تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

Financial item

هیچ مسئولیتی در قالب لینک ندارم ....

پس لینک نمی گذارم یک خط می دزدم .....

پس نمی دزدم در طول روز می نویسم راحت ....

چطوری با این کنار بیام دیگر بلد نیستم یک دستی و راخت کار کنم دیگر بدنم قابلیت کار کردن ندارم روی صندی نمی توانم بنشینم .... 

و از پس یک نسبت ...ضریب تغییرات مقدار نهایی بالای کسر یعنی صورت کسر منهای مقدار اولیه تقسیم بر مقدار اولیه

اینجا نوشتم اعصابم خط خطی بود دیشب.... یعنی نیاز داشتم خشمم را سر ناتوانی تایپ کردن وتمرکز کردن سر یک بنده خدایی خالی کنم ..... که حرف و کار اشتباهی هست 

حالا تعریف نسبت جاری در حسابداری 

صورت کسر دارایی های جاری 

مخرج کسر ....بهتر بگویم تقسیم بر بدهی های جاری .... در تراز

تتیتر شرکت ایکس (سهام عام)

صورت وضعیت مال تلفیقی 

به تاریخ 31 شهریور 1402

بروید سایت کدال 

قسمت سنجاق یک اینجور جایی پر از صورتهای مای

صورتهای مالی سال مالی منتهی به 1402/06/31(حسابرسی شده)

قسمت سنجاق

نوشته 

یادداشت های همراه صورت های مالی 


باز اینجا عذر خواهی می کنم و از خودم صلب مسئولیت می کنم .... چون در هر بخشی بزرگان زیادی وجود دارند ..... 
بخشی از حرفهای استاد خوب یک مقدمهای داشته و زمینه های فقط....
آیتم های حسابدار یا تحلیل بنیادی خوبی و بدی مسئولیت همه چی گردن خود شخص هست من هیچ ارتباطی با منبع ندارم.....
از منبه و از خواننده و از همه
عذر می خواهم
منبع:"استاد بردیا خسروانی"
حرفها با ذکر اشتباهات پیش آمده و بدون مقدمه:
تکنیکال خوب شرط نیست....
- فروش شرکت خوب باشد؟
- رشد سود سازیش خوب باشد؟
- درصد تقسیم سود بالای بالای ....اگر درصد تقسیم سود؟
- کیفیت سود سازی خوبی دارد؟
- نسبت مطالبات به دارایی مطلوبی دارد؟
- وجه نقد عملیاتش مطلوب هست؟
- گردش نقدینگی خوبی دارد؟
- نسبت پی بی ای جی فوروارد .... پی به ای 
- پی به اس پی به ای فوروارد و پی به ولیو مطلوبی دارد ؟ 
در صنعتش ارزنده و جذاب هست ؟ 
حالا اگر بحث تجدید ارزیابی و افزایش سرمایه هم داشته باشد و .... 
در پایان صلب مسئولیت از خودم ... هیچ ارتباطی با منبع ندارد ....  
ادامه مطلب ...

مین های انرژی منفی Negative energy mines

اولش عذر خواهی می کنم دکمه های پایین یک سری عبارتهای بی معنی است ... چرا باید درست تایپ می کردم در حالی که توان تایپ کردن ندارم ... توان ندارم دیگر خسته شدم ....حقیقت را کجا پنهان کنم من یک حرفه ای نیستم ...مدتی هست که خیلی کار کرده ام پس برای شروع یک مقدار از تایپ را حذف کردم با خودم فکر می کردم این چه چیزی هست که پایین 

انرژی ندارم نه نه نه نه نه نه نه نه نهن هنه 

منتظر بودم تا زمانش برسه و این خنده دار هست زمانش رسید و من دارم کار می کنم و این که بارها و بارها شکست خوردم لینک چقدر مهم هست استعداد چقدر مهم هست اینکه واقعن درون وجود خودت احساسی نداشته باشی چقدر مهم هست قانون و قوانین تکرار من دوست ندارم که تکرار کنم این هیجانات را و این برای من نیاز دارد من بهتر هستم ... من نیاز دارم بهتر باشم برای من هم مشکلاتی وجود دارند نیازی نداری از مشکلاتت صحبت کنی پس باید این کار را انجام بدهی از استعداد که نداری و این نیاز داری وانمود کنی من بهترین هستم در این رشته من دارم چه رشته ای و اینکه واقعن دیگر چیزی برای ارائه ندارم پس به این معنی نیست من روی این واقعیت و این صفحه برای من طراحی نشده شخصی سازی نشده است و من یک محیط بهتر می خواهم یک جای بهتر می خواهم یک موقعیت بهتر می خواهم به خاطر فرار از سکون دارم با شما کار می کنم به خاطر اینکه نیاز دارم کاری انجام داده باشم چقدر مهم بوده این لحظه امیدوارم بهترین لحظات من چقدر در لحظه لذت بردن بهتر و اینکه من نیاز دارم دیگر کار نکنم واقعن اعصابم موقع اینکه کار می کنم خورد می شود ... موقعی که انرژی من به پایین ترین حد خودش رسیده چقدر انرژی شما کم شده است ... حتی از جلو زدن هم لذت نمی برم من خودم را برای چیز بیشتری آماده کرده بودم و این به معنی این هست من دارم خودم را چی را واقعن فکر کردی موفق می شوی مغز من چند ساعتی خودش را خاموش می کند فقط برای روزمرگی کار می کند موفقیت مثل یک برهوت هست به خاطر کتاب خواندن بود ...کتاب تونی رابینز من تجسم نکردم فقط کتاب توصیه می کرد که یک واقعیت و یک احساس بد را تجسم کنید به خاطر آن خودتان را مجبور کنید ... هر کسی صلاحیت کتاب خواندن و کم یا زیاد کردن و اینکه کتاب را سروته یعنی برعکس می خواندم منظور من را بفهمید زیاده روی کردم در احساس کردن به خاطر مسائل نامعلوم یک ماه بعد اتفاق بدی برایم افتاد از روی چیزهایی که دارم درک می کنم دارم خیال بافی می کنم شاید موفق شده بودم یک بمب انرژی منفی باز کنم یا اطرافم را مین گذاری کنم زیاد در کتابی قرق شده بودم نبود .... یک طرفه فکر نکن ...فقط دارم احساس می کنم .... کتاب ها را نباید زندانی کنی ... موجودات خطرناکی در کتاب ها زندگی می کنند ... آرزو ها و اینکه با چه هدفی نوشته شده اند تمام این ها و ضمیر ناخودآگاه هنوز قدری از این موجود عجیب و غریب نمی دانیم ... شاید از ترس بود که این اتفاقات را برای خودم رقم زدم چی شده حالا داری کار می کنی احساس نمی کنی داری این حقیقت را اشتباه بیان می کنی ... شاید برای همیشه انرژیش برود به درک ...موفقیت یک برهوت هست ... من در حال هم زدن آب بودم ... آبی که هیچ چیزی در آن نبود قبل از خواندن هر کتابی مثل پرواز هواپیما باید دربهای اضطراری و فرار کردن و اینکه از حرف های من به وجد نیاید یعنی تحت تاثیر قرار نگیرید ... واقعن من از سوی احساسات خیلی تاثیر می گیریم و اینکه من از روحیه و اینکه حال کاری را دارم یا ندارم کار می کنم کتاب ای کاش بیست سالگی این مطالب را می دانستم نوشته ...بروید سرچ کنید من حضور ذهن ندارم حقیقت و این چیز عجیب و اینکه دارن هاردی می گوید یک کتاب را چند بار بخوانید ... حقیقت چیز دیگری هست .. 

من در گذشته گم شدم هر کاری می کنم راهم را پیدا کنم ... 

حقیقت زاویه زانو موقع اسکات اینجای مطالب بدون منبع و احساساتی می شود ... مهره ها و دنده ها از زاویه زانو چه چیز و چه تاثیری می گیرند .. من در برهوت زندگی می کنم اجرای این نوشته ها هیچ تاثیر و انتظاری در من ایجاد نمی کنند ... 

موقع کتاب خواندن یاد بگیرید که هیچ انتظاری نداشته باشید موقع مدرک گرفتن هیچ انتظاری برای خودتان قائل نباشید این چیزی هست که باید یاد بگیرید کمین کنید آماده انجام کاری باشد فقط نمی توانم کار کنم ذهنم دارد ضربات خودش را می زند ... 

انتظار نداشته باشید .... موقع مریضی خیلی سریع خوب شوید ... وقتی همه چیز آماده باشد اتفاق می افتد ... 

من دارم خوب می شوم امروز گردنم و بدنم قویتر شده بود ... 

موقع اسکات رفتن با شیوه آنلاک قفل باز کردن از زانو البته من وزنه نداشتم که زیر پاشنه هایم قرار دهم مچ دست راست و زاویه ساعد راست و همه چیز نوک پا به بیرون البته قبلش پا ها به اندازه عرض شانه باز این روش هیچ منبعی ندارد بیشتر جستجو کنید... صلب مسئولیت از نویسنده .... انتظار خوب شدن نداشته باشید من به خوبی قبل خوب نشده ام شیوه زندگی خیلی مهم هست ... 

بر عکس کتاب خوانی یا اینکه منتظر اتفاقات خوب باشم ممکن هست ... هنوز هیچ چیز توی دنیا اثبات نشده فقط با شکرگزاری به جایی نمی رسی فقط وقتی موفق می شوی اصل برهوت موفقیت نبوده اصل یادگیری بوده ... 

دنیا وقتی به شما نیاز پیدا می کند آب هم زدن با قاشق هیچ چیز برای شما نمی سازد ... پس فکری کنید وقتی فکری کنید ... دنیا عوض می شود ... پس عمل کنید ... باز دنیا به شما پاسخ می دهد ... 

از برهوت و کویر خارج شوید ... چای را درست کنید ... یعنی موفقیت با روشن کردن اجاق گاز و پر کردن ظرف آب آغاز می شود ... 

با ورزش کردن و برنامه ساخته می شود ... علتش چی بود ؟ سوال نپرسید ؟ علتی نداشت فقط بدان گذشته چند دقیقه پیش رفته الان حال و سرعت هست ...   ادامه مطلب ...

مبارزه با شکست Fight against failure

 چرا موفق نمی شوید با حسودی کردن به دیگران موفق شوید ... راه دیگر شکست نخوردن هست به این فکر کنید اگر موفق شوید دیگران هم تلاش می کنند موفق شوند بیشتر کار کنند ... از این کتاب ها را بخوانید خود من هم نخوانده ام اما مفید خواهند بود ... نفوذهن_ اثر راجر دولی.....

مدیریت بحران... برایان تریسی ...13 راهکار برای داشتن بهترین عملکرد در زمان ....نفوذهن _اثر راجر دولی حتی نوع نوشتن کتاب هم برام سخت هست به خاطر جلب توجه و دلیل طراحی اش اینطور نوشته شده است و دارم سخت فکر می کنم اینکه سمت راست خریدار بودن و در گوش راست او صحبت کردن موثر هست ... جای شنیده ام با گوش چپ به تلفن جواب دهید احتمال آسیب رساندن به مغز کمتر هست تلفن همراه حالا این را هم بدانید که وقتی با گوش راست صحبت می کنید احتمال دارد سخت تر به درخواست ها جواب بله بگویید ... واقعن عجیب هست روشهای که فروشنده ها اسم کیک یا غذایی که سرخ کردنی هست با یک تغییر اسم یا انتخاب غذایی گران قیمت یا گفتن یک شعار یا کلمه تاثیراتی در فروش خواهد داشت ...به خاطر بازدید بیشتر نبود که امروز کار کردم به خاطر این بود که با کیبرد یک عادت بیشتر داشته باشم ... و به جادی میر میرانی ... و کسانی که در کد نویسی موفق شده اند ... وقتی می شنوی یا می بینی خودت در یک طبقه یا حد کد نویسی هستی که درک درستی از این کار نداری یک کم در روز تمرین می کنی و اینکه در رادیو می شنوی عده ای موفق شده اند و از این راه پول در می آورند یا کسی آنقدر نقاشی خوب انجام می دهد که نقاشی های خود را می فروشد باز حسادت می کنی یا عده ای از راه صبر و کار کردن کاری پیدا می کنند و روزی و درآمد کسب می کنند ... مکانیکی که موتور ماشین را عیب یابی می کند که برای جامعه مفید هست اما خودت را می بینی که با اوس اس دی یا ای دی اچ دی یا عدم اعتماد به نفس فقط به دیگران حسادت می کنی اینکه شکست می خوری یا ایرادات عجیب و غریب در خودت پیدا کنی من حوصله ندارم وقتی می بازم زمین را می خواهم گاز بگیریم این بار صبر کن و کار کن تا دیگران به تو حسادت کنند و اینکه وقتی هیچ دلیلی برای کار کردن نداری و اینکه می خواهی چرا نمی توانم از خودم بهتر را ببینم من هم تلاش کنم تا کار بهتری برای خودم داشته باشم .ووو... حسادت دیگران را سعی کن ... تحریک کنی ... تجسم کن موفق شده ای دیگران به تو حسادت می کنند وقتی تجسم بد می کنی می خواهی به دیگران آسیب بزنی بدان دیگران یا خودت فقط به خودشان تعلق ندارند یا خودت فقط به خودت تعلق نداری صاحب تو کس دیگری هست که تو را خلق کرده و به درد جایی می خوری که زمان آن فرا خواهد رسید و اینکه به موقع اش فرا خواهد رسید که... که موفق شوی و کاری انجام دهی و گره ذهنی خودت را با دستانت باز کنی نه اینکه با دندانت .... 

موفق خواهی شد . به شرط اینکه وقتی دیگران برنده می شوند برنده شدن را یک کار پول و آشنا بازی ندانی غیر ممکن ندانی فقط یک بار تلاش بیشتر انجام دادن بوده که انجام نداده ای روزی یکبار تلاش کن در سال می شود 365 بار همان قانون 100 همان 18 دقیقه در روز که تو را از 95% افراد جلوتر می اندازد .... 

ادامه مطلب ...

Do not wait until... جلو نزن تا....

بیپ برای فکر چه چیزی بیشتر از فکر مهم بودن چه قسمتی هر دقیقه که فکرش را انجام داده ای چه چیزی را برای همیشه پیدا نمی کنی واژه های که پیدا نمی کنی برای روحیه پیش بینی های که انجام نداده ای واقعیت چه چیزی هست بانک اطلاعاتی که برای همیشه خالی کرده ای و تمام چیزیهای که به درد فکر کردن نمی خورد ریز ترین اتفاق گمشده همش حرف تکراری هست برای من دست یافتنی نیست من نیاز دارم از دست خود من فرار کنم بمب انرژی چه چیزی هست واقعیت دور دست تر از چیزی هست که باید باشدتمام گمشدن چه چیزی هست کم و کمتر می شوم چه کسی به دادهیچ تمام عمر خودت را صرف دبدن و رویا بافی می کنی....۹۱۷ چرا اعداد را برعکس یادم هست تمام عمر را صرف اشتباهات خودم می کنم.....اعتراف می کنم شکست خورده ام....واقعن اشتباه کردم۱۹۷ چه ربطی به ۹۱۷ دارد یا ۹۵۹ و ۹۳۳ و ۹۴۴و ۹۵۵  و ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱ این همه عدد داری اما جواب ندارییک روز کسل کننده داری پس تو را به خدا فیلم ها را جلو نزن وقتی که فیلم نگاه می کنید مدیتیشن صبر دارید یا مثل من قرار ندارید پس چرا باید با یک کیبرد سخت و بخ درد نخور لمسی یک گوشی کاد....کار کنم اشتباه مرسوم کیبرد لمسی که برای من پیش میاد هنوز بلد نیستم که کار کنم و اصلاح کنم یا نکنم چرا این جوری من از خودم و از شما متنفرم چرا تنفر دارم ....چون شما از من موفق تری و پول بیشتری درآمد داری اما من هبچ نوع درآمدی ندارم فیلم ها را جلو نزن یک مدت که عادت کردا بودم که کتاب صوتی گوش می دادم آخر موعد اینترنت بود یک مقدار چیز دانلود کردم ....بهترین دکمه برای من دکمه next هست بعد با گوشی عادت می کنی که آهنگ ها را جلو بزنی فکر نمی کنی که پیشرفت به درد پیشرفت نمی کرد پس بچه ای که تازه خداوند به شما می دهد چطوری براش فیلم پلی کنیم که بیش فعال نشود و قرار خودش را از دست ندهد جلوی تلویزیون نباشد چون تلویزیون تبلیغات بستنی چیپس و پفک و کلی چیز بد یا هر رسانه ای دیگر می کند وسط هر رسانه ای ‌کلی ناپیوستگی وجود دارد تمام این مطالب بدون هیچ منبعی هست دفعه بعدی بدان کی داری تمرکزت را از دست می دهی ...وقتی فیلم ها را جلو میزنی دست از گوش دادن کتاب صوتی بر داشتی تلاش نمی کنی ..۳۶۵ بار در روز روزی یک بار تلاش کن که آهنگ گوش ندهی مهم ترین چیز در ماشین در خودرو چیست ارجاع می دهم از کتابی که مرجع آن دا فراموش کرده ام موتور نیست ....ضبط صوت هست 

...کتاب صوتی گوش دهید....وقتی فیلم نگاه می کنید از اول نگاه کنید تا جایی که فیلم خوب باشد موافق شکنجه کردن روح نیستم هر جور حال می کنید طبق سن و سال خود عمل کنید جوان هستید جوون بمانید بزنید جلو زود عدایی پیرمرد ها را در نیاورید باز هر جور حال می کنید حال کنید....

رسانه ای برای خود بسازید....ممظور شبکه اجتماعی نیست بهترین ها را پلی کنید منظور فالور گرفتن نیست اینجا جایست که عضلات خود و شانه های حود را شل کنید و حال خود را عوض کنید.....  ادامه مطلب ...

پدیده درخواست لینک بگذارAdd a link request phenomenon

من اینجا یا آنجا یا یک جایی را دارم دنبال می کنم از بدنم که درد می کند شاید علت آن بی کاری باشد ...شاید علتش این باشد 4 ساعت است از این لحظه ترس دارم زندگی ترسناکی است موضوعی برای نوشتن نداشته باشی بخشی از بدنت اعتراض می کند و درد می گیرد چرا باید درد بگیرد پس من امروز هم استراحت می کنم روحیه ای که چند پست پیش داشتم وقت زیاد دارم برای کار کردن حالا که وقت زیاد دارم 4 ساعت از آن را هدر داده ام جلوی آینه به خودم نگاه می کنم حالا دیگر مثل دیروز از قیافه ام خوشم میآد یا نمیاد باید از شر یک چیزهای توی صورتم خلاص شوم تا ریش نزنم شروع به کار نمی کنم واقعن به هم ریخته شده صورتم از رنگ و ظاهرم امروز راضی نیستم ... پاهام قصد راه رفتن امروز ندارند ... چیزی به ذهنم نمی رسد اگر روزی به این موضوع فکر میز قابلیت تکیه دادن ندارد اگر تکیه بدهی ریلش در می رود می شود یک وضعی پس چی کار کنم باید با همین وضعیت کار کنم خوب این امکانات خیلی خوب هستند ... فقط دارم خط ها را از دست می دهم خط های حیاتی جذب مشتری همان چند خط اول بود که من از دستش دادم دوست داشتم بیشتر خودم را روی کار اطمینان دادن به این که من چقدر فکر می کنم با یادداشت برداری موفق شوم اما یادداشتی در کار نبود همه اش تاخیر و به عقب اندازی هست ... تو آخرش کارها را خراب می کنی با این وجود زندگی و اینکه موفقیت را بیخیال شده ای اسم موفقیت چیز هست به اسم کار کردن اگر در کار موفق می شدی روحیه ات هم خوب می شد از کار کردن فراری هست اسم واژه های زندگی را خوب انتخاب نکرده ای پس چرا مخاطبی نداری امروز با یک حقیقت مواجه می شوی چرا نتوانسته ای تعداد بازدیدهای بیشتری داشته باشی کار را که داری را دوباره و دوباره با یک همکار مشاوره بگیری همه چیز عجب حقیقت تلخی بود کار کردن برای من اینکه ذهنم همه جا می رود ... پس نتوانسته که این روحیه و شروع کردن با تاخیر 18 دقیقه امروز الان تقریبن 5 دقیقه هست که کار کرده ام چرا زمان اینقدر حالا دیر می گذرد برعکس موقعی که خیلی تند در حال گذشتن بود وقتی ریش می زدم انگار 3 ساعت گذشت البته وقتی که من رفتم ریش هام را بزنم ... کارم را به تعویق انداختم وقتی برگشتم شروع کردم به تماشای تلویزیون بعدش بدنم درد گرفت بعدش چی کار کردم بعدش حدود یک ساعت داشتم قیمت های فروشگاه های اینترنتی را نگاه می کردم بعدش سردم شد ... بعدش داشتم به اینکه چی بنویسم طفره می رفتم ...بعدش نگاه کردم به اینکه چطوری کارم را شروع کنم بعدش دوباره نیاز داشتم به این فکر کنم به اینکه چه آدم بدبختی هستم بعدش از دید سایت الکسا چه سایتی در ایران بهتر و بیشترین بازدید را دارد بعدش به این فکر می کردم با تمرین ورزش دیروز چقدر پاهام درد گرفته و کف پام چرا تخت هست چرا رگهای قرمز شده ای آنجا قابل مشاهده هستند البته نه قند دارم نه اینکه واریس هست پس یک چیزهای قابل مشاهده شده هست ... بی خیال پس من چرا اینقدر کتفم درد می کنم پاهام چرا همیشه به یک چیزی برخورد می کند ... چرا بچه ها می خواهند همیشه نفر اول باشند چرا وقتی من نفر اول در نقاشی نشده ام این حد روحیه ام برافروخته می شد باید یک سری جستجو کنم در مورد مایوس شدن ... مایوس شدن در مورد انجام ندادن و قانون 100 هست بخش بزرگی از کارهای من این هست که فکر کنم چرا اینجا هستم کی هستم چرا هستم چرا اینجا کسی نیست سر من داد بکشد چرا این روحیه را ندارم چرا کسی من را به کاری مجبور نمی کند چرا خودم کارهایم را انجام می دهم حالا برعکس هست چرا جمع نمی گذارند من صحبت کنم چرا به من احترام نمی گذارند چرا بی موقع صحبت کرده ام وقتی از لحاظ روحیه و حالت آرنجی مثل قورباقه در میز قفل شده ام خدایا مثل یک چیزی به میز قفل شده ام حالت جالبی نیست چرا این زندگی برای من این روحیه را ندارم که روحیه خودم را بالا قرار دهم چرا حواسم پرت شد... چرا توجه من به جلو تغییر می کند چرا اشتباهات تایپی ام را نمی بینم در رانندگی هم توجه به جلو بخش بزرگی از رانندگی است به جلو توجه کن به خودت توجه کن پشت سرت را بیخیال شو به جلو دقت کن گرم صحبت هایت نشو زندگی در پشت سر ادامه ندارد مثل من که الان مجبور شده ام بخش از فکرهایم را بنویسم و دارم به این فکر می کنم ای کاش این 5 دقیقه تمام شود تا دست از نوشتن بر دارم چرا من باید این کار را انجام دهم این کاراته یا قانون 100 چیز عجیبی هست من باید بنویسم واقعن چرا وقتی در کاری اول نیستید چرا کتاب فروشنده را نخوانده ام چرا با دیگران کار نمی کنی کافی است به بخش وبلاگ نویسی ها نگاه کنی این همه آدم دارند هر روز زحمت می کشند با تمام مشکلات بخشی از حرفها یا تجربه های خود را می نویسند تو هیچ فرقی با دیگران نداری تو هم یکی مثل بقیه هستی پس بیشتر بنویسی یا یک فروشنده افکار خودت یا بخشی از کار خودت باشی چیزی را تبلیغ کنی یا بروی در بخش نظرات تو را به خدا وبلاگ من را هم در بخش لینکهای خودتان اضافه کنید شاید بازدید من بیشتر شود به درک اضافه نمی کنید یا اضافه می کنید هیچ اهمیتی برای من ندارد این یک کار اشتباه بوده است البته بخشی از همکاران این کارها یا دوستان این کار را انجام می دهند من که همه ی لینکهای صفحه خودم را حذف کردم رفت به دلایل خاصی نداشتم حذف کردم برود پی کارش .... 

ادامه مطلب ...