست ارجاع می دهم از کتابی که مرجع آن دا فراموش کرده ام موتور نیست ....ضبط صوت هست 

...کتاب صوتی گوش دهید....وقتی فیلم نگاه می کنید از اول نگاه کنید تا جایی که فیلم خوب باشد موافق شکنجه کردن روح نیستم هر جور حال می کنید طبق سن و سال خود عمل کنید جوان هستید جوون بمانید بزنید جلو زود عدایی پیرمرد ها را در نیاورید باز هر جور حال می کنید حال کنید....

رسانه ای برای خود بسازید....ممظور شبکه اجتماعی نیست بهترین ها را پلی کنید منظور فالور گرفتن نیست اینجا جایست که عضلات خود و شانه های حود را شل کنید و حال خود را عوض کنید.....  ادامه مطلب ...

پدیده درخواست لینک بگذارAdd a link request phenomenon

من اینجا یا آنجا یا یک جایی را دارم دنبال می کنم از بدنم که درد می کند شاید علت آن بی کاری باشد ...شاید علتش این باشد 4 ساعت است از این لحظه ترس دارم زندگی ترسناکی است موضوعی برای نوشتن نداشته باشی بخشی از بدنت اعتراض می کند و درد می گیرد چرا باید درد بگیرد پس من امروز هم استراحت می کنم روحیه ای که چند پست پیش داشتم وقت زیاد دارم برای کار کردن حالا که وقت زیاد دارم 4 ساعت از آن را هدر داده ام جلوی آینه به خودم نگاه می کنم حالا دیگر مثل دیروز از قیافه ام خوشم میآد یا نمیاد باید از شر یک چیزهای توی صورتم خلاص شوم تا ریش نزنم شروع به کار نمی کنم واقعن به هم ریخته شده صورتم از رنگ و ظاهرم امروز راضی نیستم ... پاهام قصد راه رفتن امروز ندارند ... چیزی به ذهنم نمی رسد اگر روزی به این موضوع فکر میز قابلیت تکیه دادن ندارد اگر تکیه بدهی ریلش در می رود می شود یک وضعی پس چی کار کنم باید با همین وضعیت کار کنم خوب این امکانات خیلی خوب هستند ... فقط دارم خط ها را از دست می دهم خط های حیاتی جذب مشتری همان چند خط اول بود که من از دستش دادم دوست داشتم بیشتر خودم را روی کار اطمینان دادن به این که من چقدر فکر می کنم با یادداشت برداری موفق شوم اما یادداشتی در کار نبود همه اش تاخیر و به عقب اندازی هست ... تو آخرش کارها را خراب می کنی با این وجود زندگی و اینکه موفقیت را بیخیال شده ای اسم موفقیت چیز هست به اسم کار کردن اگر در کار موفق می شدی روحیه ات هم خوب می شد از کار کردن فراری هست اسم واژه های زندگی را خوب انتخاب نکرده ای پس چرا مخاطبی نداری امروز با یک حقیقت مواجه می شوی چرا نتوانسته ای تعداد بازدیدهای بیشتری داشته باشی کار را که داری را دوباره و دوباره با یک همکار مشاوره بگیری همه چیز عجب حقیقت تلخی بود کار کردن برای من اینکه ذهنم همه جا می رود ... پس نتوانسته که این روحیه و شروع کردن با تاخیر 18 دقیقه امروز الان تقریبن 5 دقیقه هست که کار کرده ام چرا زمان اینقدر حالا دیر می گذرد برعکس موقعی که خیلی تند در حال گذشتن بود وقتی ریش می زدم انگار 3 ساعت گذشت البته وقتی که من رفتم ریش هام را بزنم ... کارم را به تعویق انداختم وقتی برگشتم شروع کردم به تماشای تلویزیون بعدش بدنم درد گرفت بعدش چی کار کردم بعدش حدود یک ساعت داشتم قیمت های فروشگاه های اینترنتی را نگاه می کردم بعدش سردم شد ... بعدش داشتم به اینکه چی بنویسم طفره می رفتم ...بعدش نگاه کردم به اینکه چطوری کارم را شروع کنم بعدش دوباره نیاز داشتم به این فکر کنم به اینکه چه آدم بدبختی هستم بعدش از دید سایت الکسا چه سایتی در ایران بهتر و بیشترین بازدید را دارد بعدش به این فکر می کردم با تمرین ورزش دیروز چقدر پاهام درد گرفته و کف پام چرا تخت هست چرا رگهای قرمز شده ای آنجا قابل مشاهده هستند البته نه قند دارم نه اینکه واریس هست پس یک چیزهای قابل مشاهده شده هست ... بی خیال پس من چرا اینقدر کتفم درد می کنم پاهام چرا همیشه به یک چیزی برخورد می کند ... چرا بچه ها می خواهند همیشه نفر اول باشند چرا وقتی من نفر اول در نقاشی نشده ام این حد روحیه ام برافروخته می شد باید یک سری جستجو کنم در مورد مایوس شدن ... مایوس شدن در مورد انجام ندادن و قانون 100 هست بخش بزرگی از کارهای من این هست که فکر کنم چرا اینجا هستم کی هستم چرا هستم چرا اینجا کسی نیست سر من داد بکشد چرا این روحیه را ندارم چرا کسی من را به کاری مجبور نمی کند چرا خودم کارهایم را انجام می دهم حالا برعکس هست چرا جمع نمی گذارند من صحبت کنم چرا به من احترام نمی گذارند چرا بی موقع صحبت کرده ام وقتی از لحاظ روحیه و حالت آرنجی مثل قورباقه در میز قفل شده ام خدایا مثل یک چیزی به میز قفل شده ام حالت جالبی نیست چرا این زندگی برای من این روحیه را ندارم که روحیه خودم را بالا قرار دهم چرا حواسم پرت شد... چرا توجه من به جلو تغییر می کند چرا اشتباهات تایپی ام را نمی بینم در رانندگی هم توجه به جلو بخش بزرگی از رانندگی است به جلو توجه کن به خودت توجه کن پشت سرت را بیخیال شو به جلو دقت کن گرم صحبت هایت نشو زندگی در پشت سر ادامه ندارد مثل من که الان مجبور شده ام بخش از فکرهایم را بنویسم و دارم به این فکر می کنم ای کاش این 5 دقیقه تمام شود تا دست از نوشتن بر دارم چرا من باید این کار را انجام دهم این کاراته یا قانون 100 چیز عجیبی هست من باید بنویسم واقعن چرا وقتی در کاری اول نیستید چرا کتاب فروشنده را نخوانده ام چرا با دیگران کار نمی کنی کافی است به بخش وبلاگ نویسی ها نگاه کنی این همه آدم دارند هر روز زحمت می کشند با تمام مشکلات بخشی از حرفها یا تجربه های خود را می نویسند تو هیچ فرقی با دیگران نداری تو هم یکی مثل بقیه هستی پس بیشتر بنویسی یا یک فروشنده افکار خودت یا بخشی از کار خودت باشی چیزی را تبلیغ کنی یا بروی در بخش نظرات تو را به خدا وبلاگ من را هم در بخش لینکهای خودتان اضافه کنید شاید بازدید من بیشتر شود به درک اضافه نمی کنید یا اضافه می کنید هیچ اهمیتی برای من ندارد این یک کار اشتباه بوده است البته بخشی از همکاران این کارها یا دوستان این کار را انجام می دهند من که همه ی لینکهای صفحه خودم را حذف کردم رفت به دلایل خاصی نداشتم حذف کردم برود پی کارش .... 

ادامه مطلب ...

قانون 100Rule 100

همه چیز دارد از ذهنم حالت فرار می کند .... 1144و 1244 نعل اسب حالت خوش شانسی تمام 295 و اعداد ساعت یا جاهای دیگری که می بینم ...قانون 100 می گه : اگر تو 100 ساعت در سال همه مون در رشته پیانو که میشه 18 دقیقه در روز توی هر رشته پیانو وقت بگذارید ...هر چیزی اگر 18 دقیقه در روز وقت بگذارید توی هر رشته 95% از بقیه بهتر خواهید شد .... شبکه اجتماعی منبع ندارم متاسفانه ... 

مربی بدنسازی : 

"محمد علی پور"مدرس رسمی 

فدراسیون پرورش اندام َA+ 

مترجم بیش از 35 کتاب تخصصی بدنسازی -تغذیه متخصص بدنسازی تیم های و ... 

اینجا عذر خواهی می کنم اگر هر اشتباهی پیش می آید از لحاظ تایپی و 10 انگشتی از منبع به خاطر اینکه اشتباهاتی پیش می آید من نگاه نمی کنم موقع تایپ به صفحه زیاد به خاطر اینکه اختلالات ای دی اچ دی شاید داشته باشم شاید هم نداشته باشم ولی ... اذیت کننده است و مسئولیت کارهام را باید بیشتر قبول کنم ... دوباره خوانی تا جای ممکن دارم نگاه می کنم ریز نمی خوانم ...ببخشید به بزرگواری خودتان .... مشکلات پشت کار زیاد هست ...هیچ مسئولیت هم را جب معرفی کسی ندارم صلب مسئولیت می کنم از خودم .... دیدم شاید به درد کسی هم بخورد ...که متاسفانه اشتباهات تایپی به خاطر روخوانی از صفحه شد..می بینید که تخصص هر کس به اندازه دانش او و حوصله و زمان کاری که صرف می کند است ...

پیداش کنید جستجو کنید ... داشت توضیح می داد ... در حرکت لانگ بود شاگرد که اگر پاشنه کدام پا بود من متوجه نشدم ... اگر موقع حرکت کدام پا خدایا جلویی یا عقبی بالا بیاد نباید به شاگرد حرکت اسکات داده شود اول تمرین ... طبق عکس کمر آماده آتش گرفتن هست ... 

طبق معمول از بقیه اساتید عذر خواهی می کنم ... و این ویدیو را من دیدم و ... بدنسازی را من سنتی آموختم خود من هم الان میز کامپیوتر یا خیلی حرکات اشتباه بدنسازی را می روم خیلی هم ذوق می کنم تازه من الان وقت ندارم فقط 12 دقیقه شاید وزنه می زنم و تازه تا 500 بعضی از روز ها می شمارم می پرم مثل حالت طناب زدن رقص پا خوب خدا را شکر طنابی در کار نیست ... فقط بی وقفه می پرم هوا طبق معمول این هم بدون گرم کردن ساق پا کشیده می شود ... با مربی مشورت کنید .. من بدون منبع یا حسی یا تجربی حرف های میزنم ... 

خدا را شکر کنید وقتی خودتان را در آینه می بینید و می بینید که خود و اطرافیانتان دور و بر شما هستند یا حتی خودتان را سالم یا خودتان را به هر نحوی دارید ... این بالاترین و آرامش ذهنی تان را دارید یک داشته بزرگ بالاترین داشته خودتان هستید و آرامش شما و ... 

قانون 100 ساعت در سال هم را جستجو کنید ... من منبع را جستجو نکردم عذر می خواهم ... جستجو کردم فیلم میاد اما سخنران را نفهمیدم کی هست ؟ جستجو کنید پیداش می کنید ... 

چقدر باید زمان بگذارید به دیگران حسادت نکنید ... کار خودتان را انجام دهید شما هم بلاخره چیزهای به ذهنتان می رسد ... نشانه های پیدا می کنید که دنیا را تغییر خواهید داد ... یا حداقل خودتان را تغییر خواهید داد من نشانه های را درک کردم الان به شخصه دارم روی نشانه های آماری صفحه کار می کنم و شماره های آمار برام جذاب شده است و اینکه روزی یک پست قرار می دهم برام بد نیست و اینکه دارم کار می کنم روی تایپ کردن روز نیست که با کمر درد بیدار نشوم حالت سر و گردنم به خاطر استفاده کردن از انگشت هام با قوز کردن و صفحه گوشی هست و اینکه دارم با این وسایل کار می کنم به خودم فکر می کنم . به چه دردی خورده ام فقط به درد حسادت کردن به دیگران دیگری کجاست من کجام من خیلی عقب هستم دیگری در حق من کم گذاشت دیگری به خاطر این بود که من سربازی رفتم به خاطر این بود تمام کارهای من ناپیوسته بود پیوسته و استمرار نداشت .. در قانون 100 هم این نوشته ها را می بینید ... 

من بعد از سال 93 تا چند وقت پیش موفق شده بودم که حدود 190 پست یا کمتر قرار بدهم که برای من که می توانستم حدود 2940 سالی 365 روز در نظر بگیرید یک اینجور چیزی من روی ماشین حساب نگذارید که دوباره حساب کنم 10 سال را حساب کنید روند می شود 3650 پس سه هزار و ششصد و پنجاه پست می شود ظرف ده سال قرار داد بیخیال پس این طوری می توانید در زمینه کاراته بازی نویسندگی به درجه برسید که از 95% درصد از بقیه بالاتر باشید ... 

دوباره من دوست دارم زندگیم را در دست باد قرار دهم پس یک فرد معمولی هستم من هم هنوز به چیزی که دوست دارم در زمینه به استادی نرسیده ام در پناه خدا باشید ...  

ادامه مطلب ...

هوش باستانAncient intelligence

پس برای کار کردن نیاز داری بنویسی دوباره دوباره اما من کار بهتری سراغ دارم حق نداشتن به جستجو کردن وقتی فقط هزار تا راه پیدا کنی مثلن بلاگ اسکای صفحه اش را در حالت شب ندارد تایمر ندارد که برخی از پستها را در تایم مشخص آماده برای پست شدن داشته باشند من شعور اینکا این چیزها را جستجو نکنم ندارم چه سودی دارد برای همیشه خودت را به تنبلی می زنی فکری که نباید الان مشغول این اشتباه باشد را اعتیاد به نوشتن می کنی حقیقت امر مشخص هست به دلیل اشتغال نداشتن به راه و حرفه درست هست تایپ گمی کنی چیزی فراتر از پول می خواهی طراحی ایده های قویتر روی کاغذ شاید کمترین یا بیشترین درآمد را داشتا باشد اعتیتد به راه حل پیداکردن و این نوع نوشتن هیچ نوع فایدا ای برای من ندارد به جز اینکه به یک راه حل برسم چرا شما نمی دانید من هم راه حل را پیدا نکرده اما اما هوش باستانی راه حل کار نکردن را بلد هست همیشه سر خودمان کلاه می گذاریم و با افتخار به ترسهایمان بله می گوییم هوش باستانی و مغز و ضمیر ناخودآگاه تا وقتی که آموزش ندیده باشد له راحتی می شود سر آن را کلاه گذاشت اما وقتی یک حرفه ای از زیر کار در رو می شود دیگر حتی خود شخص هم بخواهد نمی تواند از پس ابزار سریع و قدرتمند بلاگ اسکای یا هر ابزار نوشتنی دیگری بر بیایید....  ادامه مطلب ...

انتشار عادتThe spread is back

هر بار توضیح می دهند ... می گویند که فضای وبلاگ دیگر منسوخ شده است ... چقدر بر روی دیگران تاثیر می گذاریم ... چقدر احتمال دارد اطرافیان من از ما تاثیر بگیرند اینکه سیگار می کشیم یا اینکه هر روز داریم ورزش می کنیم ... چقدر الگوی خوب یا بدی هستم ... چقدر دچار مشکلاتی هستیم که دائم در حال تکرار شدن هستند چقدر روحیه ما روی دیگران تاثیر می گذارد بدن ما یا حالات ما را دیگران تکرار می کنند و اینکه شاید روحیه و درون ما را هیچ کس نمی بیند اما ظاهر ما برای دیگران قابل رویت هست و اینکه وقتی وسیله برقی آماده کار هست و فقط 5 دقیقه برای ورزش کردن وقت داریم و از اینکه ورزش می کنی از خودت متنفر هستی چون نتوانسته ای عادتی داشته باشی که بیشتر بر روی اجتماع محیط کاری نتیجه خوبی داشته باشی حتی عادت های خوبت هم اذیت می کنند به خودت فکر می کنی چقدر اشتباه فکر می کنم به خودم نگاه می کنم دنیا عوض شده است اگر عادت های اشتباه داشته باشی و فکر اشتباه داشته باشی آینده ات به فنا می روی ... به خودت می خواهی نگاه کنی به این نتیجه برای زندگی خودم فکر می کنم به چه چیزی فکر می کنم و اینکه چه ربطی دارم خودم برای خودم اهمیت دارم ... اگر خوب نتیجه بگیری زندگی اطرافیانت را خوب یا بد می کنی چه مقدار مدیریت بدی داشتم روی زندگی خودم کسی را نمی توانم مدیریت کنم این وقت من هست به خاطر ترسی که داشتم موفق نشدم به خودم فکر می کردم چقدر دوست داشتم یک کار مفید انجام بدهم و این هم یک صفحه خالی دیگر می توانست باشد ... حتی اطمینان نداشتن منجر می شود به اینکه اینجا هیچ چیزی به جز اینکه یک پس سفید یا خالی دیگر وجود داشته باشد ... یک چیزی مثل خوره روح من را می خورد اینکه یادداشت های نداشتم ... چی بود که توی ذهنم داشت من را می خورد به وسیله های برقی فکر می کردم اینکه آماده کار باشند استندبای آماده به کار اگر یک سه راهی داشته باشی 5 راهی 5 تا پریز داشته باشند هر کدام یک کلید داشته باشند برای وصل بودن به برق اینکه همیشه دوست داری یک محافظ یا 3 راهی حتمن چنین فکر های در ذهنم من وجود دارند و اینکه فکر تازه ای شاید نباشد چه فکر خوبی یا بدی هست ... یک راه های هم الان برای این کار وجود دارد که از برق بکشی این ها را بیرون که صرف نمی کند ... و موقع کشیدن یا زدن دوشاخه بهتر هست که برق آن را با کلید قطع کرده باشی بعدن برق آنها را با کلید سه راهی که کلید دارد ... روشن یا خاموش کنیم ...   ادامه مطلب ...