تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

burnt targetهدف سوخته

دوباره گمشدی . 

you are lost again

آیا تاریخ مصرف من به سر آمده است . یعنی واقعی دارم . به انتهای کارهای که انجام می دادم . رسیده ام . خوب . 

این آخرین چیزی بوده باید انجام می دادم . 

واقعیت این هست . الان نمی توانم . کار کنم . یعنی نمی توانم . مثل گذشته ام کار کنم . عجیب هست . به دلایلی که دارید . موجه هست . چطوری شد . 

پس به خاطر این هست . الان دلیلی برای کار کردن . دیگر ندارم . 

نخواندن واقعیت ها هنوز یاد نگرفته ام وقت های کوچک را مدیریت کنم 5 دقیقه می خوانم . 5 دقیقه می نویسم . 5 دقیقه تایپ می کنم . هر طوری که دوست دارید . یک زمان کوچک را  حداقل 10 دقیقه از روز خورد را بازه های 2 دقیقه ای 3 کار مشخص انجام دهید . 

خود من هم نتوانستم . اینجور کاری انجام دهم . 

 

ادامه مطلب ...

آماده نبودن Not ready

سخت ترین کاری ‌که. میشه .انجام داد همان انجام ندادن هست. خیلی انرژی می خواهد . من آماده نیستم . 

برای شما هم اتفاق افتاده بیخیالی . در همه حال شما آماده باشید . یخ آماده نبودن را ذوب کنید

  ادامه مطلب ...

Chiropracticکایروپراکتیک

چقدر من ناموفق بوده ام . 

آمار که دارم از سایت . 

ماه گذشته بازدید . 5/426 بازدید ماه گذشته .  این ماه کار نکردم . یادم رفته توان ندارم . یعنی وقتش را ندارم . بازخوردی نگرفته ام . این چیه ؟ این علم . 

Chiropractic
کایروپراکتیک
راجب به استخوان و پیشگیری و درمان مفصل و اینجور چیزی هست .
  ادامه مطلب ...

imaginary goal هدف خیالی

از روی کاغذ نمی توانم کار کنم. چطوری ؟ باید بودن وسیله مناسب. بدون کاغذ . اینطوری بنوسیم.

نیاز به اطلاعات .

شجاعت عمل ندارم . چه عمبی به اندازه کافی برای این همه . آمادگی نداشتم . پس کاری هم انجام ندادم .یک فهرست دارم . که خاک گرفته است. پس آن یکی مهم تر هست . یا این . 

بیخیال همه کار ها . پیشبرد . هنگام کار کردن . دروغ گفتن . اسکن صورت چه موقع بیش از حد کار کردن . شما را بیشتر از کار که انجام می دهید . از یک طرف مبارزه با سایه یعنی معلوم نیست . با چی می خواهی بجنگی. معلوم نیست. دشمن نامرئی .هدف نامرئی هدف در سایه و تاریکی هدف استتار کرده قایم شده. بی هدفی.  ادامه مطلب ...

courage شجاعت

کمترین چیزی که به فکر میرسد.بیکاری برای خودت یک جور درد سر درست می کنی. امتحان کردن با ترس یا اینکه ندای وظیفه خوب الان در حال نوشتن هستم. می دانم اشتباه می کنم برای هر چیزی دلیلی باید داشته باشم. به هر حال فقط راحتر شده اینجا فکر کنم . هیچ فکر از پیش تعیین شده ای نداری . چرا میای اینجا برای تداوم بیخیالی تفکر نادرست از درست هیچ چیز نداشتم. به خاطر این داشتم . دنبال دلیل می گشتم.تداوم کار ضعیف .نداشتم .شجاعت نداشتم. کاری کنم. به خاطر نداشتن . شجاعت و ترس زیاد بعد فکر می کنم . برای من کاری ندارد اینطور کار .انجام دادن. کار نوشته شد موقع فکر کردن و وقت تلف کردن ندارم .سریع تمامش کن باید تند انجام شود .بیخیال همه وقت های که هدر شد.شجاعت پریدن از سمتی به سمت دیگر سخت شده.

  ادامه مطلب ...