تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge
تجربه های شخصیPersonal experiences

تجربه های شخصیPersonal experiences

خودشناسیSelf-knowledge

ذهنیتmentality

وقتی قبول می کنی از لحاظ ذهنی بیکار هستی .... وقتی قبول می کنی از لحاظ ذهنیت بی خاصیت هست...ذهن همه چیز را تعیین می کند حتی اگر واقعیت اطرافیان اینطوری ببین تو را یک واقعیت همه چیز را تغییر می دهد میزان تلاش کردن برای خارج شدن از این وضعیت مارتین سلیگمن .... به خاطر حرف دخترش شروع به تحقیقاتی کرد که منجر به کشف درماندگی حتی در سگ ها شد و تلاش نکردن ذهنیت همه چیز هست برای پایان تلاش نکردن... حالا اگر میزان پیشرفت درصد کار شما حتی صفر و منفی هست.... اول باید ذهنیت خود را تغییر دهید به روش مفید شاید استراحت کردن و خاموش کردن وروره جادوی مغز بخش منفی باشد...ترمز فکر را بکشید و به هیچ چیز فکر نکنید بعضی از مواقع که خاموش نمی شود به حرفهایش بی اعتنا باشید شما هم تکرار نکنید....  ادامه مطلب ...

تایپ شخصی Personal typing

دارم        فکر       می کنم.           نقطه خودکار پیشرفت چه چیزی.   واقعیت این هست.  نشد که برنده شوم با مدل کاریم.  بهبودی نداشته ام    حوصله ندارم تلاش نمی کنم یاد نگرفته ام چرا دوباره برگشتم به جای اولم انگار دوباره تازه کار شده ام ....توضیح ندارم فقط چون بازدیدهای بعدی داری سرمایه گذاری  می کنی پاس کاری می کنی واقعن دوست نداری برنده باشی... چرا الان نمی شود ...درست هست چرا دیگر حضوری در این کار ندارم با اینکه سطح.  

تمام تمرکز ببببببببببببببببببیشتر  واقعیت حوصله نداری کار کنی کار نمی گنی هر کاری کنی کار درستی انجام داده ای پس باید من با تمام وجود چه وجودی در حال حاضر نمی توانی با خودت گنار بیایی در حالی که مغلوب خودت شده ای اعتراف می کنماز تایپ کردن متنفر هستم با این روش زندگی .....و کنار آمدن با چیزی که کس دیگری طراحی کرده دلیل بیاورید ۵۰۰۰ دلیل کتاب اثر مرکب و کتاب جیک دوسی به این چیز ها اشاره کرده اند ولی چرا وقتی کارهایی مهمی ..... خوب کیبرد دوتکه شده بود حالت لمسی خوب نمی توانم باهاش کنلر...کنار ....تایپ شد..... بیام.....خوب وقتی خسته می شوی از کاری و می خواهی درست انجام بدهی به نظم اعتقاد داری می خواهی چیزی داشته باشی   خوب الان ۶۰ یا ۷۰ درصد آماده هستم با اون حالت بدنی به زور داشتم تیپ می زدم کار را با تمام سختی و واقعن کار تایپ کار ساده ای هست خیلی بزرگش کردم ....خوب الان چی باید تایپ کنم... دوباره با کارهای ضعیف هم کنار نمیایی و وقت را هدر می دهی پس پیشرفت چی شد الان موقع عقب نشینی هست نه حمله الان موقع استراحت هست نه کار دلیل کافی باید جمع کنی تا خودت را آماده کنی بقیه این کار را انجام داده اند پس چی شد جمع و جور کردن چرا بقیه یا اکثر مردم توان آن را ندارم....بقیه با خودشون در مواقع ناتوانی به قول مارتین سبیگمن می شینیم و منتظر می شویم .... 

چون سندروم آینه عقب قبلن این کار را نتوانسته ام ....کتاب صبح جادویی اسم نویسنده را درست تایپ می کنم یا نه اما تایپ نمی کنم ....صبح جادویی....فقط اسم کتاب می نویسم پس خودم چی پس بقیه ابتکار عمل چی؟اگر حوصله ام کم شد یا نیرو کم آورده باشی هیچ چیز معلوم نیست هیچ دستوری در کار نیست هیچ اجباری نیست سر درد گرفته باشی از بس این کار بی پایان و با دستمزد پایین هست ...هیچ راه فراری نیست هیچ توقعی از خودت نداری پس چرا باید شخصیت می تواند پیشرفت کند پس از پیشرفت جسم روح پیشرفت می کند روح که پیشرفت کند منظور از روح چیه ... شاید روح کار همان تمرکز کردن باشد خوب من دوست ندارم کارهای سخت انجام دهم‌خوب اگر بتوانم با دستانی باز تر تایپ.کنم خیلی بهتر هست تا شانه هایم قفل نکنم شانه هایم یخ نمی کند....خوب یک چیزی باشد تا حواس من اینقدر موقع تایپ پرت.  پرت پرتاب به جایی دیگر نشود ....پس حواس پرت نمی شود حواس پرتاب می شود.... مثل توپ من بلد نیستم......نیستم تایپ کنم .....با این حال  برعکس.   پیشرفت نکنم پس پس پس پس بهتر عمل کن چگونه وقتی خورد و خاکشیر شده ایم وپایه گیرنده ای هم نیست چطور بایدکار کنم از چیزهای تازه استقبال نمی کنم از چیزها و راه های تایپ اشتباه قبلی استقبال. می کنی پس دوباره و راحت تر تایپ می زنی اما با فرم دست جمع باید خودت را آماده همه چیز درد. کنی من به راحتی می توانم این را درک کنم اما این شاید آخرین باری باشد که روش دو تکه شدن کیبرد در حالت لمسی را تایپ  می کنم شاید دارم کار راحتی را خیلی عجیب تجربه می کنم پس بیخیالش  زندگی راحت تر چرا روش های راحت خیلی برای آدم دلچسب تر هستند پس هر چیز راحت و دلچسبی....

مفت نمی ارزد پس خودم هم نفهمیدم چرا دستام که باز میشود  مشکلات کمتری خواهم داشت حجم کاری در کوتاه مدت خیلیخیلی کمتر اما در بلند مدت خیلی بهتر خواهم داشت از گفته خود مطمئن نیستم اما بدنی سالم تر که خواهم داشت دست کم.....  ادامه مطلب ...

تغییرchange

نگذارم تخصص اشتباه گذشته مثل  چی.... حال را تحت تاثیر قرار دهد......I don't let the wrong expertise of the past affect the present.

سکوت.... چیزی تمام اشتباه بدون برنامه اگر سیستم داشتی زندگی بدون سختی کاری که من دوست داشته باشم کار کنم ....چیزی بنا کرده ام... ذره...ذره .... خودم احساس های خودم....راجب تغییرات چه چیزی را می توانم انجام دهم.... به جای عادتهای جدید برای خودم بسازم.... دوست داشته باشم.... وارد حساب کاربری کس دیگری شوی..... یعنی اگر آدم دیگری بودید فرض بگیری ....


چه کاری انجام می دادم....چه نیازی داشتم....من شخص دیگری هستم...منظورم این هست ...کسی که به جای دیگری تصمیم حیاتی می گیرد ...راه دیگری شخص مقابل ندارد....این راه دیگری نداشتن ...شخص مقابل مشکل طرف را نتوانید پیدا کنید فقط یک راه ساده را برای شخص پیدا می کنید ....خود فرد هم آن موقع فکر درستی نداشته....یک اجبار عاقلانه نه یک اجبار پر از آهسته ذهنی و ناشی از حماقت....متاسفانه فرض را بر این گرفته بودند که از این انتخاب راضی هستی....یا یک انسان احمق هستی....سیستم آموزشی هم هیچ نیازی را برای شما به طور درستی حل نکرده یعنی اگر سواد داری اما کتاب نمی خوانی فرق نداری با بی سواد ....نمی دانم از کی هست این جمله حالا پیدا کنید چرا کسانی که کار می کنند ...و تحصیلاتی ندارند چرا حساب بانکی بهتری دارند .... پس همه چیز نسبی هست.....دیگران نباید به جای من تصمیم می گرفتند .... تصمیماتی گرفتند .... که کاملن اشتباه بوده ..... زندگی کجاش اختیاری بود .... مربی....هال الرود....صبح جادوی ....کونگ ریسی....منتظر بزرگ شدن نباش....چرایی خود را پیدا کنید.....دارن هاردی....


باز تکرار می کنم برای خودم....چرا باید تلاش کنم ....که آینده داشته باشم...هنوز دلیل و چرایی را خوب پیدا نکرده ام بار دیگر می پرسم چرا توان پرداخت هزینه ها و توان پیدا کردن استعداد و از همه بدتر توان کار عمیق را نداری ۲ دقیقه نمی توانی منظور یک ساعت مشخص برای کار نداری کا یک موضوع دیگر روی ذهنم حواسم را پرت نکند....

 

ادامه مطلب ...

mental retardationرکود فکری

نوشته که ۱۸ بازدید کننده ۲۹۱ بار بازدید چه خبره ...آمار بازدید سایت هست ...دارم فکر می کنم چقدر غلط املایی دارم که خیلی زیاد متاسفانه و اینکه با این وضعیت کارام نمی تواند پیش برود چه میشه کرد یکی از بدهای این کار قابل ارائه نبودنش هست... نتیجه گیری واقعن سنگین هست گوشی که دست گرفتم... این طوری با دست ...با یک دست به زور دارم نگهداریش می کم.  تمرکز خاصی ندارم حضور ذهن ندارم باز امان از کار سطحی با خسته شدن.... مشکل داشتم از اونجا به بعد فکری نداشتم.......چطوری شد ....قرار بود....خسته شدن کمتر باشد...اما ....برعکس شد....شاید ناشی از بی هدفی باشد....من توی فکرم....ماتم برده به صفحه و تایپ نمی کنم.... شما را به خدا می سپارم  ادامه مطلب ...

ارتباط روح و جسم کلماتیک

ت فاینکه دائم داری. از یک چیز رنج می بری و به جای اینکه سود ببری ضرر می کنی ... همه خواسته هات زیز سوال میروند بعد   می بری من همون دیروزیم اگر هنوز خودم هستم چرا روحیه کاری و فکری و جسمس ام کجا رفته .... همه درگیر هستند اگر هنوز کم نیاورده هی یا گم آوردی و هنوز هستی ...تکرار می کنم اگر هنوز پای کار هستی پس ...روح داری یا روحیه داری ... اگر پای کار نیستی و روح نداری پس فقط جسم روح و روحیه چه کلماتی...

  ادامه مطلب ...