تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

کمترfewer

انگار نمی شه ثابت قدم بود و از یک جایی کم میارم پس دوباره به حد و اندازه قبلی خودم بر می گردم و شاید زیاد از حد به خودم زور گویی و فشار بیشتر یک حد توان مشخص وجود دارد بیشتر از این نه انرژیم تمام شده است و فردا چی از دکمه مواقع استراری از خودم استفاده می کنم از الان مهم تر نیست به یک جایی من را با تاکسی برسان که جایی امنی باشد و توان تکیه بر خودم را بیشتر از قبل داشته باشم اگر به خودم تکیه نداده باشم فرو می ریزم به زمین و پخش زمین میشم چرا حوصله این کار راحت ساده و آسان یعنی نوشتن روزی اینقدر و اعداد که برایم به نتیجه می رساند را اصلن ندارم بیشتر نمی شه از خودم و انرژی استرار و موقع خطر استفاده کرد...الان که خطری تهدیدم نمی کند به خودم فشار می آورم تا....نیاز به کسی پیدا نکنم.... 

ادامه مطلب ...

خلاصه کاری work summary

وقتی همه چیز آماده انجام کار تازه ای باشد ... هیچ حرف اضافه ای در کار نباشد ... فقط آماده شدند آماده باش تا دوباره انجام بدهی و این .... این یعنی چی؟ یعنی نمی خواهم .. یعنی حوصله ندارم ...یعنی تمامش کن ... یعنی برای الان باید چیزی و کار تازه ای انجام می دادی اما انجام ندادی حالا باید با خودت روبرو بشی و خودت و وسایلی که استفاده نمی کنی سال هاست می دانی که یک دکمه برای چه ساخته شده است ... دکمه به اسم کمک .. به من کمک کنید ... نیاز به کمک دارم ... یا دکمه لطف کردید به من کمک کردید ... حالا دکمه یا کلمه ... لطفن ... به اینجا سر نزنید ... لطفن به سمت من حمله نکنید ... لطفن فردا که بیدار می شوم دوباره آن عضو از بدن من قویتر از قبل باشد ... لطفن حساب بانکی من پر از پول شود ... لطفن درخواست من را رد نکنید ... لطفن پیش کسی از من بد نگویید ... لطفن به من فکر نکنید ... لطفن من را دور نیاندازید ... لطفن قبل از اینکه قصدی داشته باشید ... حسابی تصمیم بگیرید ... لطفن دوباره جویایی حساب و کتاب های خودتان باشید ... لطفن دست از سر دانلود کردن بردارید ... لطفن کارهای خود را اول انجام دهید ... اگر چند فیلم آموزشی یا کارهای خود را انجام ندهید ... هیچ اهمیتی ندارد ... اهمیت ... پله صبر و درک ... و وسایل کم ارزشی که باید به کار بگیرید تا دوباره اعداد که می خواهید را در انجام دادن مرحله های ورزشی داشته باشید ... درست موقع که داشتی نتیجه می گرفتی از کار باز نیاستید از کار نی افتید ... به احتمال زیاد شما دارید ... به این فکر می کنید ... کار ناقص انجام بدهید ... کارها را تا انتها انجام ندهید ... از کار دل بکنید ... آره دقیق می دانم شما به کارها نباید بچسبید این برعکس تکنیک قبلی هست ... باید خلاصه کار کردن هم مثل خلاصه نویسی یاد بگیرید ...   ادامه مطلب ...

Performance کارایی

ظرف یکماه مشکلات حل می شوند....چرا قفل می شویم...چون توی اتاق یا منزل چیزهایی هست که مدتها از انها استفاده نمی شود مثل دوچرخه ثابت یا تردمیل یا وسیله های طلسم یا قفل شده پس بدانید که قفل نشوید و با ۱۰ دقیقه کار میکنم روی یک ساعت ۶ تا کار می کنم نمی دانم اسم نویسنده یادم نیست اما چطوری فقط ۸ دقیقه طول می کشد تا یک وسیله را خاموش کنید و وارد یک سایت شوید ۴ دقیقه برای خاموش ۴ دقیقه برای ورود من الان وقتم تمام شد سیستم هست که من باهاش مشکال دارم چه کنم برای اولین بار باهاش کار می کنم اما نمیشه...  ادامه مطلب ...

not having نداشتن

چه کسی پست بعدی را آماده کند با اینکه کسی به غیر از خود من این کار را انجام نمی دهد و نوصبه ای برای این کار ندارم الان موقع کار کردن نیسا دیروز از دست انجام دادن و نوشتن فرار کردم مثل الان که باید هم بخوانم و هم بنویسم و موقع اش نیست ....نه الان وقتی که وقت کاری هست باید انجام شود میز کارم همیشه به هم ریخته است توسط وسایل که جای مشخصی ندارند خوب اینها جای مشخصی از روز اول نداشته اند چون بی اهمیت و کار رراه انداز هستند می آیند بعدن بلا تکلیف می مانند قانون هر چیزی جایی دارد در مورد این وسایل بی جا و حتی وسایل که جای مشخصی دارند با هم درگیری و گمشدن وظیفه و عادی شدن بهم ریخته بودن میز کار برای من یک عادت بد شده....  ادامه مطلب ...

compulsionاجبار

به طور ناسالم رقابت می کنی چه چیز می تواند وجود خودت را به خطر بیلندازد شاید اصلن توان رقابت با خودت را نداری اصبن اهمیت ندارد چه چیزی مهم هست درست هست اما آمار اشتباهاتم بالا یا کم و زیاد می شود همه چیز برای به دست آوردن یا از دست دادن بوده من هیچ کاری انجام نداده ام یا اینکه فکر می کردم اقدامات ناکافی من کافی هست دلم را به خوشی و یا هزر اشتباهی زود تر از بقیه کارم را رها کردم چه چیزی باعث شد من احساس آرامش نداشته باشم دیگران همه می دانستند من توان انجامش را ندارم و برنامه ریزی ها درست بود موقع انجام دادن کار این من بودم که کارم را رها کردم یا وانمود کردم و عملی کردم یک ساعت بیشتر تلویزیون یا بازی کامپیوتری انجام دادم به جای آن می توانستم هنر خلاصه نویسی یا یک چیزی که می توانست تلاش پشت سر هم را برای هدفی مشخص نداشتم هدفی مکتوب فقط حساب وکتاب کردن که اینجا خوب کار نمی کنی مطالبی که حوانده ای را نتوانسته ای به مرحله اجرا در بیاوری فقط واقعیت ها جلوی چشم من رژه می روند امان از دست اینکه دائم داری خودت را سرزنش می کنی یا همه چیزهای بد برایت یک عادت شوند باید به جای اینکه عادتهای بد داشته باشی برای خودت یک چیز منظور عادت خوب پیدا کنی این روش من نبوده عادت به کار کردن واقعیت همین است هر بار کاری را دشوار انجام می دهید چه خوب یا چه بد خود را مجبور می کنی که این کار را انجام دهی....  ادامه مطلب ...