چیزی شبیه به این که این ....... از کجا باید شروع کنم و چه چیزی باید بنویسم ....هیچ چیز وظیفه من نوشتن مطالبی هم هست و هم نیست چیزی که یاد گرفته ام تقریبن نبود اعتماد به نفس در اوایل شروع به کار باعث بروز مشکلاتی می شود ... چه چیزی را می خواهم بنویسم شاید هر حرفی به نظرم برسد الان یک مشکل دارم موقع این کار نیست نباید این مشکل دست هام حس ندارم و اگر بخواهم این جری کار کنم یک روز خوشحال هستم یک روز ناراحت شاید 20 سالگی این مطالب را باید می دانستم اسم کتاب هست .ای کاش وقتی 20 سالم بود می دانستم _اثر_تینا سیلیگ....یا همان کار عمیق یک بخش دارد ... ذهن نابغه ها مثل ...چه اشخاصی عمل می کند اما مثل حسابدارها باید کار کند تا اینکه به موفقیت برسد ...دیروز توان تایپ print را نداشتم امروز هم چنین وضعیتی دارم توان تایپ ندارم از آن روز هاست که آخر وقت هیچ انرژی و حوصله ای ندارم هر بار که این کار را انجام می دهم باید بدانم باید به مقداری درد و احساس ساکن بودن شخصیتم آدم منظمی نیستم وسایل میز کار هم نامرتب هست باید از شر چند تایی خلاص شوم تا یک کم آرامش پیدا کنم یعنی بروند سر جای مخصوص آن وسیله ...حالا بهتر شد اما وقت زیادی صرف نوشتن شد ... بار نوشته ...یعنی نوشته یک جوری هیچ چیز خاصی ندارد فقط دارم می گویم اینجا دارم کار می کنم اما یادداشت خاصی ندارم باید به این حس کم کاری و اینکه اینجا چه خبر بود دارم می نویسم و این چه معنی برای من داشته و دوست داشتم الان اینجا چه چیزی بود ... چه کاری مسلم کاری به غیر از این نوشتن که مشغول آن بودم ... کاری که درآمد و یا بهبود بهتری برای آینده را به همراه داشت بخواهم یا نخواهم باید امروز و پاراگراف روز را انجام می دادم که انرژی را از من می گیرید و تمایلی به انجام آن ندارم و باید فکری به حال آن کنم ...
انگار نمی شه ثابت قدم بود و از یک جایی کم میارم پس دوباره به حد و اندازه قبلی خودم بر می گردم و شاید زیاد از حد به خودم زور گویی و فشار بیشتر یک حد توان مشخص وجود دارد بیشتر از این نه انرژیم تمام شده است و فردا چی از دکمه مواقع استراری از خودم استفاده می کنم از الان مهم تر نیست به یک جایی من را با تاکسی برسان که جایی امنی باشد و توان تکیه بر خودم را بیشتر از قبل داشته باشم اگر به خودم تکیه نداده باشم فرو می ریزم به زمین و پخش زمین میشم چرا حوصله این کار راحت ساده و آسان یعنی نوشتن روزی اینقدر و اعداد که برایم به نتیجه می رساند را اصلن ندارم بیشتر نمی شه از خودم و انرژی استرار و موقع خطر استفاده کرد...الان که خطری تهدیدم نمی کند به خودم فشار می آورم تا....نیاز به کسی پیدا نکنم....
ادامه مطلب ...وقتی همه چیز آماده انجام کار تازه ای باشد ... هیچ حرف اضافه ای در کار نباشد ... فقط آماده شدند آماده باش تا دوباره انجام بدهی و این .... این یعنی چی؟ یعنی نمی خواهم .. یعنی حوصله ندارم ...یعنی تمامش کن ... یعنی برای الان باید چیزی و کار تازه ای انجام می دادی اما انجام ندادی حالا باید با خودت روبرو بشی و خودت و وسایلی که استفاده نمی کنی سال هاست می دانی که یک دکمه برای چه ساخته شده است ... دکمه به اسم کمک .. به من کمک کنید ... نیاز به کمک دارم ... یا دکمه لطف کردید به من کمک کردید ... حالا دکمه یا کلمه ... لطفن ... به اینجا سر نزنید ... لطفن به سمت من حمله نکنید ... لطفن فردا که بیدار می شوم دوباره آن عضو از بدن من قویتر از قبل باشد ... لطفن حساب بانکی من پر از پول شود ... لطفن درخواست من را رد نکنید ... لطفن پیش کسی از من بد نگویید ... لطفن به من فکر نکنید ... لطفن من را دور نیاندازید ... لطفن قبل از اینکه قصدی داشته باشید ... حسابی تصمیم بگیرید ... لطفن دوباره جویایی حساب و کتاب های خودتان باشید ... لطفن دست از سر دانلود کردن بردارید ... لطفن کارهای خود را اول انجام دهید ... اگر چند فیلم آموزشی یا کارهای خود را انجام ندهید ... هیچ اهمیتی ندارد ... اهمیت ... پله صبر و درک ... و وسایل کم ارزشی که باید به کار بگیرید تا دوباره اعداد که می خواهید را در انجام دادن مرحله های ورزشی داشته باشید ... درست موقع که داشتی نتیجه می گرفتی از کار باز نیاستید از کار نی افتید ... به احتمال زیاد شما دارید ... به این فکر می کنید ... کار ناقص انجام بدهید ... کارها را تا انتها انجام ندهید ... از کار دل بکنید ... آره دقیق می دانم شما به کارها نباید بچسبید این برعکس تکنیک قبلی هست ... باید خلاصه کار کردن هم مثل خلاصه نویسی یاد بگیرید ... ادامه مطلب ...
ظرف یکماه مشکلات حل می شوند....چرا قفل می شویم...چون توی اتاق یا منزل چیزهایی هست که مدتها از انها استفاده نمی شود مثل دوچرخه ثابت یا تردمیل یا وسیله های طلسم یا قفل شده پس بدانید که قفل نشوید و با ۱۰ دقیقه کار میکنم روی یک ساعت ۶ تا کار می کنم نمی دانم اسم نویسنده یادم نیست اما چطوری فقط ۸ دقیقه طول می کشد تا یک وسیله را خاموش کنید و وارد یک سایت شوید ۴ دقیقه برای خاموش ۴ دقیقه برای ورود من الان وقتم تمام شد سیستم هست که من باهاش مشکال دارم چه کنم برای اولین بار باهاش کار می کنم اما نمیشه... ادامه مطلب ...
چه کسی پست بعدی را آماده کند با اینکه کسی به غیر از خود من این کار را انجام نمی دهد و نوصبه ای برای این کار ندارم الان موقع کار کردن نیسا دیروز از دست انجام دادن و نوشتن فرار کردم مثل الان که باید هم بخوانم و هم بنویسم و موقع اش نیست ....نه الان وقتی که وقت کاری هست باید انجام شود میز کارم همیشه به هم ریخته است توسط وسایل که جای مشخصی ندارند خوب اینها جای مشخصی از روز اول نداشته اند چون بی اهمیت و کار رراه انداز هستند می آیند بعدن بلا تکلیف می مانند قانون هر چیزی جایی دارد در مورد این وسایل بی جا و حتی وسایل که جای مشخصی دارند با هم درگیری و گمشدن وظیفه و عادی شدن بهم ریخته بودن میز کار برای من یک عادت بد شده.... ادامه مطلب ...