تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

چرا از اول شروع کنم Why start from the beginning?

در نزدیکی ها ۳۰۰ پست قرار داری برای عده ای که خبر کار می کنند . ظرف یک روز به این عدد شاید بیشتر هم برسند . آیا اعداد اهمیتی دارند نیاز به این که بزرگی این عدد چقدر می شود . چقدر می توانی مخاطب ها را فراری دهی . فکر کرده ای دید منفی داشتن ... یا اینکه پیشنهادهای که داری برای این صفحه هزینه کنی حدود ۷۰۰ یا ۸۰۰ دلار بستگی دارد . اگر شرکت بودی و یا اینکه آینده این کار این قدر نیاز به هزینه کردن داری . پلتفرم های رایگان من تقریبن در ۵ یا ۶ بخش دیگر رایگان کار کرده ام . امکان دارد این جا هم چند وقت بعد به کلی بدون هیچ غذر و بهانه ای تعطیل کند و مطالب آن بالا نیاید احتمال ریسک کاری هست در آن صورت چه راهکاری برای خودت داری من توی ۳ بخش از پلتفرم های قبلی با این مشکل مواجه شده ام متاسفانه توی یک بخش هم به طور کلی با مدیر آن بخش که با لینک های جا های دیگر مشکل داشت به طور کلی همه چیز را حذف کرد به طور تکنیکی 

اگر نخواهی به این تجربه های شخصی بسنده کنی چقدر می توانید از اول شروع کنی از اول شروع کنید اگر من تمام این نوشته ها و آمار های شما را پاک کنم چقدر دوباره می توانی از دوباره کار کنی . 

اگر همه داشته های قبلی شما از دست برود چه روحیه ای خواهید داشت حالا نه از لحاظ مادی از لحاظ معنوی .... و روحیه ای ....‌؟‌

  ادامه مطلب ...

Your focus is the size of positive and negative feelings or even pain and happiness

اشتباهات سیکل تارگت نوشتم حله حوله هله هوله حله حوله اینکه دومی شد هوله حوله ....

Focus on happiness اندازه خوشحالی 

منتظرم حس بهتری داشته باشم برای نوشتم و کار کردن بار مثبتی داشته باشم . خط بالا نشان دهنده بی هدفی هست . یک چیزی دائم حضور داشته باشد . به آن چیز تمرکز می کنید . بزرگترش می کنید کانون توجه شما و توجه شما به درد هنر داشته باشی و مدیریت داشته باشی . خودت می توانی نوع جدیدتری از حضور را تجربه کنی . هر چه می خواستم . این کار را انجام ندهم نتوانستم خودم را کنترل کنم . بازدید های صفر و خالی بودن برای من معنی این را نشان می دهد واقعیت این هست . بازدید خودم از صفحه ام صفر بوده بقیه به صفحه نیم نگاهی داشته اند ۷ تا ۶ تا از ۵ تا و ۴ تا میانگین کارم بالاتر بوده واقعیت این است کیف کردم دیگر کار نکردم لذت بردم اما به هدفی که می خواستم نرسیدم می خواهم بگویم اهمیتی دارد ندارد واقعیت این هست برای من یک تفریح بوده و شروع کار انرژی داشتم که می خواستم درآمد کسب کنم . اینکه این نوشته ها در صفحات الکترونیک محو می شوند و کاغذ پاره و دفتر و جزوه خیلی اهمیت دارد اذیتم کرد این جزوه های که می نویسید اگر از نوع ژورنال و دفتر خاطرات باشند هر چه مطلب خواندم از اهیمت فوق العاده بالایی دارند به دلایل مشکلاتی که برایم پیش آمده است . نشستن روی میز کار تبدیل به میز داغ شده است این مشکل جالب هست تا حالا ثبت نشده از است از میز کارم متنفر شده ام به خاطر اینکه ارتباط پیدا کرده با حس رنج کشیدن و دردهای فیزیکی بدنی اینجاست نقش تمرکز را می خواهم بگویم روی کارم تمرکز می کردم . اعتراف می کنم . مطالب کتابی را که خوانده ام در ضمیر ناخودآگاه من جای نگرفته اند واقعن آماده بودم برای عصبانیت و نیروی عصبانیت بعضی ار روزها انرژی خوبی گرفتم از این روش فرداش را با انگیزه شروع کردم . می خواهم اعتراف کنم تمام تلاش خودم را کردم اعتراف می کنم ۹۵ درصد به درماندگی تمرکز رسیدم خوابهای عمیقی را تجربه می کنم . لذت بخش . احساس ترس از آینده ام در کمترین حالت یا بیشترین حالت هیچ تفاوتی ندارد ... بگذارید اعتراف کنم نمی دانم چی می گویم :‌ ما هیچ کنترلی روی شرایط نداریم چشم امید به خداوند داریم . در آموزش های دارن هاردی باید ۱۰۰ درصد مسئولیت ارتباط با همسر یا دنیا یک اینجور بخشی داشت را به عهده بگیرید . یعنی مشکلات ناشی از دیگری را به عهده خود بگیرید . مثلن شما یک چیزی را می خرید . ارزش آن چیز دیگر به عهده شماست .  حالا می خواهد صفر بشود یا بالا برود و شما یک آدم هستید که می توانید اشتباه کنید . اما این اشتباهات چیزی از شخصیت شما کم نمی کنند . واقعن جملات قبلی از من نیستند مال چیزهای بوده که خوانده ام خوب یک سری کتاب معرفی کنیم . مثل معامله گر منضبط مارک داگلاس نیازی نمی بینم چیزی بنویسم از بس کتابهای کاملی وجود دارند فقط می خواهم بگویم انفرادی کار کردن بعضی موقع نفس کشید زیر فشار کاری سخت تر از گذشته می شود همیچنین نیازمند ردیف بودن شرایط کل افرادی هست که در کنار آنها زندگی می کنند . اما این با ۱۰۰ درصد مشکلات به گردن شما هست را هلاجی کنید . به خودتان زیاد فشار نیاورید وقتش فرا خواهد رسید بلاخره ما یک انسان هستیم یک تلاش های می کنیم بعضی موقع ها باید کناری نشست از حد انسان بودن خارج نشد مدیتیشن یک ساعت انجام دادن یک جا تمرکز کردن روی نشستن ها باید تمرین می کردم که تمرین نشستن همان مدیتیشن اسم سنگین آن خوب یک ساعت راحت نشستن واقعن نیاز به نسستن ندارم من وقت ندارم اگر وقت داشتم ورزش های فیزیکی انجام می دادم اعتراف می کنم نسشتن به حالت یوگا تعادل را بیشتر می کند من گه گاهی می رفتم روی آرنج و گردن حالا نمی دانم چه اتفاقی افتاده که تعادلم در این حرکت چطوری بدون تمرین بیشتر شده واقعن قبلن بود بیشتر تمرین می کردم اعتراف می کنم مچ درد که از حرکت با حرکت کل بدن و پرس گرفتم خیلی درد بالایی بود وقتی فیلم ترینات جی کاتلر را نگاه می کردم این مرد داره چه حرکتی انجام می دهد خوب نشر از جانب را با تکنیکی انجام می دهد یا کول یا هر چیزی هست فقط قابل دیدن و تعجب کردن هست . جی کاتلر از جمله ورزش کارهای هست که بعد از دوران تمرینش بدن سالمی دارد و .... تمرین را از حرفه ای ها یاد بگیرید البته جای فکر دارد .... و حوصله ...  ادامه مطلب ...

ساختنBuild

یک چیزی بسازید مثل ماشین حساب که فقط متن بنویسد من قبلن دست بقیه دیدم یا گوشی را قفل کند که بقیه برنامه ها این کار را می کنند بیخیال ایده خوبی نیست.... بی ترنسلیت

Make something like a calculator that only writes text.

آفساید و دیوار نامرئی ذهن خود Offside and the invisible wall of your mind

نگاه کن بخش خودآگاه تو در نوشتن نمی تواند دخالت کند سریع بخش ناخودآگاه می تواند خودت را از این مرحله به مرحله آفساید یا خطا بکشاند کاری که در قانون چون مهاجم به پاس داده اید اما مدافعی از تیم حریف نیست این موفقیت می تواند . آفساید باشد . یعنی وقتی نیروی مخالفی نیست تا در برابر ما مقاومت کند . تمایل خودمان را به کار کردن از دست می دهیم شاید هم اینجور چیزی سخت ترین نیرو این هست نیروهای نامرئی شما را احاطه کننده شما احاطه شده در نیروهای نامرئی و قوانین آفسایدی هستید که آشکارا و غیر آشکارا جلوی موفقیت شما را می گیرند روتین یادداشت شده ای هم ندارید زیاد پیشرفتی حاصل نمی کنید ... دوباره کاغذهای سفید و کارهای ناتمام شما را اذیت و آزار می دهند یک صبح بیدار می شوید . می بینید که دیگر نیازی به کارکردن ندارید چون دردهای شما بزرگتر از دلیل های شما هستند ناتوانی های شما بزرگتر توانایی های شما هستند وقت شما کمتر از انبوه کار شماست آرامش داشته باشید وقتی همه کتاب جیمز کلیر را می خوانی ناامید می شوی از روش اینکه خودم را زندانی کنم تا پاراگرافی بنویسی به خودت شک می کنی . حالا من با این آموزش های اشتباه یا هر نوشته ای یا صدایی فکری چه کنم نباید اشاره به منبع یا چیز دیگری کنم پس چرا جیمز کلیر از منابع خود و چندین و چند صفحه صحبت می کند... پس اگر منابع بسته های آموزشی گفته شوند چیزی برای استاد بسته باقی خواهد ماند مسلمن که باقی می ماند اما شجاعت معرفی منبع را فعلن باب نشده است .   ادامه مطلب ...

Secret exercisesتمرینات مخفی

چی بنویسم..... بدون حوصله برای امکان تازه سخت ترین خط باور نمی کنم. یک نفر با نوشتن بتواند . پول در بیاورد . چون برای من اتفاق نی افتاده تصویر و الگو داشتن خیلی کمک می کند چیزی که بدنه کتاب را تشکیل می دهد . جسم و روح و .... ۳ سومی توان مالی هست . هوش هست . پیگیری شاید مهم ترین با چه سرعتی نوشت . موضوع این هست. هنوز به مرحله انتقال نرسیده ای به مرحله انتقال دانش سعی کنی با تمرکز  جلو ببری....


آزمون ها در هر مرحله باید یا سایتهای خرید حقوق مصرف کننده را رعایت کنند . 


ایده این هست . من چیزی را خریده ام که در امتحانی شرکت کنم ... حالا نوشته شده دفترچه را مطالعه کنید . یک جای خدماتی که خدمات کامپیوتری یا هرجایی هست قرار بوده خدمتی را ارائه کند حالا به درد من نمی خوردو به خاطر مراحل ظالمانه و بدون برگشت باید برگردیم ... و زیان را من تحمل کنم . 


یک نفر نیست اعتراض کند و من با چه دکمه ای کوپون یا بلیط را حالا من نمی خواهم لطفن وجه و پولی که من داده ام را پس دهید.... 


یا کالا یا هرچی باید سایتهای اینترنتی بخشی یا قسمتی را داشته باشند برای این کار... و زنگ زدن و رسیدگی کردن به شکایات و اعترضات و بهتر شدن اوضاع ....


یک قدم بردار....یک قابلیت را داشته باشی.... تصاویر و چیزهای را در ذهن ببینی این تصاویر خیلی ناقص هستند ... خام هستند ... حتی اصلن الان نیستند ... تصاویر مبارزه با یک رباط یا یک موجود خیالی یا آدم فضایی یا شرایطی مثل درماندگی از حالتی که کاری از عهده من بر نمیاد یا الان که فکر می کنی ....


آرامش و یوگایی ذهنی نداشته باشی من در این حالت هم نمی تو انم بنویسم چرا باید صحبت کنم این عادت بدی هست که دارم تا چند دستگاه کار می کنم یا می نویسم ....


خط بالا را اصلاح نکن خوب ...اصلاح شد.


نویسنده هری پاتر .... اسمش چی بود ؟


خوب بچه هم داشته یک دختر داشته ... چطوری از اینترنت برای پیدا کردن اسم آن نویسنده استفاده نمی کنی... چطور دکمه ها را بزرگتر نمی کنی چطور بهتر فکر نمی کنی...


این هم جستجو جی کی رولینگ....


کوتاه نوشتن کار بسیار سختی هست آنلاین نوشتن بریده نوشتن کار سختی هست کوتاه نوشتن کار سختی ....


منظورت چی هست که بچه داشته.... با وجود بچه داشتن اگر این کار را انجام نمی داد الان توی چه حالی بود اگر قصه های هری پاتر نبود ... شاید کس دیگر قصه ای دیگری می نوشت ... حالا با وجود اشتباهات تایپی  چی کار می کنی....


به خواننده احترام نمی گذاری....


حجم کار پایین است.


به خاطر اینکه وقت ندارم.ارتباط خوشحال کننده و چیزی که شما را سر ذوق می آورد ضروری هست....


رمز برنده بودن اینکه با نوشتن هر جمله کسی احساس شادی می کند....


سوال برام پیش میاد با وجود کتاب مثل شروع ناقص جیمز کلیر و قانون تکرار جیمز کلیر چه نیازی هست... من هم بنویسم ؟


نیازی نیست ....


شما احساس کنید در کل کتاب خواندن خوب هست...


شما عادتهایتان شما را مدیریت می کنند .... با یک چیز یا وسیله ای که قابلیت جا به جایی دارد کار کنید زندگی شما بهتر می شود شما می توانید بهتر کار کنید... دائم کار کنید ... جای ثابتی کردن خیلی جالب هست .... من قبلن فکر می کردم.... استاد کار کردن در زمینه ای هستم .... الان احساس می کنم.... احترام به آن باورم نگذاشته ام باور جدیدی جایگزین آن شده من نمی توانم اینطوری کار کنم... من دارم مثل یک تازه کار اشتباهات کودکانه انجام می دهم دوباره .... 


این نقطه ضعف هست که این باور تاکید می کنم....آشکار نیست ... اما گاهی به سراغ من یا هر کسی می آید ...


واقعن اذیت می کند کیبرد لمسی به دلیل مشکلاتی که دارم ....اما اعتماد به نفسم کم شده است .... این مشکلات برای همه وجود دارد .... این مشکلات برای تک تک نویسنده ها وجود دارد . عده ای درک می کنند . شما خودتان بودید که خودتان را مجبور با این اشتباه نوشتن کرده اید حالا باید این معما را حل کنید دائم باید خودتان را راضی کنید با اینکه راه خیلی تاریک هست ... اما با زدن کلید راه روشن خواهد شد یک نشانه دوباره همه چیز را دوباره از اول شروع کردن به یک سگ پیر نمی شود حقه های تازه نشان داد . مسائلی من به این کار نیاز دارم....باز هم باید مشکلات را حل کنی بر مشکلات تمرکز نکنی به رابطه ات تمرکز کن در ارتباط با نوشتن وقتی فکر می کنی کلی وقت صرف این کتر کردم کلی نوشتم و حتی یک ریال هم یک تومان از نوستنم به دست نیاوردم می خواهی گریه کنی من داره حالم از این طرز نوشتن و زندگی کردن بد شود....


نه من به کلی آدم کمک کردم .... عیبی ندارد که موفق نشدم پول در بیاورم...و ...


حالا آن صفحاتی که خوانده ای اینجا فرق تمرینات مطالعه خودش را نشان می دهد. 

ادامه مطلب ...