| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
بیشتر از اینکه همیشه فکر می کنم ، به سمت چیزهای که می خواهم ، قدم بر می دارم ، ولی به عنوان ویترین ،یک اسباب بازی فروشی . همیشه فکر من را به خود مشغول می کند .
ساعت ها به اسباب بازی ها نگاه می کنم، خوب الان اسباب بازی ها چقدر با حال شده اند ، با قیمتهای حتی میلیونی ، خوب . از اصل موضوع منحرف شدم .
می خواستم بگویم : همیشه میخوام یا فکر می کنم ، کارهای انجام میدهم ، که به سمت هدف می روم ، ولی سر از جاهای به غیر از چیزی که می خواستم ، در می آورم .
مثل یک کودک که برای خرید بیرون می رود ، در راه بهانه یک اسباب بازی را می گیرید ، خوب انگار هنوز با این که سن و سالی از من گذشته ولی به آن درجه از کنترل نفس خودم، نرسیده ام به حد لازم ، کارهای درست را انجام نمی دهم ،
یا سخت کار نمی کنم ،
البته این وازه سخت کار کردن ، در چیزی که می خواهم ، هیچ وقت کار محکمی انجام نداده ام ، به قول معروف گفتنی ، کاری را که دوست داشته ام ، را کامل یاد نگرفته ام ، انقدر فاصله زمانی انداخته ام . که کار از کار گذشته .
یا وقتی انجام شده ، ارزشی نداشته .
این به موقع رسیدن به هدف خیلی اهمیت دارد .
بعضی از کارها رو دائم دوست داری ، انجام بدی ، ولی بلاخره یک کار رو که از سال قبل می خواستم ، انجام بدم امروز ، بلاخره انجام دادم .
خوب از سال قبل خواستم ، بفهمم که با چه مقدار سرمایه می توانم ، سهام بخرم .
خوب به یک نمایندگی در شهر مون رفتم ، بعد از یک مقدار پرسش فهمیدیم با 1000،000ریال همان صد هزار تومان خودمان ،می توانم ، سهام بخرم .
خوب از آنجا که خواستم ، بلاخره پارسال یک مدتی طول می کشد ، یک چیزهای رو آدم یاد بگیریم ، مثل اینکه فکر کنم ، روند خرید 2 روز طول میکشد . اگر پشیمان بشوی این مسائل ، یا سهامی که بخری . بلافاصله نمی توانی بفروشی .
بورس مثلا 5 شنبه ها تعطیل است .
برای شروع به یک کد احتیاج داری . و من هنوز وارد نیستم ، خوب البته 5هزار تومان هم برای کد و ثبت نام هزینه شد ، 5 هزار تومان هم برای خرید .
یک تجربه است . ولی سهام نسبت به پول در بانک گذاشتن ریسکش بیشتر ، چون همانطور که امکان افزایش سهام وجود دارد ، به همان قدر احتمال کاهش هم بعضی از اوقات وجود دارد .
خوب من هم آدم ریسک پذیری نیستم .
امیدوارم ، بیشتر سرمایه داشته باشم ، بیشتر این کار را انجام دهم ، البته نیاز به شناخت بیشتر و روند ، پیچیده ، سال خوبی برای بورس کشور داشته باشیم .
بعضی از اوقات ، یک موقع می بینی ، یک وسیله رو نیاز داری ؟
می بینی ، که آن وسیله نیست ، آب شده رفته در زمین ، ولی همیشه جلوی چشمت است ،
بعضی وقتها هم بعضی از چیزها همیشه مثل ساعت کار می کنند ، ولی موقعی که باید کار کنند ، نیاز لازم داری ، کار نمی کنند .
خوب چه حالی می شوی ؟
یکمی حال آدم گرفته می شود .
احساس می کنم این دو قمست ، بالا یک فرقهای با هم دارند ، اولی گم شدن ، چیزی که می خواهی ، دومی خراب شدن ، بعضی از وسائل است .
ولی ممکن ، این فکر در ذهن آدم ، به وجود بیاد ، که من شانس ندارم ،
خوب شانس وجود دارد ، یا نه ولی این رو می دونم ، که اگر این طوری فکر کنید ، آدم بی انصافی هستید ، چون شانس وجود دارد ،
بعضی از وقتها اصلا باید بعضی از کارها درست پیش نروند ، تا درجه صبر و تحمل ما بالا برود ، بعضی موقع ها اصلا یک خیری در کار نهفته است .
خوش شانسی شما در این است ، فعلا این کار کمی تاخیر داشته باشید .
یک بار توی خونه قدیمی که حیاط خیلی خوبی داشت ، که الان در آپارتمان زندگی می کنم ، قدر اون همه درخت رو الان می دونم ، که چه نعمتی بودند ،
بودم که ناگهای یک یاکریم ، رو دیدیم ، که داره از دست دو گربه فرار میکند ، از روی پرچین ها می دوید ، خدایا این یا کریم چرا داره می دود ، یاکریم دوید ، رفت زیر یکی از بشگه های نفت ،
من هم این صحنه رو دیدیم ، تعجب کردم ، دیدیم ، که گربه دورش رو گرفتند ، سریع پریدیم ، وسط دعوا گربه پرنده .
گربه ها با دیدن یک انسان فرار کردند ، البته اون موقع یادم نمیاد رفت زیر چی ، ولی بشگه نفت آجر زیرش معمولا می گذاشتیم .
یا کریم ، با دست گرفتم ، خدایا پس پرهای دمش کجاست . بله . یاکریم ، بیچاره .
هیچ پر دمی نداشت ، ولی خدا رو شکر زحمی هم نشده بود ، فقط گربه پرهای دمش رو کنده بود . بردمش خانه فکر نمی کردم ، دیگر بتونه پرواز کند .
ولی بعد از گذشت : یک شب و آب و دانه داخل یک سبد جا رختی بود ، درش رو با یک سبد دیگر گذاشتیم ،
خلاصه یا کریم رو فردا به حیاط آوردم ، دیروز که روی زمین می دوید ، و بال کمی می زد ، ولی فردا تا سبدی رو که روش بود بر داشتیم ،
با یک بال زدن جانانه یک پرواز قشنگ دوباره بدون پر دم داشت .
خوش باشید .