به طور ناسالم رقابت می کنی چه چیز می تواند وجود خودت را به خطر بیلندازد شاید اصلن توان رقابت با خودت را نداری اصبن اهمیت ندارد چه چیزی مهم هست درست هست اما آمار اشتباهاتم بالا یا کم و زیاد می شود همه چیز برای به دست آوردن یا از دست دادن بوده من هیچ کاری انجام نداده ام یا اینکه فکر می کردم اقدامات ناکافی من کافی هست دلم را به خوشی و یا هزر اشتباهی زود تر از بقیه کارم را رها کردم چه چیزی باعث شد من احساس آرامش نداشته باشم دیگران همه می دانستند من توان انجامش را ندارم و برنامه ریزی ها درست بود موقع انجام دادن کار این من بودم که کارم را رها کردم یا وانمود کردم و عملی کردم یک ساعت بیشتر تلویزیون یا بازی کامپیوتری انجام دادم به جای آن می توانستم هنر خلاصه نویسی یا یک چیزی که می توانست تلاش پشت سر هم را برای هدفی مشخص نداشتم هدفی مکتوب فقط حساب وکتاب کردن که اینجا خوب کار نمی کنی مطالبی که حوانده ای را نتوانسته ای به مرحله اجرا در بیاوری فقط واقعیت ها جلوی چشم من رژه می روند امان از دست اینکه دائم داری خودت را سرزنش می کنی یا همه چیزهای بد برایت یک عادت شوند باید به جای اینکه عادتهای بد داشته باشی برای خودت یک چیز منظور عادت خوب پیدا کنی این روش من نبوده عادت به کار کردن واقعیت همین است هر بار کاری را دشوار انجام می دهید چه خوب یا چه بد خود را مجبور می کنی که این کار را انجام دهی.... ادامه مطلب ...
اهل حساب و کتاب بودن 1394 شروع وبلاگ
1402 منهای
1394
8 ضربدر
365
یا 300 در نظر بگیرید
8 ضربدر
365
برابر است با
2950
نه
8*300
برابر است با 2400
فقط کتاب های برتری خفیف را نخوانید
حساب و کتاب کنید با ماشین حساب
باور نکردنی هست که چیزی بیشتر از 300 تا پست دارم ...
2400 پست باید ظرف این 8 سال می داشتم .... پس نشان دهنده کم کاری هست اگر بخواهی جبران کنی
2400 منهای
300
حتی به اندازه یک سال کار می شود 2100 پست اما اگر هر روز یک پست داشتی 2950 پست پس اهل حساب و کتاب باشید ... برتری حساب و کتاب
جلسه های تمرین در باشگاه یا چنین چیزی را حساب کنید ....
اگر روزی 10 دقیقه نقاشی کنید ...
10 دقیقه
*300
می شود
3000 دقیقه و ... در سال 3000 *5
15000
پس روزی 20 دقیقه سریال نگاه کردن می شود چی ؟
ادامه مطلب ...به من چه که خودم هم حرفهای خودم یا چیزهای که برای دیگران به جا می گذارم را ندارم .... من یا هر کس دیگری توانایی شکست خوردن را داریم وقتی می بازیم میخواهیم یک کار دیگری کنیم که این واقعیت را زیر سوال می برد من باید التماس کنم به خودم که شکستم را قبول کنم چه فایده ای دارد ...نه فقط کار بدی نکن بیش از حد هم من را یعنی خودم را اذیت نکن...راه راست و درست را نشانم بده بدون خطا و اشتباه دیگران و زندگی خودم را هم نابود نکن انتقام هم نگیر....ولش هم نکن تا جایی ادامه بده که دوباره یادبگیری...چطوری برنده باشی... ادامه مطلب ...
فقط غم انگیزترین حالت این است که نوشتن را برای خودم به صورت یک عادت در نیاورده ام....چیزهایی می نویسم بدون یادداشت برداری کردن بدون هدف گزاری کردن....اهمیت ندارد که چه خواسته ای داشته باشم و تا کجا حاضرم برای این خواستخ بجنگم همه چیز شاید یک شوخی باشد من در حال خستگی باشم و حالا هیچ چیز اهمیت ندارد ادامه مطلب ...
یک جورهایی خالی بود امروز دوتا 55 دیدم 800 دیدم 39 و 38 دیدم واقعن این دیگر دارم از حد می گذرم به بقیه چه ارتباطی به دیگران دارد ... چقدر با کارت امروز می توانم بازی کنم اما دیگر دیروز آنقدر پست قبلی که نوشتم از لحاظ ذهنی وقتی که خسته هستم کار کردم که احساس کردم آخرین قطره های خونم بود واقعن فاجعه آمیز بود ... چه اسراری داشتی که این کار را باید و این که روان ترین کار را انجام داده ام حالا باید بروی ورزش کنی و از وقت ورزش بزنی اینجا بنویسی که درد برای خودت پس انداز کنی داشتم آخرین فایل و صفحات یک فایل یا کتاب را می خواندم این من هستم که مثلن 570 صفحه را خوانده ام که البته 540 صفحه را قبلن خوانده ام خوب این کار را که قبلن انجام داده ای این مدرک را 10 سال پیش گرفته که از لحاظ روانی باعث شده که وقتت را صرف کار کردن کنی واقعن آموزش چقدر دردناک می توان باشد و با کار درگیر شدن چقدر می خواهی بخوانی در حالی که نمی توانی با تنهایی کار کردن کنار بیایی من نیاز به کمک دارم ... چشم هایت را ببندید فرشته عزاییل را کنار خودتان می بینید شما را به آن دنیا می برد برعکس چیزهای که می شنیدی مرگ فقط یک روشن و خاموش شدن بودن است همه چیز دروغ بوده از مرحله ای به مرحله دیگر همه مشکلات تمام شده است فقط تنها حسرتی که برای این دنیا مانده بوده است به پایان رساندن اهدافی بوده است که می توانسته ای انجام بدهید به خودت نگاه می کنی این موقعیت را خوب بازی نکرده ای و نقشت را ناقص انجام داده ای خیلی می شد بهتر عمل کنی و این عملیات برای تو خیلی سرد تمام شده است بقیه نقش خود را خوب بازی کرده اند و شارژ باطری های شما را تمام کرده اند و خیلی چیزهای که را علاقه داشته اید و دیگران نتوانسته اند این موقعیت را با شما بازی کنند و نوبت شما رسیده است ... چشمانت را باز می کنی حتی اگر بخواهی میمیری و نمیمانی اما تو اصلن تو مایه های مرگ نیستی فقط می خواهی با قدرت زندگی کنی به چیزهای که دوست داری برسی و دوباره آنها را امتحان کنی و این نشانه ای هست که داری به دنیا دستور می دهی که امکان بهتر شدن را برای تو فراهم کند زندگی در کشور و جای بهتری و موقعیت فرکانسی که برای دنیا می فرستی آینده ای را داری پیش بینی می کنی ... هیچ چیز را به خودت جذب نمی کنی داری به دنیا دستور می دهی و ... خیلی از کارها را انجام می دهی ... قبض ماهیانه ات را پرداخت می کنی این بار چند دقیقه زودتر و کارهایت را آماده می کنی برای پرش یا چهش بزرگتر و نگاه تازه تر این اعداد می تواند من از 197 پست آمدم وقتی دو تا 55 می بینم یک 1223 و با خودت فکر می کنی اگر یک 1222 می دیدم خوش شانس تر بودم و دائم به ساعت نگاه می کنی برای پیدا کردن موقعیت خودت و فرشته های که کنارت در حال کار هستند و این که داری این جا می نویسی حتمن کسی هست که کمکت کرده است تا اینجا در حال پر کردن صفحه باشی و امروز در حال انجام دادن کارهای که دوست داری انجام می دهی و این نشان می دهد چقدر کارهای که دوست داشته ای فقط یک کار کوچک هست و این نشان دهنده این هست من دارم کار می کنم ... اما چه کار معلوم هست کارهای روز مره را انجام می دهم برام مهم نیست این بار می خواهم یک کاری کنم یک هدف بزرگ داشته باشم برای همیشه از این طبقه اجتماعی یا طبقه فکری چه کار کنم چه کار جدیدی و کارهای بی نظمی و کارهای به نظر طبقه انضباطی خودم را نجات بدهم کاری انجام بدهم که درآمد بیشتر و یا نظمی برای خودم ایجاد کنم من برای نگاه کردن به این دنیا نیاز به دلیل دارم نیاز به قدرت بیشتری دارم برای من می تواند این باشد
این شامل از ... همه چیز می تواند فقط کافی چشمهایت را ببندی بدنت را شل کنی چند سالی خودت را جوانتر یا پیر تر کنی وقتی که نمی توانی به کسی کمک کنی باید دستهایت را مثل یک خالق بودی چه خلق می کردی اگر قدرتهای بیشتری داشتی حتمن بدن های دیگران را درمان می کردی یا خیلی از بدن ها را جوانتر می کردی و این نظم و انضباط یا دخل یا تصرف را برای دیگران اعمال می کردی و نیاز داری همه چیز را عقب یا جلو تر کنی باید خودت را به هر چیزی که دوست داری برسانی و باید حداقل به کنترل ها و چیزهای که دوست داری نگاه کنی و خودت را برای چیزهایی که علاقه داری آماده تر کنی من باید این را انجام دهم و این من هستم این سیاره ای هست که در یک بعد از دنیا وجود دارد و اینکه جنبه ها و جاهایی دیگر هم حضور داشته باشی و اگر بتوانی در زمانی دیگر و زمان را کنترل کنی و حتی گذشته را کنترل کنی ... شوخی می کنی چرا نمی توانی مرده ها را زنده کنی و یا بدن یا زمان را دستکاری کنی و این باید با قدرت خودت نگاه کنی انتخاب های محدودی داریم حتی بدن های خودمان را نمی توانیم کنترل کنیم حتی عادت های که نمی توانیم کنترل کنیم اما اگر این بدن را از لحاظ جا به جا کنیم همه چیز تغییر می کند و این باید به هر چیزی که می خواهی را تغییر داده ای و این نیاز برای خودت یا دیگران باید به چه چیز و کارهای که می خواهی انجام بدهی ...
وقتی توان برنامه ریزی را نداشته باشی و این می شود که فقط می خواهی فقط آمار تایپ کردن های بی معنی یا با معنی و اینکه شما کار می کنید و بازدید شما با توجه به کارهای که انجام داده اید آخر هفته یا چیز دیگر بالاتر و پایین تر می آید و اینکه من با تمام نگاه های که دارم و اینکه من می خواهم با خودم و یا رویا های که دارم و این آینده من و این نمی شود که من با این کارها و آن کارها که هیچ کاری نکرده ام باید این نگاه را باید خودم به این چیزی نمی خواهم و این دارم و این کار نیاز به این دارد و این کار ندارد حتمن گیج شده اید من هم دارم فکر می کنم که بقیه با دیدن این فایل چه چیزی یا چه کاری که می خواهی فقط داری تایپ می کنی و این نگاه را به خودت داری که من نمی خواهم این کار را برای اینکه دیگر وجودی دارم یا ندارم دارم برای خودم که فکر می کنم درست یا غلط یا اینکه می خواهم خودم را برای نیاز های که دوست دارم و این نیاز که چه چیزی یا چه کاری را که می خواهی یا نمی خواهی داری چه کار می کنی یا چه کار نمی کنی و این نیاز به چه چیزی و یا چه کار اشتباهی انجام داده ای یا چه کاری را انجام نداده ای و این نیاز را به چه چیزی هیچ نیازی به این گونه نوشتن نداری این می شود که می توانی به خودت فکر کنی یا اینکه به خودت فکر نکنی و به دیگران و دیگران به تو هیچ توجه فکر نمی کنند من دارم یا ندارم و این کار را برای خودم فکر می کنم من دارم سر راه دیگران و یا اینکه دیگران سر راه من قرار می گیرند باید با آنها بجنگم و این کار را به چه وجودی انجام داده ام یا اینکه من می خواهم این کار را به خودم انجام می دهم من باید این کار را برای خودم را نیاز دارم من می خواهم برای این کار را برای این نوشتن انجام می دهم برای اینکه کاری را با هر چیزی که می خواهی یا اینکه نمی خواهی برای خودت به چیزی را ربط می دهی یا اینکه چیزی را از خودت قطع می کنی و ارتباط خودت را با آن وسیله یا جاندار یا بی جان قطع می کنی و یا یک برنامه که می تواند که وقت شما را هدر بدهد و این برنامه را چیزی می دانی که دارد به تو لطمه می زند و این نیاز و این اشتباه یا این رفتار وقتی که چیزها و کس های دور هم جمع می شوند رفتار درست یا غلطی شکل می گیرد شما ضرر یا سود می کنید و نتیجه این می شود که لحظاتی خوب یا بد یا خاطراتی که دوست داری یا که دوست نداری و چیزهای صرف شود این شما بوده اید که داشتید که تکرار می شدید و این نیاز شما برای هر کسی که اینجا باشد دارد تکرار یا اینکه صرف می شود پس باید این نتیجه را بگیریم که شما نمی توانید به چیزی که دوست دارید لطف کنید و این نهایت این چیزی که را علاقه های خود را بیشتر صرف یا زمان بگذارید این می شود که در علاقه خود تبحر یا مهارت پیدا می کنید نیاز شما باید بیشتر صرف شود شما نمی توانید این را درک کنید که زندگی شما به چه چیزی نیاز دارد شما یک آدم نیستید که دائم داره ....
ادامه مطلب ...