| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
خوب بعضی از چیزهای که آدم به دست می آورد ، در مقابل بعضی از چیزها را نیز از دست می دهد .
همان هزینه فرصت مثلا اگر وفت و سرمایه خود را صرف یک کار خاص کنید ، در مقابل شما می توانستید ، با همین وقت چه کاری های دیگر انجام دهید ،
این می شود ، هزینه فرصت برای شما .
اگر به دانشگاه نروم ، می توانم مثل ماهی یک میلیون تومان درآمد داشته باشم ، در شغل .....
در مقابل اگر به کار بپردازید ، نمی توانید ، به دانشگاه بروید .
خوب اوایل خیلی راحت شروع می کردم ، هر چیزی می نوشتم ، ولی انگار الان یک کم وسواس بیشتر پیدا کرده ام ، انگار چند بار باید هر چیزی را که می نویسم ، پاک کنم .
این موضوع خوب نیست ، دوباره شروع می کنم ، خوب بعضی از اوقات خیلی بد شروع می کنم ، باید همه چیز را پاک کنم ، از اول بنویسم ، قبول دارم ، بعضی از چیزهای که می نویسم ، زیاد چنگی به دل نمی زند ، ولی بلاخره ،
آدم بعضی از روزهای کشش بیشتری و ذهن بازتری دارد ، امروز یک کم احساس خستگی بیشتری می کنم ، ولی دیروز انگار احساس شادابی بیشتر داشتم .
روزها برای آدم ها هرکدام پر از نعمت و برکت هستند ، وقت و عمر نعمتی است ، که خداوند در اختیار ما قرار داده ، پس از این نعمات از سلامتی و خیلی از نعماتی دیگر خداوند بهترین شکل استفاده رو ببریم .
روزی روزگاری 3 تا گربه در کوجه ما زندگی می کردند ، که یکی خیلی قوی تر از بقیه بود ، به هیچ کدام از 2 گربه دیگر اجازه وارد شدن ، به کوچه را نمی داد ،
از لحاظ قدرت با یک میو گفتن ، و چند ، پنجه محکم که بر سر گربه های دیگر آن دو گربه از دست او فرار می کردند ،
تا روزهای بعدی هیچ گربه ای ، جرات . قدم گذاشتن به این کوچه را نداشت ،
تا این دو گربه لاغر تر با هم متحد شدند ، گربه لاغر قهوه ای رنگ بود ، گربه لاغر دیگر سفید و سیاه بود .
گربه قهوه ای گفت : هیچ غذایی برای ما نمی گذارد ، گربه سفید سیاه گفت : تمام گنجشک های کوچه را خودش شکار می کند .
گربه قویتر تمام سیاه بود .
گربه قهوه ای گفت : راهی پیدا کن ، تا گربه سیاه زور گو را از این محل بیرون کنیم ،
گربه سیاه و سفید : گفت دو نفری که به او حمله کنیم ، حریف او می شویم ،
گربه قهوه ای گفت : ولی خیلی قویتر از این حرف هاست ، هر پنجه ای که گربه سیاه می اندازد ، یک گربه معمولی را نقش زمین می کند .
فقط تنها راهش سگی است ، که در پارک پرسه می زند ،
گربه سیاه و سفید : چی یعنی ، سگ رو باید بیاد به این کوچه ولی چطوری ،
گربه قهوه ای باید : ما این خطر رو کنیم ، باید یک پنجه به آن سگ بزنیم ، با تمام سرعت به این کوچه بیایی .
گربه سیاه سفید : ولی اگر گیر بیفتیم ، کارمون تموم ،
گربه قهوه ای : تو با پنجه اون رو بزن ، بعد فرار می کنی ،
بعد سر پارک از پشت سگ رو می زنم ، هر موقع خواست ، یکی از مار بگیرید ، باید هواسش رو پرت ،کنیم ، تا به کوچه گربه سیاه برسیم ،
از آنجا به بعد سگ می دونه گربه سیاه .
نقشه اجرا شد ، فردای آن روز گربه سیاه و سفید پنجه ای به سگ زد ، پا به فرار گذاشت ، ولی هر بار سگ به گربه سیاه سفید ، میرسید ، گربه قهوه ای ، با پنجه به کمک می آمد ، چند بار جای خود را عوض کردند ،
تا به کوچه گربه سیاه رسیدند ،
گربه سیاه که غافلگیر شد ،
توسط سگ به صورتی اشتباهی مورد چند پنجه محکم و چند گاز محلک شد ، بعد از آن اتفاق هیچ کس گربه سیاه قوی جسه را ندیده ، ولی کوجه تبدیل شد ،
به قلمرو دو گربه سیاه و سفید ، گربه قهوه ای .
-امروز فکر کنم ، حوصله نداشته باشم ، چون تمام شد ،
-چی تمام شد ، حوصله ام تمام شد .
-اصلا ، از اول هم حوصله یا صبری داشتی ؟ نه اگر داشتم تموم شد .
بی خیال
-اوضاع چطور است ، همه چیز مثل گذشته است ، اصلا نمی توانم ، مثل گذشته کارهای را که قبلا انجام می داده ام را انجام دهم ،
-چرا ؟
-چون همه چیز مثل قبل است ، هیچ تغییری نکرده ام ، فکر می کردم ، وقتی به این سن برسم ، به همه چیز نه ، به بعضی از چیزهای که دوست دارم ، رسیده باشم ،
-پولی به آن سادگی ها که فکر می کردم ، نبود ، خیلی سخت تر از آن چیزی بود ، که فکرش را می کردم ، خوب .
-بیش از این نمی خواهم ، وقتم را تلف کنم ، از این به بعد هر تلاشی را که انجام می دادم ، دیگر انجام نمی دادم ،
- خوب ،به نظر من باز هم فرقی نکرده ای تازه دوباره هر روز این ماجرا برای شما تکرار می شود ،
- نه این بار آن یک مقدار ، تلاشی را انجام می داده ام را هم انجام نمی دهم ؟
- اصلا ، هر کاری که دوست داری انجام بده ، فقط یادت باشه ، همیشه این طوری عمری از این شاخه به آن شاخه پریدی ، هر شکست کوچکی که خوردی ، سریع دلسرد ، شدی خوب نگاه کن خیلی از اطرافیانت که می شناسی ، خیلی موفق هستند ،
فقط به خاطر این که سر هر کاری بودند ، یا رفته اند با شکسته های کوچک و دلایل سطحی کار خودشان را زود عوض نکرده اند .