| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
من و شما عاشق این هستیم که یک پیش گو سرنوشت آینده خود ما را حدس بزند ... بهتر هست آن پیش گو خودتان باشید ... نه کسی دیگری
You and I love to have a soothsayer predict our future destiny... it's better to be that soothsayer yourself... not someone else.
آیا جستجو های ناخواسته ای که انجام می دهیم ... در گوگل شما را به چیزی که دوست دارید ... منظور من این است وقتی موقع تغییر زبان یک چیز را می خواهید فکر می کنید داری با زبان مورد نظر جستجو می کنی ... اما چیز دیگری ظاهر می شود ... واقعیت چیست ؟ تصاویری را که دوست داری ... یا تئوری ماشین قرمز امروز وقتی از خانه بیرون آمدید چند تا ماشین قرمز دید؟ حالا وقتی 50 دلار به شما جایزه داده شود ؟ چطور دنبال هدف و جایزه خواهید بود ؟ شانس هم یک جور چیزی هست ... اگر اهداف خود را با خوش شانسی کنید ... یا اینکه از خودتان بپرسید به طور عمد یا غیر عمد چرا ؟ این تصویر ها را دارید در زندگی می بنید ؟ خودتان را به سمت چیزهایی که می خواهید هدایت کنید ؟ اگر بتوانید با دنیایی آینده خود ارتباط برقرار کنید یا دست کم خودتان را هدایت کنید به چیزی که می خواهید کاری را انجام دهید ...زیاد اعتقادی به این قضیه ندارم ... اما بین میلیون ها تصویر که می خواستید ببنید ؟ چرا این تصویر ظاهر شده است ؟ پس اگر من یک اسکلت یا یک جمجه همراه با یک داس دیدم خبر از این می دهد ؟ به زودی عمر من تمام خواهد شد ؟ واقعن خنده دار هست ... چرا این حرف بر زبان شما می آید فقط قدرت تصویر سازی که مغز شما وجود دارد نه موجود دیگری این که فرشته و شانس به شما رو خواهد آورد اگر فقط بدانید این کار چگونه کار می کنید ؟ در یک موضوع وقتی می خواهید کاری را شروع کنید ... خود را یک قایق تصور کنید ... که هر جا هستی ...یک لنگر هم دارید و لنگر خود را باید بکشید و این کشیدن لنگر از جایی به جایی دیگر نیاز دارید تا لنگر را و آهن که در قایق هست را .... روی قایق آوردید حالا نیاز دارید یا بادبان ها را بر افراشته کنید و اگر بادبان ندارید ... حالا باید پارو بزنید ... چرا تایپ یک کلمه بعضی وقت ها خیلی سخت و خسته کننده می شود چرا وقتی می خواهید کارهای روزانه خود را انجام دهید ... چرا آن روز از عهده آن کار بر نیامدید برای شما خیلی جالب خواهد بود ... به علت اینکه لنگر شما خیلی سنگین هستند و قدرت پارو زندن هم ندارید ... اما بعضی ها لنگر خیلی سبک دارند و قدرت موتور و توان حرکتی خوبی دارند ... چرا ؟ تصویر که می خواستم در زندگی را خیلی کم دیدم چرا هدف و اینکه چرا یک تصویر که نماد هدف و رویاهای مکتوب ندارید ...
چرا کتابهای بریان تریسی همه کتاب آن را نخواندم ... چرا تمام کتابهای نویسنده دیگر را نخواندم .... به علت اینکه تمام کارها را به آخر وقت در روز انتقال می دهم ... چرا حتی یک جمله هم نمی توانم تایپ کنم چرا این همه تعلل کردم ... چرا تصویری که روی گوگل داری به طور عجیبی روی یک تصویر ظاهر می شود ... چرا زندگی خودت را به شخصی که می خواهم تبدیل نمی کنم ... پس سیستم آموزشی برای شما یک چیز شما را مدرک می دهد و شما را محکوم به تخصص در یک رشته می کند ... امید دارید که در این رشته تخصص کافی را کسب ... کنید ... تصویر های ناخواسته یا اعداد فرشته شما را هدایت می کنند ...
دست برقضا من هم می خواستم یک پست قرار بدهم به طور روزانه شما از این منابع تقضیه می کنید ... خلاصه ثابت قدمی پیشه نکردم و شکست خوردم اگر ثابت قدمی انجام می دادم هر روز 10 صفحه از کتابی را می خواندم ... اما نخواندم و رشد متوقف شد ...
از خودم چه انتظاری داشتم اما کار نکردم پس انتظارات کافی نبودند کارهای که انجام ندادم پس به چه چیزی نیاز دارم ؟ حتی این جملات را نمی دانم ... چه معنی می دهد ... کافی هست ..آها ...
به این فکر می کردم ... خدا به دستانی می دهد که بدون اینکه بخواهم ... مطالبی را تایپ می کنم بدون خستگی که محقق نشد ... می خواستم تخصص یک کار را بدون زحمت داشته باشم ... همیشه موقع تغییر حس تغییر کردن را نداشتم ... نمی خواستم نتیجه و حتی خودم را تجسم کنم که دارم کارم را به خوبی انجام می دهم ...
تا حالا کارهای پیشرفته و در درجه بالاتری انجام نداده ام ...
یادداشت ذهنی بعدی ... جالب هست ... اگر دفترچه یادداشت ذهنی داشتم راجب کد های اچ تی ام ال یا اکس ام ال یا کد های یک قسمت دارد به است
<!DOCTYPE html>
<head>
<body>
<body/>
<head/>
فقط منظور من این هست یک صفحه را انگار یک آدم دیده که شامل سر و بدن و دیگر قسمت ها می شود ... پس کارهای که شما انجام می دهید یک سر دارند و یک بدنه از لحاظ یک سر برگ و بعضی وقتی ها شامل ستون و جدول و لینک و چیزهای دیگر می شود ...
خوب کارهای شما اگر سر داشته باشند ... اول سر خود را بسازید ... سر خود را با چیزهای خوب پر کنید ... و مدیریت وقت شما می تواند شما را به مرحله بعدی از کار برساند ... اگر چیزهای بهتری بود ...
و اینکه تمام های ریز یا درشت کار و زندگی شما را هدایت می کند ... اگر می شد خلاصه نویسی انجام می دادم ...
چیزی شبیه به این که این ....... از کجا باید شروع کنم و چه چیزی باید بنویسم ....هیچ چیز وظیفه من نوشتن مطالبی هم هست و هم نیست چیزی که یاد گرفته ام تقریبن نبود اعتماد به نفس در اوایل شروع به کار باعث بروز مشکلاتی می شود ... چه چیزی را می خواهم بنویسم شاید هر حرفی به نظرم برسد الان یک مشکل دارم موقع این کار نیست نباید این مشکل دست هام حس ندارم و اگر بخواهم این جری کار کنم یک روز خوشحال هستم یک روز ناراحت شاید 20 سالگی این مطالب را باید می دانستم اسم کتاب هست .ای کاش وقتی 20 سالم بود می دانستم _اثر_تینا سیلیگ....یا همان کار عمیق یک بخش دارد ... ذهن نابغه ها مثل ...چه اشخاصی عمل می کند اما مثل حسابدارها باید کار کند تا اینکه به موفقیت برسد ...دیروز توان تایپ print را نداشتم امروز هم چنین وضعیتی دارم توان تایپ ندارم از آن روز هاست که آخر وقت هیچ انرژی و حوصله ای ندارم هر بار که این کار را انجام می دهم باید بدانم باید به مقداری درد و احساس ساکن بودن شخصیتم آدم منظمی نیستم وسایل میز کار هم نامرتب هست باید از شر چند تایی خلاص شوم تا یک کم آرامش پیدا کنم یعنی بروند سر جای مخصوص آن وسیله ...حالا بهتر شد اما وقت زیادی صرف نوشتن شد ... بار نوشته ...یعنی نوشته یک جوری هیچ چیز خاصی ندارد فقط دارم می گویم اینجا دارم کار می کنم اما یادداشت خاصی ندارم باید به این حس کم کاری و اینکه اینجا چه خبر بود دارم می نویسم و این چه معنی برای من داشته و دوست داشتم الان اینجا چه چیزی بود ... چه کاری مسلم کاری به غیر از این نوشتن که مشغول آن بودم ... کاری که درآمد و یا بهبود بهتری برای آینده را به همراه داشت بخواهم یا نخواهم باید امروز و پاراگراف روز را انجام می دادم که انرژی را از من می گیرید و تمایلی به انجام آن ندارم و باید فکری به حال آن کنم ...
انگار نمی شه ثابت قدم بود و از یک جایی کم میارم پس دوباره به حد و اندازه قبلی خودم بر می گردم و شاید زیاد از حد به خودم زور گویی و فشار بیشتر یک حد توان مشخص وجود دارد بیشتر از این نه انرژیم تمام شده است و فردا چی از دکمه مواقع استراری از خودم استفاده می کنم از الان مهم تر نیست به یک جایی من را با تاکسی برسان که جایی امنی باشد و توان تکیه بر خودم را بیشتر از قبل داشته باشم اگر به خودم تکیه نداده باشم فرو می ریزم به زمین و پخش زمین میشم چرا حوصله این کار راحت ساده و آسان یعنی نوشتن روزی اینقدر و اعداد که برایم به نتیجه می رساند را اصلن ندارم بیشتر نمی شه از خودم و انرژی استرار و موقع خطر استفاده کرد...الان که خطری تهدیدم نمی کند به خودم فشار می آورم تا....نیاز به کسی پیدا نکنم....
ادامه مطلب ...وقتی همه چیز آماده انجام کار تازه ای باشد ... هیچ حرف اضافه ای در کار نباشد ... فقط آماده شدند آماده باش تا دوباره انجام بدهی و این .... این یعنی چی؟ یعنی نمی خواهم .. یعنی حوصله ندارم ...یعنی تمامش کن ... یعنی برای الان باید چیزی و کار تازه ای انجام می دادی اما انجام ندادی حالا باید با خودت روبرو بشی و خودت و وسایلی که استفاده نمی کنی سال هاست می دانی که یک دکمه برای چه ساخته شده است ... دکمه به اسم کمک .. به من کمک کنید ... نیاز به کمک دارم ... یا دکمه لطف کردید به من کمک کردید ... حالا دکمه یا کلمه ... لطفن ... به اینجا سر نزنید ... لطفن به سمت من حمله نکنید ... لطفن فردا که بیدار می شوم دوباره آن عضو از بدن من قویتر از قبل باشد ... لطفن حساب بانکی من پر از پول شود ... لطفن درخواست من را رد نکنید ... لطفن پیش کسی از من بد نگویید ... لطفن به من فکر نکنید ... لطفن من را دور نیاندازید ... لطفن قبل از اینکه قصدی داشته باشید ... حسابی تصمیم بگیرید ... لطفن دوباره جویایی حساب و کتاب های خودتان باشید ... لطفن دست از سر دانلود کردن بردارید ... لطفن کارهای خود را اول انجام دهید ... اگر چند فیلم آموزشی یا کارهای خود را انجام ندهید ... هیچ اهمیتی ندارد ... اهمیت ... پله صبر و درک ... و وسایل کم ارزشی که باید به کار بگیرید تا دوباره اعداد که می خواهید را در انجام دادن مرحله های ورزشی داشته باشید ... درست موقع که داشتی نتیجه می گرفتی از کار باز نیاستید از کار نی افتید ... به احتمال زیاد شما دارید ... به این فکر می کنید ... کار ناقص انجام بدهید ... کارها را تا انتها انجام ندهید ... از کار دل بکنید ... آره دقیق می دانم شما به کارها نباید بچسبید این برعکس تکنیک قبلی هست ... باید خلاصه کار کردن هم مثل خلاصه نویسی یاد بگیرید ... ادامه مطلب ...
ظرف یکماه مشکلات حل می شوند....چرا قفل می شویم...چون توی اتاق یا منزل چیزهایی هست که مدتها از انها استفاده نمی شود مثل دوچرخه ثابت یا تردمیل یا وسیله های طلسم یا قفل شده پس بدانید که قفل نشوید و با ۱۰ دقیقه کار میکنم روی یک ساعت ۶ تا کار می کنم نمی دانم اسم نویسنده یادم نیست اما چطوری فقط ۸ دقیقه طول می کشد تا یک وسیله را خاموش کنید و وارد یک سایت شوید ۴ دقیقه برای خاموش ۴ دقیقه برای ورود من الان وقتم تمام شد سیستم هست که من باهاش مشکال دارم چه کنم برای اولین بار باهاش کار می کنم اما نمیشه... ادامه مطلب ...