تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

تغییرات بزرگ ، از کارهای کوچک

بعضی از مواقع برعکس روزهای که وقتم رو خیلی راحت از دست می دهم .

خیلی خوب تلاش می کنم ، این برای خودم هم باعث شگفتی است . شاید به خاطر این است . چیزهای یاد گرفته ام به خاطر تجربه و رعایت کردن .

نکته های خیلی ریز که وقتی می شنیدیم خودم هم باورم نمی شود . یک کار خیلی کوچیک بتواند در طول مدت این تغییرات بزرگ روی یک آدم بگذارد .

ولی در مورد من اینطوری بوده است .

اگر خدا کمکم کند . بعضی از تغییرات مثبت رو در مورد خودم شاهد بودم . باعث تعجب خودم بوده .

ولی هر چی توانایی های خودم رو بیشتر احساس می کنم ، غرور هم بالاتر می رود .

در نتیجه خیلی راحت همین نتیجه خوب می تواند ، جای خودش رو با یک باخت عوض کند .

پس باید حواسم رو بیشتر از قبل جمع و جور کنم .

همیشه گزینه های بهتر وجود دارند .

همیشه وقتی می خوام ، روی یک کار متمرکز بشوم ، به جای آن که بیشتر نتیجه بگیریم ، کمتر از قبل نتیجه می گیریم ، چرا ؟

 

دلایل زیادی وجود دارد ،

 

وقتی روی یک کار می خواهم ، تمام وقت خودم رو میگذارم ، احساس می کنم ، از خیلی چیزهای که دوست داشتم ، فاصله گرفته ام .یک احساس که انگار اسیر کار جدید شده ای ، انگار از همه لذت های زندگی روزمره جدا شده ای ، بعد به جای اینکه تمام تلاشم رو انجام بدهم ، این کار رو به خوبی به پایان برسانم ، یک استراحت 5 دقیقه ای به خودم می دهم ، بعد استراحت 5 دقیقه تلویزیون نگاه کردن 3 ساعت طول می کشد .

الان بعد از گذشت: 3 روز هنوز هم برای من این اتفاق جالب است ،اگر می توانستم ، این اشتباه خودم درس می گرفتم ، می توانستم ، دیگر در دام این 5 دقیقه 3 ساعت دوباره در زندگی من تکرار نمی شد .

اگر می توانستم ، از اشتباهاتم درس بگیریم ، می توانستم ، آدم بهتری باشم .

ولی انگار نتوانستم ، روی این کار کنم ، چون متاسفانه وقتی به اشتباهاتم فکر می کنم ، احساس می کنم ، یک حس بد به من دست می دهد ، جوری که فقط یاد گرفته ام .

من نبودم ، شرایط جوری پیش آمد ، عیبی ندارد ، روز بعد جبران می کنم .

این هم روش بدی نیست ، ولی همیشه گزینه های بهتر هم وجود دارند ، همیشه می شود ، فکری کرد ، برای بهتر شدن ، بهتر بودن .


طوطی چاق و لاغر

دو طوطی سفید در در سرزمین زندگی می کردند ، پر بود از منطقه صخره های که جای خوبی برای لانه سازی ، طوطی چاق ،

و طوطی لاغر هر دو شروع به ساختن خانه های خود نمودند .

طوطی چاق طوطی پر تلاشی بود ، دائم روی خانه خود کار می کرد ، ولی طوطی لاغر خیلی در کارش جدی نبود .

طوطی چاق بعد از اینکه شروع به ساختن کرد ، به خاطر اینکه مجبور بود ، چوب ها و زیادی بیاورد ، خیلی بیشتر از طوطی لاغر

رفت آمد می کرد ، چون خانه بزرگتر می خواست ،بسازد .

ولی طوطی لاغر خانه کوچکتری می خواست ، بسازد ، کمتر رفت آمد می کرد . بعد از مدتی وقت بیشتر برای استراحت و غذا پیدا کردن داشت . به مرور طوطی لاغر چاق شد .

طوطی چاق لاغر شد . روزی شاهین ، به آن منطقه آمد ،

یک روز که این دو طوطی در حال پرواز بودند ، قصد شکار یکی از این 2 طوطی را داشت . چون طوطی لاغر چاق شده بهترین گزینه بود . 

چون کند تر پرواز می کرد .

طوطی چاق را شکار کرد .

متوسط بودن

آیا کاری که انجام می دهم ، روی خودم هم تاثیر می گذارد ، به من کمک می کند ، بهتر کارهام رو انجام بدهم ، چیزهای که می نویسم در خاطر خودم باقی می ماند .

فقط می خواهم این کار رو انجام بدهم ، بهتر خودم رو بشناسم ، ولی این که خودم رو بشناسم ، هر چه جلوتر می روم ، احساس می کنم . باید این عقب افتادگی در کارهام رو بیشتر دنبال کنم . ولی وقتی صحبت از اصلاح و یادگیری است .

خیلی زمان بر و خسته کننده است .

ولی اینقدر باید این کار رو انجام بدهید . تا ذهن شما ورزیده بشود . مثل یک رشته ورزشی می ماند . مغز مانند یک ماهیچه است . هر چقدر بیشتر از آن کار بکشید .

دائم قویتر می شود . باید بیشتر کار کنم . دست درد نکند . فقط همش این رو تکرار می کنم .

چطوری فقط کارکردن شما را به جاهای خوب نمی رساند . این که از فکر و عقل خودم استفاده کنم . تشخیص درست بدهم . که چه کاری الان در چه وضعیت باید انجام بدهم .

آیا کاری که میخواهم انجام بدهم ، آینده ای خواهد داشت ، درآمد خواهد داشت ؟

با روحیه و شخصیت هنگام کار همخوانی دارد ، استرس های شغل آینده را بشناسم . کلی موارد دیگر .

ولی وقتی یک آدم متوسط مثل من نه قوی نه خیلی ضعیف همیشه تلاش برای این باشه که فقط متوسط باشم . بعضی از اوقات یک جاهای کم کاری می کنم .

همین کم کاری این که روی خودم حساب باز نمی کنم . یک جایی یقه من رو می گیرید . همه چیز رو نقش برآب می کند .

باید سعی کنم .

از یک آدم متوسط به یک آدم با انگیزه تبدیل بشوم .

این در عمل گفتنش راحت است . اگر توانای عمل داشته باشم . دوباره احساس می کنم . باید اول خودم را بیشتر قبول کنم .

منظور توانایی های خودم است .

کار نیمه تمام

انگار نه انگار یک روز دیگر هم رفت ، ولی انگار نمی خوام این کار رو تمام کنم ، همیشه دوست دارم ، کارها رو رها کنم . خود به خود انجام شوند .

آخر تا حالا خود به خود کاری انجام شده است . بار اولی وجود داشته که اینبار دوم آن باشد .

احساس میکنم ، باید موقعی این کار رو انجام بدهم . حوصله داشته باشم ، شاید این شرایط لازم برای انجام اینکار هرگز برای من محیا نشد .

آن وقت هیچ موقع این کار ناقص نیمه تمام باقی می ماند . شاید با وجود اینکه همیشه وقت صرف می کنم  .یک روزی یک جایی دیگر حوصله ام به سر برود .

پایان عمر این کار باشد . شاید روزهای یکی پس از دیگر می آیند ، اگر برنامه درستی برای این که داشته باشم . خیلی از کارها را با همین روش فراموش کرده ام . ناقص ، بی ارزش شده اند .

ای کاش برنامه منظمی داشته ام .

شاید تا به امروز به نتیجه رسیده بودند .