تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

مسئله وقت time issue

چرکنویس دیگر که باید روی آن کار کنم . ۱۰ تا چرکنویس ایجاد کنم . ... چطور باعث شدم اینطوری با خودم رفتار کنم به خودم اجازه می دهم وقتم را هر طوری بخواهد برنامه ریزی کند به خودم اجازه می دهم هر طوری که برای قبل تعریف شده بودم این کارها را به پایان می رساندم این کارها را تا آخر ادامه دهد من به خودم این اجازه ها را داده ام این طور این کارها را برای من انجام بده من اینطوری با تو راحتر هستم . می خواهم دنیا را برای خودم جای بهتری کنم . این اجازه ها از قبل داده شده اند آیا این کارها را می توان طوری طراحی کرد که بتوانم هر لحظه کاری تازه تر از قبل را انجام بدهم آیا جمله نوشتن های من می تواند این دنیا را به جای تبدیل کند بقیه هم بفهمند که چقدر از قبل یا کارهای که قبل انجام می دهند می تواند در حال آنها یا در آینده آنها نقش مهمی را بازی کند در حساب بانکی و عقلی و در شماره های صفحات بازدید آنها موثر باشد منم دارم تلاش می کنم به خاطر خودم هم شده قدمی بردارم وقتی این نوع تلاش برای نوشتن وقتی نوشتن هم می تواند بعضی موقع ها سخت باشد اینکه چه چیزی در سر داری می خواهی یا دوست نداری براش وقت صرف کنی هیچ کس از وجود فکرهایت را نمی توانی آگاه کنی به خاطر خودت نگاه به خودت می اندازی جالب تر از این که خودت هم از دست خودت بیزار هستی نمی دانی تا به امروز چطوری و چه کار کرده ای این کارها به چه درد تو خورده است بعضی اوقات به جایی که دردی از تو دوا کنند فقط کاری کرده اند که خسته تر و افسرده تر و خیلی پیچیده تر از قبل مسئله ساده تو پیچیده تر از قبل به نظر می رسیده حالا دیگر نمی خواهی حتی به آن مسئله فکر کنی می خواهی بدانی دیگران چرا راحت و تو چرا اینقدر سخت و پیچیده هستی می خواهی بدانی مسائل آسان را نباید پیچیده تر از این می نوشتی به خاطر من که دوست ندارم اینقدر پیچیده به نظر برسم دوست دارم خیلی راحت و آسان به مقصد برسم . مسئله را پیچیده نکن . دیگران را گول نزن و خودت هم را بازی نده ...  

ادامه مطلب ...

کافیست خسته شوم I just get tired

چیزی که کلی خنده دار هست . من نمی توانم کار کنم . من نمی توانم مدیتیشن کنم . من نمی خواهم روحم را به چیزی تقدیم کنم نمی خواهم به خاطر خودم روی مسئله با خودم کنار بیاییم . خودم را دوست ندارم به خودم نگاه می کنم نگاه می کنم . شروع می کنم به نوشتن به سیاه کردن و از این مسائل من باید خیلی راحت پول در بیاورم چطور می خواهم خیلی راحت پول در بیاورم . چیزها و مسائلی که مربوط به بت من یا نقاشی نا تمام هست . به خدا که من سالی یک نقاشی هم نمی توانم بکشم . فقط قدرت این که باید یک نقاشی ماه ها و سالها آخر سر در خاکها و یا این که پاره شود . یا اینکه نیاز داشته باشی دوباره روح با مداد رنگی به آن تزریق کنی به نقاشی روح ترزیق می کنی . شاید نقاشی من مسخره به نظر برسد . به خاطر چه مشکلی که با خودت داری . به خاطر اینکه وقتی می خواهی نقاشی کنی . احساس می کنی . نقاش بدی هستی . فقط کاملش کن اینقدر سخت به نقاشی هات نگاه نکن من در بچه بودنم ... شخصیت یک بچه را داشتم مثل بقیه یک خانه می کشیدم . بدون پشتی و یک لامپ و در و ... چیزهایی که همه می کشیدند . فقط با اینکه یک روز وقتی دیدم کلاه لوک خوشانس را بابا با یک پاپیون کشید . فهمیدم می توانم این طوری از زاویه نیم رخ این کلاه را بکشم خیلی خوشم آمد... فقط یک پاپیون بود . به خاطر چی راحت کار می کنی آره وسیله های تازه بهتر از وسیله های گذشته هستند . الان احساس راحتی می کنم . باید دوباره این وسیله را تعمیر می کردی . به خاطر این که این وسیله ها مقاومت خیلی کمتری نسبت به وسیله های قبلی دارند به چه چیزی فکر می کنم . راجب مدیتیشن می گفتی . راجب به کد نویسی راجب بتچ نویسی انتقال فایل ها خیلی دوست دارم یاد بگیریم به خاطر اینکه اینجا برای خودم در گیری ایجاد کرده ام به خاطر این افکار مزاحم اینجا دارم می نویسم به خاطر این مشکل بزرگ دارم خودم را خسته می کنم ...

  ادامه مطلب ...

چیزی که نباید نوشته می شد . Something that should not have been written.

به خاطر این چرکنویس ها که ایجاد شد . به خاطر این مشکل من مجبور شدم دکوراسیان کاری ام را تغییر دهم به خاطر چه مشکلی باید این همه کار کنم به خاطر چه باید فکر کنم ایده ای به ذهنم بفرستم . این جا همه چیز اشتباه کار می کند . من باید دوباره به کار اشتباه گذشته ام و گذشته تاریکم سرک بکشم من که در این زمینه کاری تبحر خاصی ندارم کارهای ناقص ... معجزه نقاشی که نقاشی که زباله شد . چای برای گرفتن ناخن یا به خاک انداز من یا سطل زباله تبدیل شد چیزی نبود به غیر از یک کار ناقص این صفحه هم کارهای ناقصی با من داشت که انجام نشده است . به خاطر من باید این ناقص بودن و باید تا پایان انجام شود . اگر این چرکنویس را ایجاد نمی کردی . اگر استیل کاری داشتی .اگر درست می نشستی به خاطر اینکه یک آدم موفق با یک آدم ناقص فرق می کند . یک انسان خالص خیلی درست می نشیند . پیوسته بر روی زمین در حال شکر گذاری و در حالی هست . که دیگران در حال ستایش او هستند . برای بقیه الگو هست . می داند چرا دیگران نمی توانند در کارهایشان موفق شود . او می داند باید به خیلی از مشکلات باید نه بگوید . اگر به خیلی ها آره می گفت :‌مثل استیو جابز که پادشاه نه گفتن بود . ای کاش بقیه راه و رسم موفق شدن را از کسی مثل استیو جابز یاد می گرفتند . ای کاش می شد . زندگی را به گونه بیخیال روشانه و به نوعی تنبل وارانه هوشمندانه زندگی کرد . به هر چیزی بله نمی گفتی. این وسیله کارش این بود . که برای من درآمد بیشتر در بیاورد . وقتی نتوانست این کار را انجام دهد . کنار رفت . وقتی نمی خواهی از وسیله ای ... چیزهای درک کنم . در حال درگیری با دیگران بودم و در حال عصبانیت . به خودم می گویم . چرا من به این روز افتاده ام به خاطر این که به چیزهای مزاحم بله گفتم . به چیزهای که باید نه می گفتم . این مسائل شخصی به چه درد شما می خورد . باید این کار را به خاطر اینکه چرکنویسی ... غیر مسئولانه ایجاد شد . قانون ها را می دانم . می خواهم کار نکنم من فرد کاری نیستم . من یک انسان تنبل هستم . چه نیازی می بیند که شبکه های خبری با یک آدم ناشناس و کسی که در خودش گم شده است . خوب چطوری خودت را به این روز در آوردی . می بایست الان یکی از بزرگان زمینه نوشتن یا سیاه کردن صفحات سفید یا حجم کاری بالایی می داشتی باید اعداد و ارقام و آمار بالایی در این زمینه می داشتی عده ای بیشتری را جذب می کردی بازدید بالاتری در این زمینه کاری می داشتی در صحبت کردن و حرف زدن و حرف چرند و پرند و ازن این جور مسائل آسمان ریسمان به هم بافتن اینکه تقصیر معلم های من بود نمرات پایین به من دادند را بارها برای من مادرم تکرار می کرد . به خاطر معلم ها معلم ها با من لج داشتند به خاطر این نبود که منم وقتم مرا صرف تمرین نوشتن نمی کردم الان درآمد کاری ام پایین است به خاطر این نیست که من باید صفحاتی را مثلن ۲ کتاب در هفته بخوانم چیزی که شاید اشتباه نکنم جیم را ن به همه توصیه می کند .   ادامه مطلب ...

خلع قدرت Disempowerment

 نباید از اتفاقات روزانه چیزی اینجا بنویسی دست های من به من می گویند راجب چه چیزی بنویسم . حقیقتش را بخواهید من منتظر معجزه هستم . اینجا یا جای دیگر اتفاق خواهد افتاد به خاطر دریافت نکاتی بلاخره یاد خواهم گرفت اساس کار چی هست به خاطر نوشتن یک پاراگراف اینجا هنوز به درآمد زایی نرسیده ام ... اما انگار باید یک کم احساس می کنم باید پیشرفت داشته باشم . الان دوست ندارم اینجا برای شما کار کنم . دوست دارم  . فایل های خودم را دانلود کنم . وقت تلف کنم . وسوسه شدن در کار اشتباهای افتادن می خوام برگردم . کار کردن و تصویر سازی اشتباه کردن الان باید کاری را انجام می دادم . که روی برد و باخت آن خیلی برای من مهم هست . اگر روی آن کار تمرکزم را از دست داده ام . خوب دقت کن . تمرکزت نباید روی خودت باشد . خودت و فقط خودت می دانی که اینجا چه مشکلاتی داری . به خاطر این می خواهم از وسیله خوبی استفاده کنم . این وسیله خوب خیلی هم گران هست . خیلی هم خیلی زود دارد . خراب می شود . باید پول بدست بیاورم  وسایل کارم را به هر نوع شده است . بگیریم . به پول فکر می کنم . دارم نشانه های را دریافت می کنم . به طور تصادفی در مسیر درست بوده ام به خاطر اشتباهاتی که انجام داده ام باعث شده ام . در بخشی از زندگی ام وقت بسیاری تلف کنم . نیازی نیست . کل فوتبال را دنبال تمام صحنه های آن را اگر این کار ار انجام دهم از کجا می خواهم هزینه های زندگی ام را تامین کنم . به خودم فکر می کنم این همه وسیله اضافی اینجا به خاطر من اینجاست . حتی نمی توانم ا ز این وسیله ها استفاده کنم به خاطر این که فکر می کردم وسیله قبلی می تواند به من کمک کند . به خاطر خودم می خواستم اینجا چه چیزی را دریافت کنم به خاطر کس دیگری و این که می خواهم ... چیزی بنویسم . نقاط کور را نمی توانم پوشش دهم به خاطر خودم مهم ترین وعده غذایی کدام هست . چه چیزی می خواهم بنویسم . این نوشته را چطوری پر می کنم  .  ادامه مطلب ...

Respecting the end of the action to the start of the continuation of the work until the end

احترام به پایان اقدام به شروع تداوم کار تا تهش

Respecting the end of the action to the start of the continuation of the work until the end

آرامش نسبی یعنی اینکه بخواهی پیشرفت نکنی ... هیچ کاری را کامل نکنید ...همیشه جریمه انجام ندادن بیشتر از بدست آوردن سود لحظه ای است ... که در دراز مدت اتفاق می افتد ... گواه مطلب نقاشی بود ... که نگاه می کردم ... ناقص بود هیچ ارزشی نداشت ... به عنوان یک چیزی بی استفاده و جای برای کارهای و جای برای دور ریختن زباله یا خود کاغذ پاره یا زباله به حساب می آید ... اگر کامل بود ... مورد احترام قرار می گرفت ... حتی تا زده نمی شد ... یا دور انداخته نمی شد . 

ادامه مطلب ...