#سم_زدایی_دوپامین#Thibaut_Meurisse
Deep Work - Cal Newportکتاب کار عمیق، اثر کال نیوپورت
خوب اسم کتاب است و ... :
1- عادت های اتمی
2- اثر مرکب
3- قدرت عادت
4- صبح جادویی
5- تخت خوابت رو مرتب کن
6- قانون ۵ ثانیه
7- مادمازل شنل
8- شما که غریبه نیستید
9- کفش باز
این ها را من که نخوانده ام شما بخوانید کفش باز و مادمازل شنل را نخوانده ام بقیه را چرا خوانده ام حداقل یکبار حتی کار عمیق را هم نخوانده ام به چه دردی می خورد وقتی این چیزها را نتوانسته ام اعمال کنم .... داشتم با خودم فکر می کردم اگر به نقاشی می پرداختم و اصلن آشنایی با این اشتباهاتم نداشتم خیلی موفق بودم اگر با تمام وجود نقاشی می کردم نیاز نداشتم اینطوری تایپ کنم آرزو داشتم این کار را می توانستم اجرا کنم فقط انتظار معجزه دارم از لینوکس و جمع کردن کیبورد و پیپ و اینستال در ویندوز پایتون یک دستور هست که یک کتاب خانه به پایتون اضافه می کنم و پایچارم و یک محیط که روی ویندوز نصب می شود حتی حوصله این کار را نداشتم تازه یک تیک و تنظیمات روی قسمت خود برنامه اصلی پایتون بود که اگر آن تیک را نزنی روی ویندوز نمی توانی که پیپ یا کتابخانه را اضافه کنی این ها همه چیزهای به درد نخور بود که من یاد گرفته ام حدود یکسال هست ناامید شده ام 1221 آمد که دوبار می گوید چیزهایی را که ول کرده اید دوباره شروع کنید قانونن که من از عهده ای تایپ کردن هم بر نمیآمدم در مورد ورزش کردن و اطلس بدنسازی و اینجور چیزها خواندم از این قسمت حرکت لانج پات را نبر پایین توپ سوئیسی و توپ و استوانه و چیزهایی دیگر خوب خلاصه تمرین نکردن در باشگاه نداشتن تمرین شکستن گردن بدنسازی موقع حرکت اسکات و ترامپولین و صدمه زدن به بچه ها ایمنی در ورزش کوتاه شدن رباط کمر من زرد پی که نمی توانم آشیل که موقع پایین آمدن از پله باید با کفش حتمن پات باشد و عضله شکم خود را منقبض کنید موقع اسکات زدن می خواستم این کار را انجام بدهم مایک منتزر و آرنولد و نبرد این دو بین 4 ساعت تمرین یا نیم ساعت و و خشم مایک منتزر که یکی از دوستهای انها معتقد هست که خشمگین شدن مایک منتزر از این قضیه به او... به من چه چیزها و اطلاعات بی ربط گمشدن خودم بین تمرین های جدید چرخش مچ موقع نشر و ایستادن صاف برعکس به جایی اینکه شانه هایم را قوی کنم آنها را ضعیف کردم یک ماه تمرین نکردم بدنم اصلن دیگر قابل تمرین شدن نشده است با کسی وقتی کاری را شروع می کنید باعث می شود انرژی منفی در بدن شما و دیگران و خفه شوید یعنی حرف نزنید اگر می خواهید خانه یا ماشین بگیرید رابرت گرین و 48 قانون قدرت و ... چیزهایی که دائم به جان شما می افتد و ورزش نکردن و صبح بیدار نشدن بیخال شدن و پشتکار نداشته باشید ....... کتاب استعداد هرگز کافی نیست _ اثر جان سی ماکسول خوب دوباره چیزهای تکراری ... این سه نقطه های غیره نیست اکسترا ex.. و ... یعنی پاراگراف تمام شد .. پس چی کار کنم نمی توانم این کار را برای خودم به صورت چیزی قرار دهم پس من این کار را انجام می دهم رزومه برای خودم درست می کنم باید بیشتر می نوشتم اگر درست نقاشی می کردم اگر حرف نمی زدم اگر این قدر یا میلین دور رشته های عصبی اصلن در حال چه کاری بودم که به صورت غیر ارادی در حال کد نویسی نیستم و یا اینکه یک نسخه ویندوز یا لینوکس ندارم که قابل حمل باشد باید دائم خودم را به این میز گره بزنم واقعن من مشکل دارم با اینکه یک جا بشینم روی یک میز و شروع کنم به کد نویسی کردن و هزینه بالایی که کامپیوتر های قابل حمل پیدا کرده اند من نمی توانم با کامپیوتر ارزان قیمت خودم را روبه راه کنم من باید یک چیزی داشته باشم که مثلن یک فوتوشاپ یا ای آی نمی دونم آدوبی این چیزه که باهاش کتاب را طراحی می کنند یا طراحی های کتاب را و چیزهای دیگر را قرار می دهند بدون دردسر تر انجام شود واقعن به جایی رفتیم که خریدن یک سیستم برای من سخت هست بهانه ها و مشکلات سختی مشکل این بود که حتی اگر پول و چیزهایی دیگر را به دست بیاورم من با آرامش مشکل دارم با مدیتیشن مشکل دارم با خودم مشکل دارم هنوز به آن چیز داخلی نرسیده ام با واقعن درست کار کردن مشکل دارم با گرما مشکل دارم با سرما مشکل دارم با ورزش کردن مشکل دارم نتیجه ورزشی که داشتم کتابهایی که بالای 140 حرکت داشتند در بدنسازی به دردم نخوردند چیزی که به دردم خورد تجربه بود و اینکه شبکه های اجتماعی و اینستا گرام و حرکاتی که آنجا اجر می شد نسبت به حرکتهای که الان به جایی درست اجرا می شد باعث شد که تمرین زده شده ام حرکت اشتباه قبلی خیلی بهتر بود حتی هنوز بقیه آن موقع که می رفتم به عنوان حرکت شناخته شده تر بود من باید بین این چیز و اینکه من به جای 4 ست من این حرکت را 8 یا 12 بار قبلن اجرا می کردم نوجوانی من نوجوانی خوبی بوده و اینکه الان همه چیز از ذهنم پاک شده است و اینکه من باید موقع تمرین بدنسازی مدار شکل انجام می شد که تمرکزی روی عضله ایجاد نمی کرد یک حرکت رفت و برگشتی همان رفت و برگشتی که با بارفیکس و پارالل تنها اجرا می شد یعنی این را به تنهایی اجرا کنید و اینکه بارفیکس خودش جستجو کنید باعث می شود کمر و مهره ها فقط آنه هم آویزان شدنش خیلی با حال هست مهره ها را ریلکس می کند و اینکه میله بارفیکس بین در یک وسیله فوق العاده خطرناک هست و با این چهارچوب های جدید البته در ایران حالت پیچ دارد چیز با حالی نیست و اینکه یک چیز بهتر برای پارالل سر هر کوچه یا داخل خانه نیاز به بارفیکس و پارالل داریم که نداریم و داخل خانه ها داشته باشیم و در ادارات این چیزها را زیاد داشته باشیم در حالی که خسارت ها و اینکه بیمه با تخفیف برای حق بیمه درمانی هزینه بیمه را شاید من پیشنهاد اشتباه و به درد نخور به ذهنم من می رسد من حق بیمه را مثلن ندارم اما می توانم کار کنم یک هفته برای بیمه درمانی من یک هفته یا یک ماه رایگان می توانم کار کنم لیسانس دارم و یا هر کس دیگری می تواند کار کند به جای حق بیمه مشکل کار داریم البته این حق بیمه هست برای خریدت چی کار می کنی برای نیاز های دیگر مثلن اگر غذا رستوران بخوری باید مثل فیلم ها ظرف ها را بشوری کار در ازایی پول و چنین سیستمی و اینکه قانون کار اشتباه من که کار ندارم باید یک سیستم و عدالت اجتماعی بود حداقل یک یا چند هفته در ماه من را به کار می گرفت اما قانون کار... کار برای یک نفر و تا پایان عمر حداقل یک کاری باید برای عموم وجود داشته باشد به جای آن پول هم پرداخت نشود هزینه های لباس خوراک و چیزهای دیگر من را داشته باشد پیشنهاد اشتباه این پیشنهاد از لحاظ اقتصادی و عرفی رد شده است اما حداقل باید طوری آموزش داده می شدم بعد از سربازی که برای مقاصد فنی و حرفه ای مثلن در دوران سربازی و یا دانشگاه به کارهای فنی و حرفه ای و اینکه به غیر از فضایی آموزشی فضایی بازار کاری هم در نظر گرفته می شد و اینکه مشاوره کاری باید به نوعی می شد که فقط سود بازار کاری دفکر کاریابی در نظر گرفته نمی شد و مشاوره و چیزهای دیگر من توانایی کاری دارم به خاطر یک ماه یا یک سال اگر کوچکتر بودم می توانستم الان در جایی دیگر کار کنم قانون کار واقعن دست و پا گیر می شد حتی اگر سربازی نمی رفتم به جای آن به فکر کار پیدا کردن بودم الان شغل داشتم بعد از اینکه به جای می رفتم که به جای دیگر بروم بعد از سختی های کشیدم خواستم از زندگی انتقام بگیریم انتقام که نگرفتم هیچ صدمات بیشتری به خودم زده ام و این طوری شد که نتوانسته ام نتیجه خوبی از کارهای که دوست داشتم بگیریم و تمرکز حتی ندارم و کارهای که انگیزه وجود ندارد همه چیز نظم هست با انگیزه کار نکنید با نظم کار کنید ... مارک منسون و حتی جان سی مکسول توضیح می دهد که بعد از اینکه شروع به کار می کنید ... انگیزه حین کار به وجود می آید .
#Dopamine_detoxification #Thibaut_Meurisse
Deep Work - Cal Newport Deep Work book, by Cal Newport
Well, the name of the book is:
1- Atomic habits
2- Compound effect
3- The power of habit
4- Magical morning
5- Arrange your bed
6- The 5 second rule
7- Mademoiselle Chanel
8- You are not a stranger
9- Open shoes
I haven't read these, you should read them. I haven't read Open Shoes and Mademoiselle Chanel. Why have I read the others? I haven't even read Deep Work at least once. What's the point when I haven't been able to apply these things.... I was with I thought that if I was painting and I didn't know about my mistakes, I would be very successful. If I was painting with all my heart, I wouldn't need to type like this. I wish I could do this. I'm just waiting for a miracle from Linux and collecting the keyboard. And pip and install in Windows Python is a command that I add a library to Python and it is an environment that is installed on Windows. Don't put that tick on Windows, you can't add Pip or the library, these are all useless things that I've learned for about a year, I'm disappointed, 1221 came and it says twice to restart the things you've abandoned, is it legal? I couldn't even type. I read about exercise and bodybuilding atlas and such things. From this part, do not move the lunge down, swiss ball, ball and cylinder and other good things. When doing squats and trampolines and harming children, safety in exercise, the shortening of my lumbar ligaments is yellow, and I can't do it. Achilles, when going down the stairs, you must wear shoes and contract your abdominal muscles. I wanted this when doing squats. Let me do the work, Mike Mentzer and Arnold and the battle of these two between 4 hours of training or half an hour and Mike Mentzer's anger, which one of their friends believes that Mike Mentzer's anger about this matter to him... What things and information to me Losing myself between the new exercises, turning my wrists while posting and standing straight, on the contrary, instead of strengthening my shoulders, I weakened them. I didn't train for a month. become negative energy in your body and others and be suffocated, that means don't talk, if you want to buy a house or a car, Robert Greene and 48 laws of power and... things that constantly happen to you and not exercising and not waking up in the morning, being calm and persevering don't have ....... the book talent is never enough _ by john c maxwell ok repetitive things again ... these are not three dots etc. extra ex.. and ... that means the paragraph is over .. so what do i do I can't put this work in the form of something for myself, so I'm doing this work, I'm making a resume for myself, I should have written more, if I painted correctly, if I didn't talk, if it's so much or miles around, the nerve fibers are actually in What was I doing now that I am not coding involuntarily, or that I do not have a Windows or Linux version that is portable, I have to constantly tie myself to this desk, in fact, I have a problem with sitting down on a desk and starting I have to do coding and the high cost of portable computers. I can't manage myself with a cheap computer. I have to have something like Photoshop or AI. I don't know. Adobe is the thing to use for books They design or put the designs of the book and other things to be done without any trouble. In fact, we went to a place where it is difficult for me to buy a system. I have a problem with calmness. They didn't help me in bodybuilding, what helped me was the experience, and the fact that social networks and Instagram and the movements that were performed there compared to the movements that were being performed right now made me practice the wrong movement before. It would have been better, even the rest of the time when I was going, it was more known as a movement. I had to decide between this and the fact that instead of 4 sets, I used to perform this movement 8 or 12 times before. My adolescence was a good adolescence and now everyone Something has been erased from my mind and that I should have done circuit training during bodybuilding, which did not focus on the muscle, a back and forth movement, the same back and forth that was performed with Barfix and Parallel alone, that is, perform this alone. And if you search for Barfix itself, it makes the waist and vertebrae just hanging, it is very comfortable, it relaxes the vertebrae, and the Barfix rod is an extremely dangerous device, and with these new frames, of course, in Iran, There is a screw, it's not the same thing, and that a better thing for parallel on every street or inside the house is that we need barfix and parallel, which we don't have and we have inside the houses and we have a lot of these things in the offices, while the damages and the insurance With a discount for the health insurance premium, the cost of the insurance, maybe my suggestion is wrong and don't hurt me. I have or anyone else can work instead of insurance premiums, we have work problems, of course, this right bWhat do you do for your shopping? For other needs, for example, if you eat at a restaurant, you have to wash the dishes like in the movies. Work for money and such a system, and that the work law is wrong. I don't have a job. There should be a system and social justice, at least one. Or he used to employ me for a few weeks a month, but the law of work... work for one person and until the end of his life, at least one work should be available for the public, instead of that, I should not be paid, the cost of my clothes, food and other things It may be a wrong proposal. This proposal has been rejected from an economic and customary point of view, but at least I should have been trained in such a way that, after being a soldier, for technical and professional purposes, such as during the military or university, for technical and professional work, and that other than The educational environment and the work market space were also considered, and work counseling should be done in such a way that only the benefit of the job market is not considered, and counseling and other things. I have the ability to work for a month or a year if smaller I would have been able to work somewhere else now, the labor law would have been really cumbersome, even if I hadn't joined the army, I would have thought of finding a job instead. Now I had a job. I wanted to take revenge on life, I didn't take revenge, I have done more harm to myself and it happened that I couldn't get good results from the things I liked, and I don't even have focus, and the things where there is no motivation, everything is in order, don't work with motivation. Work with discipline... Mark Manson and even John C. Maxwell explain that once you start working...motivation happens on the job.
با واژه موتیویشن آشنا بودم اما نمی دونستم فارسی آن می شود انگیزه
I was familiar with the word motivation, but I didn't know that it is Persian
من انگلیسی بلد نیستم گوگل ترنسلیت می زنم
I don't know English, I use Google Translate
پیش به سوی اینکه دیگر اینطور دیدگاه من محکوم به اشتباه و شکست بود من باختم به خاطر اینکه درست پیش بینی نکرده بودم جای که با آن ارتباط داشتم اسیر یک فریب بود به خاطر اینکه زمان بندی من و احساس اینکه چقدر باید این کار را به موقع انجام می دادم را از دست دادم من اسیر زمان بودم به خاطر همین شکست خوردم و نتوانستم کارهایم را به موقع تحویل بدهم اگر اسیر زمان نشده بودم و می دانستم خیلی زود وقتم را از دست می دهم و این بود که نتوانستم چیزی را تهیه کنم از این به بعد دیگر مهم نیست که چقدر به موقع کارهایم را انجام می دهم امروز صبح یک شکست فرضی نبود قرار بود به موقع انجامش بدهم داشتم احساس می کردم الان باید یک کار دیگری باید انجام می دادم دقیقن بزرگترین نقص مشخص شد برای این کار آمادگی نداشتم پس اینطوری شد الان داشتم خودم را جای دیگری فرض می کردم جای مناسب نبودن چرا من مسئول شدم هنوز فکرم بیدار نشده است پس باید چی کار می کردم و این ...الان نمی توانم انجامش بدهم چه یادداشتم این هست این هست که من در این کار شکست خوردم دیگر هرگز به این کار بر نمی گردم از پس و عهده این نوشتن بر نیامدم فقط به خاطر این هست که این پست را دارم می گذارم نشد که منظم روزی یک میزان بنویسم به خاطر همین بود من باختم به دلیل اینکه خیلی راحت این کار را نمی پنداشتم خیلی سخت می پنداشتم ... پنداشتم ... فکر می کردم ..به این معنی چه چیزی فکر می کردم به این معنی که این همه نمی توانستم خلاقیت داشته باشم .چه خلاقیتی و این معنی که من باید کارهایم را به طوری انجام می دادم خودم را با این قضیه هماهنگ می کردم 7 دقیقه وقت دارم من باید کارم را ظرف این 7 دقیقه انجام دهم زمان بندی همه چیز هست پس من از عهده ای کار بر نیامدم دفترچه یادداشتی ندارم شجاعت خوبی ندارم پس کیبرد مقصر هست من هم مقصر هستم من یک تفکر نداشتم چرا نتوانستم حق خودم را از این کار بگیریم حق من دست خودم بود نه کس دیگری پس وقتی خودم به خودم ظلم کردم و پای کار دیگری نشسته بودم این کار کار عاقلانه ای نبود فکر می کردم با انجام کار دیگری رمز کار خودم را پیدا می کنم من هنوز فوت و فن کار کردن را یاد نگرفته ام دیگران وانمود می کردند این کار راحتی هست پس کار راحتی نبود کار سختی بود من فکر می کردم من فکر می کردم که اینجا باید یک چیزی قرار بدهم که اینجا را راحت کنم جای خالی اینجا و عایدی و سودی که می توانستم از این قسمت بگیریم چرا نتوانستم و این راه برای خودم به خودم می توانم پس به خودم و این چیزی می خواهم کنم پس این واقعیت به خودم را به خودم نشان می دهم ...عجله دارم به خودم نیاز دارم و این کار به دلیل این هست من دوست ندارم کارهایم را به خودم می توانم این کار را به خودم نیاز خواهم داشت و این کار را به خودم نیاز داشتم به خودم می خواستم ثابت کنم من از این کار بر نمی آیم من با تمام وجود نخواستم که نتیجه بگیریم این کار به چه درد من نمی خورد ارزش خاصی نداشت حتی یک لحظه شک نکردم که این کار می تواند آینده من را به دست بگیرد با تمام وجود از این کار فاصله گرفتم به خودم می خواهم ثابت کنم این نتیجه من هست این یعنی وقتی تمام وجودم را خیلی کم به کار می گیریم انگار تمام وجود من کمتر از آن چیزی بود که فکر می کردم زمان در حال تمام شدن بود یک دقیقه من من از عهده و سرعت کار عقب مانده ام من تمام چیزی را که می خواستم را از دست داده ام این به خودم نشان داده که من از زمان بندی خیلی ضعیفی برخوردار هستم چرا اینقدر راحت می خوابم باید ناراحت بخوابم باید چیزی را بدست بیاورم چرا به زور به خواب می روم چرا از خودم بیشتر از این انتظار داشته ام پس چرا از دیگران خواسته ام و چرا از خدا نخواسته ام من بیشتر از این می خواهم پس این چیزی که دارم اصلن از من دور نبوده است به خاطر درک نکردن هست درک زمان بندی نداشتن فکرش را کن بعد از این پست دیگر نمی توانی هیچ حرفی بزنی پرونده را بسته ای برای همیشه من می خواستم اما نشد من می خواستم من مقدس من با تمام وجود که شنیده بودم بوی گند من می آید از جعفر مصفا بوی گند من یا من مقدس من باور می کنم و هیچ حد مرزی برای من و غیر ممکنی وجود ندارد جان سی ماکسول برای انسان ها که عکس را امضاء کرده بودند هیچ غیر ممکنی وجود ندارد برای ... یک چیزهایی را تغییر دادم که ذهنم درگیر نشده است اشاره هایی می کنم خالی از دست کاری و یک کلاغ چهل کلاغ نیست فقط اشاره می کنم اصلش باید در ذهنم من تغییر کرده باشد باید به کار دیگری بپردازم چرا نباید این کار را انجام دهم خوب اگر این کار را انجام ندهم خوب باید فکرم خوب من از این کار بر نمی آیم این ذهنم من را درگیر در این کار به آن کار قرار می دهد پس من دارم چه کار می کنم فقط پنج دقیقه دیگر زمان بده دیگر به درد نمی خورد حتی نمی توانی برای همیشه حتی نمی توانی برای خودت فرض بگیری فرض می گیریم ما داریم این کار را انجام می دهیم پس دیگر نمی توانیم از کار دیگری وام بگیریم پس وقتی سیاهه ای نداری و در کاری کار عمیق انجام بدهی چه انتظاری داری پس باید به خاطر این کار باید هزینه ای بیشتری انجام بدهی هزینه ای مثل زمان و این می تواند خودت را به مرحله ای برسانی که می توانی پول بیشتری در بیاوری چطوری می خواهی از طریق این نوشتن خودت را به مرحله جدیدی برسانی از دستم رفته است اندازه های این کار دست من نیست نمی توانم کار شخص دیگری هست که من را مربی گری کند من از عهده این کار بر نمی آیم . پس امکانات و توجهی را که می خواهم داشته باشم را ندارم دیگر وقتی باقی نمانده است من چیزی یاد نگرفته ام من پولی برای این کار نداشته ام من باید توجه خاصی به خودم می کرده ام من مصمم نیستم عصبانی نیستم من هیچ حس خاصی ندارم چطوری می خواهم در این کار انگیزه داشته باشم چیزی که می دانم مرغ از قفس پریده است پس چرا وقتی گفتم من این کار را انجام داده ام و این کار توانسته ام که این کار را یاد بگیریم چرا همه چیز از دست من در رفت و من به این روز و اوضاعی در آمده ام که باید برای یک صفحه نوشتن این قدر به خودم فشار بیاورم این نوشتن دارد من را اذیت می کند باید به مرحله جدیدی در نوشتن در بباید پس په مرحله ای از من می تواند ... باید چه چیزی را یاد می گرفته ام حالا زمان تمام شد. در انتظار معجزه پس چه چیزی را گم کرده ای توان درست و عجولانه تقسیم کردن پس به چه چیزی می توانم به تمام کارهای که خیلی اشتباه انجام شده است پس چند خطی اعتراف می کنی که اشتباه کرده ای اعتراف من به اشتباه کردن و پذیرش مسئولیت نیست مسئول شکست هایت نیستی به خاطر این هست که موفق نشده ای به خاطر اینکه دیگران را مسئول زندگی خودت می دانی و دیگران و کشور و محل و جایی که که هستی و دیگر بهانه ها را می آوری که تا این علت ها را قبول داری ؟ نمی توانی خودت را هم منکر می شوی ... منظورم سهم خودت را در اشتباهات منکر می شوی؟ چرا علت اشتباهات که خودت انجام داده ای دیگران می دانی ... الان نتوانستی درست یا سر تصمیمت بمانی به خاطر اینکه خودت را مسئول نمی دانی . مسئولیت ناپذیری .... عدم شروع به کار در زمان مناسب پاسخگو نبودن هر علتی که دوست داری را بنویس ... ادامه مطلب ...
حتی نمی دانم چه کتر می کنم ...چرا روی یک کاغذ نمی نویسم چقدر مشخص چقدر پول بدست می آورم جیم کری آهنربای پول باشیم تونی رابینز به همین علت هست که ضمیر ناخودآگاه به کار نمی افتد کافی هست جستجو کنید تونی رابینز توضیح داده است..چرا انگیزه ای برای جستجو کردن ندارم...تقریبن گیج شده ام بین چیزهایی که که دیگران استفاده کرده اند جان سی ماکسول توضیح داده دانه دانه فیل ها را می خورم چطوری من حریف این فیل های زرد به فیلهای زرد فکر نکنید از کجا بود اسپنسر جانسون یک دقیقه صرف خودت کن داشت می گفت که به فیلهای زرد فکر نکنید حالا به چی فکر می کردی معلوم هست ...حوصله ندارم چرا نتوانسته ام منظم عمل کنم وقت هارا نگاه کن چند خط۱۱ نوشته ام ...یازده خط نوشته ام چرا؟ این طوری کم نوشته ام چرا مستاسل هستم...خوب چرا به هنر علاقه ای ندارم اگر یاد می گرفتم چطور می توانم کار کنم اینطور نبودم درست نمی دانم چه کار می کنم کار پاره وقت باز دقیق درک نمی کنم این کاری نیست که پول برای من به ارمغان نیاورم به جای مستاسل متاسل مسلسلم برای اعتماد به نفس یعنی اگر اعتماد به نفس داشته باشم با فکر منفی مسلسل وار به آن شلیک می کنم چرا قاطع و مطمئن نیستم به شما پول پرداخت می کنم نه مشکل که پول نبود مشکل متقاعد کردن خودم بود آخیی باند را خاموش کردم شاید یکم خنک کند راحتر تایپ کنم حوصله ندارم توی واپسین لحظات کار هستم نباید این کار را انجام دهم اما باید خودم را مجبور کنم کارم را انجام دهم ۲۱ خط نوشتم ۳۰ خط دیگه بنویسم خیلی هست امیدوارم که به پایان برسد دیگر حوصله موشتن مدارم از اولش هم معلوم بود چیزی برای نوشتن نداری نوشتن و نوشتن آماده نکردن جان سی ماکسول از او می پرسیدند از کجا متن هایت را برای سخنرانی می آوری در پاسخ می گفت که من متنهایم را خودم آماده می کردم نداشتن دفترچه یادداشت باعث می شود که من الان باید حاشیه بروم از کار کردن و فکر کردن فراری باشم چقدر پر قدرت همه چیز با سرعت در حال تمام شدن هست... منظور زمان هست با ارزش ترین گوهر انسان..۲۹ خط نوشتم...چه کاری بهتر از اینکه فقط نظاره گر باشی معمولی باشی به فکر پیشرفت نباشی هدفی مکتوب نداشته باشی دقت نداشته باشی و هیچ تلاشی انجام ندهی همه می خواهند که همه چیز با سرععت بیشتری انجام شود ... حتی نمی دانی مشکل من این هست که نمی دانم از چه فاصله ای و از چه مسیری به مقصد برسم از تلقین استفاده کنم من این اتومبیل را خواهم خرید فعلن هیچ راهی و هیچ درآمدی ندارم بهتر هست یک ماشین مثل ماشین های قدیمی باشد و زیاد تصویر تمیزی از آن نداشته باشم بهتر هست امیدوار نباشم بهتر هست ...تجسمش ککنم باید بنویسم اتومبیل من چیزی نیست به جز خوب نوشتن وانگیزه دادن به دیگران ماشین کار من نباید این مدلی باشد من باید خیلی روانتر از این کار کنم من باید مثل شخصی باشم که سوار بر این کار باشد نخواهد دائم استارت بزتد تا خودش را روشن کند مجبور باشد خط ها را بشمارد باید باترین خودم باشم فقط بهترین نسخه خودت را نشان بده از پا نیفت کارها را انجام بده چای را روشن کن به یاد این می افتم که خیلی بی انگیزه ام دوباره به یاد خرابکاری هایم می افتم به یاد اینکه من این کار را به خوبی انجام نمی دهم...۴۵ خط نوشتم ... خسته شدم به نوشتنم ادامه می دهم این فیل من را گاز می گیرد نه نیش پشه ها از کتاب دارن هاردی وام می گیرم...باید این ۵ خط را هم تمام کنم احساس افتخار نمی کنم حتی ناراحتم از اینکه دارم تایپ می کنم اگر قبلن تلاش کرده بودم الان مشغول کار کردن نبودم به هر صورت آدم در حال برنده شدن هست چون قبلن کارهایی کرده ام که در این موقعیت باشم مسئولیت واکنش به شرایط به هر صورتی گردن شماست بریان تریسی مدیریت بحران....۵۲ خط نوشتم...
پایان... ادامه مطلب ...
برام بازش کن انجامش بده و راحت باش این کتر به چه دردی می خوره فقط اندازه ها دستم نیست مهم نیست چه طریقی ؟چه راهی را می روی من هدفی ندارم؟ انگیزه ای بدون هیچ انگیزه راه به هدف خودش برخورد می کند تاریک تر راحتر به مقصد خودت خواهی رسید ...خوب ساعت۰۳۳۳عدد ۳۳۳ را هم دیدم وسط کار حواسم پرت شد چند بار یک صفحه دیگر باید باز کنی فکر کن به هدفت کاری که با کار پاره وقت می خواهی انجام بدهی و نوشتن تمام مطالب امروز را می توانی منعکس کنی ...مسئله من این هست که من برای نوشتن آرامش فکری و آرامش مالی و تمرکز ندارم من پول کافی و امکاناتی را که می خواهم را ندارم اگر مقدار بیشتری پول داشتم اگر باور داشتم ویکتور هوگو هستم یا ادیسون قبل از انیشتین شدن هستم برای کسی شدن یا قبل از باور کردن باید به خودت تلقین کنی صدو پنجاه بار بگی من نویسنده خوبی هستم .... چایی رو بریز برای اینکه آب جوش را آب ولم را به آبجوش تبدیل کنی ..۳.باید ...چی کار کنی باید آب را در ظرفی گرم کنی یا در ظرفی سرد کنی بگذاری در یخچال تا منجمد شود.... یا به جوش بیایید غالبن وقتی کسی تقاضایی برای روزنامه یا آشنایی با آن ندارد درخواست نمی کند تا آن پس من الان ۲۱ خط نوشته ام باید ۵۰ خط بنویسم مشق شب چه دلیلی دارد تا حرف بزنید حتی الان می دونم که ارتباط با دیگران یک خواسته داشتن هست...تمام چیزی که من دوست دارم من هر چی دوست دارم به آن خواهم رسید در صورتی کارهایی که برای آب جوش داشتن را انجام دهم یک امکانات مثل اجاق گاز و یا هیزم و ظرف و آب و زحمت کبریت یا سنگ چخماخ درست نوشتم یا ذره بین حوصله ندارم هیچ موقعیت خوبی برای کار کردن نیست حقیقت واقعیت هست فعلن که وقت داری انجام بده همه چیز را مثل یک عضله ببین هر چی از انجام دادن کار بکشی آن قسمت فعال می شود هر چی انجام ندهی کار ترسناک تر و ترسناک تر می شود ... اشاره می کنم به کارهای جان سی ماکسول و خوردن فیل این فیل ۳۰ قسمت داشته باشد هر شب یک قسمت یعنی یکی یکی باید خورده شود البته منظور کارهای بزرگ هست پس انجامش بده خط ها را می شمارم...خط ۳۸ پس ادامه ۱۲ خط دیگر باید بنویسم خوب از چی می گفتم آرام آرام فشار کاری بیشتر شده در سخت ترین نقطه کاری هستم ...اگر این کار دا انجام ندهم به چه چیزهایی فکر می کنم به چه مشکلات و راه حل هایی دارم فکر می کنم شاید کلن اشتباه فکر کرده باشم هیچ چی از قبل معلوم نیست حتی اگر این کار را انجام بدهم بعد دوباره بعد از موفقیت و اشاره به حرفهای جان سی ماکسول بعد از موفقیت اگر راضی شوی ادامه ندهی برای بهتر شدن و بهتر شدن به هیچ جایی نمی رسی... معمولی بودن یک مشکل درونی هست ...باز هم از جان سی مکسول پس خودم چی دارم برای گفتن خوب معلوم هست یک جمله از بزرگان شاید کل یک کتاب معنی ببخشد...خط ۵۰ از این استاد از بریان تریسی و کتاب غورباغه فیل را لقمه لقمه می خورند...باز از بریان روش سوراخ کردن پنیر سوئیسی یا کجایی بود.....
پایان
22 یکی از سه عدد Master است و بنابراین پتانسیل بیشتری دارد ، اما همچنین خواستارتر است.
قدرت شما ظریف است. این بواسطه ایده آل ها و بینش شما وجود دارد که باید از آنها برای الهام بخشیدن به دیگران برای پیوستن به شما در رویای خود استفاده کنید. فقط با ایجاد مأموریت نیروهای جمعی قادر به جمع آوری عناصر لازم - افراد ، ایده ها ، منابع - هستید که به شما امکان می دهد اهداف خود را تحقق بخشید.
در نتیجه ، مسیر زندگی شما راهی است که به تکامل چشمگیری نیاز دارد. با توانایی ادغام خصوصیات به ظاهر متضاد در درون خود - به عنوان مثال بینش الهام بخش و گرایش طبیعی به عملی بودن - این استعداد را دارید که با طیف وسیعی از افراد به طور موثر برخورد کنید. این به شما امکان می دهد بسیاری از افراد متفاوت را در جهت رسیدن به یک هدف واحد درک کرده و آنها را متحد کنید و آنها را در یک مجموعه هماهنگ ترکیب کند.
به طور خلاصه ، شما بینایی هستید که پاهای خود را روی زمین قرار داده اید. شما در تجارت و سیاست تبحر دارید. شما به طور طبیعی موسسات بزرگ را درک می کنید ، و توانایی تفکر و عمل در مقیاس بین المللی را دارید.
شما دارای عقل سلیم غیرمعمول و مستعدی هستید. شما می توانید زیبایی و پتانسیل موجود در یک ایده معین را ببینید ، اما همچنین روش های عملی که آن را به ثمر می رساند. به نوعی ، شما محدودیت ایده ها را درک می کنید - - چه عواملی م workثر است و چه عواملی. این یک هدیه بصری است که می تواند امکانات را بر اساس عملی بودن آنها ارزیابی کند.
End
The power of the 22nd life path
22 is one of the three Master numbers and therefore has more potential, but is also more demanding.
Your power is subtle. It is because of your ideals and vision that you must use to inspire others to join you in your dream. Only by creating a collective forces mission will you be able to gather the necessary elements - people, ideas, resources - that will allow you to realize your goals.
As a result, your life path is one that requires significant evolution. With the ability to integrate within yourself seemingly contradictory qualities - for example, inspiring insight and a natural tendency to be practical - you have the talent to deal effectively with a wide range of people. It allows you to understand and unite many different people towards a single goal and combine them into a harmonious whole.
Your task in life is to unite the dream with the main line.
In short, you are a visionary with your feet on the ground. You are proficient in business and politics. You naturally understand large institutions, and have the ability to think and act on an international scale.
You have unusual common sense and aptitude. You can see the beauty and potential in a given idea, but also the practical ways to bring it to fruition. Somehow, you understand the limitations of ideas -- what works and what doesn't. It is a visual gift that can evaluate possibilities based on their practicality.
قسمت سوم این باعث شده تا من و شما با هم همراه باشیم حالا قسمت سوم یا هرچی که فکرش را کنی به خودم فکر می کنم ... اسپنسر جانسون چقدر کتاب نوشت مدیر یک دقیقه ای ... یک دقیقه به خودت اخصاص بده ... من یکم بیش فعال هستم نمی توانم آرام و قرار داشته باشم ... یک چیزی گم کرده ام ای دی اچ دی ای بزرگسالانه دارم ... شاید نداشته باشم . ولی وقتی نقاشی می کشم ... مشکلاتم بر طرف می شود ... حالا می فهمم چرا وقتی نقاشی می کشم از زمانی که به غیر از اینکه با این وسائل عجیب و غریب خوب با پدیده ای آشنا شده ام ارتباط از طریق اعداد فرشته بعد فهمیدم حالا به اعداد فرشته و جستجو کردن این اعداد اعتیاد پیدا کرده ام دوست دارم وقتم را هدر بدهم دوست دارم همه اش منتظر باشم .. خصوصن اگر منتظر معجزه هستید خیلی خیلی می تواند برای آدم مفید باشد و آدم را سر کار بگذارد یعنی جذب که این طوری نیست همان فنجان چای هست که جذب کرده ای یعنی رفته ای آب را گرم کرده ای و یک فنجان چایی برای خودت ریخته ای و این بهترین چیزی در ازای کاری که انجام می دهی و مقدمات چیزی را آمده می کنی و شاید تلاش و خواندن و چیزی که می دانم من یک حرفه ای نیستم کجا بودم الانه دارم آهنگ گوش می دهم که باید پادکست گوش می دادم می دونم اشتباه هست . قبلن ترجیح می دادم به خودم فکر کنم با این معنی که من باید این کار را می کردم باید به خودم اعتماد می کردم و اینکه ..و تمام روحیه ای که می خواهی پس توان انجام این کار را نخواهید داشت واقعن مسخره است خوب هست می خواهی به دیگران انگیزه بدهید جیم ران با خودش چی فکر می کرده که توانسته به این راحتی کارهای خودش و سخنرانی هایش را تنظیم کند چه چیزی بوده است . که هدایتش کرده به سمت کاری که خیلی خوب توانسته از عهده اش بر بیاد پس ای کاش چیزی که از یاد رفته است . خودت باید از این لحظه ببری . مسخره است از هر لحظه اش مثل محمد علی متنفر هستم . چرا باید بنویسم من باید چه چیزی بنویسم مردم عاشق نوشتن هستند فقط می خواهند این امکانات را داشته باشند هم فیلم نگاه کنند هم کار کنند این امکان ندارد بخواهم یا نخواهم توی این موقعیت خودم را قرار داده ام آش کشکی هست که کارش نمیشه کرد باید به پایان راه بروم یک نشانه نشان بده تا کارم را بهتر و بهتر انجام بدهم خنده دار هست که هیچ چیزی برای من معلوم نیست بدون هدف نمی توانم از این بیشتر کار کنم اگر شما می توانستی من را پول بخری من خریدنی نیستم من تمرکز کردنی نیستم فقط انجامش بده نیستم من فقط انجامش نده هر کاری می کنی با من کار نکن اگر با من کار کنی من به تو نشان می دهم که تو قدرت این را نداری آن کیبورد کنکورد و فوق سریع نمی تواند چرا کنکورد اعصاب من را خورد کرد و من برگشتم به کیبرد آهسته و پر سرو صدا وقتی که کارایی نداشته باشی حتی اگر سریع کار کنی به درد نمی خورد وقتی روی اعصاب باشی بلاخره گم گورت می کنند مشکل اینجاست اینجا من فقط جای یک کیبورد را دارم و در قسمت های فنی این کیبورد بیسیم لعنتی به درد نخور بود پس سر از خاموشی در آورد تو را به خدا فقط جا نگیرید این دلیلی هست که ما را در درون کارخانه یا شرکتی استخدام نمی شویم کارایی نداریم پس وقتی کارایی داشته باشید همیشه صندلی دارید برای شما وقتی که می خواهند شما را دوست داشته باشند ... برای دیگران یا حتی برای خودتان کارایی داشته باشید . وق این معنی می شود پس وقتی چیزی نداری برای نوشتن و نمی توانی کار کنی این کار من بوده من نمی توانم از این عهده ای کار بر بیام نمی توانم روی این صفحه تمرکز کنم ... و می خواهم و می خواهم ... یادم رفت ... چی می خواهم ... همه نمی دانیم بعد از گذشت 1 سال یک سال سال به سال سال سال از پی سال گذشت و این صفحات خالی این صفحات که به معنی زندگی هیچ رنگی نداده است من باید این نوشته ها را به خاطر خودم که شده چه چیزی می خواهم بنویسم من باید این نوشته را برای خودم بنویسم من از عهده این کار بر نمیام این کار چی هست همان انجام دادن هست تا الان داشتم وقت تلف می کردم به انبوهی از صفحات و کارهای انجام شده دیگران گم می شوی پس بقیه توانسته اند کارهای بیشتر از شما انجام دهند من باید این نوشته ها را اینطوری تمام کنم که هیچ کس به غیر از من نباید این کار را تمام می کرد پس خود شما چیزی می توانید انجام دهید که دیگران نمی توانند آن کار را انجام دهند به خودم نگاه می کنم چه چیزی من کم دارم مثل اشعه لیزر می توانید بر مشکل تان بتابید و آن را ناکار کیند یک چیزی این جمله را از بریان تریسی دزدیدم کار کردن پس خیلی خوب هست پس استقامت به خرج دهید این کتاب مدیریت بحران بریان تریسی کافی هست یک جمله از آن جملات را بخوانید دیگر به اینجا سر نخواهید زد حوصله ندارم اینجا کار کنم این نوشته ها را برای من و این نوشته ها برای من خیلی ارزشمند هستند من کارم را دوست دارم درست حدس زده اید من کارم را دوست دارم اینجا دارم به خودم تلقین می کنم که من نوشتن را دوست دارم به خاطر این سبک زندگی بوده که من این حد درآمد دارم به خاطر این نوشتن بوده که من اینجا احساس خمودگی می کنم یا نمی کنم پشتم راست هست به خودم افتخار می کنم من این کار را انجام داده ام و مثل کسی که یک نقاشی خوب را انجام داده است به خودم افتخار می کنم حالا یک سری کمی ها و کاستی ها را دارد من دارم بهتر از قبل و راحتر از گذشته این کار را انجام می دهم درست هست چطوری یک نفر با خطاطی کردن تواسنته است خیلی پیشرفت کند آن هنر بوده این هنر نیست این هم هنر هست فقط من اندازه آن شخص سختی به خودم نداده ام این سختی برای من باید به کار انفرادی عادت می کردم این عادت ها باید به نوعی می بود من باید تمام وقت خودم را به خودم هدیه می دادم هر چقدر بیشتر بنویسم بازدیدم پایین تر می آید این هم یکی دیگر از مشکلات هست که برای من و صفحه من و باید عیار نوشته هایم بالاتر و بالاتر برود پس از چندی اگر بیش از حد کار کنی دیگر کار نمی کنی بیخیالش باشد وقتی نمی توانی قصه ای مثل هری پاتر بنویسی لطفن ننویس وقتی نمی توانی درست بنویسی لطفن ننویس وقتی نمی توانی منظور خودت را در زندگی پیدا کنی ؟ یعنی از آن روزی می توانی هدف خودت را پیدا کنی دومین و مهم ترین روز زندگی هست ؟ آن روز برای من هنوز فرا نرسیده است . آن روز برای من نوشتن می شود ؟ یک کار لذت بخش هنوز نوشتن برای من یک عذاب هست ؟ کاری است که باید دل دل کنم ؟ امروز چرا باید بنویسم ؟ ای کاش آن روز زود تر فرا برسد ای کاش می توانستم آن چیزهای مهمی را که برای آن کار نیاز داشتم را بگیریم ؟ آن روز برای من یک کار لذت بخش برای من فرا می رسیده ؟ پس آن چیزهای که برای اهدافم خریده ام را در اختیار ندارم باید این کارها را برای خودم انجام می داده ام و دوست دارم ؟ روز مهم من فرا برسد لحظه ای که دوست دارم بدانم چرا عده ای می توانند در مقابل تمام دلهره های وجود خودشان دارند غلبه کنند چون دلایل مهمی دارند از جمله اطرافیان که خیلی خیلی برای من زحمت کشیده اند تا من الان خیلی راحت و بدون هیچ دلهره ای این کار را انجام بدهم بعد این کار را توسعه بدهم مهم نیست هیچ درآمدی نداشته باشم و این کار به من می تواند انگیزه بدهد تا به حال که نتوانسته ام یعنی در این نقطه از کار هنوز درک نکرده ام چرا می نوشته ام ... هنوز انگیزه ندارم به دردهای که بعد از نوشتن لحظه ای که نیاز دارم برای ادامه دادن و جنگیدن هنوز کم می آورم برای حرکت ورزشی بعد یا شنا سوئدی بعد این نوشته های حتی یک ذره به من انگیزه نمی دهند . پس این نوشته ها مفت شان هم گران هستند باید یک ارتباط برقرار کنی بین این کار پول درآوردن و زندگی کردن یا روحیه گرفتن ... هی پسر جیم ران حرفهایش را از کجا می آورد از کتابهای که می خواند ... من انگیزه ای برای رها کردن شبکه های اجتماعی ندارد چه اهمیتی دارد که من یک مطلب یا یک راه خوب برای انگیزه دادن یا انگیزه گرفتن از دیگران پیدا نکرده ام من یک بازی خوب پیدا نکرده ام خدا را شکر این وقت می شود حسابی سر و صدا راه انداخت با این کیبرد پر سرو صدایی کارآ هیچ وقت آدم را موقع نصب ویندوز یا کارهای فنی و کار با لینوکس آدم را نا امید نمی کند . پس همین بهتر هست . جا برای چیز جدیدی نداری جا برای موجودات بیسیم و ناکارآمد نیست . نیاز به باطری پیدا می کنند . هرچقدر هم راحت باشند . اما با یک ضربه از میان می روند آن هم کارایی خودش را دارد البته که منکر آن نیستم اما من بدون آن موجودات سریع نمی توانم آنقدر ها تایپ کنم . اصلن من نمی توانم یک کار انجام بدهم بدون هدف من که ویکتور هوگو نیستم . من که نویسنده بزرگی نیستم این مشکل من هست من هنوز روز و علت زنده بودن خودم را پیدا نکرده ام قبل از نوشتن بزرگترین اثری که داری من چه اثری می توانم روی دیگران بگزارم من چه کار می توانم انجام بدهم باید اینجا بس ش کنی تمامش کنی واقعن از حدم بیشتر تلاش کنم نشان می دهد دیگر نمی توانم از حد معمول یا بیش از حد کار نکنی و واقعن باید لبخند به لب کار کنی باید بیشتر مطالعه کنی پس چه چیزی می تواند این معنی را برای من بدهد ... امکان دارد فردا یا فردا های دیگر نقطه ضعف من چی هست نقطه ضعف باور من هست . پس می خواهم این نوشته های بی خاصیت یا باخاصیت اینقدر به خودت خورده نگیر فقط کار پول و سرمایه گذاری هست نه این کار اسمش فروش هست کاری کنی بقیه به خاطر کارهای که انجام داده ای به تو احترام بگذارند یا اینکه نوشتن واقعن می تواند این رویه یا راه را برای خودش بگیرید و نسخه ای نداری که بتوانی زیاد روی آن حساب کنی .. نسخه بهتر از خودت می توانی با تمام وجود روی این چیزی که الان هستی و برای این راز دیگر آن کیبرد سریع داشت خیلی عرض کوچکی و جمع و جور بود حقیقت امر این هست که این کیبرد های پهن تر برای بدن من بهتر هستند درست هست مناسب بازی هستند اما خیلی راحتر هستند گردن وضعیت بهتری دارد یک قسمت بزرگ برای تکیه گاه دست دارند خنده دار هست اما هرچی بزرگتر بهتر اما این معنی برای من نیست من کمتر کار می کنم . به خاطر چی پس نسخه ای که نتوانی این بخش را آنلاین روی صفحه وب قرار بدهی به خاطر دل خودت می توانی این نوشته ها را بنویسی بس کن دیگه تمامش کن ... ادامه مطلب ...