همه چیز ترسناک تر از قبل می شود وقتی می توانی این اندازه حواست را پرت کنی جمع و جور کردن حواس برات یک مشکل بزرگ باشد نه از نوع فراموشی بین تنظیم وقت این کار بدون هیچ برنامه و طرح ریزی درستی انجام بدهی هنوز روی موج سوار باشی روی اتفاقات بدون هیچ هدف خاصی بدون هیچ برنامه ای پیش بروی فقط از نقطه A و B وقتی می بینی که به نقطه دوم نمی رسی فکر می کنی خیلی از دیگران عقب تر افتاده ای خوب الان باید دوباره خودم را ناراحت و عصبانی تر کنی تا اینکه انگیزه پیدا کنی بعد تازه می فهمی که انگار همه چیز را فوق العاده بد جور طراحی کرده ای این طوری اگر به نتیجه نرسی دوباره همه چیز را به سمت غر زدن و شکایت کردن سوق داده ای پس خودت را عصبانی می کنی هورمون های را ترشح می کنی ... مثل سم و حالتی کارکرده ای یک چای برای خودت درست نکرده ای اندکی به استراحت و خودت اهمیت نه داده ای صرف نظر از اینکه چای همه اش اسید هست و به مفاصل و جاهای دیگر آسیب می زند اما بعضی اوقات هم یک چایی بوده همین الان یک چشمه از اینکه کارها را زودتر انجام بدهید بقیه هم کار دارند دوباره غرش می کنی دوباره صبح شده است من منتظر هستم پس چی شده این زندگی برای من چه چیزی در انتظار دارد احتمالن هیچ چیز دوباره چه شانسی دارم دوباره امیدهای واهی و دروغ کی و اشتباهاتی که دوباره می خواهی تکرار کنی و چرخه تردمیلی که داری انجام می دهی از جمله خود این صفحه یک چرخه بی پایان هست که دوباره انجام می دهی و این نوشتن که دارد من را اذیت می کند بدون هیچ طراحی که داری انجام می دهی یک نکته داشت کتاب کار عمیق 52 تا چیز را به کارت برای حافظه انتقال داده بود که زندگی یک فرد را تغییر داده بود که دم استفاده کننده از این تکنیک پر انرژی شده بود ...
کار عمیق- کال نیوپورت ...
خوب به چه چیزی فکر می کنم احتمالن نسخه انگلیسی را اگر می فهمیدم از مصاحبه با شیطان _ ناپلئون هیل حرف های برای گفتن نداشتم خوب یک قسمت بود راجب به چیز چیزی از آن مطالب انگلیسی به ذهنم نمی رسد ...فقط راجب مجیک و ریتم انگار صحبت می کند ....
من هم باید زمان بندی کنم خوب چه چیزی باید یک چیزی توی ذهنم مانده باشد باید نگاه کنم
Am I to Understand From what you say that every adversity is blessing? A No, I did not say that I said there is the seed of an equivalent advantage in every adversity .I did not say there was the full-blown flower of advantage, just the seed consist of some from o knowledge , some idea of plan , or some opportunity which would not have been available except through the change of thought-habits forced by the adversity
NAPOLEON HILL
آیا من باید از آنچه شما می گویید بفهمم که هر مصیبتی یک برکت است؟ نه، من نگفتم که گفتم در هر مصیبت، بذر یک مزیت معادل وجود دارد. نگفتم گل تمام عیار مزیت وجود دارد، فقط دانه شامل برخی از دانش، برخی از ایده های نقشه است. یا فرصتی که جز با تغییر عادات فکری ناشی از ناملایمات در دسترس نبود.'
ناپلئون هیل
این خیلی کمتر هست از اون چیزی که انتظارش را داشتم ابزار قدرت مندی نیست بدون هیچ تقه ای و هیچ صدایی و کار دیگر امروز یکبار گوشی ام از دستم افتاد خدا را شکر افتاد روی فرش قاب ضد ضربه هم دارد ...کمی ترسیدم بعدش خوب خیالم راحت شد اتفاق بدی نبود اما من نمی تونم دکمه ها را فراموش کنم.... یک۰۳۳۳دیدم....احتمالن این هم حواسم را پرت یک ۱۰۳۳ دیدم یک ۱۱۵۵ این اعداد برایمن وقتی به ساعت نگاه می کنم تکرار می شوند یک ۱۰۱ دیدم و.... اعدادی دیگر چقدر هیجان انگیز بود دوباره حس بازی دو نفره با کامپیوتر بلیزینگ کروم
glazing chrome
2019https://en.m.wikipedia.org/wiki/Blazing_Chrome
و اینکه من احساس راحتی ندارم هنوز خودکار کارم را انجام نمی دهم نظمی ندارم هیجان در این بازی و با وجو ۲ فیلتر چشمام را خیلی اذیت کرد این بازی فقط ۲ نفره اش حال می دهد.... خیلی سخت و پیچیده هم ساخته شده... با گرافیک کمش واقعن جالب هست و چشم را موقع که نورش زیاد می شود اذیت می کند....در کل احساس راحتی ندارم...روی موج سوار هستم تمرکزی ندارم نظمی ندارم سعی نمی کنم خرده عادتهای سالم اگر از کسی انتقاد می کنید حتی اگر حق با شماست طبق حرف های خاویار کلمنت و بریان تریسی مدیریت بحران و خاویار کلمن کتاب بیشعوری پس مسئول واکنش های بعد از آن اتفاق شما هستید مسئول هستید خودتان را از پرسه شوکه شدن و متاسفانه برای سرمایه و چیزهایی دیگر خودتان بروید کتاب بحران بریان تریسی را بخوانید پن آخرهاش بودم که رفتم چیزهایی دیگری خواندم یا گوش دادم جذب کتاب نشدم ایراد از خودم بود بریان تریسی کتابهای بهتری هم دارد خلاصه با حرکت دست جمع داشتم تایپ می کردم که خیلی کار بدی هست ای کاش کار بهتری داشتم واقعن کسی که لذت و ذلت چقدر شبیه به هم هستند ...فقط یک سری واژه هست که نه تمام حرف ها یکی هست در فارسی....
ادامه مطلب ...مشکل من این هست نمی توانم خوب تصمیم بگیریم الان بین پایین رفتن و چک کردن وسائلی که پایین گذاشتم و چیزهایی که در مورد خودم نوشته ام و چیزهایی که بی نقص و اینکه مطالبی که آفلاین تایپ کرده ام و پر از اشتباهات تایپی هست و اینکه پر بوده از اشتباهات و اینکه کجا ذخیره شده است و اینکه کار عمیقی انجام نداده از همه مهم تر قسمت آمار برای من خیلی مهم شده است اینکه بحث می کنی در مورد رزومه از خود و اینکه چقدر این نوشتن برای من اهمیت دارد چیز مسخره تر این هست این کار باید یک کاری می بود باعث لذت بخش بودن و مسائلی از این دست می شد اینکه کابل او تی جی و نوشتن با کیبورد با گوشی پس کیبرد و اینکه زده کیبرد کوچک در گوشی های تبلت کیفی اصلن مناسب نیست پس اینطوری باشد خیلی از کیبورد های پت و پهن ...هه هه هه ...خه خه خه یعنی چی یعنی پهناور و گسترده برای تایپ ده انگشتی مناسب هستند اینطوری باشد که حتی لپ تاپ ها هم زیاد برای این کار مناسب نیستند منبع خودتون سرچ کنید مسئولیت منبع گردن من نیست بیا لینک
چه چیزی باید تایپ می شد من این طوری دارم حرف اضافه می زنم و اینکه وقتی مطلبی را می خواهم بنویسم از خودم بدم میاد چرا به کار عمیق کد نویسی کردن مشغول نیستم چرا به جای نمایشگر مثل بعضی از بچه ها پروژکتور ندارم تا اینکه کمتر چشم های من لطمه بزند و اینکه باید از فیلتر های صفحه نمایش استفاده می کردم عینک بلو کات یا الان بلو کنترل و خیلی از چیزهای دیگر یا اینکه فیلتر عینک های آماده به نظر من عینک جریان هوا را به چشم های شما و خنک کردن چشم های شما را هم کم می کند ... پس بیخیال خرید عینک شوید حتی یخ هم به خنک کردن چشم ها و منظورم یخ های داروخانه ای هست چون خود یخ نزدیک های چشم شما را می سوزاند و .... یک لینک دیگر می خواستم قرار بدهم و اینکه کار عمیق و پاد کست چرا نمی توانم گوش بدهم . ... خوب خلاصه یک روز نشستم با پینت کمی نقاشی کردم با خودم فکر کردن از این مزخرف تر نمی شود ... پس به جای آن می شود گفت با کیبرد و موس اینقدر بد بود که خنده ام گرفت پس اعصابم خورد شد از همه چیز الان فکر می کنم الان موقعش نیست شما به تنهایی نمی توانید پول در بیاورید اگر نگاه نمی کردم فقط کار می کنی بعد از چیز دیگری خوشت نمیاد و ... برای من این چیز ها به درد نمی خورد پس از همه چیز حفظ شده ای چه راهی داری به غیر از اینکه حسابی و محکم تر شکست بخوری نور در سمت دیگری خوب از باز کردن صفحه ات چه چیزی را می خواستی ثابت کنی اینکه واقعن یک چیز اشتباه بهتر از هیچ چیز هست به خودت نگاه کن این نوشته ها همه اش مسخره است ارزش تایپ کردن ندارند گمراه شدن ووو کار اشتباه دیگری اینکه نباید عادت داشته باشی این هم می شود یک کار اشتباه کار اشتباه دیگر باید تایپ می کردی به چه درد می خورد که این کار را برای خودت انجام می دادی همه چیز را حذف می کردی به دست دست به دست شدن خودت و همه چیز دست به دست هم داد من ..... فکر کرده اید با این کامپیوتر و با این صفحات ویترین بازی ها و چیزهایی دیگر چقدر می توانم به تایپ کردن برای شما ادامه بدهم مثل ودی آلن و کارهای عمیق حتی رایانه نداشتن و پیشرفته نبودن بچه ها این پلتفرم رایانه درست نشده تا در آن تایپ کنی و کارهای دل و درست از آب در بیاورید من اشتباهای امروز دارم کار درست را انجام می دهم دوست دارم این نعمت را که من داشتم اگر دیگران داشتند و این استعداد و تایپ کردن دیگر از کار خود استعفا می دادند و فقط می نوشتند از دست کار خود عصبانی بودند می نوشتند و هر چی دوست داشتند تایپ می کردند من به آرزوم رسیدم فقط همین و بس و نوشتن و بدون اینکه مزاحمی داشته باشم فقط می خواست که کمی بیشتر مطالعه داشته باشم دیشب چشمانم روی هم رفت و خوابیدم و دیگر هیچ .... باید مطالعه بیشتری داشته باشم الهام هم در کار نیست هیچ راهی نداری خودت و خودت تنها انجامش بدهی چقدر آرزوی یک هم کار داشتن و یک دفتر کاری و اینکه بقیه گروه تو را به سمت نور هدایت کنند وقتی دیگران مشغول شکایت کردند تو با خودت مشکلاتت را حل کنی شروع کنی مثل شرکت های ژاپنی کار کردن و این راه به تو کمک می کند که زندگی بهتری را برای خودت رقم بزنی به این فکر می کردم یک آدم خوش اخلاق چقدر کم شده است و با یک لبخند یک آدم شکر گزار کم شده وقتی با تاکسی یا جاهای دیگر می رفتم ... چقدر آدم های شکرگزار به معنایی واقعی کم بود همه در این فکر بودند که حق ما را دارند می خورند و یا این فکر های منفی و اینکه گاهی با آدم های که خوش می گذشت یا اینکه زیادی خوش می گذشت و اینکه آنانی که با تمام وجود کار می کردند پس وقت من ارزشمند ترین چیزی هست که دارم دوست ندارم برای کسی کار کنم به خودت دروغ نگو من برای هیچ کسی کار نمی کنم به غیر از اینکه برای آینده خودم سرمایه گذاری می کنم از لحاظ روانی و این چیزها ره من کمک می کند این نعمتی هست که به خاطر آن من همه چیز را دارم می خواستم خودم را یک آدم با ارزش ببینم و اینکه اشتباهی در دام آدم های اشتباهی افتادم از لحظه ای که وارد انرژی سیم کشی شدم و به من آموزش داده نشد به همه بله گفتم افتادم توی مهارت اشتباهی خداوند همه چیز را نگاه می کند فقط خودت هستی که می توانی درست وقتی به تو الهام می شود ... کتاب بیشعوری اثر خاویار کلمنت البته کتاب را نخوانید همه اش تخریب شخصیت هست نیازی نیست راه های اشتباه زیادی را پیدا کنید به نظر من راه درست را پیدا کنید اگر همه راه اشتباه را پیدا کنید منظورم این هست همه کتاب ها یک راه و یک حرف می زنند و اینکه چیز که دوست را دارید را پیدا کنید .... و درست کار کنید ...
به نظر من اگر از این روش سیمی استفاده می کنید برای اتصال گوشی یا لپ تاپ قید گوشی تون را هم بزنید یک مدل هست جستجو کنید با بلوتوث وصل می شود به گوشی یا لپ تاپ قیمت این وسیله ها زیاد هستند به نظر من ارزش تعمیر هم ندارند چون این وسایل را طوری متاسفانه در این جا تعمیر می کنند که 1 ماه کار کند بعد خودش دوباره بسوزد ...
w3 اسکول یک قسمت گذاشته اکسل بد نیست ...
ادامه مطلب ...#سم_زدایی_دوپامین#Thibaut_Meurisse
Deep Work - Cal Newportکتاب کار عمیق، اثر کال نیوپورت
خوب اسم کتاب است و ... :
1- عادت های اتمی
2- اثر مرکب
3- قدرت عادت
4- صبح جادویی
5- تخت خوابت رو مرتب کن
6- قانون ۵ ثانیه
7- مادمازل شنل
8- شما که غریبه نیستید
9- کفش باز
این ها را من که نخوانده ام شما بخوانید کفش باز و مادمازل شنل را نخوانده ام بقیه را چرا خوانده ام حداقل یکبار حتی کار عمیق را هم نخوانده ام به چه دردی می خورد وقتی این چیزها را نتوانسته ام اعمال کنم .... داشتم با خودم فکر می کردم اگر به نقاشی می پرداختم و اصلن آشنایی با این اشتباهاتم نداشتم خیلی موفق بودم اگر با تمام وجود نقاشی می کردم نیاز نداشتم اینطوری تایپ کنم آرزو داشتم این کار را می توانستم اجرا کنم فقط انتظار معجزه دارم از لینوکس و جمع کردن کیبورد و پیپ و اینستال در ویندوز پایتون یک دستور هست که یک کتاب خانه به پایتون اضافه می کنم و پایچارم و یک محیط که روی ویندوز نصب می شود حتی حوصله این کار را نداشتم تازه یک تیک و تنظیمات روی قسمت خود برنامه اصلی پایتون بود که اگر آن تیک را نزنی روی ویندوز نمی توانی که پیپ یا کتابخانه را اضافه کنی این ها همه چیزهای به درد نخور بود که من یاد گرفته ام حدود یکسال هست ناامید شده ام 1221 آمد که دوبار می گوید چیزهایی را که ول کرده اید دوباره شروع کنید قانونن که من از عهده ای تایپ کردن هم بر نمیآمدم در مورد ورزش کردن و اطلس بدنسازی و اینجور چیزها خواندم از این قسمت حرکت لانج پات را نبر پایین توپ سوئیسی و توپ و استوانه و چیزهایی دیگر خوب خلاصه تمرین نکردن در باشگاه نداشتن تمرین شکستن گردن بدنسازی موقع حرکت اسکات و ترامپولین و صدمه زدن به بچه ها ایمنی در ورزش کوتاه شدن رباط کمر من زرد پی که نمی توانم آشیل که موقع پایین آمدن از پله باید با کفش حتمن پات باشد و عضله شکم خود را منقبض کنید موقع اسکات زدن می خواستم این کار را انجام بدهم مایک منتزر و آرنولد و نبرد این دو بین 4 ساعت تمرین یا نیم ساعت و و خشم مایک منتزر که یکی از دوستهای انها معتقد هست که خشمگین شدن مایک منتزر از این قضیه به او... به من چه چیزها و اطلاعات بی ربط گمشدن خودم بین تمرین های جدید چرخش مچ موقع نشر و ایستادن صاف برعکس به جایی اینکه شانه هایم را قوی کنم آنها را ضعیف کردم یک ماه تمرین نکردم بدنم اصلن دیگر قابل تمرین شدن نشده است با کسی وقتی کاری را شروع می کنید باعث می شود انرژی منفی در بدن شما و دیگران و خفه شوید یعنی حرف نزنید اگر می خواهید خانه یا ماشین بگیرید رابرت گرین و 48 قانون قدرت و ... چیزهایی که دائم به جان شما می افتد و ورزش نکردن و صبح بیدار نشدن بیخال شدن و پشتکار نداشته باشید ....... کتاب استعداد هرگز کافی نیست _ اثر جان سی ماکسول خوب دوباره چیزهای تکراری ... این سه نقطه های غیره نیست اکسترا ex.. و ... یعنی پاراگراف تمام شد .. پس چی کار کنم نمی توانم این کار را برای خودم به صورت چیزی قرار دهم پس من این کار را انجام می دهم رزومه برای خودم درست می کنم باید بیشتر می نوشتم اگر درست نقاشی می کردم اگر حرف نمی زدم اگر این قدر یا میلین دور رشته های عصبی اصلن در حال چه کاری بودم که به صورت غیر ارادی در حال کد نویسی نیستم و یا اینکه یک نسخه ویندوز یا لینوکس ندارم که قابل حمل باشد باید دائم خودم را به این میز گره بزنم واقعن من مشکل دارم با اینکه یک جا بشینم روی یک میز و شروع کنم به کد نویسی کردن و هزینه بالایی که کامپیوتر های قابل حمل پیدا کرده اند من نمی توانم با کامپیوتر ارزان قیمت خودم را روبه راه کنم من باید یک چیزی داشته باشم که مثلن یک فوتوشاپ یا ای آی نمی دونم آدوبی این چیزه که باهاش کتاب را طراحی می کنند یا طراحی های کتاب را و چیزهای دیگر را قرار می دهند بدون دردسر تر انجام شود واقعن به جایی رفتیم که خریدن یک سیستم برای من سخت هست بهانه ها و مشکلات سختی مشکل این بود که حتی اگر پول و چیزهایی دیگر را به دست بیاورم من با آرامش مشکل دارم با مدیتیشن مشکل دارم با خودم مشکل دارم هنوز به آن چیز داخلی نرسیده ام با واقعن درست کار کردن مشکل دارم با گرما مشکل دارم با سرما مشکل دارم با ورزش کردن مشکل دارم نتیجه ورزشی که داشتم کتابهایی که بالای 140 حرکت داشتند در بدنسازی به دردم نخوردند چیزی که به دردم خورد تجربه بود و اینکه شبکه های اجتماعی و اینستا گرام و حرکاتی که آنجا اجر می شد نسبت به حرکتهای که الان به جایی درست اجرا می شد باعث شد که تمرین زده شده ام حرکت اشتباه قبلی خیلی بهتر بود حتی هنوز بقیه آن موقع که می رفتم به عنوان حرکت شناخته شده تر بود من باید بین این چیز و اینکه من به جای 4 ست من این حرکت را 8 یا 12 بار قبلن اجرا می کردم نوجوانی من نوجوانی خوبی بوده و اینکه الان همه چیز از ذهنم پاک شده است و اینکه من باید موقع تمرین بدنسازی مدار شکل انجام می شد که تمرکزی روی عضله ایجاد نمی کرد یک حرکت رفت و برگشتی همان رفت و برگشتی که با بارفیکس و پارالل تنها اجرا می شد یعنی این را به تنهایی اجرا کنید و اینکه بارفیکس خودش جستجو کنید باعث می شود کمر و مهره ها فقط آنه هم آویزان شدنش خیلی با حال هست مهره ها را ریلکس می کند و اینکه میله بارفیکس بین در یک وسیله فوق العاده خطرناک هست و با این چهارچوب های جدید البته در ایران حالت پیچ دارد چیز با حالی نیست و اینکه یک چیز بهتر برای پارالل سر هر کوچه یا داخل خانه نیاز به بارفیکس و پارالل داریم که نداریم و داخل خانه ها داشته باشیم و در ادارات این چیزها را زیاد داشته باشیم در حالی که خسارت ها و اینکه بیمه با تخفیف برای حق بیمه درمانی هزینه بیمه را شاید من پیشنهاد اشتباه و به درد نخور به ذهنم من می رسد من حق بیمه را مثلن ندارم اما می توانم کار کنم یک هفته برای بیمه درمانی من یک هفته یا یک ماه رایگان می توانم کار کنم لیسانس دارم و یا هر کس دیگری می تواند کار کند به جای حق بیمه مشکل کار داریم البته این حق بیمه هست برای خریدت چی کار می کنی برای نیاز های دیگر مثلن اگر غذا رستوران بخوری باید مثل فیلم ها ظرف ها را بشوری کار در ازایی پول و چنین سیستمی و اینکه قانون کار اشتباه من که کار ندارم باید یک سیستم و عدالت اجتماعی بود حداقل یک یا چند هفته در ماه من را به کار می گرفت اما قانون کار... کار برای یک نفر و تا پایان عمر حداقل یک کاری باید برای عموم وجود داشته باشد به جای آن پول هم پرداخت نشود هزینه های لباس خوراک و چیزهای دیگر من را داشته باشد پیشنهاد اشتباه این پیشنهاد از لحاظ اقتصادی و عرفی رد شده است اما حداقل باید طوری آموزش داده می شدم بعد از سربازی که برای مقاصد فنی و حرفه ای مثلن در دوران سربازی و یا دانشگاه به کارهای فنی و حرفه ای و اینکه به غیر از فضایی آموزشی فضایی بازار کاری هم در نظر گرفته می شد و اینکه مشاوره کاری باید به نوعی می شد که فقط سود بازار کاری دفکر کاریابی در نظر گرفته نمی شد و مشاوره و چیزهای دیگر من توانایی کاری دارم به خاطر یک ماه یا یک سال اگر کوچکتر بودم می توانستم الان در جایی دیگر کار کنم قانون کار واقعن دست و پا گیر می شد حتی اگر سربازی نمی رفتم به جای آن به فکر کار پیدا کردن بودم الان شغل داشتم بعد از اینکه به جای می رفتم که به جای دیگر بروم بعد از سختی های کشیدم خواستم از زندگی انتقام بگیریم انتقام که نگرفتم هیچ صدمات بیشتری به خودم زده ام و این طوری شد که نتوانسته ام نتیجه خوبی از کارهای که دوست داشتم بگیریم و تمرکز حتی ندارم و کارهای که انگیزه وجود ندارد همه چیز نظم هست با انگیزه کار نکنید با نظم کار کنید ... مارک منسون و حتی جان سی مکسول توضیح می دهد که بعد از اینکه شروع به کار می کنید ... انگیزه حین کار به وجود می آید .
#Dopamine_detoxification #Thibaut_Meurisse
Deep Work - Cal Newport Deep Work book, by Cal Newport
Well, the name of the book is:
1- Atomic habits
2- Compound effect
3- The power of habit
4- Magical morning
5- Arrange your bed
6- The 5 second rule
7- Mademoiselle Chanel
8- You are not a stranger
9- Open shoes
I haven't read these, you should read them. I haven't read Open Shoes and Mademoiselle Chanel. Why have I read the others? I haven't even read Deep Work at least once. What's the point when I haven't been able to apply these things.... I was with I thought that if I was painting and I didn't know about my mistakes, I would be very successful. If I was painting with all my heart, I wouldn't need to type like this. I wish I could do this. I'm just waiting for a miracle from Linux and collecting the keyboard. And pip and install in Windows Python is a command that I add a library to Python and it is an environment that is installed on Windows. Don't put that tick on Windows, you can't add Pip or the library, these are all useless things that I've learned for about a year, I'm disappointed, 1221 came and it says twice to restart the things you've abandoned, is it legal? I couldn't even type. I read about exercise and bodybuilding atlas and such things. From this part, do not move the lunge down, swiss ball, ball and cylinder and other good things. When doing squats and trampolines and harming children, safety in exercise, the shortening of my lumbar ligaments is yellow, and I can't do it. Achilles, when going down the stairs, you must wear shoes and contract your abdominal muscles. I wanted this when doing squats. Let me do the work, Mike Mentzer and Arnold and the battle of these two between 4 hours of training or half an hour and Mike Mentzer's anger, which one of their friends believes that Mike Mentzer's anger about this matter to him... What things and information to me Losing myself between the new exercises, turning my wrists while posting and standing straight, on the contrary, instead of strengthening my shoulders, I weakened them. I didn't train for a month. become negative energy in your body and others and be suffocated, that means don't talk, if you want to buy a house or a car, Robert Greene and 48 laws of power and... things that constantly happen to you and not exercising and not waking up in the morning, being calm and persevering don't have ....... the book talent is never enough _ by john c maxwell ok repetitive things again ... these are not three dots etc. extra ex.. and ... that means the paragraph is over .. so what do i do I can't put this work in the form of something for myself, so I'm doing this work, I'm making a resume for myself, I should have written more, if I painted correctly, if I didn't talk, if it's so much or miles around, the nerve fibers are actually in What was I doing now that I am not coding involuntarily, or that I do not have a Windows or Linux version that is portable, I have to constantly tie myself to this desk, in fact, I have a problem with sitting down on a desk and starting I have to do coding and the high cost of portable computers. I can't manage myself with a cheap computer. I have to have something like Photoshop or AI. I don't know. Adobe is the thing to use for books They design or put the designs of the book and other things to be done without any trouble. In fact, we went to a place where it is difficult for me to buy a system. I have a problem with calmness. They didn't help me in bodybuilding, what helped me was the experience, and the fact that social networks and Instagram and the movements that were performed there compared to the movements that were being performed right now made me practice the wrong movement before. It would have been better, even the rest of the time when I was going, it was more known as a movement. I had to decide between this and the fact that instead of 4 sets, I used to perform this movement 8 or 12 times before. My adolescence was a good adolescence and now everyone Something has been erased from my mind and that I should have done circuit training during bodybuilding, which did not focus on the muscle, a back and forth movement, the same back and forth that was performed with Barfix and Parallel alone, that is, perform this alone. And if you search for Barfix itself, it makes the waist and vertebrae just hanging, it is very comfortable, it relaxes the vertebrae, and the Barfix rod is an extremely dangerous device, and with these new frames, of course, in Iran, There is a screw, it's not the same thing, and that a better thing for parallel on every street or inside the house is that we need barfix and parallel, which we don't have and we have inside the houses and we have a lot of these things in the offices, while the damages and the insurance With a discount for the health insurance premium, the cost of the insurance, maybe my suggestion is wrong and don't hurt me. I have or anyone else can work instead of insurance premiums, we have work problems, of course, this right bWhat do you do for your shopping? For other needs, for example, if you eat at a restaurant, you have to wash the dishes like in the movies. Work for money and such a system, and that the work law is wrong. I don't have a job. There should be a system and social justice, at least one. Or he used to employ me for a few weeks a month, but the law of work... work for one person and until the end of his life, at least one work should be available for the public, instead of that, I should not be paid, the cost of my clothes, food and other things It may be a wrong proposal. This proposal has been rejected from an economic and customary point of view, but at least I should have been trained in such a way that, after being a soldier, for technical and professional purposes, such as during the military or university, for technical and professional work, and that other than The educational environment and the work market space were also considered, and work counseling should be done in such a way that only the benefit of the job market is not considered, and counseling and other things. I have the ability to work for a month or a year if smaller I would have been able to work somewhere else now, the labor law would have been really cumbersome, even if I hadn't joined the army, I would have thought of finding a job instead. Now I had a job. I wanted to take revenge on life, I didn't take revenge, I have done more harm to myself and it happened that I couldn't get good results from the things I liked, and I don't even have focus, and the things where there is no motivation, everything is in order, don't work with motivation. Work with discipline... Mark Manson and even John C. Maxwell explain that once you start working...motivation happens on the job.
با واژه موتیویشن آشنا بودم اما نمی دونستم فارسی آن می شود انگیزه
I was familiar with the word motivation, but I didn't know that it is Persian
من انگلیسی بلد نیستم گوگل ترنسلیت می زنم
I don't know English, I use Google Translate
پیش به سوی اینکه دیگر اینطور دیدگاه من محکوم به اشتباه و شکست بود من باختم به خاطر اینکه درست پیش بینی نکرده بودم جای که با آن ارتباط داشتم اسیر یک فریب بود به خاطر اینکه زمان بندی من و احساس اینکه چقدر باید این کار را به موقع انجام می دادم را از دست دادم من اسیر زمان بودم به خاطر همین شکست خوردم و نتوانستم کارهایم را به موقع تحویل بدهم اگر اسیر زمان نشده بودم و می دانستم خیلی زود وقتم را از دست می دهم و این بود که نتوانستم چیزی را تهیه کنم از این به بعد دیگر مهم نیست که چقدر به موقع کارهایم را انجام می دهم امروز صبح یک شکست فرضی نبود قرار بود به موقع انجامش بدهم داشتم احساس می کردم الان باید یک کار دیگری باید انجام می دادم دقیقن بزرگترین نقص مشخص شد برای این کار آمادگی نداشتم پس اینطوری شد الان داشتم خودم را جای دیگری فرض می کردم جای مناسب نبودن چرا من مسئول شدم هنوز فکرم بیدار نشده است پس باید چی کار می کردم و این ...الان نمی توانم انجامش بدهم چه یادداشتم این هست این هست که من در این کار شکست خوردم دیگر هرگز به این کار بر نمی گردم از پس و عهده این نوشتن بر نیامدم فقط به خاطر این هست که این پست را دارم می گذارم نشد که منظم روزی یک میزان بنویسم به خاطر همین بود من باختم به دلیل اینکه خیلی راحت این کار را نمی پنداشتم خیلی سخت می پنداشتم ... پنداشتم ... فکر می کردم ..به این معنی چه چیزی فکر می کردم به این معنی که این همه نمی توانستم خلاقیت داشته باشم .چه خلاقیتی و این معنی که من باید کارهایم را به طوری انجام می دادم خودم را با این قضیه هماهنگ می کردم 7 دقیقه وقت دارم من باید کارم را ظرف این 7 دقیقه انجام دهم زمان بندی همه چیز هست پس من از عهده ای کار بر نیامدم دفترچه یادداشتی ندارم شجاعت خوبی ندارم پس کیبرد مقصر هست من هم مقصر هستم من یک تفکر نداشتم چرا نتوانستم حق خودم را از این کار بگیریم حق من دست خودم بود نه کس دیگری پس وقتی خودم به خودم ظلم کردم و پای کار دیگری نشسته بودم این کار کار عاقلانه ای نبود فکر می کردم با انجام کار دیگری رمز کار خودم را پیدا می کنم من هنوز فوت و فن کار کردن را یاد نگرفته ام دیگران وانمود می کردند این کار راحتی هست پس کار راحتی نبود کار سختی بود من فکر می کردم من فکر می کردم که اینجا باید یک چیزی قرار بدهم که اینجا را راحت کنم جای خالی اینجا و عایدی و سودی که می توانستم از این قسمت بگیریم چرا نتوانستم و این راه برای خودم به خودم می توانم پس به خودم و این چیزی می خواهم کنم پس این واقعیت به خودم را به خودم نشان می دهم ...عجله دارم به خودم نیاز دارم و این کار به دلیل این هست من دوست ندارم کارهایم را به خودم می توانم این کار را به خودم نیاز خواهم داشت و این کار را به خودم نیاز داشتم به خودم می خواستم ثابت کنم من از این کار بر نمی آیم من با تمام وجود نخواستم که نتیجه بگیریم این کار به چه درد من نمی خورد ارزش خاصی نداشت حتی یک لحظه شک نکردم که این کار می تواند آینده من را به دست بگیرد با تمام وجود از این کار فاصله گرفتم به خودم می خواهم ثابت کنم این نتیجه من هست این یعنی وقتی تمام وجودم را خیلی کم به کار می گیریم انگار تمام وجود من کمتر از آن چیزی بود که فکر می کردم زمان در حال تمام شدن بود یک دقیقه من من از عهده و سرعت کار عقب مانده ام من تمام چیزی را که می خواستم را از دست داده ام این به خودم نشان داده که من از زمان بندی خیلی ضعیفی برخوردار هستم چرا اینقدر راحت می خوابم باید ناراحت بخوابم باید چیزی را بدست بیاورم چرا به زور به خواب می روم چرا از خودم بیشتر از این انتظار داشته ام پس چرا از دیگران خواسته ام و چرا از خدا نخواسته ام من بیشتر از این می خواهم پس این چیزی که دارم اصلن از من دور نبوده است به خاطر درک نکردن هست درک زمان بندی نداشتن فکرش را کن بعد از این پست دیگر نمی توانی هیچ حرفی بزنی پرونده را بسته ای برای همیشه من می خواستم اما نشد من می خواستم من مقدس من با تمام وجود که شنیده بودم بوی گند من می آید از جعفر مصفا بوی گند من یا من مقدس من باور می کنم و هیچ حد مرزی برای من و غیر ممکنی وجود ندارد جان سی ماکسول برای انسان ها که عکس را امضاء کرده بودند هیچ غیر ممکنی وجود ندارد برای ... یک چیزهایی را تغییر دادم که ذهنم درگیر نشده است اشاره هایی می کنم خالی از دست کاری و یک کلاغ چهل کلاغ نیست فقط اشاره می کنم اصلش باید در ذهنم من تغییر کرده باشد باید به کار دیگری بپردازم چرا نباید این کار را انجام دهم خوب اگر این کار را انجام ندهم خوب باید فکرم خوب من از این کار بر نمی آیم این ذهنم من را درگیر در این کار به آن کار قرار می دهد پس من دارم چه کار می کنم فقط پنج دقیقه دیگر زمان بده دیگر به درد نمی خورد حتی نمی توانی برای همیشه حتی نمی توانی برای خودت فرض بگیری فرض می گیریم ما داریم این کار را انجام می دهیم پس دیگر نمی توانیم از کار دیگری وام بگیریم پس وقتی سیاهه ای نداری و در کاری کار عمیق انجام بدهی چه انتظاری داری پس باید به خاطر این کار باید هزینه ای بیشتری انجام بدهی هزینه ای مثل زمان و این می تواند خودت را به مرحله ای برسانی که می توانی پول بیشتری در بیاوری چطوری می خواهی از طریق این نوشتن خودت را به مرحله جدیدی برسانی از دستم رفته است اندازه های این کار دست من نیست نمی توانم کار شخص دیگری هست که من را مربی گری کند من از عهده این کار بر نمی آیم . پس امکانات و توجهی را که می خواهم داشته باشم را ندارم دیگر وقتی باقی نمانده است من چیزی یاد نگرفته ام من پولی برای این کار نداشته ام من باید توجه خاصی به خودم می کرده ام من مصمم نیستم عصبانی نیستم من هیچ حس خاصی ندارم چطوری می خواهم در این کار انگیزه داشته باشم چیزی که می دانم مرغ از قفس پریده است پس چرا وقتی گفتم من این کار را انجام داده ام و این کار توانسته ام که این کار را یاد بگیریم چرا همه چیز از دست من در رفت و من به این روز و اوضاعی در آمده ام که باید برای یک صفحه نوشتن این قدر به خودم فشار بیاورم این نوشتن دارد من را اذیت می کند باید به مرحله جدیدی در نوشتن در بباید پس په مرحله ای از من می تواند ... باید چه چیزی را یاد می گرفته ام حالا زمان تمام شد. در انتظار معجزه پس چه چیزی را گم کرده ای توان درست و عجولانه تقسیم کردن پس به چه چیزی می توانم به تمام کارهای که خیلی اشتباه انجام شده است پس چند خطی اعتراف می کنی که اشتباه کرده ای اعتراف من به اشتباه کردن و پذیرش مسئولیت نیست مسئول شکست هایت نیستی به خاطر این هست که موفق نشده ای به خاطر اینکه دیگران را مسئول زندگی خودت می دانی و دیگران و کشور و محل و جایی که که هستی و دیگر بهانه ها را می آوری که تا این علت ها را قبول داری ؟ نمی توانی خودت را هم منکر می شوی ... منظورم سهم خودت را در اشتباهات منکر می شوی؟ چرا علت اشتباهات که خودت انجام داده ای دیگران می دانی ... الان نتوانستی درست یا سر تصمیمت بمانی به خاطر اینکه خودت را مسئول نمی دانی . مسئولیت ناپذیری .... عدم شروع به کار در زمان مناسب پاسخگو نبودن هر علتی که دوست داری را بنویس ... ادامه مطلب ...