یک چیز کوچک یا بزرگ. اتصال عصب به نوشته .
سخت تر از گذشته شده .
تمرین۱:
امروز مشغول چه کاری هستی؟
۱- در داخل این قضیه کلی اشتباهات وجود داشته؟
۲- من دارم درستش می کنم؟
۳- باید به خودم احترام بیشتری بگذارم؟
۴- شما فرد ارزشمندی هستید؟
۵- چرا من نتوانستم، دلیل اینکه خودم را بشناسم. چی بود .
۶- چرا روش درست زندگی کردن ، این همه سخت بوده.
۷-همه چیز خلاف آن چیزی بوده که من تصور می کردم.
۸- برای یک فرد خاص می نوشتی . دائم منتظر بودی؟ پر از وحشت بوده است . نکات منفی همه چیز را چندین و چند بار فیلم زندگی را عقب و جلو کرده ای.
۹- روی روزی که همه چیز خراب یا درست شد . تمرکز می کنم.
۱۰- یک معامله برای خودت در نظر می گیری . شروع می کنی. به پیشرفت کردن . اما دوباره روزی از راه میرسد.
۱۱- برای فایل های پیشرفت یا پسرفت داری؟
۱۲-نا امید شده ای کسی خواهان دانش کم تو در زمینه های مختلف نیست.
۱۳- من یک تایپ کننده هستم . لطف کنید . قصه و پروژه بیشتر بنویسید . رشد علمی بیشتری داشته باشید . تا من تایپش کنم.
۱۴- من یک تایپ کننده بی هدف هستم .من صفحه یک ریال یا صفحه یک میلیون یا صفحه ای یک صد میلیون یا صفحه ای هزار میلیون یا صفحه ای ده هزار یا صد هزار میلیون بار باید کار کنم .هر چه با ارزش تر هدفم را بگذارم . راحت تر کار می کنم. بدون گیر و گرفت .استرس
تمام روح شما را موریانه ها می خورند وجود با ارزش اعتماد شما را به برنده شدن چه موجودی می خورد . شما نیاز به چه موجوداتی دارید . تا شما را درک کنند . شما وجودی با ارزش و احترام بیشتر هستید.
۱۵- لیست دایناسورهای که باید شکار کنم. این قدر قدمت – یا قدیمی هستند . که حوصله من یکی را سر برده اند . من در خواست کننده هستم. به من کمک کنید . من با تمام این چیزی که از دیگران می بینید متفاوت تر هستم. من دلیل دارم. اعتقاد دارم. پیشرفت احتمال کمتری دارد . پسرفت احتمال بیشتری با توجه به کارایی کارهای که از من سر میزند. یا ناشی می شوند انرژیت را برای هدف بعدی یا روز بعدی نگر دار امروز احتمال برنده شدن من وجود ندارد . من تحمل کار کردن را ندارم . من دارم روبرو می شوم با اینکه دیگر راهی به جایی نداشته باشم . درآمدی نداشته باشم . فکری نداشته باشم . شروع کنم به رنگ های رنگین کمان درآمدن.
۱۶- نگاه به کار گذشته. موفقیت های کم قبل . کمبود ناشی از نبودن مربی و حرفهای منفی تمام وجود مورچه یا موریانه به تو حمله کرده است . حالا چی کار می کنی . به خودت بیا داری با خودت چند چند بازی می کنی . میزان گل به خودی و گل از تیم حریف بالا رفته دیگران فکر می کنند. فقط به خاطر بی عرضگی یک فرد هست. اما نمی دانند به خاطر بی هدفی بوده و انجام نشده است من مثل یک آدمی که کارش را خوب انجام نداده نتوانسته ام نتیجه خوبی بگیرم. سیستم مقصر هست ؟ یا من مقصر هستم به خاطر عدم فهم زبان
Php
در کد نویسی بوده که امروزه توانایی کاری خوبی ندارید . شما می بایست . خیلی بهتر از اینها عمل می کردید؟
شگفت آورترین نتیجه را برای من به ارمغان آورده اید . شما برای هیچ چیزی نیاز ندارید . به خواسته های دیگران و مشورت دیگران به من کمک کنید تا زمین و زمان را متحول کنم.شما نیاز دارید . به چیزی که دوست دارید یا اینکه ندارید . تبدیل شوید. شما وسعت دامنه نیاز خودتان را به هدف نانوشته خود درک نمی کنید .
۱۷-تمام چیزهای که شما را بالا می برد . روزی شما را قرق خواهند .کرد. به دلایل بسیار زیاد چون فکر می کنید . به یک عقل کل تبدیل شده اند .اطرافیان همیشگی خود . روش همیشه گی خود را دارید . اما کسانی مستعد تر و باهوش تر از شما با روش هایی هوشمندانه تر در اینجا زندگی می کنند . دیر یا زود همه چیز تغییر می کند سونومی در راه است. همه چیز را آب می برد . پادشاهی شما ابر قدرتی شما علم همه چیز را تغییر داده است کاری از دست کسی ساخته نیست . دنیایی شما عوض شده . شما به قویترین نوع خودت تبدیل شده ای آن لحظه تعیین می کنی . نمی خواهی ادامه دهی . درست موقعه ای که نزدیک هست . دنیایی شما با تمام آدم های اطراف خود را دگرگون کنی رفتاری عجیب از شما سر می زند . تبدیل به اسکوروچ متحول شده می شوید. قوانین خود را زیر پایتان له می کنید.
۱۸-باز خودت را می بازی . دنیا را طبق قبل کسل کننده و مبهوت در بی علاقگی می بینی . علاقه به هیچ چیز ندارید . این همه تدارک و حرکت به خاطر اینکه اینجا متوقف شوید . هیچ چیز ارزش انجام دادن ندارد به غیر از اینکه شما به خودتان احترام بگذارید از لحظه که این کار را انجام دهید . تبدیل به آدمی متفاوت خواهید شد . لیست لعنتی من لعنتی تمام می شود .
بدون هیچ تغییر و دستاوردی به لیست با کیفیت من با کیفیت.
لیست با کیفیت یا لیست لعنتی کدام من این چیزها را می سازد. احترام یا لعنت یا تحقیر. تحقیر ناشی از شکست . شما را لعنتی می کند. احترام گذاشتن به خود.نتیجه ای دارد . من یک آقای با شخصیت یا جمله بسازید . من هرچی یا من .... با شخصیت .
یا من هرچی یا من .... لعنتی هستم.
۱۹-اهداف کلمات محاسبات برآوردها درست از آب در نمی آیند.بیخیال.
کی یا چه موقعه درست از آب در آمده اند.به خاطر اینکه شما یک من لعنتی بوده اید . الان قدرت تحول بزرگی دارید اما از وقتی که قبل من با شخصیت بوده اید . خیلی گذشته دیگر خاطر ندارید . شخصیت فرد با احترام یا گرامی چیست؟ چه چیزی احترام گذاشتن به خود. شما طوری با خودت رفتار کن . که بقیه دوست دارند با خودشان رفتار شود. با بهترین لقبها.
۲۰-تا حالا هیچ چیز تازه ای نداشته ای من آن را نامنظم نکرده باشم . من از مغزم استفاده نمی کنم.فقط انتقام برای من مهم هست . تمام انرژی من رفت . روی لعنتی یا لعنت شده یا نفرین شده . من به سمت آن کار نفرت انگیز چقدر آشناست .ترسناک و تاریک . باتلاقی و گل و شل دار نوشتن هرگز نزدیک نمی شوم. فقط و فقط عمر سوزی و وقت تلف کردن هست . من دیگر بازی نمی کنم من با تمام این وقایع قهر هستم. من با تمام پیشرفتهای که می توانم داشته باشم. می جنگم .با لگد میزنم زیر شانس خودم لیاقتش را ندارم . یک احمق خود تخریبگر لعنتی بی هدف هستم. هر چی با استعدادتر باشید.حس درد بیشتر هم شما را بیشتر در معرض درد بی حرکتی و نور زدگی به چشم به سر خواهید برد . گاهی یخ می زنید . گاهی بی حرکت چشم گوزنی در جاده .که نور ماشین به چشمش خورده .
۲۱- اشتباهات گذشته شما را زمین گیر کرده هرگز به خود فشار نیآورید . شما به کجا که نمی رسید .آمارها نشان دهنده ۱۷۰۰ سال وقت داشته باشید . از اینجا تا کجا راه نمی روید . مشکل من گوشم نیست . سرم هست . که پر هست . دیگر جایی برای هیچ خلاقیتی ندارم. با این نمی شود کار کرد با گوشی نمی شود کار کرد . با ورد گوشی می شود کار کرد یک نسخه از یک جایی دانلود کنید.
من وقتی به دنبال کار می گشتم . با کارشناس کار صحبت کردم . دائم اعتقاد داشت. که با ورد آفیس گوشی می شود . مطالب تایپی تایپ کرد فقط گفت : که این مبلغ بریز به حساب مطالب صوتی را تایپ کن درهم برهم حرف می زد عکس نوشته من به فکر هوش و رباط افتادم که این مطالب را غلط غلوط تایپ می کنند . چون در نرم افزار صحبت شده بود که پول نریزید . به حساب خلاصه بعد از مدت ها ورد آفیس را نصب کردم
ثبت نام نکردم . سلاح مخفی با یک ایمیل ثبت نام کردم
من با جهت دست و شماره و اشکالی که باید مرتبط با شماره استیکرهای خیلی ریز پاسخ می دادم .بلاخره نصب شد. بوم.
من مجهز به ورد گوشی شدم . با چند روز دردسر و خلاصه دیوار بلاک شده روبرو شدم. الان بهتر هست .
۲۲-چه چیزی از دوری بهترهست . همه چیز خوب هست . من حوصله کار ندارم دوری بهترین گزینه ممکن هست . من توقع ندارم. این کار غیر ممکن. کجای من متخصص بود؟ من هیچ راهی به جز لجاجت نداشتم.گمشدن اینکه کار هست . شما نمی توانید تخصص ندارید . با تما تفریحاتی که داری . چطور دلت میاد . بیخیال بازی کردن شود . حرفهای بی سر و ته بشنوی . چون منتظری که از راه برسد . چیزی از راه نمی رسد . از کسی که یک عمر منتظر بوده چیزی یاد بگیرد. چیزی یاد بگیرید. موقع شنیدن این حرف قرمز می شدم . و عصبانی متاسفانه به جز انتظار هم وزن کاری از دستم و صبر کردن .ساخته نیست. ساخته پرداخته باورهای غلط قبلی چون صبر کنی ز غوره حلوا سازی . آن غوره باید هنوز نچیده شده باشد.منظور میوه درخت هست . شرط های دیگر هم دارد خورشید بتابد و آب حسابی به درخت برسد کسی غوره .میوه نرسیده. را نخورد.تا انگور شود. بیخیال . کی برود این همه راه را.
راه. راه .یا ماز . یا مارپیچ. چطوری از بین این همه راه .راه درست را پیدا می کنید.
۲۳-وقتی می شود. از بین راه رفته دوباره برگشت. دوباره خلاصه شد . به تمام چیزهای گذشته. بقیه خیلی وقت هست. بلد بودند. تو بلد نبودی دیوانه وار به در و دیوار می خوردی .تا اینکه معلوم نشده از اینجا به بعد چی می شود. آخر این که نشد کار . توان اندیشه به راه رفتن نبود . نظاره گر کارهای دیگران باشی.
۲۴-تمام شد. نه شروع شد. بخشکی شانس خیلی زیاد هست؟ آخر راه معلوم نیست . راه دور و درازی هست. وقتی نمی دانی چه می خواهی. مسخره بازی ست. کارهای روی هم رفته .میز درهم و برهم هیچ چیزی قرار نبوده سر جای خودش باشد . چرا دوباره اشتباه کردی . تو که هزاران بار این کار را تکرار کردی چرا خودت را متوقف کردی . تا چه اندازه دوست داشته اینجا نقطه پایان باشد.
تمرین-بخش تازه:
1- فکر کنم. یک اشتباه بزرگ انجام داده ام . من این کار نیستم. یک حرفه ای نیستم. وسواسی برای انجام دادنش ندارم. فقط دارم . انجامش می دهم. به دیگران نگاه می کنم. قصه ای ندارم . برای تعریف کردن . چقدر دلم تنگ شده برای اینکه دوباره کارهای عادی را انجام دهم. به هیچ چیزی نزدیک نشوم. کارهای مثل گذشته ای که داشتم .ذهن خودم را درگیر مسائلی کنم . از دیگران درخواست می کنم. چیزی که دارم دارایی که دارم را می فروشم . ارزش آن بالا و بالاتر می رود . دوباره نیاز دارم. کسی کارهای من را مدیریت کند. خودم از عهده کار کردن برای اهدافم بر نمیام .
2- گاهی همیشه چیزها یا کارها مطابق میل من پیش نمی روند من فکر می کنم یک آدم کار بلد هستم. اما حقیقت شاید چیز دیگری باشد . شاید یک دروغ گو باشم. زیاد . می نویسد .زیاد ترین حرفهای اشتباه به درد کسی نمی خورد باید خودم را اصلاح کنم باید به فکر باشم باید این مطالب را بخوانم . فکری به حال سر میز کار الکترونیکی شما می تواند . چند پرونده بلا تکلیف باشد . خوب پروژه آماده شده . اما فرماندهی بی تفاوت آنها را در سطل زباله هم نیانداخته بی تفاوت حتی به آن نگاه هم نکرده ترسناک ترین لحظه این کتاب یا انشاء یا جزوه فقط به درد خودم خورده تا زمانی را صرف کنم. خیال کنم. در حال انجام دادن کاری حسابی هستم. اما همیشه یک دروغ به خودم گفته ام به خاطر پارگی فکر زمان و هر لحظه به غیر ممکن ترین. کار ممکن که می توانست با کمی فکر عادی شود . به هر حال این معمول نیست. نمی توانی با این امکانات ادامه دهی . شما مثل یک سنگ ساکن هستی . چه چیزی می تواند شما را به یک کارمند پویا و پاسخگو تبدیل کند. وقتی شاگرد آماده باشد . استاد از راه میرسد . فقط به این فکر می کنی . اگر آن کار بزرگ انجام نشده بود . دنیا به کدام سمت میرفت . شاید جای بهتری می شد . شاید دیگر این همه دردسر وجود نداشت . به خاطر خودم . چه چیزی را نیاز بوده که انجام دهم . هر حالی که باشی . خودت را به گوشه ای مشغول می کنی . چه نیازی یا آموزشی در این کار داری . یا اگر اشتباه باشد . چی تمام انرژی خودت را صرف نوشتن می کنی . اشتباه می کنی .راه اشتباهی به خاطر کار اشباهی است در چه صورت می توان خودت را در مرحله بهتری از زندگی ببینی من باید چه کاری را انجام می دادم که آن کار را نتوانستم . درست انجام دهم . من باید در زندگی با تمام وجود روی خودم بودنن و نیازهای که داشتم . یا کارهای که می توانستم برای راه بهتری که داشته باشم . نمونه بهتری یا اینکه کار را اینجا متوقف می کردم . با تمام توان و انگیزه یک جاده ناتمام را ساخته ای که به جای خاصی نمی رسد. فقط تا بیره بی هدفی وجود دارد من خودم هم خسته شدم. اما کاری نمی شود کرد چاره ای نیست . باعث شده تا خودت را محکوم یا بی نتیجه رها کنی تمام دایره فکری خودت را محدود به این چیز ساده کرده ای من تمام هنرم همین بود . دیگر کاری به کار شما ندارم . من الگویی برای کار کردن ندارم . چرا باید حرف بزنم . نتیجه ای برای من ندارد من یک حرف هستم . که خودم را در گرویی چیزی که با تمام راه های که می توانم در دل خودش می شد . کار بهتری انجام داده شده . اما نشد . چون همه شکست می خورند و بنزین یا سوخت تمام می کنند . شما و من همه روی یک چیز اتفاق نظر داریم اگر دستمزدی پرداخت نشود . برای شما کاری هم برای شما انجام نمی شود . پس چطور می خواهید . قبض های پیشرفت خود را پرداخت کنید . وقتی از در وارد شوید اولین چیزی که وارد می شود . شما نیستید. رزومه شما نیست . ذهنیت یا دیدگاه شما نسبت به زندگی همه چیز را قبل شما تعیین کرده . انگار می گویی هر جا می روم .شانس من جلو تر از من آنجا بوده . تخصص داشته یا نداشته شما قبل از اینکه کسی نتیجه گیری کند . همه چیز را تعیین کرده اگر خوب و راحت پیشرفت می کنید . خیلی روان محاسبه برنامه ریزی برآورد و کار می کنید دیگران را می توانید تحت تاثیر قرار دهید دوباره و چندباره زودتر از شما همه چیز را تعیین کرده است.
3- روی خودتان سرمایه گذاری می کنید .یا روی اخبار و احتمالات ممکن شما هر کسی نیستید در حال تبدیل شدن و کامل شدن به آن چیزی هستید که دیگران یا آرزوی آن را خواهند داشت یا اینکه سعی می کنند . مثل شما نشوند . گل ها یا هدفهای خود را بزنند . منظورم امتیازات فوتبالی بوده.من فکر می کنم در حال جستجو کردن برای خودم چیزهای را در راه گم کردم مهمترین آنها هدفم بوده هدفم چیز خاصی نیست یک خط بیشتر نوشتن یا یک پست ّشتر نوشتن بود که با گوش دادن به اخبار از این کار ماندم . هر چه بیشتر سعی می کنم کاری نکنم به خودم فکر می کنم .در حال این هستم . دارم آرزو می کنم . روزی شانس درخانه من را بزند . من به چیزی که می خواستم رسیده باشم. اما همه چیز برخلاف میل من درجریان بود موفقیت می توانست خیلی راحتر از این چیزها درحال جریان باشد . تمام دارایی من کارهای نیمه تمام من بود . کدام فرشته از کارهای نیمه تمام من محافظت می کند. کدام شخص به من کمک می کند تا کارم را به خوبی انجام دهم هیچ تقدیری در حال تغییر سرنوشت خودش خود به خود نبوده و نیست من در حال کار کردن روی شانس خودم هستم . در حال این هستم. که چرا خیلی سخت از رقبای خوب خودم شکست خورده ام من تمام نشده ام کمی از انگیزه ها باقی می مانند لوبیاهای سحر آمیز را باید پیدا کنم کدام استعداد را دارم که کسی کمتر و خودم هم کمتر به آن توجه کرده ام شاید من هم روزی کاری را برحسب تصادف شانس یا اقبال به خوبی توانستم انجا داده باشم . به من کمک کنید؟ کسی به شما کمک نمی کند . گدایی قصه رابین هود کارتون رابین هود دقت کنید داروغه با یک سکه که در آن می اندازد باعث می شود که بقیه سکه ها به هوا بروند و از کوری گدا استفاده کند. بقیه سکه ها که در اثر حرکت یا ضربه به هوا پرتاب شده اند را بردارد . منتهی بدی ماجرا این هست . که گدای کور رابین هود هست.
4- در زندگی چی ؟معنی را چندین بار دیده ای اما شروع به عملی کردن خواسته خود نکرده ای .من روی هر لحظه که بیشتر وقت کارهایت کنی ؟ به جای اینکه نتایجت کوچک شوند . نتیجه ها بزرگ و بالغ تر می شوند . دیگر حاضر نیستی . چندبار یک کار را انجام دهی حاضر نیستی روی کاغذ بنویسی . در حالی که می باید این تمرین را هم انجام می دادی فقط پاسخ می دهی که من باید غریزی بنویسم نه اینکه این همه فکر کنم من باید با غریزه ام خودم را بشناسم من باید جای حروف را پیدا کنم من باید خودم را بیشتر دوست داشته باشم . برای کارهایم نتیجه ای که را دوست دارم را برای خودم من چرا اینطوری؟ شده ام من همه اش به خودم وعده وعید می دهم روزی میرسد که من هم مثل دیگران که می خواهند رویایی در سر داشته باشم در حالی که اینطور نشده حدود چهارده ماه یا ۲سال از اینکه من فکر کردم اینکار را به صورت درستی انجام می دهم گذشته است من فکر کردم . یک حرفه ای شدم در حالی که من یک تازه کار بوده ام من یک متخصص نشدم . متلک که به من داده شد . من می گفتم با سرعتی می نویسم که برای شما باور نمیشه داشت. در حالی که من به آن سرعت نتوانستم نزدیک شوم.البته ۱۰ انگشتی می نوشتم قضیه اینجا فرق می کرد من اینجا متاسفانه کامپیوتر خودم را نداشتم که کارم را به خوبی انجام دهم تمام محاسباتم از کف رفته بود . همه چیزها را خود را از دست داده بودم. من توانایی های خودم را از دست داده بودم به چیزی که دوست داری؟ تبدیل شو؟یالا من عجله دارم؟ یک عمر فرصت ندارم؟
5- انرژی نداری؟ به چه چیزی فکر می کنی . تمام خواسته های تو از راه نمی رسند . همین جوری در ادیت یا ویرایش چیزی هم باید داشته باشی برای اینکه و سوال اینکه چرا بقیه روان کار می کنند؟ شما تا این حد از کارهای که می توانسته اید انجام بدهی . دور افتاده ای تمام تاثیرات محاسبات معادلات را به معادلاتی تبدیل کرده ای . نمی توانی نتیجه دلخواه خودت را خودت مطالبه کنی. هیچ چیز مثل قبل نیست . راه من مثل کارهای گذشته شده این را هم نیمه تمام رها می کنی هیچ راهی به غیر از انجام دادن خواندن مطالب ناقص نداری دوباره باید بیشتر از گذشته وقت خودت را اختصاص به این قضیه بدهی. من چند بار به تو گوشزد می کنم . اما توجه نمی کنی که داری اشتباه از اینکه توان دار روی چیزهای صرف می شود .
سلام من اینجا هم یک فایل می سازم خیلی راحت و خوب بدون هیچ ترسی از نوشتن اینجا فکر العاده ساده تر از آنی هست که به اون فکر می کردم
این مشکلات را اصلاح می کنم....
به خاطر خدا دیگر...
سلام .این ورد هست داخل گوشی و باور نکردنی هست .که این یک چیز بامزه هست. حالا من با ورد. چه کنم؟ من نمی توانم از قابلیت های خودم استفاده کنم به چه دردی می خورم. وقتی نمی توانم؟ برای خودم تفکر روی کاغذ داشته باشم. فقط و فقط ورد می تواند. حساب و کتاب کند ؟من چقدر بی دفاع هستم. اسم من نمی تواند. احساس راحتی کنم؟ به تمام شکایت های که دارم. به خاطر اشتباهاتی که داری. نمی توانی چیزی را که به آن فکر می کنی اینجا انتقال دهی. چرا؟ به چه علت نمی شود .کار کرد. به تمام آن چیزی که فکرش را می کنی. ربط دارد. همه چیز در اختیار نداری من نمی توانم بدون تمام ربطی دارم.فکر می کنم من عاشق کارم نیستم.لعنت به گردن درد. لعنت به کار نوشتن. لعنت به جمله غلط دار. لعنت به صفحه لمسی. لعنت به ه که به جای آن الف تایپ می شود. لعنت به صفحه لمسی که چشم درد می آورد. به چه علتی دارم فکر می کنم. با تمام وجودم فکر می کنم. که فقط نوشتن و نوشتن دارد. به جایی می برد .شما را که هرگز به ذهنت نرسیده. شما نمی توانی به هدفت برسی. از نقطه استفاده کن. این همه به من فشار نمی آوردی. با گذاشتن نقطه. به من کمک کن. تا جمله ها قابل درک باشند. وقتی مشکل همیشگی رخ می دهد. جملات غیر قابل فهم به درد خواننده نمی خورند. چرا دائم دارم. از کسی شکست می خورم . اون که چیزی بلد نیست. فقط من بلدم. اما حقیقت چیز دیگری هست. من یک جمله هم نمی توانم، بنویسم. چه برسد به یک پاراگراف. فقط مشکل من معنی رسانی جملات هست. یعنی چطوری مدرک دانشگاهی گرفتی. بدون اینکه بلد باشی ، اول و آخر جمله کجاست؟باور نکردنی هست.
خنده دار هست. شوخی می کنی؟ بامزه است. به چه چیزی فکر می کنی؟ درک نمی کنی؟ نباید از اینتر یا همان سر خط استفاده کنم.من از نوشتن با گوشی متنفر هستم. از نرم افزار متنفر هستم. چرا باید با این روش کار کنم . از عهده من خارج هست. تمام چیزی که یاد گرفته ام. دروغ گفتن هست.نمی شود؟ علتش مشخص هست . چون مهر یا برچسب بی عرضگی را بر خودم زده ام. نمی خواهم خودم را تکان بدهم. تکان دادن و تکان خوردن. بر حسب توانایی هر فرد و ذهنیت هر شخص صورت می گیرد . از دکمه ها استفاده نکن دکمه ها نفرین شده اند.
داک یا سند ۱:
خیلی عجیب هست یک در خواست از خودت . تا این حد نتوانی خودت را بدست بگیری. بعد یک دفعه. بنگ. دوباره روی خودت کنترل پیدا می کنی. قبل فکر کرده بودم. نویسنده شدم. هنوز متلک متخصص یادم هست. چه متخصصی من که برای تایپ نوشته خودم هنوز درگیرم. هنوز متخصص نشده ام. هیولای درونم هنوز خواب هست . امیدوارم که بیدار شود. دارم دعا می کنم. به خواسته ها و آرزو هام نزدیک شوم. اما خیلی دور هستم. از چیزی که می خواهم باشم . هنوز مشکلات بزرگی وجود دارد در کارم و اندیشه ام دلم می خواهد پیشرفت بیشتری داشته باشم . روی چیزی که ندارم . کنترل داشته باشم. در حال فکر کردن هستم. آیا اتفاق افتاده و من بی خبرم.قطره های آب ریختند . روی نخ یا پارچه . به صورت یک دایره کامل در آمده اند . انگار معجزه ای در حال رخ دادن هست . طبق برنامه پیش رفته ام همیشه. اینجور زمانی عصبانی می شدم . شما در حال دیوانه کردن من هستید. منظور من اتفاقات ناخواسته هست.به درد نخورترین چیزی که تا به حال دیدم چی بوده؟ شاید احساس می کردم .یک کتاب . به درد من نمی خورد . من را تغییر دادن کتابها . در حال تغییر کردن از حالتی به حالت دیگر هستم . چی به روز و روزگارم آمد . در حال کار هستم. آره ای کاش.می شد یک کاریش کرد شما محدودیت دارید. اما هیچ کس به درد من نمی خورد. چه چیز به درد نخوری. بدون فکر کار کردن یک آگهی تا پیشرفت کردن خلاصه شده اید . در حال تبادل پیشرفت هستید تا روزی که پیشرفتی ندارید. با تمام وجود به چیزی که دوست نداشت تبدیل شده بود. انسان های تبدیل شده. درست مثل انرژی هستند.
داک یا سند ۶:
احساس می کنم اینرسی انگشت یا فکر به چیزی راهی به جایی نداری . داری تلاش می کنی. روزی که دوست داری. از راه برسد اما چیزی که مغز تو توان تحلیل این کارها و درد ها را ندارد. مغز می تواند. با خودت فکر می کنی ؟چقدر مانده خودت را محدود کرده ای . به آ ن چیزی که دیگران. توی عمرم می خواهم اعتراف کنم چرا؟ وقتی دارم . کار می کنم . این همه سر در میاد سراغم . چرا با من لج می کنی . با عشق کار کن.با علاقه کارکن.آدرنالین کجاست ؟ نداری . چرا دوست داری من را گوشه ای. اسیر کن. خوب شما یا خودم کی او .K.O
یا ناک اوت شدید.
فقط پخش و پلا نویسی. بی نظم نویسی به کمک چیزهای دیگر هنوز فکر می کنم . به چه چیزی اشاره کرده ام به چه چیزی اشاره نکرده ام . در چند دستگاه قدیمی دارم . تایپ می کنم . آره . اینجاست ای کاش اینطور نبود . اسمش را نمیارم تا روی کارم تاثیر را نگذاریم . اسم بعضی از چیزها را با اینکه در زندگی شما حضور دارند نبرید . به خودم نگاه می کنم . برای چی بدون هیچ آماری دارم . کار می کنم . نیاز دارم این چیزها را با چی مدیریت کنم . یک فکر به ذهنم . رسیده . برای اینکه این نوشته های بخش دیگر هم روی آنها کار کنم . هنوز بخش مرکزی یا بخش تصمیم گرفتن . به بالغ شدن کمک نکرده است . آره . واقعیت دارد . این نوشته های زیاد باعث می شود . که مطلب من کمتر خوانده شود . خواننده اینقدر بیکار نیست که این چیزها را بخواند . کدام بخش دارد . بزرگ و بزرگتر می شود . به خودم فکر می کنم . چرا نمی توانم بدون ترس کار کنم . مطالب انگیزیشی . یا کاری . کجاش انگیزشی بوده . حال که باهاش درگیر و در جنگ هستم . کجاش انگیزشی هست. دستاوردی نداشته .
چی کار کنم . دارم . فکر می کنم . در این مرحله از زندگی در گیر شده ام . این نیاز هست . باید به خودت فرصت بدهی . زیادی اینجا ؟ مانده ام به خودت فرصت بده . چه فرصتی . نمی توانم . کار کنم دارم . درجا می زنم . اگر دیر بجنبم . این چیزها را نمی توانم . همه اش این هست . 1400 کلمه دیروز امروز 1400 کلمه با یک چیزی تایپ کردم . یک مقداری به من فشار آورده . تازه سر درد هم گرفته بودم . صبح بعدش . کارایی من پایین آورده . یک چیز دیگری هم در این سایه ها قایم شده است . خسته شده ام یک جمله را دارم . تکرار . من دارم درجا می زنم . دائم از این پرچین یا پرچین ذهنی . تکرار چه چیزی را به خودت می خواهی . ثابت کنی . برای دیر تر شدن به خودن و این چیزی که نیاز داری . به خودت ثابت کنی . این واقعیت ندارد . نمی توانی . جلوتر بروی به خاطر اینکه قبل این کار را هرگز امتحان نکرده ام چقدر می توانم به خودم فشار بیاورم و این کار که خیلی عجیب هست . به خودت بیا ؟ بس کن . فقط یک بازی هست . یک بار دیگر بازی می کنم . به خاطر این نمی توانی کار دیگری پیدا کنی . این بار یک بار دیگر بازی می کنم . دارم . نتیجه می گیریم . چند بخش را نمی توانم با هم هماهنگ کنم . مشکل مدیریتی هست . به خودت بیا؟ دوباره تکرار کنی .
این قدرت ضعیف با هم می آیند . به این چیز اضافی نیاز ندارم . با تمام سر درد ها در کار و بد موقع وارد شدن کنار بیایی . با تمام راه ها و این چیزی که ترسناک تر از آن چیز قبلی هست . به راهی که نیاز نداشته ای و این معنی را با چه چیزی می خواهی . جبران کنی . با تمام این فشار ها نمی توانی کنار بیایی . با . word گوشی فقط داری . فشار کاری را بیشتر می کنی . در صورتی . چه چیزی و نتیجه ای از این کارها می خواهی . بگیری . محاسبه تایپ کردن و این معنی هر چقدر تایپ کنم . بیشتر و راحتر و بدون فکر کردن می خواهم تایپ کنم . بدون اینکه به چیزی یا کسی یا اینکه بخواهم به خودم فشاری بیاورم . من باید بدون اینکه به چیزی فکر کنم یا . اینکه آره من یک حرفه ای نیستم . نمی توانم این کار را انجام بدهم . به خودت بیا؟ باید قدرت مغز خودت را افزایش بدهی . باید فکری به حال خودت انجام بدهی . باید اینکه تایپ 10 انگشتی را میزنی به قدرت تبدیل کنی . این اعتقاد داری . یک ماهیچه در مغز تو ساخته می شود . که دیگران این قدرت ندارند . این خصیصه تو می شود . وقتی با کسی که می خواست با گوشی . تو را استخدام کند . آن زمان امکانات این کار را نداشته ای . این کار تایپ و این تایپ لعنتی . می تواند فشار های به تو بیاورد . نیاز داری به چه چیزی دست پیدا کنی . باید برای خودت نمی خواهی . مسابقه تایپینگ ریسنگ در سایت را ادامه دهی . چرا نمیایی ؟ برویم . تا تایپ کد نویسی بزنیم . حوصله نداری ؟ این کار را به خاطر چی اینطوری شده است . هیچ نتیجه ای ندارد . نمی شود . بدون اینکه به چیزی که می خواهی دست . پیدا نمی کنیم . دارم به این فکر می کنم . دوباره به خودت بیا ؟ یک کم باید دوباره و چند باره این مطالب را با چیزی یک مشت حرف را اینجا . پخش کنی . با تمام فکر که می کردی . فرق دارد . برای من یکم سخت هست . نمی توانم . نتیجه ای که نیاز داری از این کار بگیری . با تمام روحیه خودت که فکر می کردی . خیلی از این چیزی که دوست داشته ای فرق می کند . باید بهتر و بیشتر از این چیزی که هستی باشی . به درد بخور تر و اینکه باید مراحلی را که دوست داری . را چندین بار بیشتر از این چیزی که هست . تمرین کنی . با تمام تعریف های که از این کارداری به درد نخور ترین چیزی که می خواستی باشی . هستی ؟ اما حالا باید یاد بگیری . به خودت بیشتر از این چیزی که هستی . احترام بگذاری . باید تمرین کنی . چقدر تمرین کنی . فقط نوشتن سریع نیست . باید راحتر از آن چیزی که می خواهی کار کنی . با تمام تفاسیری که می خواستم . این معنی برای من نوشته نشده بود . من واقعی نیستم . شاید یک چیزی باشم . که دوست دارم . این معنی یا این کار را انجام بدهم . با تمام .وجود . نمی خواهم این معنی را چند باره . دارم دچار مشکل می شوم . به خودم بیام . دوباره با تمام راه دوباره برگشت به عقب و این را یک راه تکراری شده . پس باید چی کار کنم . با نیاز کار کردن . و این کار دارد . سخت تر می شود . هر خط که جلو تر می روی به خودت می گویی . به چه دردی می خورد . درهم برهم و به درد نخور هست . باید بدون فشار این کار را انجام دهم . اما واقعیت این هست . این کار سخت تر از آن است . که به قسمت غیر ناخودآگاه برود . در قسمت آگاه مغز وجود دارد به خاطر این هست . نمی توانی کار خودت را بیشتر و بهتر انجام دهی . پس من چی کار باید انجام می دادم . که دیگران را از اینجا به دور خودم دور تر بردم . یعنی از خودم فراری دادم نتوانستم . یک کار درست را انجام بدهم . دائم در حال اشتباه کردن بودم . با تمام چیزی که می خواستم . این معنی به وجود نیامده است . خودم را برای چیزی تازه آماده می کنم . باید به بخش غیر ناخودآگاه ذهنم تسلط پیدا می کردم . پس چه راهی بهتر از این که دوباره به آن بخش حمله کنم .ببینم . از عهده این سردرد های ناشی از محاسبه این که من می توانم . چندین بار تکرار کنم . چیزی بنویسم . که خودم بتوانم از آن بخوانم . یعنی روان خوانی داشته باشم . به خودت بیا . دوباره . فکر کن . معنی جمله بعدی باید از جمله قبلی بهتر باشد . با تمام جمله های قبلی که خوانده ای بخشی هست . که تا حالا هرگز به آن نرسیده ای . می توانی ماهیچه های کمر خودت را راست کنی . راحت نفس بکش . می توانم . انجامش می دهم . اگر هم انجامش ندادم به همان مبل یا جای که نشسته بودم . بر می گردم . تایپ برای تو یک بخش هست . که نتوانسته ای از عهده این کار بیایی و نتوانسته ای خودت را کنترل کنی . چقدر مسخره به نظر می رسد . این آدم وسواس بگیرید . بگوید . من امروز نتوانستم 3 صفحه تایپ کنم . پس این کار را انجام نمی دهم . نتوانستم .حقیقت ماجرا این بود . این کار برای من خیلی سخت تر از آنی هست . می تواند . من خیلی زود عصبانی دچار گردن درد شده ام به کمک حرکات اصلاحی توانسته ام . کاری که می توانم این کار را برای خودم بیشتر انجام دهم . محاسبه کردن که چه کلمه ای را تایپ کنی . خوب توانسته ای یک درس پایتون را تمرین کنی در w3schools اگر درست گفته باشم . دبلیو تری اسکول همه اش را زده ای . بدون این که ثبت نام کرده باشی . چیزی از کد نویسی هنوز یاد نگرفته ای به بخش ناخودآگاه خودت منتقل کنی . نتوانسته ای برای چیزی که می خواهی . همیشه در بخش مردم عادی زندگی کنی . باید فکری به حال این اوضاع یاد ناگیری خودت آموزش سخت . خیلی فاصله زمانی افتاده الان یکم پی اچ پی کار می کنم . تنها فرقش این هست . که این بار ثبت نام کرده ام تیک های که در سایت زده می شود . انجام می دهم در یک نوت پد هم کد ها را دوباره تکرار می کنم . فقط قسمت پایتون و بخشی از قسمت های قبل در پایتون کار می کردم دو تا مرور گر کروم باز می کردم . بعد آن کد را در کروم سعی کن تمرین کنی . مثال همان بخش می زدم یعنی در همان صفحه اشتباه نکنم . یعنی در داخل همان صفحه می زدی . خنده دار بود . که در بخش پاسخ 2 مرتبه یک بار به همان مثال اصلی پاسخ می داد . یک بار به همان بخش که از قبل وجود داشته بود . پس الان می فهمی که تمرین تایپ برای تو خیلی سخت تمام شده . بخشی با کار و توانایی از کار پایتون و تسلط روی زبان انگلیسی نداری . درست از بخش ترنسلیت این نوشته را تبدیل می کنی . نوشته ترنسلیت نقطه گوگل نقطه کام این کار را انجام می دهم . اما نتوانسته ام کار کنم . بخش های مغزم باید با هم هماهنگی پیدا کند .
قرار بود . گاهی یک کارهای انجام شود . در آینده و حال گذشته رفته بوده . اما گذشته قبل چی ؟ گفتم . اول که این چیزهای که من می نویسم . تا حد خیلی ، خیلی کم جنبه عملی دارد . از خودم در میارم . ریکوست
خیلی عجیب هست یک در خواست از خودت . تا این حد نتوانی کنترل همه چیز را خودت را بدست بگیری. بعد یک دفعه بوم. پیدا می کنی؟ قبل فکر کرده بودم نویسنده شدم. الان یک طرز فکر اشتباه بود. فقط غلط و غلوط تایپ می شد.هنوز متلک متخصص یادم هست. چه متخصصی من که برای تایپ نوشته خودم هنوز درگیرم. هنوز متخصص نشده ام. هیولای درونم هنوز خواب هست . امیدوارم که بیدار شود. دارم دعا می کنم. به خواسته ها و هدف هام نزدیک شوم. اما خیلی دور هستم. از چیزی که می خواهم باشم . هنوز مشکلات بزرگی وجود دارد در کارم و اندیشه ام دلم می خواهد پیشرفت بیشتری داشته باشم . روی چیزی که ندارم . کنترل داشته باشم. در حال فکر کردن هستم. آیا اتفاق افتاده و من بی خبرم.قطره های آب ریختند . روی نخ یا پارچه . به صورت یک دایره کامل در آمده اند . انگار معجزه ای در حال رخ دادن هست . طبق برنامه پیش رفته ام همیشه اینجور زمانی عصبانی می شدم . شما در حال دیوانه کردن من هستید. منظور من اتفاقات ناخواسته هست.به درد نخورترین چیزی که تا به حال دیدم چی بوده؟ شاید احساس می کردم یک کتاب . به درد من نمی خورد . من را تغییر دادن کتابها . متاسفانه اشتباه در اشتباه فقط یک اشتباه پیش آمده برنامه یا هدف این نبوده ویرایش یا حتی نوشتن هم نبوده.در حال تغییر کردن از حالتی به حالت دیگر هستم . چی به روز و روزگارم آمد . در حال کار هستم. آره ای کاش.می شد یک کاریش کرد شما محدودیت دارید اما هیچ کس به درد من نمی خورد. چه چیز به درد نخوری بدون فکر کار کردن یک آگهی تا پیشرفت کردن خلاصه شده اید . در حال تبادل پیشرفت هستید تا روزی که پیشرفتی ندارید. با تمام وجود به چیزی که فکرش را نمی کنی در زندگیت اتفاق افتاده . در حال پیشرفت با تمام سرعت نیستی. به چه دردی می خورم.اگر نتوانم خودم را به خاطر اشتباهاتم نبخشم. من یک خود تخریب گر حرفه ای هستم. چرا به این حال روز افتاده ام وقتی هیچ چیز مثل گذشته برای من کار نمی کند من در حال پسرفت هستم. اشتباه تایپی نیست دارم . به عقب بر می گردم . خودم به خودم دروغ می گویم همه اش همینه واقعیت همین هست.تبادل فکر ندارم. از مشورت کردن بیزار هستم.با چند روز کار کردن روی پروژه خودم. نه کار کردن روی پروژه دیگری یا دیگران. حوصله نداری به خاطر همین .توانایی پیدا نمی کنی . چرا همیشه به یک فرد بی حوصله تبدیل شده ای. من حوصله ندارم . خودم را درک نمی کنم.ذهنم درهم و برهم فکر می کند. یک ذهن پاک نیست. ذهن پاک از هر نوع تردیدی در صورت اشتباه کردن سریع از افکار ترسناک و تردید آور پاک می شود. بدون خودکار هست. این جای تعجب هست. از کلمات عربی استفاده می کنم. به جای بدون از لا استفاده کردم . عوضش کردم. ترجیح بده از سر خط یا اینتر استفاده نکنی . هیچ سر نخی در دست نیست. انگار دارم ادامه می دهم تا کجا می توانم ادامه بدهم. آزار دهنده است که تعداد جملاتی را که می نویسم. اراده ای ندارم که اصلاح کنم. تایپ کنم ادامه دهم . به پول و موفقیت برسم. راه خودم را بسازم. مدرسه بی حرکتی . بدوم مشق مدرسه بدون آموزگاری هست . نه معلمی نه شاگردی نه نیمکتی نه کلاسی برهوتی هست خلاصه . این جمله آمد . بعد از قبل. چی گفته بودم حرف نون هم خودم را راحت کردم مربوط به زمان هست. نون قرار نمی دهم. قرار تحمل این واژه را ندارم. مشکل بر انگیز شده در حال فرار از دست واژه های پر تکرار گذشته انشاء نویسی شدم. کجا بودم؟ با صدای .بی صدای . بی فکری یکی از بزرگترین مشکلات فکر این هست. اول خیلی بی صداست.دوم خیلی کم نرف هست. خیلی بدون جی پی اس یا ژیرسکوپ یا قطب نمای .همان اختلاف نیم درجه اشاره شده در کتابهای دارن هاردی هست . با تمام روش های که فکرش را کنی . امتحان کردم چرا این امکانات برایم کم بوده من کم یا زیاد بوده ام. هر چیزی نیاز به رفت و آمد های خودش و ترافیک فکری خودش را دارد. ترافیک فکری من هم خلاصه کم و زیاد هست. هیچ مانعی نیست. آماده باش. دادی .پیش میروی . در حال پیش رفتن هستی. ترافیک کمتری از جریان انرژی الان هست. انرژی بیشتری وجود دارد. خودت و نفست را حبس نکن . دیوار ذهنی دماغ و صورتم و بر خورد تجسمس با مانع خساراتی را به اعتماد به پیشرفتم مختل شد . تا اینجا اعتماد به نفس و عزت نفس و فرق این دوتا کم بود. این همه واژه عجیب و غریب و غیر کاربردی سر هم بندی کردی؟ دلت خنک شد .سطح تخریب آنجا هیچ کنترلی نداری. خلاصه میای ؟ نمیاد. هر چیزی که فکرش را کنی به سرت میاد.از همه چیز مسخره تر ای کاش یک دکمه ای داشت گوش. قورباغه بود . کر شده بود . هیچ چیز نمی شنید . داخل یک سوراخ افتاده بود . بقیه قورباقه ها دورش جمع شده بودند . می گفتند : تلاش نکن . پس ذهن یک چیزهای به شما پرتاب می کند. به صورت نرمال شما بعد از ناراحتی نیاز به پرتابه های ذانی دارید. تا حواس شما را پرت کند. پس مدیریت ذهنی به خاطر این موفق می شوید . حالا آموزه های استفاده می کنیم . ریکوست این هم اینگلیسی هست. درخواست می دهد الان بدجور تمرکز کردی. تمرکز خیلی .بالا و بیش از حد هم خوب نیست. یک جوری احمقانه هست . وقتی تعادل به هم می خورد . شما خیره می مانید . اصطلاح مات می برد . شما را نور به چشمتان می خورد. و هیچ چیز نمی بینید. مثل گوزن که نور ماشین وسط جاده. بیخیال . می شوید . واکنشی ندارید . این پرتابه ها هستند مجبورند . یعنی ام تمرکز خوب هست. هم بد هست.فوق تمرکز خوب نیست. از اسمها سوء استفاده می کنی . شاید دوست داشته باشند یا نداشته باشند. یا چرخیدن.نیاز داری یک وکیل این نوشته را شروع به خواندن کند . کجا حق کپی رایت را نقض کردی. کجا بدون منبع صحبت کردی .کجا زیاده روی کردی ، نیل یا میل به تعادل یک طرفه و اشتباه داشته ای. متن پر از اشتباه هست.این وسط درست هست . می خواهی بروی به سرعت نیاز به وسیله ای داری . برای حمل و نقل . نیاز به عادت داری . به خاطر زحمت های دیروز هست. که امروز سر وقت اینجا مشغول کار کردن هستی؟ آیا موفق بشی؟ آیا موفق نشوی؟آن شخص که پول دار موفق تر و چاپ شده تر روی جلد کتاب هاست به چاپ این نوشته ها به نام خودش نزدیک تر هست. یا من پس من نباید .نشر دهم. در اینترنت کار شاخی انجام دادم. کارم درست بود. تمام مدارک را روی هم.مدرکی نداری. شواهد . مثل فیلم های تلویزیون دائم مدرک .دلیل را جمع و جور می کنی. یک نفر هستی بدون آنکه متن را بخوانی . نشر یا دکمه انتشار استفاده می کنی . ابزار و امکانات لازم را نداری. پس شواهد دال بر این است . به زودی این مطالب را حذف می کنی . این کار را رها می کنی و میروی سراغ کارت . این که نشد . کار .شغل بدون درآمد مالی فقط تیر در تاریکی برای اینکه در روزی به دادم برسد روز مبادا کدام روز هست . روزی که هیچ درآمدی از محل هیچ نوشته یا مطلبی نداری از تایپ کردن هیچ سودی به تو نرسیده . هنوز اعتقادم بر این است کاغذ بهتر هست . زیر خط و هایلایت و انجور کارها را می شود. انجام داد داخل اینترنت آموزش می دادند . رویایی داشتم بر استفاده تایپ از گوشی و تایپ کردن پستی بس راحت نه اینطور دردناک و پر زحمت . این که نشد کار.این هم چراغ قرمزی هست. پر تراکم .این ماژیک استاد یا گچ استاد بود . کولاک می زدیم. نشد که بشه. روی هم رفته من حوصله نداشتم. اگر حوصله داشتم. هر روز خودم را کوک می کردم . از این چیزها می نوشتم .با لام یا دهانم صدا در می آوردم . زبانم را به سقف دهانم می چسباندم و با سرعت آن را رها می کردم. مزاحمت و آلودگی فکری و صوتی ای جاد می کردم. به دستی که انگشتانش باز هست و بعد بسته می شود.فکر کنید دائم فکر کنید. فکر شما و دماغ من که دائم به شیشه برخورد می کند ولی این شیشه نه وجود دارد. نه راهی به جایی دارد. نقش زمین می شوید.حالا نا امید تر می شوید تماسی برقرار می کنید . پشت خط هیچ کس نیست . یا جواب نه می گیرید؟ آموزش می بینید چیزی را با ۱۰۰ تماس بفروشید و ۱۰۰ تماس می تواند ؟ کار شما را متحول کند. هیچ کالای برای فروش نیست. مشکل این هست . یعنی چی؟خودت را داخل فیلم تصور کن که رهات کردند داخل بیابان باید خودت را نجات دهی؟ باید به آب برسی.اگر به آب نرسیم. خیلی زود به فنا می رویم. اما مشکل اینجاست؟ اگر به هدف ناملموس خود که نمی دانیم چیست ؟نرسیم باز هم زنده هستیم. مشکل واقعی چه چیزی هست. هدف چیزی هست. می شود . بدون آن هم زندگی کرد تازه وقتی ندانیم. چی هست. مشکل بیشتر هم هست.چقدر می خواهی ادامه بدهی من می دانم که فردا دل سرد می شوی.تا تو بیای دیگرا از راه میرسند که روابط بهتری دارند. باید چیزهای تازه تری و هنر تازه ای یاد بگیری نمی توانی با این وجود به راه خودت ادامه بدهی . به کجا می خواهی برسی؟ نیاز داری چیز تازه ای ارائه دهی راهی نداری که پیشرفت کنی. خورد شدن در یک نقطه. نقطه پایان. نقطه شروع نقاط نامشخص . بوی بد.مرداب.ماندگی.باتلاق.گل و شل. راه نرفته ؟ چه میزان توان جمع آوری و تایپ روی ۱۰۰ درخواست داری . ۱۰۰ درخواست دیگر این ها پست نیستند ۱۰۰ تا در خواست می خواهی بفرستی برای ۱۰۰ روز آینده یک چیزی ؟ انجام بدهی . تمام حرکات خودت را کنترل کنی.نسخه های عجیب غریب برای فروش و درهم و برهم کردن کارهای مارپیچ و مارو پله کار کردن مهمترین نوع کار هیچ کاری انجام ندادن هست . انتظار اینکه ببینم حالا چی میشه؟ حالا ببین که هیچ اتفاقی نی افتاد . برای روی هم رفته تمام نکات را در یک پیچ باید اعمال کنی . پیچ ناتوان شدن و خسته شدن . مثل قب خوردن از سمت راست به چپ .چپ به راست . بخش کار نشده چیزی که به هرز رفتن ادامه داده نیاز کثیف بخش هیولای که هر لحظه به عصبانی تر شدن و بزرگ شدن ادامه داده تا اینکه روزی شروع می کند. به بلعیدن بخش های فکری دیگر این چه چیزی بوده که حالا درگیری محکم و محکم تر هم به درد آن نمی خورد. فقط باید بی تفاوت از کنارش بگذری . لجن یا مردآب گونه درآن بلعیده می شوی. با تمام صبری که دارم نیاز دارم. این موضوع فرق صبر نداری یا اینکه بیش از اندازه در این کار صبر کرده ای.
بی خیال توان تمرکز ندارم
یک- ۱۰ صفحه مطالعه کنم
دو-زود بخوابم
سوم-پیدا کنم-چرا باید برای خودم ...چرا یا دلیل پیدا کنم؟
چهار-چرا با وجود دلیل یا چرا؟
تمرکز یادآوری کاغذی دفترچه یادداشت ؟
چه اندازه کوچک یا بزرگی آن واقعن اهمیت دارد؟
اهممیت ندارد؟
به نظر دفترچه یادداشت بزرگ غیر قابل حمل کوچک .... آخر کوچک هست؟