تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

همه چیز به عادت های گازوئیلی وصل هست . Everything is connected to diesel habits.

یک عده اینقدر دقیق هستند . 

می شود . ساعت را با آنها تنظیم کرد . 

تکنولوژی با گازوئیل کار می کند . قابلیت انعطاف کمی دارد . 

ماشین حساب گازوئیلی . کامپیوتر گازوئیلی . 

خیلی از چیزهای گازوئیلی. گوشی گازوئیلی. 

فکرش رو کن . به این چیزهای گازوئیلی دلبستگی داری. 

بروز هم نتوانی بشی.  ادامه مطلب ...

جزه از کار جا مانده Remaining part of the work

وقتی میای بری . 

کار رو تعطیل کنی . 

یک چیزی جا مانده . 

اون چیزی نیست . 

به جز یک نوشته . 

تو جا مانده بودی . 

اگر نوشته می شدی . 

دنیا جای بهتری بود . 

حالا دنیا جای بهتری است .

بیخیال می شوی . از نوشته های شخصی سازی شده . 

بعضی جا ها نباید نوشته شخصی سازی شود. 

از کجا بگیریم . 

من امروز هیچ چیز نخوانده ام . 

بر پی کارت افکار منفی . اضافه یا همین جور چیزی . 

این یک چیز جا مانده بود . 

کار روی اعصاب بود . 

درب بود. که بسته نشده بود . 

شیر آب بود . که چکه می کرد . 

حالا بستم اش . 

امان از شیر آبی که سفت نمی شود . باز هم چکه می کند . 

چیک چیک صداش روی اعصاب هست . 

چیک را قطع کنید . 

درب را ببندید .   ادامه مطلب ...

Dislike of dutyاحساس تنفر از وظیفه

یکی از بدترین کارهای که در زندگی ام انجام دادم . نوشتن وبلاگ بود . واقعا کار مزخرفی بود . 

برای شما هم پیش آمده . کاری را که هیچ علاقه ای نداری . مجبوری به خاطر درآمد انجام دهیم . 

این واقعا می خواهم . اعتراف کنم . الان نباید این چیزها را می نوشتم . اگر چیزی ننویسم . 

فردا ... 

همین لحظه خالی طی می شد . 

پس این را می نویسم . از نوشتن روی یک چرخه تکرار شونده و چیزی تکراری . متنفر هستم . با کیبرد نوشتن . به این سبک متنفر هستم .   ادامه مطلب ...

they could,I could not

Should I work or not?
Why couldn't these books work miracles?
Just red eyes?
Expecting too much from yourself?
Did I break this?
Did it not work again?
Why did others succeed?
you can?