توان انجام ندارم،نوشتن اعتراف ،مدلی ، داری . اما توان اجرای آن را نداری ،شما علم کار را دارید ، اما سخت ترین قسمت انجام هست . با این همه خستگی نمی شود انجامش داد . غیر ممکن هست ، پس بیخیالش برای بار چندم برای امروز . فردا یک کاریش می کنم .هیچ کاری از دست من ساخته نیست .فکرم کارایی خودش را از دست داده . تایمر می گذارم شروع می کنم به نوشتن بدون مزاحمت .این روزها عصر حاضر خیلی سخت تر از گذشته شده . هر جایی بری توان فرار کردن از دست خودت را نداری هر قدر هم دلیل هات پر رنگ باشد . تاثیری ندارد . چون سلول های فکری شما شکل گرفته اند . موفق نشده اند .راهی پیدا کنند .بدون حالت درد ، سرگیجه از دست ، پرونده یا پروژه های بدون پیشرفت. من پیش نمی روم ، پس نمی روم . بیخیال ، بیخیال. روحیه ای . حرفه ای نداشته ام پس من حرفه ای نیستم. فقط برای تفریح انجامش می دادم . به سر درد هاش اهمیت بیشتری می دادم. درد یا وزن انجام دادن الان یک کیلو و پشیمانی یک تن هست . جیم ران و تونی رابینز اشاره می کنند . باز ترجیح می دهم . بهتر نشوم . اگر بهتر نشوید ،حتما بدتر می شوید . پت رایلی مربی بسکتبال. غورباغه را قورت بدهید. برایان تریسی . هیچ کس از باخت شما سودی نمی برد . گرنت کاردون ۱۰ برابر یا ۱۰ x.
ادامه مطلب ...چه چیزی درست کرده ای. ظاهری تازه از کار کردن . سخت هست . چی سخت هست . دوباره مثل قبل کار کردن داره کار را سخت تر از گذشته انجام می دهد . دوباره یک صفحه خالی باید پر شود . بههر حالتی می خواستی ؟ نمونه ای دیگر از واقعیت زندگی ات را طور دیگری یا نقشه ای دیگر داشتی . یک سری از نوشته ها را روی برگه پاره می کنی . بدون این بخواهی . تلاشی انجام دهی . جای دیگر این نوشته ها را وارد . کنی . توی یک جای دیگر به شکل ورد . حالتی ... از شانه خالی کردن . دور ریختن . برای این قضیه دیگر این باطله ها را تمام کردم . حالا نوبت باطله ها . باطله ها چی هستند .برگه های هستند . برای نوشتن ساخته شده اند . اما به درد بخور نیستند . نوشته های ارزشمندی یا کاغذ های برای این کار ساخته شده . یا ساخته نشده اند . کاغذ های دلت نمیاد تا آخرین سلول یا آخرین کار را از اینها نکشیده ای آنها را دور بریزی . چندین و چندین بار استفاده می کنی . تا دلت خنک شود . حالا دیگر موقع دور انداختن رسیده . باید خیلی راحت تر می نوشتم . می خواستم . اینجوری . بود . چرخه به پایان رسید . بلاخره می خواستی . چیزی بنویسی . می خواهی . یا نمی خواهی . این فقط تکرار و تکرار نیست . باید این معنی را به حالتی . واقعیت دور و نزدیک بخواهی . یا نخواهی باید باور کنی . دائم داری . برای چیزی آماده می شوی . انگار آماده شدن . پایان ندارد . به چه چیزی می رسی . فقط داری خودت را گرم می کنی . برای چیزی . کارهات را باید به پایان برسانی . چرا آموزش های لازم را ندیده اما یک شورت کات . منظورم میانبر هست . را در یک چیز ساده انجام نداده ای چرا یک آموزش ساده را نمی بینی . فقط یک جستجو هست . کاغذ های روی میز افتاده است . قرار هست . بخواهی . این کاغذ ها را نگاه کنی . این فقط یک یادآوری هست . پس باید چی کار کنی . دنبال چیز خاصی نمی گردی . برای ورق زدن صفحه های عمر بی هدف برای ؟ سختی های دوباره نمی خواهی ؟ فقط نگاه کنی . تمرکز نداری . سخت شده . . باز دور شدن از هدف داشت انجام می شد . با هر دلیلی این یک کار منسجم نیست . یک کاری بی هدف هست . خیلی مرز باریکی هست . بین بردن و باختن . بخاطر این را می خواهی ؟ با توان بیشتری کار انجام می دهی . اما توان پایین تر از بقیه می خواهی . چی کار انجام بدهی . درست . وقتش نیست . وقتش هست . هر جایی برای چیزی راهی را پیدا کنی . راه اصلی را گم کرده ای . تمام دروغ ها را فقط باید از خودت دور کنی . دارم . خودم را دور می کنم . از چیزی می خواهم . حوصله سر بر تر از برای خودم شده . انگار بودن یا نبودن این نوشته ها اگر نباشند . بهتر هستند . برای من بهتر هست . خود من هم را هم آزار می دهند . بعضی از وقت ها کار کردن . دوست داشتنی نیست . پس چرا باید کار را ادامه دهم . چرا باید تمرین امروز را هم انجام دهم تا تند تر کار کنم . این تند تر کار کردن . بعضی وقت ها فقط نشان دهنده این هست . هر چیز بی پایان باید یک پایانی داشته باشد . هر سختی باید پایانی داشته باشد . این پایان باید پایان خوبی باشد . چرا هنوز به نتیجه ای نرسیده ای . نتیجه می توانستی . چیزی باشد . مثل پول یا حاصل یا چیز به درد بخور . کاپ یا جامی . هیچ جامی در کار نیست . هیچ برنده بودن یا بازنده بودنی . در کار نیست . چرا تلاش کنم . چرا مدل ذهنی ام این طور بوده . پس به خاطر این هست . هیچ کاری انجام نمی شود . به غیر از این کار کردن یک روند سرگیجه آور خسته کننده . پر از درد سر هست . چرا این قدر باید کارم را انجام دهم . کاری به کار ... کار غیر موثر بس هست . کافی هست . برای امروز .
وحشیانه مصرف نکنید . یعنی تمامش نکنید . این چیزی بود . من یاد نگرفتم . خلاصه از مغزم وحشیانه مصرف کردم . بنده خدا مغز من این آخرش بود . استفاده از این چیز ها به کنار طرز استفاده اش از قضیه ها دنبال کردن . چیزهای عجیب و غریب این دنیا بیا این مطالب را ویرایش یا تهیه کن . تازه با ایندیزاین . آشنا ID چه نرم افزاری به طوری فکر می کنم . این برای سیستم . من سنگین هست . مثل AIتوی همین
مختلف از اختلاف پس هم را نقض می کنند . وقت هم به فنا می رود .
Different things contradict each other because of the difference. Time also passes away.
داک 9 نهم. منظور همان داکیومنت یا سند 9 هست . پس هسته این هست .
درآمد امکان اش نیست .
کیسه بوکس : خالی کردن هیجان
پروژه سپر: ناقص هیج کاری براش صورت نگرفت
تمرین کد : این هم ناقص مانده است . امروز .
هوش مصنوعی : تقلب هست . الان بخواهم .از این استفاده کنم .
میزان وقت و انرژی : بازدید . بالا بردن بازدید . انرژی بیشتری طلب می کند . شناخت بیشتری .
داک 9 یادآور چی هست : چیزی می رساند . تایپ تک دست می خواستم . الان احساس خستگی دارم . هیچ ورزش نداشتم . کمرم خسته تر از آن حالت طبیعی هست .
چشم هام حالت خواب دارد .
رضایت از کارایی امروز : تعریفی در کل ندارد . یک . جایی رسیدم . آره .
سوالات خوبی از هوش مصنوعی پرسیدم : در مورد زبان کد نویسی اتومبیل و برق زبان کد نویسی . تلویزیون . زبان های متفاوت و کاربردی سوال پرسیدم . حتی batch فایل ها . مرتب کردن . برای همه یک مثال از آن خواستم .
یک چیزی فهمیدم . باز نقطه کور را پر نمی کنند . هر چی؟ بپرسی . سوالات و دنیا را از یک دریچه زاویه دید خودت نشان می دهند . بعد مثال های کاربردی تری یا حالت تمرین . استفاده می کنم .
در مورد جوی استیک . یا این . تعمیر گوشی چرا ؟ وقتی یک گوشی تعمیر می شود . دوباره مثل اولش نمی شود . را خیلی کامل توضیح داده بود. به خاطر چسب قطعات نامناسب فشردگی . اگر بخواهند . یک چیزی را تعمیر کنند . مجبور هستند . چند قطعه ای دیگر را باز کنند . در بورد گوشی . خیلی سخت می شود .
از همه جالب تر . خیلی . نامید کنند ه . دائم داری . یک چیز از این می خواهی . دلیل را کلی می بینی . احترام گذاشتن . به خواسته خود فرد . احترام به خود جای ندارد . ارزش خودت را بفهمی . بعد از ارزش خودت . کجا وارد حقوق شخص دیگری می شوی .
چیزی می خواهی . احتمال دارد . نقض کننده یا چیز خوبی نباشد . خواسته من مال من نیست . یا مال من هست ؟
این میزان کار سوال پرسیدن ها کجا می خواهی ؟ از سوالاتت بهره برداری ؟ کنی ؟
نتیجه گیری داری ؟ پایان امروز این درس را از زندگی ام گرفتم ؟
این اشتباهات را نباید تکرار کنم . باید دیگر از این واژه ها استفاده نکنم .
خیلی سخت بود . برای من وقتی خلاقیت هوش مصنوعی را در قصه نوشتن دیدم . ترسناک بود . خیلی راحت با چند تا شخصیت . و با چند تا کلمه داستان کوتاهی ساخت . در عرض چند ثانیه خیلی تعریف شده . بر اساس چیزهای کمتر کسی می داند . این شخصیت ها به چه دردری می خورند . این پیشینه همه را می شناخت .
مشکل من را حل نکرد . من را بین این همه اطلاعات تنها تر گذاشت . یک فصل می خواهد . بروی دنبال هر کدام از این سوالات پیچیده تر کردن مسائل ساده استاد هستی . به دردت نمی خورد . چرا داده ها را از دست داده ای .
دریغ از یک کار کاربردی . چرا گره خورده ای . پشت تو چرا اینطوری شده ریشه مسائل را نمی توانی درک کنی .
ریشه کاربرد . فصل یا زبان بردهای هوشمند برق چه ؟ چیزی هستند . زبان کامپیوتر های به ماشین ها راه اندازی می کنند . چی هستند ؟
به دردی نمی خورد . در حالی تمرین خودت را انجام نداده ای . خلاقیت . یا هنر این قضیه من دارم . کاری انجام می دهم . در راستای حواس پرتی . اما این کار من را به جاده انحرافی وقت بیشتر تلف کردن می برد . هیچ انگیزه یا شور و هیجانی هم برای من درست نکرده است .
چقدر کارهای عکس و گرافیکی بیزار هستی .
ته کشیدن از لحاظ فکر . چیزی بیا تحملم کن . این چند دقیقه . نه . تحملش سخت هست . هر کسی برای خودش غیر قابل تحمل هست . بیخیال . واقعیت این هست . حوصله می خواهد . هر کسی غیر قابل فهم هست . برای خودش حالا چطوری می خواهی . یک نفر دیگر را هم بفهمی . غیر قابل فهم هست. . چرا ؟ سعی می کنی . اگر خودت را بفهمی دیگران را هم می فهمی . خود فرد هم نمی داند . چی می خواهد ؟ هر کاری هم انجام بدهی . دیگر فایده ای ندارد . یک کم انتظارت بیش از حد رشد کرد. بیشتر واقعیت هم همین هست . تدارکی ندیده ای. نوشتن . چه کمکی به من می کند . هیچ کمکی به من نمی کند . به نظر خودم . قابل فهم نیستی . به خاطر این می خواهی . فقط تصمیمات بهتری بگیری . چرا ؟ وقتی می رویم . سراغ علاقه هات . این علاقه ها بیشتر از قبل تو را تحت تاثیر قرار می دهند . علاقه ها بیشتر از قبل . به از دست دادن انرژی برای دنبال فکر کن. این هم بدست آوردی . فکر کن آن هم بدست . آوردی . حساب بانکی ات هم رسید . اول صبح . سایت خرید . آرزوی وقتی می خواهی . کاری را شروع کنی . افکار یا الان خودم . اگر این کار را انجام نمی دادم . کار بهتری می توانستم . یاد بگیریم . هزار تا چیز میاد به ذهن آمده به غیر از کار درستی توان انجام داد با هر حالی فکر کنی . انرژی ات را چطور می توانی . خالی کنی. خالی می کنی . خالی اش می کنی . با هر فکری نتوانستی با این نوع. یک کار درست انجام دهی . دقیق فکر کن . این کار این همه تلاش به خاطر هیچ دستاوردی نداشته ای . فقط امروز را حساب کن . هیچ کاری انجام نداده ای . چرا؟ علت درست عمل نکردن . "21 قانون انکار ناپذیر رهبری" جان سی مکسول "
2 نفر را مقایسه می کند . به خاطر این روی یک کار نتوانسته انجام دهد . من به درد این کار می خورم ؟ سوال مهمی هست . یادگیری ؟ کار درست تمرکز نداشتن را یک اصل مهم می داند . تا چه حد این نوشته ها درست هستند . اگر روی یک کار آرامش داشته باشیم . یک کار را عمیق یاد بگیری . موفقیت بعد آن یکی شخص را حتی بدون سواد داشتن تمرکز روی یک کار توانسته خیلی موفق باشد .
آن شخص هم ربط می دهد . الان جان خودش را از دست داده به خاطر تمرکز نداشتن . ربط دادن نوع نوشتن نویسنده مهارت نویسنده . ارتباط فوق العاده است . یک خط این جملات از این کار هم بهتر . به نظر من بدون نخواندن جملات و آشنایی با توجه به اشاره من یا هر کسی خوب من می گویم . خوب هست . هر کسی یک نوشته ای دوست دارد . باید قبلش یک آشنایی از کتابی داشته باشی . می خواهی . بخری ؟
قبل من خیلی بد . کتاب می گرفتم . بعد. بهتر کتاب می گرفتم . با توجه به علاقه ام . باید یک میزانی وقت صرف کنی . حتی از کتابخانه امانت کردن هم . یک مهارتی می خواهد . کسی می داند . یعنی مشکلی نداشته با این قضیه خنده دار هست . این چیزها براش .
اما به نظر من کتاب کاربردی و کاربرد از کتاب یک مهارت هست . یعنی کسی از کتاب یا نوشته یا هر چیزی عمل می کند موفقیت بالاتری دارد . فقط خواندن مهم نیست . عمل کردن مهم تر هست .