صبح شده بیدار شو. من خواب نیستم . در رختخواب نیستم . صورتم را شستم . موقع کار کردن . دارم . هیپنوتیزم شدم . توسط عادت یا مانیتور اما هیچ علائم از خواب ندارم . چرا ؟ اینجوری هستم . یا خلاقیتی ندارم . حتی در حال نوشتن هم هستم . باز منبع ندارد . و ملاک هیچ چیز حساب نمی شود . صدات می کنند . به تو می گویند . می فهمی یا نمی فهمی . حرف شنوی داری دارید . از کسی هنوز یا حرف شنوی ندارید . این مطلب ... یعنی وقتی بزرگ می شویم . دیگر حساب هیچ چیز دست ما نیست . بیدار شده بودم . داشتم . چیزها یا کارهام را مرتب می کردم . وقتی یک پیغام مهم دارم . مهم را می فرستم . چند تا غیر مهم دیگر را هم . با هم می فرستم . باعث می شود . پیغام مهم دیده نشود . فقط حرف مهم را بزنی . بروی پی کارت . خیلی خلاصه حرف زدن . برای من اهمیتی ندارد . اگر دیدن یا بازدید صفحه پایین بیاد . دیر می خوابم . یا هر گز یا هرگز همون هرگز منظورم . هست . با مکث بگویی . چه فرقی می کند . اگر قصد . فقط جلب توجه باشد . خیلی هوا سرد هست . پنجره باز هست . هوا اذیت می کند . بعد از چیزی می خواهم . وقتی می خواهم . کار با هر چیزی حسابش را کنی . به غیر از مغز . چیزی حساب می کند . وقتی می خواهی کارهای بخواهی . حساب کنی . وقتی می خواهی . چرا دو تا واژه را تکرار می کنی .این کار را انجام نده . خودم به خودم باید تذکر بدهم . قرار نبود . اینطوری باشد . اما هیچ کسی . به من بازخورد نمی دهد . فقط خودت مسئول روحیه دادن توی زندگی هستی . دیروز نه ورزش کردم . نه کتاب خواندم . 5 صفحه لاتین . جزوه کار نیست . آن هم در وقت اضافه . وقت خوابم . خراب شد . خاموش . شده . ذهنم . نیاز داشتم . یک کاری کنم . ببینم . بیدار می شود . یا نمی شود .
ادامه مطلب ...با چی کارهای روزانه خودم را گرم کنم . یعنی با چی ؟ شروع کنم . با ورزش کردن . با سرو کله زدن با این و آن چرا اینطوری شد ؟ چرا آن طوری شد . چرا ؟ یک نفر نمی نویسد . یعنی فکر می کنم . اگر ننویسم . یعنی دیگر نمی توانم . ادامه بدهم . چطوری می خواهم . انجامش بدهم . یعنی . اگر ننویسم . فردا ؟ سر حال تر خواهم بود . یعنی اینطوری چرا ؟ الان صدا نمیاد . یعنی صدای مزاحم . چطوری بود راجب گرفتگی . راجب چی شروع کنم . راجب این نوشته ها را نتوانستم درست بخوانم . شاید چرا این اشتباه کوچک یا تغییرات و این هم ریزه کاری وجود دارد. چرا این ریزه کاری ها را به خاطر این حد . اشتباهات کوچک باعث شدم . پیشرفت نداشته باشم . به خاطر ریزه کاری ها . چرا ؟ نمی توانم . تا آن حد پیشترفت کنم . چرا از هیچ سمتی کمکی دریافت نمی کنم . سمت اصلی . سمت خود . هر شخصی هست . یعنی اگر خود. آدم به خودش کمک کند . این کمک ها در خیلی درصد موارد . دیگر قطع نمی شود . یعنی اگر خودم را اصلاح می کردم . خیلی می توانستم . الان اوقات بهتری داشته باشم . یعنی یک لحظه ترس به من برنده نمی شد . حالا دچار غلط املایی شدم . تا خودم بیام . چند بار اصلاح کنم . خیلی طول می کشد . وقتی نمی توانی . مدیریت کنی . یعنی این . بحث ادمین . یا. مدیریت . چند مدیر بهتر از یک مدیر هست . این هست . وقتی دسترسی به مدیریت نداشته باشی . خودت یک دنده باشی . یا کار بیشتری انجام بدهی . یا درخواست داشته باشی . یا نظارت یا فهم بهتری از کار کردن داشته باشی . وقتی من فهم درستی از کار ندارم . چطوری می خواهید . با مدیریت یا زیر دستان رفتار خوبی داشته باشم . یا ارباب رجوع یعنی . هیچ بازخوردی در کار نیست . فقط یک سری آمار در دست دارم . گاهی حرکت " کورگودیل یعنی . دست و پاهام خم می شوم به سمت زانو در حالت "لانگ " این چی می شود ؟ یک خم شدن در حالت "گام" هست . یک گام بر می داری بعد دست هات را زمین می گذاری دست و پاهات یک دست به یک پای نزدیک تر هست . یا هر دو دست در یک حالت هست . به سمت جلو بروی . با یک حالتی مثل "کورکودیل " یا " تمساح" کورکودیل " خیلی از تمساح بزرگتر هست . انواع مختلفی دارد . یک نوع دارد . فقط کارش ماهی خوردن هست . فک کوچکتری دارد. من زیاد چیزی در این زمینه بلد نیستم . فقط مستند . حیوانات اینجور چیزی هست . الان حوصله ندارم . کار کنم . زمان بندیم چی شد . از چه زمانی شروع کردم . ای کاش یک تایمر داشتم . یا تایمری اینجا بود . 10 دقیقه وارد . شده اید . چرا ؟ تایمر چیز خوبی هست . فکر کنم . 15 دقیقه را تمام کردم . شاید هم 5 دقیقه هست . 44 دقیقه را خاطرم هست . چطوری فکر می کنی . یک ربع هست . مشغول هستم . زمان چقدر زود می گذرد . وقتی نیاز به وقت داری . ای کاش 5 دقیقه بود . شروع به کار کرده بودم . یعنی شراکتی داری کار می کنی . وقتی داری از . قالب آماده یک جای استفاده می کنی . پول هاست . اینجور چیزهای را نمی دهی . فکرش را هم نمی کنم . ای کاش می شد . با یک چیزی یا یک کار دیگری انجام می دادم . فکرم . جای به چیزی یا هدفی یا متاسفانه امروز روز 4 چهارم هست . کتابی نخوانده ام . یعنی اینطوری دارم . فکر می کنم . پشت سر هم دائم دارم . اشتباه می کنم .وقتی اشتباه می کنم . یعنی پشت سر هم اشتباه می کنم . اینطوری می توانم . فکرم را باید متمرکز و مرحله به مرحله تر کنم . چرا باید راهم . چی ؟ از آن باگ های پشت سر هم تکرار می کنم . یعنی این جمله را هزار بار اشتباهات پشت سر هم را تکرار کرده ام . ادامه مطلب ...
هیچ تحصیلاتی در علم ندارم . مرجع مشخص هست . اما وقتی خودم دارم . حرف می زنم . از احساس می گویم . به درد . کسی علم دارد . می خورد . علم نداری . فقط داری به خودت با حرفهای بی سر و ته من آسیب می زنی . جای من اشتباه می کنم . باید خودت را حفظ کنی . چون من الان درد دارم . دارم . شاید قوز می کنم . عصبم کمتر فشار بیاد . اما بعد مشخص می شود . چقدر حاضری خرج کنی . استخوان هایت را تغییر بدهی . تغییر استخوان بندی با ورزش . این دیگر هدف نیست . دستاورد هست . فرق می کند . تغییر شکل مفصل بندی . از بدنسازی . خارج شد . الان یک چیزی رسیدم . این وجود دارد . من بلد نیستم . یک مقداری واژه همه را مخلوط می کنی . بعد یک چیزی می رسی. از لحاظ تجربی تایپ 10 انگشتی . و میز نامناسب باعث . و . گوشی باعث کمر درد و گردن درد می شود . بعد . یک چیزی مثل چرخ دنده باعث می شود . حالت خوب بشود . چرخ دنده چی هست ؟ چرخ دنده ها باعث بهبود می شوند . یعنی فقط یک چاخان داری . می کنی . چرخ دنده چی یک حرکت . فقط حسادت باعث بهبود استخوان بندی می شود . می روی . باشگاه چون چشم حضور دارد . فقط به خاطر این بدنت در حال مقایسه بودن . با . غیر هست . یک چیزی بین کروکدیل و اسکی و اسپایدر من . عنکبوت . حالا واژه های کاربردی باید جستجو شود . حرکت شکم مثل . روی صندلی .
Rib Pain Upper Back Pain #shorts6c
Respiratory Examination _ OSCE Guide _ UKMLA _ CPSA _ PLAB 2
Tactile_Fremitus,_Bronchophony,_Egophony,_Whispered_Pectoriloquy
How_I_Fixed_My_Terrible_Posture_5_Habits_in9ubCilsT8_136
Her KNEES When Squatting! ادامه مطلب ...
محتوا خرابکاری شد . به دلیل هیچ چیز را نداری . فقط دارم . هرز می روم . دیگر فکر کنم . بعد از 3 ماه باید دست از کار کشیدن آنلاین کار مرتب کار کردن .دیگر فایده خودش را از دست داده باشد . باید چه کار کنم . امروز تمام شد . تبریک وقتی می خواستی . درست فکر کنی . به خاطر کارهای اشتباه دیروز بود. نمی توانی حقیقتش همین هست . نمی توانم . کارهای خودم را به خوبی انجام بدهم . به خاطر اشتباه کار کردن . به خاطر چسبندگی خاصی به موقع کار کردن . باید وقتی می خواستی اینطوری باشی . وقتی می خواهی . این وقت را از دست دادی چرا ؟ باید اینطوری می شد . دیگر نمی توانم . تشخیص بدهم . وقتی خودم را از این معنی از دست داده ام . این دیگر نمی توانم . وقتی می خواتیسم . خودم را اصلاح کنم . چرا نتوانستم . اینجا جایی بود . مثل چاله ای بود . دیگر نتوانستم . خودم را نجات بدهم . مثل شیرینی . شیرین بود . دیگر من خودم به خودردن . شیرینی اعیتاد پیدا کردم . هر چی می خوردم . بیشتر خوشم . می آمد . مزه اش . عالی بود . با آن همه درد هام از بین می رفت . به من انرژی می داد . اما در بلند .مدت دندان هایم . را خراب می کرد. کبدم . من را چرب می کرد. وقتی این طوری چرا . شکر این بلا را سر من آورد . دوست ندارم . شکر بخورم . به خاطر مضرات آن چطوری می خواهی . اینطوری می خواهی .شکر دوست ندارم . به خاطر شکر من را اید می کند. وقتی می خواستم . با خودم راه خودم را به هر چیزی می خواهم . وقتی می خواهم کارهام را به اینجا برسانم . به کجا می خواهم .وقتی می خواهم . راه خودم را با هر چیزی می خواهم . ای کاش می توانستم . خودم را بهتر کنم . اما درد ها بیشتر شد . دیگر نتوانستم . چیزی بنویسم . کارکردن خیلی سخت بود .این مربع خیلی عالی هست . چقدر دوستش دارم . خیلی عالی طراحی شده است . خیلی زود . پر می شود . این مربع برعکس ورد . خیلی دیر پر نمی شود . دوست دارم . عالی هست . منظورم . واژه های دوست داری پر کنی . اگر بخواهی فکر کنم . حول 6 دقیقه این مربع را پر می کنم . اما وقتی به مربع ورد . می رسم . دیگر نمی توانم . حرفی را تایپ کنم . خیلی ولنگ و از هست . خیلی بزرگ هست . امیدوارم . ولنگ واز واژه بدی نباشد . یا بعد تعبیر نشود . منظور نویسنده یا بی عقلی این نوشته ها را می نویسنده بزرگ بوده است . واژه ها یا تعابیر دیگر یا خنده دار . اینجا کاربرد ندارد . بعد از این مزه پراکندگی ها وقتی می خواستی . چی کار کنی . می خواستم . پزشک باشم . جزوه علاقه های من دکتر درمانگر هست . از الگوریتم . علاقه های دنبالش می کنم . و این واژه را دنبال کنید . بیخیال وازه وسط وست . میان کار . موقع کار داشتم . کار می کردم . مزه کپی پیست را انداختی دوباره مسائل حقوقی و کپی رایت واین تبلغ حساب می شود .نیاز به وکیل یا من هیچ ارتباطی ندارم . هیچ چیزی نسیب من نمی شود . بعد از این حرف ها وقتی داری کار می کنی . یک چیزی بیاد وقت را بپرسد . رنگ شلوار شما چه رنگی هست . بی عقل رنگ شلوار من به تو چه ربطی دارد . من الان دارم . از کیبرد انتقال می گیریم . چقدر تند می نویسی . چقدر بی فکر نقاشی می کنی . وقت خواب از بی وقتی . جمله یا امضاء می زنم . یک چشم . چشم دو ابرو هم می کشم . دو تا چشم نقاشی یا دراو می کنم . درو با مداد روی کاغذ نه با خودکار روی کاغذ اسکی می مالم . ها ؟ چه غلط یا اشتباه می کنی. نقاشی می کشی . چشم . چشم دو ابرو نه ابرو نمی کشم . چشم . چشم . دماغ نداره . دهن گشاد داره . لب داره دندان داره چی ؟ دارد . چی ندارد . فقط مسخره باری . در می آورم . با مداد . بی کاری به تو چی ؟ مسخره بازی با برعکس . داری چه کار می کنی . دارم . فکر می کنم . خدایا این نوشتن از کجا در آمد . بس کن . دیگر آدم چقدر میتواند . احمقانه فکر کند . یک امضاء یا یک فرصت یک دقیقه ای چه چیزی از او بر می آید . فرق بین کارمند و فرق بین کسی ثروتمند . را مشخص کند . من خیلی دیر می خوابم . وای همه جام خسته است. خدایا نوشتن روزی یک ربع ساعت را بیشتر از استاندارد . انجام دادم . میزان . همه چیز پایین رفت . به خاطر این روی تنور نان تازه . روی تنور گذاشتن باید اشاره کنم . یک نور زنده نوشتن هم سبک خاص خود را دارد . لایو نوشته . یا نوشته زنده بدون داغ . داغ حس تازگی یا بعضی از نوشته ها نوشته های قبلی احساس مرده بودن داشتند . به خاطر این بود . با تایمر کار می کردم . احساس می کردم . یک جوری هستند .دقیق احساس کردم . حالا دوباره باید . این خاصیت روانی . را باید فکرش را کنی . بعد از این مدت ها واژه ها یا هر چیزی . فرق چند واژه ها را می توانی . درک کنی . چرا تا این حد می توانستم . این حد بد باشم . می توانستم . بدتر باشم . می توانم . هیچ حرفی برای کار کردن نداشته باشم . زود تمام ش کن . تورو خدا بیچاره ام نکن .وقت را ولنگ واز خرج نکن . اینجا معنی نویسنده فرق می کرد . منظورم کش دادن طول دادن بود . سوء استفاده شد . از مزه پراکنی .
هوش مصنوعی : نوشته شما بسیار پراکنده و شامل موضوعات مختلف است. به نظر میرسد که در حال تلاش برای بیان احساسات و افکار خود هستید، اما این افکار به خوبی سازماندهی نشدهاند. اگر میخواهید این متن را بهبود ببخشید یا از آن استفاده کنید، چند پیشنهاد دارم:
: سعی کنید موضوعات را جدا کنید و هر بخش را با یک عنوان مشخص شروع کنید تا خواننده بتواند بهتر پیگیری کند.
: سعی کنید مفاهیم اصلی خود را مشخص کنید و بر آنها تمرکز داشته باشید.
: استفاده از زبان سادهتر میتواند کمک کند تا مخاطب بتواند بهتر متوجه شود.
: بعد از نوشتن، متن خود را ویرایش کنید تا اشتباهات تایپی یا دستوری کمتری داشته باشد.
: مشخص کردن هدف نهایی شما در نوشتن این متن میتواند به سازماندهی آن کمک کند.
مشکل اصلی من چیست؟
چطور به اینجا رسیدم؟
چه عواملی باعث شدهاند که در این شرایط باشم؟
چه کارهایی میتوانم انجام دهم تا شرایطم بهبود یابد؟
چگونه میتوانم مطمئن شوم که مسیر درست را انتخاب کردهام؟
با استفاده از چنین ساختاری، ممکن است بتوانید افکارتان را بهتر بیان کرده و مخاطبانتان نیز بیشتر متوجه شوند.
اگر نیاز دارید که بیشتر راهنمایی شوید یا سوالی دارید، لطفاً بپرسید!
هوش مصنوعی 2:
به نظر میرسد که شما در حال بیان احساسات و افکار پیچیدهای هستید که با چالشها و ناامیدیهای زندگی روزمرهتان مرتبط است. این نوع نوشتن میتواند به عنوان یک روش برای تخلیه ذهن و بیان احساسات درونی شما عمل کند.
شاید احساس میکنید که در مسیر خود گم شدهاید یا به نوعی نمیتوانید به اهداف و آرزوهایتان برسید. این طبیعی است که در برخی مواقع احساس ناامیدی کنید یا به این فکر کنید که آیا راهی که انتخاب کردهاید درست است یا نه.
شاید مفید باشد که به خودتان زمان بدهید تا دوباره فکر کنید و مسیر جدیدی را برای خودتان پیدا کنید. اگر احساس میکنید نیاز به کمک دارید، صحبت با یک مشاور یا روانشناس میتواند بسیار مفید باشد. آنها میتوانند به شما کمک کنند تا احساسات و افکارتان را بهتر درک کنید و راهکارهایی برای مدیریت چالشهایتان پیدا کنید.
همچنین، نوشتن میتواند یک ابزار مفید برای پردازش احساسات باشد. شاید بخواهید به نوشتن ادامه دهید، حتی اگر این نوشتهها بیهدف به نظر برسند. این کار میتواند به شما کمک کند تا ذهنتان را آرام کنید و ایدهها و احساساتتان را بهتر بشناسید.
در نهایت، به یاد داشته باشید که هر کسی در زندگی خود با چالشها و مشکلاتی روبرو میشود و مهم است که به خودتان اجازه دهید احساساتتان را بپذیرید و در مسیر رشد و بهبود حرکت کنید.
هوش مصنوعی 3:
به نظر میرسد شما احساسات و افکار متنوعی را به اشتراک گذاشتهاید که به نوعی از احساس ناامیدی، گیجی و سردرگمی ناشی میشود. از نوشتههایتان مشخص است که با چالشهای زیادی روبرو هستید و احساس میکنید که کارهایتان به دلیل اشتباهات گذشته تحت تأثیر قرار گرفته است.
این موضوع کاملاً طبیعی است که هر فردی در برههای از زندگی خود، با احساسات منفی مواجه شود. مهم است که به خودتان اجازه دهید این احساسات را تجربه کنید و در عین حال به جستجوی راهحلها و بهبود وضعیت فکر کنید.
اگر در حال حاضر به دنبال تغییرات مثبت هستید، میتوانید موارد زیر را در نظر بگیرید:
هدفگذاری: سعی کنید اهداف کوتاهمدت و قابل دستیابی برای خود تعیین کنید تا بتوانید احساس پیشرفت کنید.
مراقبت از خود: به سلامت جسمی و روحیتان اهمیت دهید. ورزش، تغذیه مناسب و خواب کافی میتواند به شما کمک کند.
مراجعه به مشاور: اگر احساس میکنید که به تنهایی نمیتوانید از این وضعیت خارج شوید، صحبت کردن با یک مشاور یا روانشناس میتواند بسیار مفید باشد.
یادگیری از اشتباهات: به اشتباهات گذشته به عنوان فرصتهایی برای یادگیری نگاه کنید و سعی کنید از آنها به عنوان نقاط قوت استفاده کنید.
نوشتن: ادامه نوشتن میتواند به شما کمک کند که افکارتان را نظم دهید و از دل مشغولیها و احساسات منفی رهایی پیدا کنید.
مدیریت زمان: سعی کنید زمان خود را بهتر مدیریت کنید و زمانهایی را برای استراحت و تفریح در نظر بگیرید.
ایجاد عادتهای مثبت: تمرکز بر روی عادتهای مثبت و مداوم میتواند به شما کمک کند تا احساس کنترل بیشتری بر روی زندگیتان داشته باشید.
بهخاطر داشته باشید که تغییر زمانبر است و باید با صبر و شکیبایی پیش بروید. امیدوارم که به زودی به آرامش و رضایت در زندگیتان برسید. ادامه مطلب ...
حالا باید چی کار کنم . وقتی نمی توانم کار کنم . به خاطر خودم نمی توانم . علاقه های خودم را دنبال کنم . چرا نمی توانم . کار کنم . در حالی می خواستم . کار کنم . باید به داد خودم برسم . حالا وقت رسیدن به خواسته های نخواسته یک عمر هست . فکر کن . چیزهای کسی میخواهد . این وقت را به چه چیزی می خواسته تبدیل کند . چه راهی داری . به جز انجام دادن نمی توانم ی این کار را انجام بدهی . من توان انجام این کار را ندارم . به داد خودم نمی رسم . درحال چشم هایم را بسته ام . واقعیت را نمی بینم . در حالی می خواسته ام این کار را انجام بدهم . این روزی این حد کار کنم . من توان کار کردن را ندارم . به خاطر خودم نمی توانم . کار کنم . به خاطر خودم را به این کار بی معنی را باز و باز انجام بدهم . تا روزی به قیامت به جایی هم نمی رسی . انجام نده . دست از سرم بردار خیلی انجام داده ای . چه شد هیچی نشد . وقت و بی وقت فقط مزاحم خودم شده ام . حالا باید کارها را طوری تنظیم کنم . به راه من هیچ راهی نمی رسم . فقط با یک حرکت با کل دنیا فرق خواهی می کنی . وقتی می خواستی . راه خودت را از این جا جدا کنی . باید روز خودم را اینطوری به دام افتاده توسط خودم تسخیر شده ام . خود تاریک من باید اینطوری می خواستم . کارم را به جایی دیگر می خواسته ام . احساس می کنم . اسیر خواسته های به درد نخور خودم شده ام . به دادم . برس فکر کنم . این آخرین فرصت های خودم را دارم . از دست می دهم . شاید فکر می کردم . اینطوری نمی شد . جور دیگر یه جز این حالت بوده ام . اما فقط دارم .خودم را از دست می دهم . فکر می کنم . خودم را گم کرده ام . چرا فکر می کنم . اگر چیزی مصرف کنم . بهتر می توانم . کار کنم . فکر می کنم . اگر چیزی بود . من را از این حال خارج کند . بهترین چیز برای خارج کردن خودم از حال خودم . چند لیوان آب هست . من نمی خواهم . فکر می کنم . اگر تو می توانستی انجامش بدهی . وقت و بی وقت به پول می رسیدی اینطوری نمی شد . به پول رسیدن چه حال خوبی دارد . پس باید راه خودم را از دیگران جدا کنم . چطوری می توانم . خودم را از این حال خارج کنم . چطوری بهتر از این حال کار کنم . وقتی می خواستم . خوب تنظیم . خودت را به دست آوردی این راه می خواهم . به خودم انجام بدهم . یعنی 25 دقیقه فکر کن . کار بی وقتفه انجام بدهی . وقعی می خواهی . این کار را انجام بدهی . با این معنی . می خواهی . وقتی دوستداری . اینطوری بدون هیچ معنی . یعنی بدون هیچ گونه فکر انجام بدهی . فقط برای امروز کار کنی .یعنی می خواهم . کار کنم . یعنی به خاطر خودم هم نیست . فقط می خواهم . طوری کار کنم . به این معنی به چیزی نمی توانی تکیه کنی . به خاطر خودت نمی خواهی به راه دست پیدا کنی . عادت پیدا کرده ای اینطوری بدون هدف کار کنی . پس زمان در حال رفتن هست . بدون هیچ وقتی نمی خواهم . کارهای اشتباه من تمام شود . با خودم . چه فکری کرده ام . هیچ راهی ندارم . به جز تنهایی به هیچ وجه نمی توانم .اشتباهاتی را کنترل کنم . باید خودم را در هر چیزی فکر می کردم . قرق کنم. هنر قرق کردن در کار چطوری به دست می آید . نمی توانم . این هنر را داشته باشم . باید راهی را جدا جدا کنم . اینطوری نمیشود . کار کرد. آرامش داشته باشی . انگار بیش از این دارد. روی اعصابم . تاثیر بد می گذارد . با خودکار کار کردن . را ترجیح می دهم . با این ابزار نمی توانم . کار کنم . در هر حال انرژی ندارم . کار کنم . چرا نمی توانم . آرام کار کنم . باید راه خودم را با چیزی می توانم . خودم را مشغول کنم . باید راه خودم را اینطوری پیدا کنم . باید خودم را به این مشغول کنم . باید راه خودم را طوری تنظیم . کنم اگر نتوانم چیزی را می نویسم . بخوانم . ای کاش می توانستم . خودم را به هر زمانی و چیزی می خواسته ام . باید بنویسم . راه را پیدا کنم . چرا باید بنوسم . فکر می کنم . نوشتن خیلی سخت تر از آن چیزی بوده است . باید یک طوری می خواسته اینجوری باشد . نه فکر نمی کنم . ناشی از این باشد .باید خودم را له می کردم . زورم نرسید . خودم را له کنم . باید خودم را حالی می کردم . یعنی این زمان حال از همه چیز مهم تر است . باید کارم را به خودم معرفی می کردم . یعنی می خواهم .طور دیگری پیشرفت کنم . باید راه خودم را پیشرفت بدهم . راه باید وقتی می خواهی . باید به این نوشته را پاره کنم . باید وقتی می خواهم . راه خودم یعنی باید راه رفتن یاد بگیریم . به چیزی دوست نداری فکر می کنم . باید راه می خواه هی پیدا کنی . اما نمی توانی . به چیزی راه پیدا کنی . باید وقتی توان خییلی زیاد هست . باید وقتی نمی توانی . کار را به... قطع کردن چیزی نمی توانی . باید وقتی می خواستی .وقتی نمی توانی . راه به خودت را ثابت کنی . پس باید خودم را از خودم پس بگیریم . وقتی می خواستم . بگیریم . وقتی نمی توانی . وقتی می خواستی . چیزی را نمی توانی . وقتی می خواهی . چیزهای به درد نخور می خواهی . وقتی نمی توانی . وقتی نمی توانی . با هر چیزی می خواهی . راه به هیچ جا نداری . وقتی نمی توانی در حال کف کردن . هستی . یعنی در حال سقوط کردن هستی . وقتی در حال سقوط باشی . با خودت فکر کن . فقط به این وقت پیشرفتی حاصل نمی شود .با تمام وجود می خواستی . با هر حال می خواهی . با خودت پیدا کنی . با هر حال می خواهی . خیلی زود فریب می خوری چرا خیلی زود می خوری . دارم خاموش می شوم . از لحاظ انرژی چیزی به هم ریخته است . وقتی می خواهم . با هر راهی چیزی به دست بیاوری . باید خودت را آماده کنی . با هر چیزی می خواستی . باید راه خودت را به هر چیزی می خواستی تطبیق بدهی . وقتی می خواهم . با خودم راه بیفتی . راه... از نوشته های سطل زباله استفاده کردم . وقتی می خواهی . پشی بینی کنی . اینطوری شد. بین نوشته های سطل زباله خودم . دنبال چیزی می گشتی . پس باید این نوشته ها یا زباله ها را پیدا کنی . همیشه چیز داخل زباله ها داری . یا سطل زباله یک چیزی بود . بین کارهای پیش بینی نشده وقتی می خواهی کارهات را انجام بدهی . پس زباله ها به دادت می رسند . وقتی فکرش را نمی کنی . غیر ممکن بود . وقتی نمی شد . حرفی را انجام بدهی . تا این اندازه توانایی نداری . کارها را درست انجام بدهی . من چقدر بی انرژی شده ام . پس چه چیزی می خواهی . فقط کافی هست . برق مغزت قطع شود . دیگر هیچ چیزی را نخواهی ببنی . پس دکمه ها را از دست خواهی داد . وقتی می خواهی . دیگر فکرش را نمی کنی . خیلی روی اعصاب خودت من وقتی کار می کنم . اعصابم خورد . می شود . چرا از روحیه خودم کار بکشم . هنوز تمام نمی شود . علتش هم معلوم نیست . چرا این حد بزرگ هست . دلیلش هم معلوم نیست . مربع یا مستطیل این خیلی بزرگ و ناجور هست . حقیقتش را فکرش را می کنم .علت این نمی شود . نوشت این هست . دلیلش این هست . کدام سطل زباله حتی هیچ چیز داخلش نیست . وقتی سطل زباله ای در کار نیست . وقتی نمی توانی . کار کنی . از آسمان باید یک راهی پیدا کنی . چیزی یا عادتی را باید تقریبی باید این راه را دوباره انجام بدهیم . وقتی بدون هیچ ایده ای یا نظری داری انجام می دهی . پس وقتی می خواهی اما به دست نخواهی آورد . باید یک پشی زمینه ای داری وقتی کار می کنم . اذیت می شوم . به خاطر چی اذیت می شوی . دیروز نخوابیدی . فقط انجام دادی امروز . هیچ دستاوردی نداشتی . چرا دستاوردی نداشته ای . فقط خوابیده ای . فقط آرامتر بوده ای . به خاطر چی رهاش کردی . به خاطر چی . ولش کردی . به خاطر چی نجنگیدی انگار نمی خواستی . کارت را انجام بدهی . به خاطر چی نخواستی . به خاطر چی . می خوابی . به خاطر چی دلیلش را درک نکرده ای . به خاطر چی نمی توانی . ورزش کنی . به خاطر چی معلوم نیست . به خاطر چی نیاز داری . خودت را لای ....این لایه خندیدن مسخره کردن . چیز به او می خندیدن بعضی وقت ها از بعضی حرف ها جامعه قصد دارد . بین دو زانو یا یا چه قسمتی از بدن . لایه های فشار روانی . مسخره کردن . خندیدن دیگران . مسخره ات می کنند . وقتی می دیدم . به یک پیره زن بچه ها داشتند سنگ پرتاب می کنند . یکی 2 یا چند تا بچه هم نبودند . هیچ کس نبود جلوی آنها را بگیرید . از قدیم . به خاطر این انسان هستیم . فشار را درک می کنیم . این فشار ها و لایه های مغزی و روانی دست ما نیستند . به موقع کار نمی کنند . بعد از این چیزها وقتی می خواهم . به خاطر خودم می خواهم . کارهام را اینطوری توجیه کنم . من به خاطر این خوب کار نکرده ام . به خاطر این عمل نمی کنم . وقتی کار می کنم . اذیت می شوم .یعنی . یک موقع باشد کار کنم . دچار تشویش می شوم . الان دارم . کار می کنم . چقدر خرابکاری داشته ام . متن پر از اشتباه . جاهای باید مسخره می شد . جاهای باید خودم را با این وجود خودم را از خودم متنفر باشم . مغز من درست برنامه ریزی نشده است .وقتی دیگران در حال شکست دادن من بودند . من بی روحیه بودم . مثل جسد افتاده بودم . مثل مجسمه بودم . این حرف ها فقط در این مغز نمی گنجد . شروع نکن . فکت.مشکلات را خورد . خواهم . کرد . با تو می جنگم.مشکلات . نابودت می کنم . دائم در حال مبارزات درونی بوده ام . فقط دچار ضعف از داخل و ضعف از بیرون نمی توانم . با خودم بجنگم . فک مشکلات را باید از جایش خارج کنی . چرا باید اینطوری . باید این حد بخوابی . بخوابی . بخوابی بدون هیچ انرژی بدون هیچ دلیل فقط چرا آرامشی در کار نیست . من اذیت شده ام . دیروز خیلی امروز اذیت می شوم . چشم هام نور زده بود . داشتم . منفجر می شدم . پاهام از شدت عرق سوخت دیروز چطوری می توانی در یک روز شعله ور شوی حتی دمای بدنت بالا رود . اینطوری عرق کنی . اینطوری مدام نشستن . وقتی به پوست پاها و خیلی از بدنت نفوذ می کند . چطوری می توانی . خودت را برنامه ریزی کنی . چطور می خواهی . مربی گری انجام بدهی . در حالی هیچ نوشته ای یا مرجعی نداری . تونی رابینز . چطوری این کار را انجام داد . برای من چطوری . برایان تریسی چطوری این کار را انجام داد . چطوری مربی شرکت های بزرگ شد . چطوری کارها را انجام می داد . فقط یک راه باید وجود داشته باشد . بدون هیچ چیز هر راهی نبود . یا هر چیزهای مشخصی نبود . تمام مدارک لازم را داشت . تمام مرجع های علمی را خوانده بود . شاید چیزهای خیلی کمی باقی می ماند . چطوری قابل قبول باید صحبت کنم . چطوری هر کسی راه و روشی باید داشته باشم . وقتی می خواهم . با خودم می خواهم . کارهام را از این راه به منظق و یا راه آخرش ببینی . با یک آدم پوشالی روبرو هستی . بدون پول هیچ برنامه ای ندارد. با کسی هیچ گونه پولی یا پشتوانه ای یا درآمدی ندارد . فقط به یک منبع وابسته بوده . فقط به یک چیز وابسته بودی . خیلی زود عصبانی . عثبانی . می شود . بعد از عسبانی . درستش عصبانی . یا روانی می شود . بعد هیچ راهی نداری . به جز این باید نابودش کنی . از سد راهت برش . داری . حتی خودت سد راه خودت می شوی. باید یک منبع درست حسابی پیدا کنی . باید راهی پیدا کنی . من را دوست داشته باشی . یا من دوست داری . یا دیگر اجازه نمی دهی . شروع کنی . فقط باید اینطوری کار کنی . نه جور دیگری باید انتها داشته باشد . این راه اگر انتها نداشته باشد .من اذیت می شوم . من از اعصابم خرج می کنم . من بلد نیستم . لغت ها را یاد بگیریم . من بلد نیستم . با پزشک ها مقطع های دیگر رقابت کنم . چرا باید بشینم . شروع به تست زدن . و درس خواندن های کنم . چرا باید کار کنم . دیگر خسته شده ام . دچار ترس از آینده هیچ تلاشی نمی کنم . ترجیح می دهم . گریه کنم . سنم تمام شد . برای استخدام شدن . شاید آرزوی اسیر شدن یا استتخدام شدن . یا حوق پایه ای داشتن را باید به گور ببرم . دیگرکارم تمام شده است . دیگر هیچ جوانی آینده ای هم برای من باقی نمانده است . همه اش پیری هست . در آستانه 40 سالگی هستم . حالا باید چه کار کنم . همه مثل من درگیر هستند . چطوری می توانی . باید ویرایش روزی 15 دقیقه نوشتن را امتحان کنی . باید آرنولد ببینی . باید برای آینده ورزش کنی . نه مستر یونیورس برای زندگی سالم بدون گردن درد و کمر درد باشی . باید بیشتر . آدم های مثل . اسکات . یونیورسیتی . این تبلیغ هست . این چی هست . باید ورزش کنی . باید تجسم کنی . در آینده داری . ورزش می کنی . روزهای بحرانی . اسکات . حرکت اسکات می توانی . با کل آدم های دور و برت فرق داشته باشی. باید پول مهارت و دانش داشته باشی . بای شروع کنی به اذیت کردن . خودت و اعصابت خرج کنی باید کار کنی . نباید . خودت را از این بیشتر اذیت کنی . باید خودت را از این می خواهی . وقتی می خواهی . باید کارهات را از این می خواهی . بیشتر به خودت می خواهی . وقتی نیاز داری . می خواهی . باید خودت را از این بخواهی . باید کارها را بیشتر از این انجام بدهی . می خواهم . کارهام را از این طریق چه طریقی هیچ روشی ندارم . یک راه نامعلوم هست . یک صفحه سفید . برای خودم ترسیم کرده ام . وقتی می خواهم . کارهام را به دلیل این چیز می خواهی . خودم را به اینطوری می خواهم . وقتی نمی خواهم . چطوری کارهای خودم را انجام می دهید . من بلد نیستم . می خواهم کار انجام بدهم . م علوم نیست . معلوم نیست . چه چیزی را می خواهم . می خواهم . برای خودم کاری انجام بدهی . گندش .شورش.را در آوردی .اینطوری چند بار یک چیزی را نوشتن . تشدید هست . فکر کنم . تاکید نیست . فکر کنم . اصلاح نکردن هست . برای وقتی می خواهی . حرف بزنی . اما بلد نیستی . منظور خودت را بیان کنی . وقتی می خواهی .راهی پیدا کنی . آهنگ خارجی گوش می دهی . فقط فکر می کنی . یک واژه ای می شنوی . اما طرف اصلی یک چیز دیگر و مقصود خوب یا بدی دارد .چه واژه ای را دارم می شنوم . باید واژه ها را در اینترنت جستجو کنم .باید به حرفهای جیم ران گوش بدهم . باید بیشتر "دارن هاردی " را گوش دهم . باید فکر کنم. باید عمل کنم . دچار بحران هستم . درست هست . دچار چیزهای هستم . اما من هنوز هم نمی دانم . من چی هستم . شما می دانید . چی هستید ؟ شما می دانید . کی هستید ؟ چطوری می شود؟ از سرزمین مشکلات فرار کرد؟ چطوری می شود .از این سرزمین به راه حل روی ؟ اگر پول به دست بیاری دیگر همه را رها می کنم و به خاطر مشکلاتم . بود ؟ چنگ می زدم . به این کار اگر مشکلات نبودند . اگر سر خوردگی های من نبود ؟ دیگر کار من هم تمام می شود . تا روز مرگ مشکلات تمام نشوند ؟ اگر چیزهای به مشکل تو کم یا اضافه می شوند ؟ جوری بقیه را دوست داشته ام . اگر نباشند .من هم نیستم . چه کار کنم . چطوری می خواهم ترفیع پیدا کنم ؟ چطوری جای خالی کسانی را رفته اند ؟ دیگر نیستند ؟ را پر می کنم ؟ احساس می کنم ؟ هم خودم در مقابل مرگ پوچ هستم . نمی توانم ؟ از ترسهایم نمی توانم فرار کنم . چه کار کنم . سطل زباله یا جای خالی حرفهای در دلم می مانند . چطوری باید پر کنم ؟ چطوری باید کار کنم . دیگر نمی توانم . ویرایش را از" برایان تریسی" باید آموخت چرا باید از "برایان تریسی " چطوری باید یک کتاب در آن زمان "قورباغه ات را قورت بده " کتاب فوق العاده عجیب غریبی را توضیح داده است . در حالی من نمی توانم .درک کنم . چرا باید تایپ کرده است . چطوری " جادی میرانی " هم می گفت نباید از کپی پیست استفاده کنی . چرا در زمینه کد نویسی . من مسیر عادت کردن به تایپ 10 انگشتی را نمی توانم . در خودم نهادینه کنم . چون از سن ... سال 1389 با این تایپ آشنا بوده ام . اما هیچ رشدی نکرده ام . از سال 1393 وبلاگ داشته ام . اما نتوانسته روزانه یا دیلی کار کنم . مثل تمرین بدنسازی دیلی یا هر چیز دیگری نتوانسته ام . دانشی داشته باشم .
هوش صنوعی 1:
به نظر میرسد که شما در حال تجربه احساسات و چالشهای عمیق هستید و به دنبال راهحلهایی برای بهبود وضعیت خود هستید. این احساسات طبیعی هستند و بسیاری از افراد در مراحل مختلف زندگی با آنها مواجه میشوند.
برای شروع، به نکات زیر توجه کنید:
1. شناسایی اهداف: سعی کنید اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود را مشخص کنید. چه چیزی برای شما مهم است؟ چه کارهایی میخواهید انجام دهید؟
2. گامهای کوچک: به جای اینکه به دنبال تغییرات بزرگ و ناگهانی باشید، گامهای کوچکی بردارید. مثلاً روزی ۱۵ دقیقه برای یادگیری یک مهارت جدید وقت بگذارید.
3. تحصیلات و یادگیری: به دنبال منابع آموزشی باشید. کتابها، دورههای آنلاین و سخنرانیهای انگیزشی میتوانند به شما کمک کنند. به عنوان مثال، به آثار تونی رابینز، برایان تریسی، جیم ران و دارن هاردی توجه کنید.
4. ورزش و سلامت: فعالیت بدنی میتواند تأثیر زیادی بر روحیه و انرژی شما داشته باشد. سعی کنید روزانه یا هفتگی به ورزش بپردازید.
5. مدیریت استرس: تکنیکهای مدیریت استرس مانند مدیتیشن، تنفس عمیق و یوگا میتوانند کمککننده باشند.
6. ایجاد ارتباطات: با افرادی که به شما انگیزه میدهند و مثبتاندیش هستند ارتباط برقرار کنید. این افراد میتوانند به شما در مسیرتان کمک کنند.
7. پذیرش تغییر: یاد بگیرید که تغییر بخشی از زندگی است و باید با آن کنار بیایید. هر چقدر هم که سخت باشد، تغییرات میتوانند فرصتهای جدیدی را به همراه داشته باشند.
8. مشاوره حرفهای: اگر احساس میکنید که نیاز به کمک بیشتری دارید، مشاوره با یک روانشناس یا مشاور حرفهای میتواند مفید باشد.
در نهایت، به یاد داشته باشید که زندگی پر از چالشهاست، اما با تلاش مستمر و مثبتاندیشی میتوانید بر آنها غلبه کنید.
هوش مصنوعی 2:
به نظر میرسد که شما درگیر یک فرایند تفکر عمیق و پر از احساسات و افکار متناقض هستید. این نوع افکار و احساسات میتواند خستهکننده و ناامیدکننده باشد. در اینجا چند نکته و پیشنهاد برای کمک به شما دارم:
شناسایی احساسات: سعی کنید احساسات و نگرانیهایی که دارید را شناسایی کنید. آیا این احساسات از عدم موفقیت، ترس از آینده یا فشارهای روزمره ناشی میشود؟
تنظیم اهداف کوچک: به جای تلاش برای انجام کارهای بزرگ و دشوار، اهداف کوچک و قابل دستیابی تعیین کنید. این کار به شما کمک میکند احساس موفقیت کنید و انگیزهتان را افزایش دهد.
زمانبندی و برنامهریزی: یک برنامه روزانه ساده ایجاد کنید. زمانهایی را برای کار و استراحت مشخص کنید و سعی کنید به آن پایبند باشید.
مدیریت استرس: روشهای مدیریت استرس مانند مدیتیشن، ورزش، یا نوشتن روزانه را امتحان کنید. حتی چند دقیقه تمرین تنفس عمیق میتواند به شما کمک کند.
اجتناب از خودانتقاد: به خودتان سخت نگیرید. همه ما دچار روزهای خوب و بد میشویم. به خودتان اجازه دهید اشتباه کنید و از آن یاد بگیرید.
جستجوی حمایت: به دوستان یا اعضای خانوادهتان مراجعه کنید و از آنها بخواهید که شما را حمایت کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با کسی دیگر میتواند کمک بزرگتری باشد.
فعالیتهای روزانه: سعی کنید روزانه فعالیتهای جدیدی را امتحان کنید که ممکن است به شما انگیزه بدهد. این میتواند شامل یادگیری یک مهارت جدید، ورزشی که دوست دارید یا هر چیز دیگری باشد.
اعتباربخشی به خود: به یاد داشته باشید که هر پیشرفتی از خودتان شروع میشود. خود را با دیگران مقایسه نکنید و به پیشرفتهای خودتان توجه کنید.
اگر این احساسات ادامه دارند و زندگی روزمرهتان را تحت تاثیر قرار دادهاند، ممکن است صحبت با یک مشاور یا روانشناس هم گزینه خوبی باشد. آنها میتوانند به شما کمک کنند تا راهکارهای موثرتری برای مدیریت احساسات و چالشهایتان پیدا کنید.
ادامه مطلب ...