۱۰ بار بیشتر کار کن ... قانون ۱۰ ایکس احتمالن گرنت کاردون این کتاب را نوشته ... ۱۰ برابر بیشتر کار کردن برای من وقتی می خواهم کارهایم را فکر کنم واقعن در حال کار کردن هستم یا دارم یا اینکه شخصیت خودم را قبول ندارم آره واقعن در حال کار کردن هستی به خودت روحیه بده من دارم کار می کنم خیلی راحتر از گذشته خیلی ها این کارها را با امکانات بهتری انجام می دهند من توان کار کردن را ندارم به اندازه کافی به حد کافی به میزانی که باید کار می کرده ام تا نتایج خوبی را بگیریم نتیجه نگرفته ام به خاطر خودت هم شده این احساس های بد را هر چه زودتر از خودت دور کن خیلی از بقیه راحتر می توانی کار را مال خودت کنی ... یک کم به خوت روحیه بده .. یکم دیگر تلاش کنی موفق خواهی شد . دیگر نمی خواهم موفق بشم می خواهم انرژی ام را برای فردا ذخیره کنم فردایی برای من وجود ندارد فقط این موضوع را می دانم دوباره تکرار گذشته من دارم خودم را سر زنش می کنم دائم این جور هست ... هیچ نیازی نداری چرا به من این حد امید واحی ... نمایی دادی من نیاز دارم استراحت کنم به خاطر خودم هم شده به خاطر پول ادامه بده خاطر پولی که به خاطر این پس به ما داده می شود . چه پولی من مدتهاست دارم می نویسم کسی دیگر پولی برای این نوشته های سطحی برداخت نمی کند . تمام تلاش ت را صرف کن نمی توانی این تلاش های که انجام می دهی صرف یگ نیاز دروغ کی می کنی اصلن نیازی ندارد ... کاملن چرند می گویی ؛ من واقعن به پولی که بابت این نوشته ها می خواهم در بیارم نیاز دارم به خاطر پول دارم کار می کنم ... بقیه تفریحی این کار را انجام می دهند این با عقل جور در نمیاد خیلی کم کار انجام داده ای اگر اینطور باشد .... چه انتظاری داری ... انتظاری ندارم فقط برو استراحت کن بیشتر بنویس این معنی می دهد ... که الان این کار را داری انجام می دهی . به خاطر پست بیشتر به خاطر اینکه می خواهم درآمد بیشتری داشته باشم باید زودتر بروم و کارم را تمام کنم این ها همه اش حرف خالی هست ... پول و اینکه می خواهی از پول و واژه درآمد صحبت کنی . این که می خواهی از این استفاده کنی . داری یک دروغ دیگر می گویی ...
فقط درای من را اذیت می کنی ... تلاش می کنی بیشتر همراهیت کنم تا بیشتر سوال را برای خودت تکرار کنی به چه خاطر بیهوده تلاش می کنی این تلاش ها به جایی نمی رسد . اشتباه می کنی اتفاقن تلاشها به جایی نمی رسند که نمی رسند . شما باید خودت راه خودت را پیدا کنی ....
همه چیز اشتباه هست .... تا عکس اش ثابت شود ... همه متهم هستند تا اینکه ....
آن چیزی که درست است برای شما درست عمل می کند ....
پس آن چیزی که اشتباه است ... اشتباه است ...
اگر می خواهید نتایج گذشته را نگیرید ... کارهای قبلی را نگیرید ...
حقیقتش یادم نمیاد می خواستم چی بنویسم ؟
ارادت به نفس به خود و نوشته هایم ارادت نداره ... حالا بیایید راجب اراده نفس صحبت کنیم ... همانطور که پیداست واژه معنیش روی خودش هست ...
اراده ...قدرت نفس این موضوع که شما انسان با اراده ای هستید .... شکی ... ابهامی در آن نیست ؟همه می دانیم همه اراده ...قدرت داریم و ...
چه اشتباهاتی در گذشته و اینکه نباید به گذشته و اشتباهاتش رجوع شود فقط در حال بود ... به گذشته رفتن باعث می شود ...
حس خوبی نداشته باشیم من دوباره دارم دور می شوم از موضوع ...قضیه ... بحث... مسئله ...
چرا هیچ کدام از حرفهایی که می زنم عمل نکرده ام و توان کاری ام پایین آمده ... حق با من است ... نه کارهایم ... نیاز به استراحت دارم اینکه خودت را نقد کنی کار درستی نیست ... دچار اشتباه می شوی و مشکلاتی برای من پیش می آید ...
خلاصه توسط مغزم فریب داده شدم اینجا بنویسم ... بوی پول به مشامم .... حس کردم از این را ه ... می توانم ... راه حل هایی به ذهنم برسد.... خورده بود ... می خواستم راحت کار کنم در اینکه من کم نوشتم شکی در آن نیست ... حالا از زمینه برنامه ریزی ...
چرا نمی توانیم پیشرفت کنیم... خیلی ساده است ... به خاطر دل نکندن ..چسبندگی ...به مسائل حال زندگی ... حال ... الانه ... عادتهای در زمان حال... . الان برو پیش کسانی که مشغول کار هستند ... به آنها بگو ... من یک کار پیچیده کد نویسی دارم ..... یا فرض بگیر از شغل در زمان حال می خواهی خارج شوی این شغل خیلی هم در آمد مالی دارد یا ندارد ،؟ فرض بگیر یک کار تازه هست ... مثل ریچارد برانسون متخصص کسب و کار تازه راه انداختن می خواهی شوی .... . خود من هم نمی دانم آینده این کار چی می شود ؟ احتمال ۹۰٪ شما توان انجام این کار را ندارید ...
اما به خاطر من بیایید و این کار را انجام دهید ... آینده نسیه و شک بر انگیز ... فرد قبول می کند ... و می آید با فرض محال.... که با شما همکاری می کند ... اما اگر شکست بخوریم ... چقدر حس گناه برای من و او که او را از کار بیکار کرده ام ... حالا فرض بر این باشد ... که او در آمدو هزینه فرضت زیادی را هم از دست داده ... شکست می خوریم ؟ کار قبلی خود را از دست می دهد ....
پس هنر این هست با داشتن کار قبلی آن فرد این کار پیچیده را یاد بگیرید ... خوب خلاصه محال هست ؟.... خوب غیر ممکن است ؟
چقدر مفروضات محال هست ؟... به چه میزان غیر ممکن است ؟؟برای من و شما و این کار با برنامه... با لیستی از کارها که توان انجام آن را نداریم و باید زمان صرف یادگیری کنیم و چقدر چیزهای تازه که دوست نداریم یاد بگیریم ؟ فرض این بود ... یک کار را به خوبی می شود.. انجام داد در مثل مناقشه نیست... در مثال آوردن جای بحث و دعوا نیست ... حالا فکر می کنیم توان استدلال مثال را نداریم ... حتی مطرح کردن مسئله برای ما قابل فهم نیست... حتی نیازی هم به مطرح کردن فرض غیر مممکن هم خوب نیست ... با یک دست مثلن یک هندوانه می شود. بلند کرد ...
حالا اراده نفس.... قدرت نفس و بحث اراده .... چقدر برای اراده خود... برای قدرت خود ... ارزش قائل هستید؟ این همه اش شد ...خویشتن داری ؟بعضی مواقع عکس خویشتن داری ؟ توان حرکت بحث شد ؟محاسبه یادگیری و توان اجرا ؟
اما و اگر ... بحث اما که در پست قبلی
منظور چی بود...
خوب بوی گلی بود که روی میز بود ... بوی خوب شما را به سمت خود جذب می کند اما و اگر ... من وقت نوشتن نداشته باشم ... به کارهایم نرسم و وقت برای رشد کردن نداشته باشم ... خودم را جریمه کنم ...
رشدی انجام نشده چقدر پاداش خود را می توانی به تاخیر بی اندازی ....به تعویق بی اندازی ....
ادامه مطلب ...چه معجزه ای شد ....آیا واقعن می شود ...بدون هیچ باز خوردی نوشت ....احساس کرد چه اشباهی انجام داده ام که نتوانسته ام برای دیگران کلاس بگذارم.... منظور این هست ....چیزی را که خودم هم بلد نیستم ...سعی کنم به دیگران آموزش دهم در هر زمینه ای رمز موفقیت این هست... که خودت را به جای آموزگار بگذاری ...سعی کنی کاری را انجام دهی که حتی از عهده خودت هم فعلن... به طور کامل بر نمی آید .... در مورد چیزی که دوست داری حرف بزنی ویرایش کنی .... اینجا هم ...همان موضوع تکرار می شود دقت کردن..... دقت یا تمرکز این شد اشتراک حالا دقت و تمرکز حالا این دو موضوع هم اشتراک دارند و هم اجتماع دارند .... از کل زندگی همه چیز به این موضوع بر می گردد ...خلاقیت داشتن بحث کردن ...حرف زدن راه حلی را ارائه دادن .... این که ما بلد هم هستیم اما از انجام آن هراس داریم و سراسیمه می شویم .... این زمینه هراس را کاهش دادن و به جای آن اعتماد و کار کردن .....
ادامه مطلب ...صلب مسئولیت از چیزهایی که نوشته ام و این ها رفرنس منبع درست حسابی ندارند به درد متخصص ها در زمینه ورزشی و حرکت درمانی و ورزشکارهایی که سخت تر از من تمرین میکنند می خورند....
کماندوی فرمانده command commando
ادامه مطلب ...خودت را به ایستگاه بعدی برسان در ایستگاه بعدی هم همین کار را دنبال کن .
Take yourself to the next station and do the same at the next station.
وقتی ناامیدی در وجودت موج می زند
When you feel despair
وقتی کار کردن سخت تر از قبل می شود وقتی مثل قبل نمی توانی راحتر کار کنم ...چه کار کنم؟ قبلن بیشتر کار می کردی.... حالا چقدر به گذشته نزدیکتر هستی به خاطر اینکه می خواهی؟ چی می خواهی ؟ از من چی می خواهی؟ تغییرات می خواهی؟ وقت و بی وقت می خواهی؟ با ارزش ترین چیزی که می خواهی وقت برای من بخواهی ؟ با هر چیزی که داری با تمام وجود داری کجا و چه زمانی... دوباره به یک مسئله به وجود میاد این حد وقت و بی وقت توی یک کار را بدون تمرکز نمی شه انجام داد انجام دادنش برات سخته.... به خاطر اینکه.... چه چیزی باعث شده تا بنویسی آره خیلی تلاش می کنی ... هرگز تلاش نمی کنی .... فکر می کنی داری کار می کنی... هرگز کار انجام ندادی به این چی... می گویند... سخت تر شکست خوردند... بی ارزش نوشتن حتی خنده دار ترین نوع این حالت نخواهی دست به کار شوی... نمی خواهی اما باید انجام ش بدهی پس چه حالی می دهد .... به تو وقتی نمی خواهی... اما موفق هستی؟ این حالت امکان دارد.... موفق باشی و از موفقیت خودت لذت ببری .... واقعن بقیه بهتر کار می کنند ... تو ضعیف کار می کنی ... انتظار نتیجه بالاتری داری اما باز و باز داری خودت را می بازی به همه چیز و همه کس تو واقعن بیخیالش نشده است.... کم کار شده ای ... آدم چه چیزی را تجربه نخواهد کرد.... وقتی حاضر نیستی خطر کنی ... دائم به خودت می گویی... من هنوز آماده نیستم از دستم در آمد .... من دارم خودم را می بازم... به گذشته ام به الان نگاه می کنی .... چه حالت مسخره ای که حضوری نداری.... به خاطر من ای جوری کار کردن چه تاثیری روی تو می گذاره در واقعه نتوانستی با این نوع کار کردن مواجه بشوی و خودت را حرکت بدهی دائم کار نشدی فقط به همه می گویی ...من نمی توانم انجامش بدهم بدتر از کار کردن ترس داری از کارت می ترسی این ترس هست که با تو زاده شده به دادم برس این سگ هنوز دنبالم هست و می خواهد منو رو گاز بگیره به من کمک کنید یه سگ هار می خواهد من رو گاز بگیره....
از ترس هایت می ترسی ... از ناتوانی خودت بیزار هستی ؟حاضری با همه چیز روبرو شوی ... اما با حقیقت روبرو نشوی ... راحت کار نمی کنی احساست . دروغ می گفته .. همه دروغگو بودند . کتابهای که خواندی را نتوانستی به اجرا در بیاوری ... حتی یک جمله نتوانستی به دیگران یاد بدهی . تسلیم شدن اینکه نباید تسلیم خواسته های می شدی . تسلیم یاس ها و نه آوردن های دیگران شدی برای تو نظر دیگران به خاطر خودت کار کردن و خودت اهمیت نداشتی . اگر اهمیت خودت برای مهم بود . چرا خواسته خودت را دنبال نکردی .
خواسته خودت را دنبال کن . براش وقت صرف کن . بعدن وقتی نگاه می کنی . به کاری که برای خودت انجام دادی . برای خودت ارزش قائل شده بودی . به خودت نگاه می کنی و می گویی من یک آدم با اراده هستم . من موفق شدم این کار را برای خودم به پایان برسانم . به این چیزی که می خواهی اینجا نگاه کنی .
اصلن چیزی خواسته ای دائم با دیگران و خودت کلنجار رفته ای .. تمامش کن . به آخر برسانش یا شروعش کن تا جایی برسانش حتی تا ایستگاه بعدی . ادامه مطلب ...