تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

not having نداشتن

چه کسی پست بعدی را آماده کند با اینکه کسی به غیر از خود من این کار را انجام نمی دهد و نوصبه ای برای این کار ندارم الان موقع کار کردن نیسا دیروز از دست انجام دادن و نوشتن فرار کردم مثل الان که باید هم بخوانم و هم بنویسم و موقع اش نیست ....نه الان وقتی که وقت کاری هست باید انجام شود میز کارم همیشه به هم ریخته است توسط وسایل که جای مشخصی ندارند خوب اینها جای مشخصی از روز اول نداشته اند چون بی اهمیت و کار رراه انداز هستند می آیند بعدن بلا تکلیف می مانند قانون هر چیزی جایی دارد در مورد این وسایل بی جا و حتی وسایل که جای مشخصی دارند با هم درگیری و گمشدن وظیفه و عادی شدن بهم ریخته بودن میز کار برای من یک عادت بد شده....  ادامه مطلب ...

compulsionاجبار

به طور ناسالم رقابت می کنی چه چیز می تواند وجود خودت را به خطر بیلندازد شاید اصلن توان رقابت با خودت را نداری اصبن اهمیت ندارد چه چیزی مهم هست درست هست اما آمار اشتباهاتم بالا یا کم و زیاد می شود همه چیز برای به دست آوردن یا از دست دادن بوده من هیچ کاری انجام نداده ام یا اینکه فکر می کردم اقدامات ناکافی من کافی هست دلم را به خوشی و یا هزر اشتباهی زود تر از بقیه کارم را رها کردم چه چیزی باعث شد من احساس آرامش نداشته باشم دیگران همه می دانستند من توان انجامش را ندارم و برنامه ریزی ها درست بود موقع انجام دادن کار این من بودم که کارم را رها کردم یا وانمود کردم و عملی کردم یک ساعت بیشتر تلویزیون یا بازی کامپیوتری انجام دادم به جای آن می توانستم هنر خلاصه نویسی یا یک چیزی که می توانست تلاش پشت سر هم را برای هدفی مشخص نداشتم هدفی مکتوب فقط حساب وکتاب کردن که اینجا خوب کار نمی کنی مطالبی که حوانده ای را نتوانسته ای به مرحله اجرا در بیاوری فقط واقعیت ها جلوی چشم من رژه می روند امان از دست اینکه دائم داری خودت را سرزنش می کنی یا همه چیزهای بد برایت یک عادت شوند باید به جای اینکه عادتهای بد داشته باشی برای خودت یک چیز منظور عادت خوب پیدا کنی این روش من نبوده عادت به کار کردن واقعیت همین است هر بار کاری را دشوار انجام می دهید چه خوب یا چه بد خود را مجبور می کنی که این کار را انجام دهی....  ادامه مطلب ...

countingحساب کتاب

اهل حساب و کتاب بودن 1394 شروع وبلاگ 

1402 منهای 

1394

8 ضربدر 

365

یا 300 در نظر بگیرید 

8 ضربدر 

365

برابر است با 

2950 

نه 

8*300

برابر است با 2400

فقط کتاب های برتری خفیف را نخوانید 

حساب و کتاب کنید با ماشین حساب 

باور نکردنی هست که چیزی بیشتر از 300 تا پست دارم ... 

2400 پست باید ظرف این 8 سال می داشتم .... پس نشان دهنده کم کاری هست اگر بخواهی جبران کنی 

2400 منهای 

300

حتی به اندازه یک سال کار می شود 2100 پست اما اگر هر روز یک پست داشتی 2950 پست پس اهل حساب و کتاب باشید ... برتری حساب و کتاب 

جلسه های تمرین در باشگاه یا چنین چیزی را حساب کنید .... 

اگر روزی 10 دقیقه نقاشی کنید ... 

10 دقیقه 

*300

می شود 

3000 دقیقه و ... در سال 3000 *5

15000

پس روزی 20 دقیقه سریال نگاه کردن می شود چی ؟  

ادامه مطلب ...

loss tolerance تحمل باخت

به من چه که خودم هم حرفهای خودم یا چیزهای که برای دیگران به جا می گذارم را ندارم .... من یا هر کس دیگری توانایی شکست خوردن را داریم وقتی می بازیم میخواهیم یک کار دیگری کنیم که این واقعیت را زیر سوال می برد من باید التماس کنم به خودم که شکستم را قبول کنم چه فایده ای دارد ...نه فقط کار بدی نکن بیش از حد هم من را یعنی خودم را اذیت نکن...راه راست و درست را نشانم بده بدون خطا و اشتباه دیگران و زندگی خودم را هم نابود نکن انتقام هم نگیر....ولش هم نکن تا جایی ادامه بده که دوباره یادبگیری...چطوری برنده باشی...  ادامه مطلب ...

اهمیت خستگیThe importance of fatigue

فقط غم انگیزترین حالت این است که نوشتن را برای خودم به صورت یک عادت در نیاورده ام....چیزهایی می نویسم بدون یادداشت برداری کردن بدون هدف گزاری کردن....اهمیت ندارد که چه خواسته ای داشته باشم و تا کجا حاضرم برای این خواستخ بجنگم همه چیز شاید یک شوخی باشد من در حال خستگی باشم و حالا هیچ چیز اهمیت ندارد  ادامه مطلب ...