تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

uncoordinated ناهماهنگی

امروز بدون تمرکز شروع می کنی . منتظرم چیزی برای نوشتن پیدا کنم . متاسفانه هیچ چیز ندارم  . سعی می کنی . کار کنی . توی ساعتی موقع خاصی نیست . زمان مشخصی برای نوشتن نیست . وقتی این مشکل را داشته باشی . امتیاز نوشتن یک افت زیادی می کند . بعد مشکل اساسی پیداش می شود . همین 2 مشکل کافی هست . مشکل اول کافی هست . پس چرا کار کنم . در حالی که به ضرر من هست . وقتی به ضرر من هست . شروع کنم . چون دقیق همان زمانی شروع می شوی . به ذهنت می رسد . چیزی اتفاق نی افتاده . شروع الان خوبی نیست . اوضاع خوب نیست . منظورم . اوضاع انرژیم خوب نیست . ذهنم آماده نیست . فکرم آماده نیست . هوا خوب نیست . تداخل هدف دارم . پس ساعت . پس زمان . قدم بعدی را گم کردم . روی هر چیزی این مشکل وجود دارد . قدم بعدی می توان شروع نکردم . به حالت قبلی انگار . دستم می رود . روی چشمم . دیروز مشکلات خیلی بزرگتری مثل سردرد داشتم . سرم را گرفته بودم چشم هام مجبور می شدم . دستم را روی صورتم می گیرم . کمی گرم تر می شوم . صدای نفس کشیدنم با دماغ ای کاش کمی ساکت تر شوم . نیاز به آرامش بیشتری دارم . موقع سختی هام . سخترین کارم نوشتن . روی چیزی دیگران هم می نویسند و می خوانند . این دیگر مثل یک چیز  خصوصی نیست .الان سختر می نویسم . روان نمی نویسم . روان نوشتن . تمرین بیشتری می خواهد . شاید با وقفه نوشتن . چیزی وقفه دار . باعث شود . بهتر بعضی وقت ها بدون چیزی بنویسم . انگار نشانه ای برای حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر وجود ندارد . دیروز روز بهتری بود . شاید به خاطر اینکه تمام شده است . امروز روز سخت تری هست . چون در حال تلاش کردن برای قابل قبول باشد . حتی سعی نکنید . راجب چیزی اشتباه صحبت کنید . صحبت نکنید . قادر نیستم . صبر کنم روی اشتباه خودم فکر کنم . وقت من برای سخت ترین چیزی می خواستی . نرسیده ای . هنوز درد برای چیزی با استفاده از این معنی . چس به خاطر نرسیدن . باید روی تبادل نظر فکر کنی . در حالی نظر . نظر خودت هست . نظر اشتباه داده ای . به ضرر خودت تمام شده . برای نوشتن . همان مثال کتاب قورباغه و مصاحبه روزنامه ای از کسانی برای فیلم نامه نوشتن به هالیود آمده اند . از آنها می پرسد . فیلم نامه شما در چه مرحله ای است ؟  اکثر افراد حتی شروع نکرده اند . شروع نکرده اند . چرا حتی نمی شود . به غیر از مثال کاری . کارهای دیگر حتی نمی شود . شروع کرد . چرا شروع باید با همه عوامل اشتباه یکباره روبرو شوی .   ادامه مطلب ...

Why was it difficult? چرا سخت شد

این بار خیلی از بار قبلی ضعیف تر بوده . واقعیتش هم همین هست . وقتی فقط بخواهی . تایپ کنی . چطوری باید فکر کنم . در حالی که وقت این کار را ندارم . فقط باید انجامش بدهی . شانسی نداری . حقیقت همین هست . انگار چند خط اول از همه چیز مهم تر هست . روی این شروع .نیست ؟ پایان هست . همیشه یک چیزی هست . باید یک جای خالی باشد . تا کاری شروع شود . جایی برای چیز جدید نیست . فقط ادامه دادن خسته بودن . به خاطر این . نبودن . اگر بود . خیلی خوب می شد . الان جور دیگری بودم . حال نیستم . پس همان معمول قبلی . به حالت معمولی و نبودن . ننوشتن به خاطر چیزی ؟ نوشته نمی شود . خالی هستم . منظور صفحه سفید قبلی روزهای بیکاری . راحت تری هیچ اشتباهی در کار نیست . هیچ انتظاری نیست . چه اتفاقی بعد از این می افتد . این خودش کلی هست . خیلی کم هست . به چشم نمی آید شاید 2 تا کم باشد . در کل 2 تا چیز خوبی هست . منظور 2 عدد بازدید . مشکل صفر بازدید هست . من صفر بازدید هم داشته ام . برای مدت ها عادت کرده ام . اتفاق خاصی در زندگی ام روی ندهد . همه چیز مثل قبل خواهد . بود. منظور پیشرفت هست . به طور چدی تری کار خواهم کرد . اگر نوشته ای ذهنیتی اضافه نشود . چرا کاری انجام بدهم . می دانم . به جای نخواهم رسید . پس اگر هم انجام بدهم . خودم را به دلایلی می رسانم . وزن بالن : فرض بگیرید . سوار بالن هستم . یک دلیل دارم . اگر آن را از سرم یا بالن من بیرون بی اندازم . چرا سختش کردید . اگر وزن بالن کمتر باشد . بالن بالاتر می رود . حالا فکر کنید . مشکل یا دلیل را می شود . ییرون انداخت بیرون می اندازید . متاسفانه دوباره جای آن مشکل یا دلیل باقیست . حالا بالاتر رفته اید . این بالاتر رفتن . باعث می شود . تا حالا این هوا و این قدر بالاتر بودن . شما را اذیت می کند . به هر دلیلی . با خودم فکر می کنم . تا حالا با ذهنم نتوانسته ام طوری درست فکر کنم . فکر می کردم . دلیل را بیرون بی اندازم . باز دلیل پا برجاست . البته پا برجاست نه به شکل قبلی تمام شدن انرژی . خسته بودن . مشکلات دیگر توان فکر نکردن . درست هزار یک مشکل نیست . نشناختن چیزهای همیشگی هست . مشکلات شما 10 تا هست . بنویسید . اگر 7 تای آن قابل حل باشند و بین هم گم شده باشند . چقدر اتفاقات جالب تری در زندگی شما می افتد . این چیز ها چرا در اخبار نمی گویند . 

نه رسانه ها در فضای فکری شما فقط دائم می شنوی . از خودت من هزار تا مشکل دارم . با خودت فکر می کنی . اگر این یکی حل نشود . بیچاره می شوم . آرامشم را از دست می دهم . خودم را به کسی یا چیزی گره زده ام . چرا خودم را به چیزی وابسته کرده ام . چرا ؟ بین من و یک مشکل هزار تا دلیل دارم . برای اینکه خودم را به دیگران ثابت کنم . اگر خودم را به خودم ثابت . می کردم . یا اینکه خودم را بیشتر قبول داشتم . چه اتفاقی می افتاد . اگربیشتر تمرین می کردم . چه اتفاقی می افتاد . چرا این هم چیز های اضافه وجود داشت . تا به اینجا و این نوع تفکر یا این مرحله برسم .   ادامه مطلب ...

ذهنیت mentality

هیچ چیز خاصی آنچنان که فکرش را کنی اهمیت ندارد . هیچ قصه خاصی نمی توانی بنویسی  حتی فیلم نامه نوشتن و تجسم کردن اتفاقاتی خیالی برای فضایی فکری تو غیر ممکن هست 

اهدافت چند تا انفجار نیاز داری در فیلم داده باشی یک دانه ؟ هیچ چی 

چه افرادیاشکال یا چیزهایی نیاز داری به اینکه اعداد تمرکز روی حالی برای چیزی که دوست داری تقابل چیزی که الان آمادگی ندارد برای من وجود داشته باشم . دلم تنگ شده این همه بس شده . دیگر برای  دروغ رفتن به هر چیز 

تقابل دروغ و راست این چه معنی برای تو دارد 

کمتر از گذشته به خاطر به خاطر چیزی که نمی خواهی قفل این قضیه بارها و بارها توی  زندگی تو باقی می ماند . هرگز به پول نخواهی رسید  . موفقیت چیزهای که دوست داری باید . دائم سر خودت داد بکشی وای این واقعیت خیلی تلخ هست . اصل قضیه این بود باید به خودم یا افکارم خیلی اهمیت می دادم . 

اما من موفق نشدم . من حیف شدم . خدا افرادی  دیگری را  مقصر  کند . چرا من را مقصر کردند . من هم به دیگران مقصر می دانم  . هیچ کاری از من ساخته نیست . پس می روم . دچار هیچ کاری از دستم بر نمی آید .  هیچ کاری از دستم . بر نمی اید مواجه می شوی با این  مسئله شوم . پس هیچ چیز خاصی نشدی تو هم 

یک نفرین شده هستی . پس به قبیله نفرین شده ها خوش آمدی. قبیله نفرین شدگان بدترین جای ممکن هست . تا روزی روزگاری به قبیله از کار افتادگان درماندگان و بیچارگان در می آیی . مثل خود من راه نجاتی باید برای این دهکده های ذهنی و درمانی باید برای  آدم های بی هدف وجود داشته باشد . از کتابهای بیشماری  صحبت نکنی . همان قورباغه را قورت  بده . 3% افراد  اهداف خود را می نویسند . ذهنیت ات هنوز هم این هست . این کتاب ها کارایی ندارند . اگر داشتند . من الان اینجا در این ذهنیت فکری نبودم . 

من هم نمی نویسم . جزئ 97% در صد  عموم مردم هستم . همیشه وقتی می خواهم بروم خرید . یک چیزی که قولش را به کسی داده ام را فراموش می کنم . مثل چیز بامزه ای برای او را ... فراموش کرده ام . 

پس همیشه تنهام اون هم تنهام می گذاره روزی بعد من می مانم و خودم مسائل و مشکلاتم عجیب ترین اسم ها را روی مشکلاتم می گذارم . 

اما همیشه مشکل من می دانم من هستم . که رشد نمی کنم . توانایی های من هست . دیروز از حد و مرز ها حرف زدم من می خواهم یک خرگوش باشم نمی خواهم یک لاک پشت باشم  سرعت تایپم بالانمی رود  حتی 2

wpm 

دوباره روی ویندوز آفیس و ورد ندارم . 

فقط نرم افزار های بین راهی و آنلاین دارم استفاده می کنم . نمی توانم .  با وسیله ای مثل گوشی کار کنم . باید از گوشی خودت درآمد کسب کنی . به داد خودم نمی رسم . دوست دارم . مثل یک فیلم خیالی کسی ظاهر شود . 

حیف چراغ جادو را کس دیگری پیدا کرد  من چراغ جادوی دیگران شدم . اما چه زمانی قرار هست . مشکلات خودم را حل کنم . از دهکده لعنتی قبیله ره شده ها شوخی می کنند . همه توی دنیا رها شده اند . 

اما ذهنیتم به درد نمی خورد . ذهیتم را باید  درست کنم باید موقعیت خلق کنم . باید کاری به حال خودم کنم با این وضعیت نمی توانم . 

 

ادامه مطلب ...

تکرار حد و مرزRepetition of boundaries

تغییرات بیشتر چرا وقتی می خواهی سریعتر از گذشته کار کنی . باز دوباره به مشکل می خوری . انگار امکان پذیر نیست . این تند تر کار کردن باید خودش مثل یک چیزی از راه برسد . انگار هرگز پیشرفتی در کار نیست . شهامت تکرار دوباره را نداری ؟‌به چه خاطر باید دوباره این کار را انجام شود . چون هیچ دلیلی نداری ؟‌باز همه چیز را باید از اول بسازی به هیچ دلیلی دباره فقط تکرار شده است . بدون هیچ خلاقیتی وقتی به خاطر این هیچ نظر خوبی نداری . فقط می خواهی یک چیزی را پر کنی . فقط بگذر امروز هم تمام می شود . قبل این نوشته ها و همه چیز تغییر کرده بود . به چه دلیلی احساس می کنی . دوباره فقط هیچ چیز را به اندازه این کار وقتی نداری . به چه دلیلی همه چیز را از دست داده ای انگار همه چیز بی انرژی تر از قبل شده اما باید این نوشته را پر می کردی . باید امروز هم تمام شود . تا به فردا برسی بدون هیچ چیز یا اتفاق خاصی بدون تغییر بدون نگاه کردن به هر چیزی می خواهی تکرار کنی . این تکرار را دوباره و دوباره باید این راه را تا انتها ادامه می دادی به هیچ علتی فقط دوباره و دوباره با این روش نمی شود . نوشته خوبی راداشته باشی . این نوشته ها بی معنی . بدون هیچ مفهومی خواهند بود . انگشتانی به چیزی گیر کرده اند . به کلمه ای می خواهد بدون هیچ خلاقیتی کار کند فقط دوباره می خواهی این نوشته را تکرار کنی . من راهی برای اینکه بدانم کجا و به چه علت نمی توانم از خودم فاصله بگیریم . خود قبلی من دوست ندارد . کار کند اما چطوری باید از این روش یا از این راه باید فاصله بگیریم من تغییری را پیش بینی نمی کنم راه را برای خودم باید آماده کنم . راه را آماده کنم . یعنی باید یک نقشه داشته باشم . راهی به غیر از این نداری . یا نمی روی . اینجا می مانی یا اینکه راه رفتن را انتخاب می کنی . تغییرات بدون اینکه بفهمی داری . تاخیر می اندازی . چون توان انجام دادن را نداری . به خاطر این بوده . هیچ کاری انجام نداده ای چون ترس از انجام دادن و جلو تر رفتن خیلی ترسناک تر از هیچ کاری انجام دادن است به خاطر این بود . بدون دلیل می خواهی . فقط بنویسی . به چه چیزی می خواهی برسی . حتی نی دانم . خسته تر از آن چیزی هستی . به نظر می رسی به خاطر همین هم هیچ کاری را تا انتها انجام نمی دهی . من توانی برای انجام دادن ندارم . من نمی توانم انرژری تولید کنم . الان وقت تغییر دادن تنظیمات نیست الان وقت کار انجام دادن است . به چه دلیلی الان وقتی که تایمر در حال انداختن وقت هست . باید این کار را بهتر از بقیه انجام دهم . من توان انجام دادن  کار را ندارم . نمی خواهم بیشتر از قبل می خواهم انجام دهم . اما دقیق نمی دانم چه کاری را باید اول انجام بدهم  . توان شناخت را هنوز ندارم  . توان متقاعد سازی برای اینکه کارم را خودم می توانم انجام بدهم . نیاز به هیچ انرژی خارجی ندارم . برای اینکه می خواهم خودم را به چیزی که دوست دارم  می رسانم . با تمام تغییرات می خواهم . با هر  چیزی کنار آمده ای با باختن کنار آده ای به همین علت است . پذیرفته ای . هیچ کاری انجام ندهی . با تمام راه حل ها نآشنا هستی . نمی دانی ؟‌چرا مثل حرفه ای ها نمی شود . کار کرد کسی که دائم در حال تغییر مسائل هست  . کسی که کارش این هست . من کارم این نیست . چقدر خوب می شد . اگر من هم یکبار می توانستم . مثل حرفه ای ها کار کنم . من توان یا شناختی از کارهای که شغل هستند ندارم . چطوری باید با خودم کنار بیام . نمی توانم . خودم را راضی کنم . تمام این نیاز ها انگار هیچ نیازی . به خاطر تمایل نیست .  

بخش پاسخ از هوش مصنوعی:



1. ابولولو: "شما برنده نخواهید شد، زیرا سرنوشت نقشه های دیگری دارد."


2. ابومسلم خراسانی: «رهبری او شعله انقلابی بود که مسیر تاریخ را تغییر داد».

3. عمر خیام: «عمر خیام، شاعر و ریاضیدان، به خاطر رباعیات عمیقش که ماهیت هستی را کاوش می کند، تجلیل می شود».

4. فردوسی: «شاهنامه» فردوسی قهرمانان و افسانه های ایران را جاودانه می کند و ملیله ای غنی از تاریخ کهن آن می بافد.

5. کاوه آهنگر: «کاوه آهنگر نماد مقاومت و مبارزه با استبداد در فولکلور ایرانی است».

6. کبوجی: «از کبوجی به عنوان شخصیتی حکمت و هدایت در ادبیات فارسی یاد می شود».

7. کوروش کبیر: "کوروش کبیر به عنوان پیشگام حقوق بشر مورد احترام است و یکی از اولین امپراتوری های جهان را با احترام به فرهنگ های مختلف تاسیس کرد."

8. آذرباد: «آذرباد به دانش عمیق و کمک به اندیشه زرتشتی شهرت داشت».

9. ادربرزین: «آدربرزین نشان دهنده میراث غنی فرهنگ ایرانی و میراث ماندگار آن است».

10. آدر کیوان: "آدر کیوان در داستان ها به خاطر شجاعت و وفاداری اش تجلیل می شود."

11. آرش کمانگیر: «آرش کمانگیر کماندار افسانه ای است که فداکاری او مرزهای ایران باستان را مشخص کرد».

12. بلی: «بله، همانا می تواند تصدیق ساده حقیقت باشد».

13. بوذرجمهر انوشیروان عادل: «بوذرجمهر مشاور حکیم انوشیروان بود که به قضاوت و عقل منصفانه معروف بود».

14. بهرام چوبین: «بهرام چوبین شخصیتی قهرمان بود که در ایران باستان شورش علیه استبداد را رهبری کرد».

15. جمشید: «جمشید، پادشاه اساطیری، به خاطر خرد و دوران طلایی که برای مردمش به ارمغان آورد، تجلیل می شود».

16. حلاج: «حسین بن منصور حلاج از عشق الهی سخن گفت و با بینش عمیق خود هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید.

17. خسرو پرویز: از خسرو پرویز به عنوان پادشاه مقتدر ساسانی یاد می شود که هم از طریق جنگ و هم از طریق دیپلماسی به دنبال گسترش امپراتوری خود بود.

18. آریو برزن: «آریو برزن به خاطر شجاعت و وفاداری اش در داستان های حماسی ایرانی مورد توجه است».

19. سردار خراسانی: «سردار خراسانی در زمان نزاع به عنوان یک رهبر کلیدی ظاهر شد و روحیه مقاومت را تجسم بخشید».

20. اشک: "اشک اغلب بلندتر از کلمات صحبت می کند و احساساتی را آشکار می کند که کلمات نمی توانند بیان کنند."

21. انوشیروان: «انوشیروان به انوشیروان عادل معروف بود که به حکومت عادلانه و اصلاحات شهرت داشت».

22. بابک خرمدین: «بابک خرمدین در تاریخ ایران نماد مقاومت در برابر ظلم بیگانه شد».

23. دکتر معروف: "ابعلی سینا، یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ، خدمات قابل توجهی در پزشکی و فلسفه انجام داد."

24. بلاش یا والاش: «بلاش غالباً به صورت چهره ای پوشیده از رمز و راز و دسیسه در فرهنگ ایرانی به تصویر کشیده می شود».

25. رستم: «رستم، پهلوان توانا «شاهنامه» در اساطیر ایرانی مظهر قدرت و دلاوری است.

26. رستم فرخزاد: «رستم فرخزاد سردار مشهوری بود که راهبردهای او نبردهای بسیاری را در تاریخ ایران رقم زد».

27. زرتشت اسپمن: زرتشت اسپمن را بنیانگذار دین زرتشتی می دانند که بر دوگانگی خیر و شر تأکید می کند.

28. سعدی شیراز: «شعر سعدی شیراز فراتر از زمان است و حکمت بر عشق و اخلاق و فطرت انسانی عرضه می کند».

29. سندباد: «سنباد ملوان نشان دهنده ماجراجویی و کاوش در فرهنگ عامه ایرانی است که با چالش هایی در سراسر دریاها مواجه است».

30. سورنا: "سورنا فرمانده درخشانی بود که تاکتیک های او منجر به پیروزی های چشمگیری در برابر نیروهای رومی شد."

31. سیاوش: «سیاوش به عنوان شخصیتی نجیب و غم انگیز، مظهر عزت و فداکاری در حماسه های ایرانی به تصویر کشیده شده است».

32. شاپوردولاکتاف: "شاپوردولاکتاف شخصیتی مرموز است که اغلب با داستان های شجاعت و رمز و راز همراه است."

33. خشایارشا: «خشایارشا یکم که به امپراطوری وسیعش معروف بود، در دوران حکومتش بر ایران با چالش های متعددی مواجه شد».

34. داریوش بزرگ: «داریوش بزرگ به خاطر نبوغ اداری و گسترش امپراتوری هخامنشی به یادگار مانده است».


35. رابعه بلخی: «رابعه بلخی به عنوان یکی از نخستین شاعران زن در ادبیات فارسی شناخته می شود که به خاطر ابیات کوبنده اش شهرت دارد».

36. مازیار جمال: «مازیار جمال یک رهبر شورشی سرسخت بود که علیه حکومت اعراب در ایران می جنگید».

37. مرداویج: «مرداویج نقش تعیین کننده ای در تأسیس سلسله های محلی در دوران پرآشوب قرون وسطی ایران ایفا کرد».

38. مهران بهرام رازی: «مهران بهرام رازی فرمانده دلاوری بود که به مهارت استراتژیک در نبردها شهرت داشت».


1. ابولولو: "شما برنده نخواهید شد، زیرا سرنوشت نقشه های دیگری دارد."


2. ابومسلم خراسانی: «رهبری او شعله انقلابی بود که مسیر تاریخ را تغییر داد».

3. عمر خیام: «عمر خیام، شاعر و ریاضیدان، به خاطر رباعیات عمیقش که ماهیت هستی را کاوش می کند، تجلیل می شود».

4. فردوسی: «شاهنامه» فردوسی قهرمانان و افسانه های ایران را جاودانه می کند و ملیله ای غنی از تاریخ کهن آن می بافد.

5. کاوه آهنگر: «کاوه آهنگر نماد مقاومت و مبارزه با استبداد در فولکلور ایرانی است».

6. کبوجی: «از کبوجی به عنوان شخصیتی حکمت و هدایت در ادبیات فارسی یاد می شود».

7. کوروش کبیر: "کوروش کبیر به عنوان پیشگام حقوق بشر مورد احترام است و یکی از اولین امپراتوری های جهان را با احترام به فرهنگ های مختلف تاسیس کرد."

8. آذرباد: «آذرباد به دانش عمیق و کمک به اندیشه زرتشتی شهرت داشت».

9. ادربرزین: «آدربرزین نشان دهنده میراث غنی فرهنگ ایرانی و میراث ماندگار آن است».

10. آدر کیوان: "آدر کیوان در داستان ها به خاطر شجاعت و وفاداری اش تجلیل می شود."

11. آرش کمانگیر: «آرش کمانگیر کماندار افسانه ای است که فداکاری او مرزهای ایران باستان را مشخص کرد».

12. بلی: «بله، همانا می تواند تصدیق ساده حقیقت باشد».

13. بوذرجمهر انوشیروان عادل: «بوذرجمهر مشاور حکیم انوشیروان بود که به قضاوت و عقل منصفانه معروف بود».

14. بهرام چوبین: «بهرام چوبین شخصیتی قهرمان بود که در ایران باستان شورش علیه استبداد را رهبری کرد».

15. جمشید: «جمشید، پادشاه اساطیری، به خاطر خرد و دوران طلایی که برای مردمش به ارمغان آورد، تجلیل می شود».

16. حلاج: «حسین بن منصور حلاج از عشق الهی سخن گفت و با بینش عمیق خود هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید.

17. خسرو پرویز: از خسرو پرویز به عنوان پادشاه مقتدر ساسانی یاد می شود که هم از طریق جنگ و هم از طریق دیپلماسی به دنبال گسترش امپراتوری خود بود.

18. آریو برزن: «آریو برزن به خاطر شجاعت و وفاداری اش در داستان های حماسی ایرانی مورد توجه است».

19. سردار خراسانی: «سردار خراسانی در زمان نزاع به عنوان یک رهبر کلیدی ظاهر شد و روحیه مقاومت را تجسم بخشید».

20. اشک: "اشک اغلب بلندتر از کلمات صحبت می کند و احساساتی را آشکار می کند که کلمات نمی توانند بیان کنند."

21. انوشیروان: «انوشیروان به انوشیروان عادل معروف بود که به حکومت عادلانه و اصلاحات شهرت داشت».

22. بابک خرمدین: «بابک خرمدین در تاریخ ایران نماد مقاومت در برابر ظلم بیگانه شد».

23. دکتر معروف: "ابعلی سینا، یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ، خدمات قابل توجهی در پزشکی و فلسفه انجام داد."

24. بلاش یا والاش: «بلاش غالباً به صورت چهره ای پوشیده از رمز و راز و دسیسه در فرهنگ ایرانی به تصویر کشیده می شود».

25. رستم: «رستم، پهلوان توانا «شاهنامه» در اساطیر ایرانی مظهر قدرت و دلاوری است.

26. رستم فرخزاد: «رستم فرخزاد سردار مشهوری بود که راهبردهای او نبردهای بسیاری را در تاریخ ایران رقم زد».

27. زرتشت اسپمن: زرتشت اسپمن را بنیانگذار دین زرتشتی می دانند که بر دوگانگی خیر و شر تأکید می کند.

28. سعدی شیراز: «شعر سعدی شیراز فراتر از زمان است و حکمت بر عشق و اخلاق و فطرت انسانی عرضه می کند».

29. سندباد: «سنباد ملوان نشان دهنده ماجراجویی و کاوش در فرهنگ عامه ایرانی است که با چالش هایی در سراسر دریاها مواجه است».

30. سورنا: "سورنا فرمانده درخشانی بود که تاکتیک های او منجر به پیروزی های چشمگیری در برابر نیروهای رومی شد."

31. سیاوش: «سیاوش به عنوان شخصیتی نجیب و غم انگیز، مظهر عزت و فداکاری در حماسه های ایرانی به تصویر کشیده شده است».

32. شاپوردولاکتاف: "شاپوردولاکتاف شخصیتی مرموز است که اغلب با داستان های شجاعت و رمز و راز همراه است."

33. خشایارشا: «خشایارشا یکم که به امپراطوری وسیعش معروف بود، در دوران حکومتش بر ایران با چالش های متعددی مواجه شد».

34. داریوش بزرگ: «داریوش بزرگ به خاطر نبوغ اداری و گسترش امپراتوری هخامنشی به یادگار مانده است».

ChatGPT 4 | میانه سفر | کلود | سونو، [08/08/1403 06:18 ب.ظ]
35. رابعه بلخی: «رابعه بلخی به عنوان یکی از نخستین شاعران زن در ادبیات فارسی شناخته می شود که به خاطر ابیات کوبنده اش شهرت دارد».

36. مازیار جمال: «مازیار جمال یک رهبر شورشی سرسخت بود که علیه حکومت اعراب در ایران می جنگید».

37. مرداویج: «مرداویج نقش تعیین کننده ای در تأسیس سلسله های محلی در دوران پرآشوب قرون وسطی ایران ایفا کرد».

38. مهران بهرام رازی: «مهران بهرام رازی فرمانده دلاوری بود که به مهارت استراتژیک در نبردها شهرت داشت».

ادامه مطلب ...

11 times you یازده برابر شما

یادداشت کشکی به درد نخور برای تمرین قصه نویسی قضیه داستان را به حدی که نمی خواهی تا جای پیش ببری . برای حالی وجود ندارد . این قضیه چیزی نمی خواهی به تمرین نداری . چیزی به اسم این وجود ندارد . ویرایش نداری . به خاطر کاری نداری . چطوری چوب جادو گر را بدزدی و به خاطر این . چوب تقصیر ها را گردن کس دیگری بی اندازی . تمرین به خاطر من وقتی می خواهی به خاطر همنشینی با کسی به خاطر همین توان این را داشته باشی . با چیزی می خواهی اینطوری چیزی را به خاطر خودت یا کس دیگر به حالی داشته باشی . قصه از کجا شروع می شود . بدست آوردن جان اضافه در زندگی این جان اضافه یا کد تقلب زندگی را از چه طریقی می خواهی بدست . بیاوری . هر قدر می خواهی به اصل کد ها نفوذ پیدا کنی . اما چیزی دست گیرت نمی شود . اینطوری می شود . وقتی چیزی را می خواهی . وقتی چیزی را می خواهی . یعنی این موضوع برای تو پیش می آید . از اصل نمی توانسته این چیز را داشته باشی  .دیگر نمی خواهم جان اضافه را در بازی سگا در این قسمت به دست بیاورم . نتوانستم . کد ها را به دست بیاورم . در کدام قسمت باید آنها را وارد . کنم . این وارد کردن . کدها کجا و هرچقدر می خواهی یا جستجو می کنی . چیزی به دست نمی آوری . این می شود. گمراه تر از گذشته می شوی . چیزی نیاز نداری به خواندن آن حوصله ای برای این معنی نداری . چه چیزی را بدست نمی آوری . انگشتان خسته کارکردن در typeracer به دست آوردن این سرعت های 22 wpm یا حداگثر ۳۷wpm سرعت داری بالاترین سرعت داخل سایت ۲۵۶wpm هست با سرعت ۱۲۶wpm مسابقه دادن خیلی با حال بود . خیلی تند تایپ می کرد . چنین آدم های هم وجود دارند . خوب برای من حتی فکر کردن به این سرعت هم می تواند . عجیب و غریب باشد . حوصله ای نداری . داخل این زمینه حرفی برای گفتن نداشته باشی . بیشتر از موضوع چیزی به دست بیاوری . انگار چیزهای از دست داده ای تایمر دارد کار می کند انگار یک ربع خیلی زود دارد تمام می شود . حجم نوشته اهمیتی ندارد . چیزی مغز دار نیاز داری . آره فقط یک تمرین هست . شاید دکمه انتشار را فشار بدهی . شاید دکمه را فشار ندهی . شاید بنویسی شاید ننویسی . همه چیز را داری به هم میریزی می گردی . شاید چیزی پیدا کنی . انگار دوباره پیداش نمی شود . احساسی برای چیزهای تازه دوباره و دوباره انگار همه چیز مثل قبل هست . انگار روانتر باید کار کنی . برای چیزهای تازه باید به خاطر من می خواهم . یکم تمرین کنم . فقط به این فکر می کنی . با جملات بی استفاده غیر قابل خواندن به خاطر را نوشتم . اشتباه مجبوری اصلاح کنی . باید به خاطر من نیاز به این چیزی ندارم . تمام راه ها دوباره به اینجا رسید . انگار من این قسمت را دوباره و دوباره اینجا گیر افتاده باشم . باید راه را به خاطر چی به اینجا ختم می شد . چرا دوباره اینجا رسیدم . دوباره و دوباره و این بار فرق می کند . باید راه تازه برای راه ساختن و شانس ساختن دوباره تکرار کنی . چه چیزی می شد. از اینجا بهتر می شد . به کار می آید ‌؟‌یا به کار نمی آید ؟‌همه چیز با تمام این وجود نتوانستم . این کار را درست و حسابی انجام دهم . فقط قابل قبول نیست . توان من حدی دارد . انگار دارم به خاطر این کار می کنم . فقط قابل قبول باشم . به خاطر این چیزی را به این اضافه کنم . این چی ؟‌هست بماند انگار باید دوباره پیداش کنم به خاطر اینکه ویرایش قبلی شاید کار می کنم . کارهای قبلی را کامل کرده باشم . به خودم نگاه می کنم . من نیاز دارم . کارهای یا تلاش های گذشته را معنی ببخشم . انگار چیز بی معنی شده ام . پس به خاطر همین موضوع انگار دارم . تمام موضوعات را برای چیزی بهم می ریزم . یا نیاز دارم . کار یا راه تازه ای پیدا کنم . درآمد یا راه بیشتر از این به چیزی که می خواهد . با انگشت فکر کردن برای من انگار یا به کمک انگشت نوشتن همه به کمک انگشت می نویسند . شوخی می کنی . هر کسی با هر چیزی بنویسد بلاخره با انگشتهایش باید کار کند . همه اینطوری کار می کنند . برای من در این فشار تازگی دارد . فشار کاری نمی توانم تحمل کنم . دارن هاردی بهتر محدوده قرمز توانایی را تعریف کرده است . 

256wpm

22wpm

یعنی آن بالا ۱۱ برابر از شما سریعتر تایپ می کنند . 

TypeRacer 

?   ادامه مطلب ...