تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

Working angleزاویه کار

گرفتن مدرک حسابدار رسمی از سازمان سنجش و خواص آن و ... باید 6 سال یا نمی دانم چند سال باید در یک موسسه حسابرسی سابقه کار داشته باشی ... بعد از مدرک ... یک از آن چیز های که دوست داری .... خودت را ارتقا بدهی از لحاظ مدرک پیوسته یا تلاش های ناپیوسته یک کارشناسی ها هم پیوسته یا ناپیوسته یک اینجور چیز به نظر من حق هنرستان های فنی و حرفه ای می توانست بهتر و بیشتر باشد ... کار همراه مدرک حالا خیلی از تلاش های ناپیوسته ما دارند چیزهای را برای ما می سازند ... اصلن روی مدرک دانشگاهی فکر نکنی چه چیزی برای خودت باز می کنی مثل قصه ماری که وارد نجاری می شود و بار اول زخم می شود بعد از آن خودم را با اره وارد نبرد کنم ... به این فکر می کردم با توجه به اتفاقات افتاده این پست را هرگز قرار ندهم چه ربطی دارد ... یک گوشه پست قرار می دهی فکر می کنی شاید بتوانی از بین این پست های با هدف یا بی هدف یک کاری انجام داده باشی و این عادت را به صورت روزمره برای خودت داشته باشی ...ذهنم را به جایی دیگر انتقال بدهم یا اظهار نظر نامربوط ارائه دهم در مورد چیزهای که کارشناس نیستم نظر کارشناسی یا بدون منبع و چیزی ارائه دهم و این مسئله بدون اینکه آمادگی داشته باشی حرفی بزنی کار کنی فکر یا اینکه توان چند دقیقه حرف زدن را داشته باشی یا نداشته باشی چی کار کنم بهتر از این نمی توانم این کار را انجام دهم من باید بیشتر کار کنم پس می توانم این کار را انجام دهم یا اینکه از عهده این کار هم بر نمی آیم به خودم می گویم این پست قرار دادن هم می تواند پیوسته یا ناپیوسته باشد هر طوری که باشد می تواند یک نحوی قابل انجام به طریقی هم غیر عملی یا به درد نخور یا به درد بخور باشد فقط به این فکر می کنی چطور می توانی کارها را به هم بریزی و کار خودت را از بقیه جدا یا بهانه ای برای خودم پیدا کنم که این کار را هم انجام نداده باشم ...  

ادامه مطلب ...

بی منبع sourceless

سراتوس انتریور ... را جستجو کنید ... تمرینات آن را پیدا کنید و انجام دهید ... یک چیزی در قست کتف هست .... _دکتر علیرضا میری _ را در یوتیوب جستجو کنید ....البته استادان زیاد دیگر هم هستند ... با احترام نسبت به بقیه و ... در مورد منبع هم صلب مسئولیت می کنم از خودم ... هیچ شناختی در مورد این منابع که می گویم ندارم ... 

بیشتر از من جستجو کنید و .... تا بدن قویتری بسازید و ... داشتم فکر می کردم به خاطر اهمیت ندادن به مسائل جدید و حل نکردن یک مشکلاتی مثل بیدار شدن در راس یک ساعت مشخص و اهمیت دادن به مسئله که می توانست الان دست من را پر کند ... به خاطر همین من اهمیت ندادم و الان هم دستم از لحاظ مادی و معنوی خالی هست ... چیزی برای ارائه ندارم به این فکر می کنم ... همین و بس ... از اینجا به بعد نخوانید چون خودم را مجبور می کنم یک چیزی تایپ کنم اما چیزهای که از انجام دادن آنها همیشه دوری می کنید ... اگر انجام شوند می توانند زندگی شما را تغییر دهند از اینجا به بعد سعی می کنم چیزهای که در شبکه های اجتماعی دیده ام بدون ذکر منبع و در حافظه ام هست ... انیمشن باز گشت پدر بود اون انمیشن که موفق شدند چوب جادویی پدر خود را پیدا کنند و یک طناب به کمر برادرش بسته بود و به او می گفت : ادامه بده وقدم هات را محکم و با اطمینان بردار هر جا قدم می گذاشت ... یعنی موقعی که در پرتگاه می خواست بیافتد یک نور جادویی ظاهر می شد و تا جایی که دلش به طنابی که در دست برادرش بود گرم بود ... تا اون جایی که طناب باز شد و طرف بدون اینکه ببیند ... طناب باز شده با چشم بسته در حال پیش روی بود که .. یهو دید طناب باز شده و شروع کرد به افتادن اما آخر مسیر بود با دست خودش را نجات داد تقریبن رسیده بود .... ویدیوی بعدی شما به ازای هر یک ساعت ورزش 3 سه ساعت بیشتر عمر می کنید در بدنسازی هر چه بیشتر در باشگاه بمانید در حال تخریب بدن هستید و بیرون باشگاه در حال ساختن چه می دونم تخریب تارهای عضلانی هستید ...ویدیوی بعدی شما تا 80 سالگی به بعد هم می توانید تارهای عضلانی بسازید و سن اهمیتی ندارد ... ویدیوی بعدی 2 تا سگ انیمیشنی بودند که داشتند خاطره برای هم تعریف می کردند و بچه کوچک خانه را وقتی می خواسته بود از پله های به پایین بی افتد چون دست نداشت با گاز گرفته بود که پدر و مادر بچه سر می رسند و دست بچه را می بینند که از دست بچه خون میاد دوست سگ پرسید اگر به عقب برگردی دوباره این کار را انجام می دهی یا خود شخصیت سگ بود گفت : دوباره اگر به عقب برگردم این کار را انجام می دهم چون هر کس دیگری بود این کار را انجام می دهی وقتی کسی را که دوست داری این کار را انجام می دهی .... ویدیوی بعدی بروسلی گفت : در مورد خودت منفی صحبت نکن .کلمات انرژی هستند .طلسمت می کنند ..ویدیوی بعدی .... 

چی بود ؟ چی بود ؟ چی بود ؟ در مورد چی بود ؟ چی بود ؟ یادم نمیاد ؟ نمیاد ؟ 

اگر می خواهی اسکات زانو و کمرت درد نگیرید... اینجوری برو ... 

کمرت را خم نکن یک چیزی توی این مایه ها بود ... به جلو زیاد خم نشو ... کمر اگر به جلو هم تمایل داشته باشد ... باید ویدیو را ببینید مال بزرگان را نه مال من را ... 

  ادامه مطلب ...

پاسخ گو نباشید Do not be responsive

اتلاف وقت هیپنوتیزم ... کارت قرمز موقع ناهار ... احساس اینکه پست قبلی را باید حذف کنم به خاطر اشتباهاتی که انجام دادم و نوشتم این ها را ... و بدون منبع عملی و تحقیق با خودم فکر می کنم باید آخرین چیزی را علم روز هست منتشر کنی نه چیزی که دیمی و تجربی هست ... امکان دارد ... بنا به شرایط هر کسی و پزشک و حالات بدن و نوع فیزیک و عادتهاش فرق می کند ... 

نتیجه وقت هدر دادن با اینکه کارهای خوبی بودند ... اما بقیه چیزهایی که از قبل انجام دادی امروز باید پاسخ گو نیستم ... نتیجه شانه یخ زده و اینکه بحث تخصصی تا صورت وزنه بالا میاد از بدنسازی می گویم ... بعد از صورت بدون از نشر از جلو و نشر از جانب هم راستای شانه بعد از راستای شانه و آرنج خمیده وقتی خودت را در آینه و بدون وزنه به ماهیچه های این قسمت نگاه می کنی ... البته بدون وزنه کدام قسمت ها در آینه منقبض می شوند ... یک مربی به من پیشنهاد داد موقع تمرین با لباسی ورزش کن که ماهیچه هایت را بیشتر ببینی ... 

هدف چی بود وقتی باشگاه ها پر از آینه هستند ... یک جا می خواندم که آینه حواس ورزشکار را پرت می کند ... جای بحث دارد بدون آینه بهتر وزش می کنید ... اما با آینه می توانید ... مثل یک مربی وقتی اشتباه و قوز می کنید ... از قوز و حرکت اشتباه خود اطلاع پیدا کنید .... قسمت شانه تمام حرکات یک طوری شدند وقتی از راستای شانه به بالا می رفتیم .... 

داخل باشگاه آهسته ... آهسته نشر از جلو و نشر از کنار اطلاع پیدا کردم که این حرکات 20 سال پیش اشتباه هستند وقتی آرنولد را تپش آهن 1977 نشر از جلو را تا کجا بالا می آورد ... علت اشتباه بودن این حرکت و فشار آوردن به کتف ...

اما شما باید فکر کنید چرا وقتی دست های خود را بالا می آورید حرکاتی مثل پرس سرشانه فقط و بارفیکس و حرکاتی که دستها بالای سر می روند را من خیلی کم انجام داده ام ... 

چه اتفاقی افتاده است ... این را گفتم در مورد آرنج و خمیدگی با وزنه و بی وزنه یک سیم کش و حرکات با کش رباط ها را با کش تمرین بدهیم چقدر به درد می خورد ... خواص درمانی حرکات با کش را باید برای خودم بیشتر مطالعه قرار می دادم .... 

به دلایلی و این حرکت دنده ها در حرکات و آرتروز دنده ها و ستون کمر اینکه وقتی یک کش را با دو دست می گیری می خواهی از هم بازش کنی ... چرا این حرکت را کمتر انجام دادم شبیه نشر خم هست اما واقعن یک چیز دیگر هست کش هایی هم برای این حرکت هستند ... 

امروز نه 10 سال پیش بیشتر دیده می شدند ... trx هم یک چیز به درد نخور هست ... مچ دست آسیب می زند ... البته از شخصی دیگر شنیده ام ... نظر کامل شخصی و بدون منبع هست ... این ها همه یک کامنت در نظر بگیرید ... یک بار هم با این چیز کار نکردم ... چون استهلاک این وسیله بالاست هزینه جداگانه در باشگاه ها گرفته می شد ... 

آخرین چیزی که می خواستم بگویم ... اگر به جای نوشتن ورزش می کردم ... خیلی بهتربود ... هیچ ...

حرکات بالای سر بردن دست در چه ورزشی بیشتر هستند ... نه بدنسازی والیبال اما شوت های بسکتبال دنبال این ها باشید ... شمشیر زنی کاندو ... 

میل زور خانه البته ... میل زور خانه و سایدگی آرنج یک مقاله بخوانید ... 

چه چیزهای از پرتاپ نیزه یا پرتاب وزنه و ... 

چرا باید این کارها را انجام دهیم به من چه ؟ 

ورزش های رزمی .... چه هدفی داری از اینکه 

به حرف هیچ کس گوش ندهید اینجا من می گویم ... بارفیکس بد هست ... یا طناب زدن بد هست باعث افتادگی مثانه می شود ... بعد یک جستجوی می کنی می بینی کلن برعکس این قضیه هست .... هیچ قصد بد وجود ندارد ... من خاطره خوبی از این وسایل ندارم ... 

نوشته های پشت سرهم نویسی ...یک چیزی را یاد گرفتم ... همیشه حوصله ندارم .... از این کار حوصله سر بر تر نیست ... ایده در پشت میز نشینی و کار کردن ایده خوبی نیست ... ایده ها خارج از محیط و داخل فضایی ذهنی ... صندلی فکر جان مکسول ... یک اینجور فضایی نداری ... قلم و خودکار نداری داخل دفتر نمی نویسی بدان مثل من فکر هم نمی کنی ... 

یک فضایی فکر ناب فکر بکر و مدیتیشن یک دقیقه هم وقت نداری ... چه اتفاقی افتاده ... بلاخره من اینطوری هستم ... تا خودم را پیدا کنم و خستگی دیروز را تمام کنم امروزم هم تمام شده است ... دیر از کاری به کار دیگر می روم تمام مدت صد درصد نیستم ... یادم رفته روش های کار قبلن چطوری بوده است ... گردش و کار کردن به دنبال برنامه ریزی نیستم ... تیپ شخصیتی و تست نمی زنم تا خودم را بهتر بشناسم ... چه نیازی دارم وقتی که کار نمی کنم و با خودم کنار نمی آیم ... 

خودم و خودم را دوست ندارم ... چرا هر روز و همیشه 100 درصد نیستم با شارژ 5% دارم کار می کنم ... 

آنقدر خسته می کنم تا اینکه به جایی میرسی که نیاز داری ؟ کارهای روز خودت را احساسی انجام می دهی .... 

فکر می کنم نباید بارگزاری کنم اما چرا چنین کاری را انجام می دهم کار کردن صدا دادن و اینکه اینطوری هم می شود فکر کرد و این چه نتیجه ای می تواند داشته باشد ... احساس می کنی دائم به خودت و دیگران باید پاسخ گو باشی به چه دردی می خورد پاسخ گویی وقتی که راه حلی برای مشکلات 10 یا چندین و چند سال پیش دائم درگیر یک مسئله هستی برای خود یا دیگران خسته نشدی آنقدر از خودت و اینکه خودم و خود من این فکر را دارم چه کار می توانستم انجام بدهم به دید جدیدی در زندگی برسم به خاطر اینکه من باید کاری باید انجام می دادم در گذشته الان زندگی خودم را به این روز انداخته ام و آن چیزی که دلم می خواست نرسیده ام به خاطر این شد به خاطر این شد که من خوابم برد به خاطر این شد ... 

یادم نمی آید یک ساعت ایستاده کتاب خواندن می تواند برای من بازدهی بیشتری داشته باشد ... چه فایده بعدش از خستگی خوابت می رود و ورزش را نمی توانی انجام بدهی ... یک شارژ مشخص و انرژی مشخص داری ... چه می کنی .... برای اینکه زندگی بهتری داشته باشی .. خواسته های تو را کس دیگری برده است ... 

دوست داری باحال باشی اما دائم در حال شکایت کردن از زندگی هستی و کارهایت را چنین و چنان انجام می دادی و کار به درد خودت می خورد به جای این نوشتن ها استفاده از مغزت و شارژ و وقت ذهنی جای بهتری بود ... 

وقتی دستهایت را بالا ببری بیش از 10 ثاینه یا 20 ثانیه و حرکت کششی به بالا احساس می کنی ... خستگی از بدنت کمی کمتر شده است ...  

ادامه مطلب ...

به چشم ندیده unseen

صلب مسئولیت برای نویسنده .... 

Sole responsibility for the author.

مطالب کلن دیمی هست ... هر کسی این چرندیات را انجام دهد ... خونش یا خسارتش گردن خودش هست ... و به خودش و پزشک یا مربی اش یا هر کسی را باید جواب گوی خودش و آینده اش باشد ... مثل من که هر کاری می کنم ... با دکتر یا مربی داشته نداشتم تا جایی که هستند مشورت می گیرم ...

1255 دیدم دوباره ....اصلاح می کنم ساعت کامپیوتری را نگاه می کنم بعد 1155 دوباره 1255 الان 0004 دوباره 0044 دوباره 0911 حالا 2111 همان ساعت هست روی ساعت کامپیوتری دستگاه دیگری ... اعداد فرشته یا اعداد رند حالا بروم و این عدد را روی وب جستجو کنم ...اصل کار را رها کرده ام رفته ام سراغ چیز دیگری بیخیال می شوی و با خودت فکر می کنی امروز دوباره چه عددی را دیده ای 3 و 3 و یک ساعت 0747 که برای خودت برای خنده ساعت تنظیم کرده ای و وقتی هشدار به صدا در می آید به یاد  این می افتی که این ساعت هیچ کاری نداری فقط محض مزاحمت برای خودت واقعن بیکاری کاری به جز شمردن نداری اشتباه بشماری ... احتمال اینکه برای خودت دردسر درست کنی وجود دارد ... شمردن از یک تا 50 درست تر هست اگر تا 100 بشماری در فلان وضعیت دوباره برگشتن به دمای قبلی امکان دارد از سر به گرم احتمال دردسر برای خودت درست می کنی تا 500 شماره فلان حرکت را انجام می دهم اگر تا 1000 بشمارم دچار تمرین زدگی می شوم ...قبل تر وقتی پیرهنم از ناحیه زیر بغل پاره می شد خوشحال می شدم ... وقتی نوجوان بودم و باشگاه می رفتم ... که رشد کردم ... پارگی پیرهن چه خوشحالی دارد ... الان خوشحال نمی شوم ... پیرهنم به خاطر ورزش پاره شود ... ناراحت می شوم شاید ... البته شاید ... دیشب چند صفحه کتاب خواندم یک حقیقت آشکار هنر نکرده ای هر کسی می داند این حقیقت اگر بود ... امروز به خاطر نور زدگی اگر حمام نروی چشم ات قرمز می شود ... این از مزایای صفحه نمایش در تاریکی هست حتی اگر فیلتر استفاده کنی اگر جوشکاری کنی تا حالا جوشکاری نکردم اما درد چشم درد کشیدم خیلی بد بود ...حالت خاص را دوباره تکرار کردم واقعن حالت خنده داری هست ... بیخیال بس هست ... ادامه دادن خاصیت ندارد ... واقعن حالت تایپ کیبرد قدیمی از حالت سریع کیبرد بیسیم قبل بهتر هست از بس دائم زد حال زد به من و کار نمی کرد در مواقع نصب ویندوز و اینکه باید عادت کنم از این کیبرد بزرگ کند استفاده کنم و سیم دار بودن آن بهتر هست ... موافق نیستم ... باید حجم بالایی از کارها را و اینکه صداش خیلی روی اعصاب خاصیت خوبی ندارد چه میشه کرد آره نمی شه به زور تند کار کرد صداش در میاد ...تق تق تق ولی آهست ت ق ت ق یک اینجور چیزی هست ....

احتیاط کنید چرندیات که پایین اضافه می کنم ... مربوط به یک آدم ورزشکار هست که دائم در حالت ایستادن و ورزش کردن و تایپ 10 انگشتی بدون در اختیار داشتن دکتر و فیزیوتراپ و عکس از مهره های گردن یا ام آر ای یا وسائل هست ... 

خلاصه بدن من یکم ماهیچه دارد بعضی وقت ها هم در ورزش آسیب دیده ورزش غیر اصولی و این کارها را تکرار نکنید ... 

با مطالبی راجب به بدون بالشت خوابیدن آشنا شدم ... می دویدم و یک روز بدون بالشت خوابیدم احساس می کنم روی شانه جپ یا راست خوابیده بودم و روی تخت خوابیده بودم بیدار شدم قبلش یک کم گردن درد داشتم بیدار شدم واقعن بهشت در مقابل درد قبلی بود ... 

گردن لامصب از یک سمتی به سمت دیگر نمی رفت اگر می رفت رگهام در حال منفجر شدن بود ... 

رفتم اشتباه دوباره ورزش دوباره خوب شد ... دویدن هر روز کوبیدن کف پا به زمین یادم کف پام رو می گفتم تخت هست ... که مربی به من گفت درست هست تخت اما کف پات را بالا بیار برهنه هم بود کف پام گفت : نگاه کن کف پات تا کجاش کثیف هست ... کف باشگاه هم خاکی بود خاک گرفته کف پا ناشی بود ... 

از گودیش کمتر خاک داشت ... 

کجا بودم ... بلاخره گردن را با هر روز ماساژ مشت حواله اش کردن در حال دویدن که نکنید تو را به خدا یک چیزی هست به اسم نخاع اگر آسیب ببیند دیگر فلج می شوید من یک کم فرق دارم ... هر روز می دویدم ... ماهیچه داشتم قبلن و سابقه بدنسازی دارم .. بچه های کشتی گیر را می دیدم باشگاه می آمدند و روی گردن با بالشت حرکت می زدند ... 

من هم یک مواقع نه قبلن اما یک حرکت توی یوگا داشت همیشه هر شب انجامش می دادم ...

با سرد و گرم کردن دوش البته پهلو درد گرفتم زیر دوش شماره ها و ... الان سعی می کنم نه سردم شود و نه گرم شود ... این مطلب هیچ منبعی ندارم مراقب خودتان باشید ... اما این بار که خواستم دوش آب سرد بگیریم نکته به ذهنم رسید ... 

من روحیه دوش آب سرد گرفتن ندارم ... مثل دارن هاردی موقع شنا کردن باید آرام آرام توی این سرما ...نکته یک بار سرماخورده بودم ... مثل چی انرژی بالا نمی رفت .... احتمال مردن ما کسایی که توی این منطقه از گرمسیر زندگی می کنیم .. دوش آب سرد وجود دارد از بچگی این دانش را نداشتیم و من یکی که چنین کاری را برای کسی نمی توانم اعمال کنم به غیر از خودم کنترل دما دانشی ندارم اما چیزی که می دانم اون موقع توی سرماخوردگی افت دما داشتم و گرمم هم نمی شد بعضی از مواقع نیاز دارم که توسط دیگران خورد و خواکم را هندل می کنند و هدایت و راهنمایی بشوم اینکه چی بخورم یا چی نخورم به زور شکر بریزند توی چایی یا مهمانی بروم و قند چیزی گیرم بیاد ... واقعن با قند رابطه خوبی ندارم به خاطر عصبانیتی که توی وجودم هست وقتی قند می خورم خیلی عصبانی و عصبی و افسرده می شوم شاید به خاطر حساب بانکی ام باشد یا چیز دیگری که حسابی داخلش پول نیست این هم یک مسئله شخصی هست ... خلاصه باید توسط دیگران هدایت شویم ...

خلاصه برای افراد تنها دیوانه بازی خیلی با درجه حرارت مناسب نیست ... با خودم فکر کردم من این همه روحیه توی زمستان از کجا بیارم بروم زیر آب سرد ... خداوند به همه صبر دهد من بالا 700 بار دوش آب سرد توی تابستان یا پاییز انجام داده ام می گویند : طبق هیچ منبعی نیست ... فقط نقل هست ... که سرما ارتباطی با عفونت ندارد اما من با دوش آب سرد سینوزیتم اود می کند ... طبق کتاب ویکتور فرانکل اسم کتاب یادم نیست ... بی خیال ... 

کجا بودم ؟ دیتا و روحیه و ویدیو انگیزشی ندارم که دوش آب سرد بگیریم فکری به ذهنم رسید سرعت وقتی توی 200 شماره آب سرد عفونت می گیریم یا یخ می کنم ... الان سرما خورده نبودم اما آن زمان که سرما خورده بودم نمی توانستم دوش آب سرد بگیریم و گرما را جبران کنم اما الان هم سرما خورده بودم نه به شدت قبل حالا 50 شماره چی کار می کند بلافاصله از آب گرم استفاده می کنم ... آب گرم 50 یا 70 شماره هم طول می کشد تا گرم شود پس 110 شماره شماردن من طول می کشد ... 

پس بهتر شد ... باز هیچ پزشکی یا منبعی با من نبود خدا به شما عقل دهد که هر چیزی را با مشورت پزشک یا هر چه می شنوید انجام ندهید ... 

پس خوابیدن بی متکا گرد شدن مهره های گردنم اگر بعد از 3 ساعت نشستن در ماشین و گردن درد شدید با کمک فنر های تاکسی و صندلی های آنها جی به سرم آمد ... تصیمی گرفتم ریسک کنم بدون متکا بخوابم عذاب بدون متکا خوابیدن را 21 روز تحمل کردم که به خاطر زمستان چیزی و یافته هایی داشتم که بس دردناک همراه با کابوس می خوابیدم به خاطر درد 

مادرم به من گفت : تو یک آدم عجیب هستی ... 

21 روز درد و دست آخر سرماخوردگی به خاطر نداشتن متکا ... حالا ویدیویی دیدم که کسی روی شکم می خوابد با چانه ای راست این هم داخل یوتیوب که گردن من مثل چی بعد این حرکت صبح فردا خشک می شود .. 

بدون متکا که می خوابیدم به خودتان روحیه دهید .و از اینجا آدم های با روحیه بخوانند ... بلوزم خیس بود ...عذر می خواهم عرق نبود ... آب دهن بود ... یا دشک خیس می شد از آب دهن 

تا این اواخر که سرما خوردم ... 

و دیگر رهاش کردم ...اما رباط گردن شما می تواند از بدون متکا خوابیدن آسیب ببیند من دیگر خیلی قوز داشتم باید یک تغییر می دادم نمی دانم این اعتماد به نفس را از کجا آوردم اما تا 6 ساعت بعد از خواب بدنم درست نمی شد ... چه خاصیت یا ضرری داشت 

... یک بار حسابی ضرر کردم از آسیب دیدگی رباط فقط این بار احساس می کردم به کنار واقعن شانه ام گردنم فرو می رفت توی شانه ام ..

به خاطر داشتن متکا خدا را شکر می کنم ...یک مدت هم توی خدمت متکا نداشتم یک چیزی تا می کردم می گذاشتم زیر گردنم ... یا پتو را تا می زدم ... 

بیخیال بدون منبع و به خاطر خدا انجام ندهید ... به چه دردی می خورد به خاطر افسردگی و درد گردن و احساس اینکه قوز داشتم انجام دادم الان چه حسی دارم واقعن 21 روز تمرینات با کش برای گردن و دوش آب سرد و طناب زدن تا 1000 و تا 20 دقیقه هم داشتم طناب که می زنید ... 

به خاطر پارگی و صدای طناب را حذف کردم ...اول شروع می کنیم به شعور اجتماعی درس دادن پس در آپارتمان ها این کار را انجام ندهید ...اول حق دیگران بعد چیزهای دیگر همسایه و هر چیزی را برای خودت می پسندی اول برای همسایه و ... موقع طناب زدن طناب به پای شما برخورد می کند اما اگر طناب را حذف کنید چیزی می شود مثل رقص پا 

رقص پا انجام دهید تا و به بالا بپرید من هر کاری کردم چرخش دست را بعد از حذف طناب از دست دادم شما انجام دهید ...تا 300 شماره نکته من با 20 تا شروع کردم بروید بخوانید ... این حرکت هم من درآوردی هست و منبعی ندارد ... 

من از روی کتاب با منبع حرکت می زنم رباط و بدنم آسیب می بینید ... چیزی داریم به اسم شناخت بدن از خود فرد و تجربه شخصی و مربی و پزشک و مرجع پس رعایت کنید این شخصی سازی تمرین من به درد ورزشکار حرفه ای شاید بخورد به درد آدم عادی نمی خورد ... شاید به درد ورزشکار آماتور منظورم هست بخورد ...

پس حذف طناب یا همان رقص پا و ... خیلی از چیز ها پس من قول می دهم ... هیچ اتفاقی در بدن نمی افتد پس از ورزش یا این اشتباهات شما به درد های جدید می رسید ... چون دردهای شما تازه بعد از باشگاه مشخص می شوند یا .... 

بهبودی چند درصد داشتم واقعن فرقی نکرده ام فقط متکا گرمم می کند و قصد ندارم ترکش کنم و خوابش راحت هست بدون متکا از خواب می پریدم و درد داشتم ... 21 روز بدون متکا بلاخره شما نمی توانید با اجرایی و کتاب خواندن یک چیزی را که یک عمر عادت کرده اید ترک کنید ... این نتیجه یک عمر پیشرفت بشر هست ... اما تغییری بود برای خودش ... 

باز بدون منبع...

تایپ 10 انگشتی و لایف استایل خود را فراموش نکنید .. آینده بدن شما را می سازد ... 

ورزشکار آماتور همراه با گردن درد و تایپ کننده آسیب دیده از نگاه کردن به مانیتور از لحاظ ستون فقرات ... لجوج دکتر نرو ... چون اعتقاد دارم...دردی را که پزشک به شما بگوید : شما در نهادینه کردن آن در مغز استخوان باور خود ...می برید ... 

چرند هست واقعن پول و زمان و پزشک و بیمه این تشکیلاتش نیست ... دانشی دارم که یک جوری با لمس کردن گردنم خودم را بهبود می دهم یا راههای دیگری دارم ... خوب فکر کردم فایل نوشته ام پاک شد .. تشکر می کنم از بلاگ اسکای و ذخیره اتوماتیک من یک f نمی دانم چند زدم یک فایل و پرونده جدید برام باز شد ... خوب خدا را شکر 

بدون هیچ منبع خاصی دور هم فقط خندیدیم ... 

لایف استایل هم شیوه زندگی هست ... عادت هایی که داریم ... دیگر بین خارجی ها هم نیستم اما این جمله بهتر هست دوست دارم این جمله را واقعن شیوه زندگی معنی اش با لایف استایل فرق می کند شیوه زندگی فرا گیر و خوش واژه ای نیست که به گوش بخورد اما لایف استایل به خاطر استیل ......زیبا تر هست شما چقدر خوش استیل بدنی هست ... به خاطر بسپارید ... 

 

ادامه مطلب ...

پیشگویی Prophecy

من و شما عاشق این هستیم که یک پیش گو سرنوشت آینده خود ما را حدس بزند ... بهتر هست آن پیش گو خودتان باشید ... نه کسی دیگری 

You and I love to have a soothsayer predict our future destiny... it's better to be that soothsayer yourself... not someone else.

آیا جستجو های ناخواسته ای که انجام می دهیم ... در گوگل شما را به چیزی که دوست دارید ... منظور من این است وقتی موقع تغییر زبان یک چیز را می خواهید فکر می کنید داری با زبان مورد نظر جستجو می کنی ... اما چیز دیگری ظاهر می شود ... واقعیت چیست ؟ تصاویری را که دوست داری ... یا تئوری ماشین قرمز امروز وقتی از خانه بیرون آمدید چند تا ماشین قرمز دید؟ حالا وقتی 50 دلار به شما جایزه داده شود ؟ چطور دنبال هدف و جایزه خواهید بود ؟ شانس هم یک جور چیزی هست ... اگر اهداف خود را با خوش شانسی کنید ... یا اینکه از خودتان بپرسید به طور عمد یا غیر عمد چرا ؟ این تصویر ها را دارید در زندگی می بنید ؟ خودتان را به سمت چیزهایی که می خواهید هدایت کنید ؟ اگر بتوانید با دنیایی آینده خود ارتباط برقرار کنید یا دست کم خودتان را هدایت کنید به چیزی که می خواهید کاری را انجام دهید ...زیاد اعتقادی به این قضیه ندارم ... اما بین میلیون ها تصویر که می خواستید ببنید ؟ چرا این تصویر ظاهر شده است ؟ پس اگر من یک اسکلت یا یک جمجه همراه با یک داس دیدم خبر از این می دهد ؟ به زودی عمر من تمام خواهد شد ؟ واقعن خنده دار هست ... چرا این حرف بر زبان شما می آید فقط قدرت تصویر سازی که مغز شما وجود دارد نه موجود دیگری این که فرشته و شانس به شما رو خواهد آورد اگر فقط بدانید این کار چگونه کار می کنید ؟ در یک موضوع وقتی می خواهید کاری را شروع کنید ... خود را یک قایق تصور کنید ... که هر جا هستی ...یک لنگر هم دارید و لنگر خود را باید بکشید و این کشیدن لنگر از جایی به جایی دیگر نیاز دارید تا لنگر را و آهن که در قایق هست را .... روی قایق آوردید حالا نیاز دارید یا بادبان ها را بر افراشته کنید و اگر بادبان ندارید ... حالا باید پارو بزنید ... چرا تایپ یک کلمه بعضی وقت ها خیلی سخت و خسته کننده می شود چرا وقتی می خواهید کارهای روزانه خود را انجام دهید ... چرا آن روز از عهده آن کار بر نیامدید برای شما خیلی جالب خواهد بود ... به علت اینکه لنگر شما خیلی سنگین هستند و قدرت پارو زندن هم ندارید ... اما بعضی ها لنگر خیلی سبک دارند و قدرت موتور و توان حرکتی خوبی دارند ... چرا ؟ تصویر که می خواستم در زندگی را خیلی کم دیدم چرا هدف و اینکه چرا یک تصویر که نماد هدف و رویاهای مکتوب ندارید ... 

چرا کتابهای بریان تریسی همه کتاب آن را نخواندم ... چرا تمام کتابهای نویسنده دیگر را نخواندم .... به علت اینکه تمام کارها را به آخر وقت در روز انتقال می دهم ... چرا حتی یک جمله هم نمی توانم تایپ کنم چرا این همه تعلل کردم ... چرا تصویری که روی گوگل داری به طور عجیبی روی یک تصویر ظاهر می شود ... چرا زندگی خودت را به شخصی که می خواهم تبدیل نمی کنم ... پس سیستم آموزشی برای شما یک چیز شما را مدرک می دهد و شما را محکوم به تخصص در یک رشته می کند ... امید دارید که در این رشته تخصص کافی را کسب ... کنید ... تصویر های ناخواسته یا اعداد فرشته شما را هدایت می کنند ... 

دست برقضا من هم می خواستم یک پست قرار بدهم به طور روزانه شما از این منابع تقضیه می کنید ... خلاصه ثابت قدمی پیشه نکردم و شکست خوردم اگر ثابت قدمی انجام می دادم هر روز 10 صفحه از کتابی را می خواندم ... اما نخواندم و رشد متوقف شد ... 

از خودم چه انتظاری داشتم اما کار نکردم پس انتظارات کافی نبودند کارهای که انجام ندادم پس به چه چیزی نیاز دارم ؟ حتی این جملات را نمی دانم ... چه معنی می دهد ... کافی هست ..آها ... 

به این فکر می کردم ... خدا به دستانی می دهد که بدون اینکه بخواهم ... مطالبی را تایپ می کنم بدون خستگی که محقق نشد ... می خواستم تخصص یک کار را بدون زحمت داشته باشم ... همیشه موقع تغییر حس تغییر کردن را نداشتم ... نمی خواستم نتیجه و حتی خودم را تجسم کنم که دارم کارم را به خوبی انجام می دهم ...

تا حالا کارهای پیشرفته و در درجه بالاتری انجام نداده ام ... 

یادداشت ذهنی بعدی ... جالب هست ... اگر دفترچه یادداشت ذهنی داشتم راجب کد های اچ تی ام ال یا اکس ام ال یا کد های یک قسمت دارد به است 

<!DOCTYPE html>

<head>

<body>

<body/>

<head/>

فقط منظور من این هست یک صفحه را انگار یک آدم دیده که شامل سر و بدن و دیگر قسمت ها می شود ... پس کارهای که شما انجام می دهید یک سر دارند و یک بدنه از لحاظ یک سر برگ و بعضی وقتی ها شامل ستون و جدول و لینک و چیزهای دیگر می شود ... 

خوب کارهای شما اگر سر داشته باشند ... اول سر خود را بسازید ... سر خود را با چیزهای خوب پر کنید ... و مدیریت وقت شما می تواند شما را به مرحله بعدی از کار برساند ... اگر چیزهای بهتری بود ... 

و اینکه تمام های ریز یا درشت کار و زندگی شما را هدایت می کند ... اگر می شد خلاصه نویسی انجام می دادم ... 

  ادامه مطلب ...