| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
همیشه مرز بیکار وجود ندارد . کسی که بیکار هست به بیکاری اشتغال دارد . چیزی به این اسم نداریم ... قبلن درک نمی کردم . الان درک کردم حاشیه رفتن در کار نباید باشد . حاشیه یعنی خط بالا بلد هستی . می نویسی یا کار می کنی . بلد نیستی میای اینجا خیلی می نویسی کمر درد می گیری . کسی که تایپ 10 انگشتی می زند . کد نویسی هم بلد هست . چه بخواهد چه نخواهد . حتمن کمر درد و گردن درد هم دارد . چه بخواهد چه نخواهد خوب زرنگ بازی در می آورد می رود سراغ کد نوشتن یا ننوشتن رایگان ... ادامه مطلب ...
یک مدت مشخص هست - که بیشتر از آن نمی توانید . روی یک شغل و یا کار تمرکز کنید .
در افرادی که مشکلاتی دارید . در زمینه کاری این مشکلات ناشی از خود شما و محیط شماست . بعضی وقتها شما تقصیری ندارید . حتی نمی دانید . اگر کمی بیشتر یا حتی چند روز یا مدت بیشتر تمرکز کردن ورق را بر می گرداند . به خاطر همین با هدف و کار خود قهر می کنید و یا فراموش می کنید و آن را انجام نمی دهید .
در هر حالی کارت را انجام بده .... این شدنی؟ هست برای کارهایی که حقوق ثابت برای آنها دریافت می کنیم... یا خیلی از این کار لذت می بریم کم کم به آن اعتیاد پیدا می کنی ؟ کاری را که بیشتر انجام می دهی؟ یادت میاد خیلی به فنا رفتی ؟ هر کاری می کنی چون انتخاب کارهای بیشتر تو تبدیل شدی به طلسم فقط جادو نیست ؟ کاری هست که مدتهاست انجامش ندادی اگر کارهای را که تمام بدهی که معمول هست کار خوبی ... کار بد و مزخرفی که به حقوق دیگران و امانت بدن خودت صدمه نمی زنه ... از این بزرگتر یا کوچکتر نیستی اندازه خودت باش.... طلسم و طلسم های روانی نشدن ها خلاص شو پس به این راحتی نیست ... یک قدم بردار بعد قدم بعدی
In any case, do your job... can you do it? Is it for the work for which we receive a fixed salary... or do we enjoy this work a lot, do you gradually get addicted to it? What do you do most? Do you remember how much you perished? Everything you do because you choose to do more things has become a spell, isn't it just magic? There is something that you haven't done in a long time. If you finish the work, which is usual, it's a good thing... a bad and silly thing that doesn't harm the rights of others and the trust of your body... You're not bigger or smaller than this, be yourself... Get rid of mental spells and spells, so it's not that easy... take one step, then the next step
حقیقت تلخ ساختن سخت و نابودی راحت
حقیقت عجیب و باور نکردنی ؟ برای من حداقل بدون هیچ منبع خاصی: من در آوردی ؟ که قبلن فکر می کردم نوشتن کار خوبی هست . نوشتن و کار بدی هست . ژرفای پیشرفتت نامعلوم هست ؟
اینکه بخواهم انتقام بگیریم و نابود کنی و ویران کنی از کسی یا چیزی و کلن نابود کنی ؟ سوال اینجاست که خسارتش را می توانی برگردانی .
این خاطره بدی هست . اما یکی از 7 روح باور نکردی ویرانی و انتقام ...؟
قبلش معلوم هست 7 روح چی هستند ؟
فکر می کنم . چیزی که این دنیا را به وجود آورده و می خواهد ؟ خیلی دنیا را به سمت بهتری بکشاند . نیروی خیر یا شر با هم هست ....
سوال اینجاست ... کسی یا عضوی را اگر نابود کنی ؟ می توانی دنبال حرکت بدت خسارتش را جبران کنی ؟ از اول برش گردانی ؟
برش: بازگشت کار قبلی شاید باشد .
موضوع اول واقعن کد نویسی کار خردمندانه تری هست ؟ یک کم از فکرت استفاده می کنی یا کد ها و این همه چیزهای با حال تر اعداد وجود دارند ... دایره نوشتن با اعداد و سمی کالون چی می دونم : )( +*&^%$#@!×
زبان آدمی زاد نوشتن دایره لغات محدود تر هست . ادامه مطلب ...
اگر بردیم همه بردیم اگر باختیم همه باختیم هر کاری کنی ...همین هست ...فیزیکالی هر کاری کنی نمی توانی راه بری اینجا حس راحتی نداری وقتی چیزی نیاز نداری بنویسی چرا باید بنویسی ... وقت و بی وقت چه چیزی را بی تفاوت کار کنی چه چیزی را بیشتر انجام می دهی من مال این کا. نبودم و نیستم چرا هر چیزی کسی را نیاز داری اینجا باشی ... چه چیزی را وقتی کار نداری با خودت نگاه می کنی ... باشی پیش را نیاز داری تمرکز نداری مغز را با توجه بیش از هر چیزی که هست وقت را به من نده ... سر به سر چیزی به فکرم نمی رسد ریاضیات من مال اینجا نیستم فعلن بی خیال زورکی نمی شود بماند تا بعد...
برای هیچ چیز بی معنی کار نمی کنم هنوز چیزی را بیشتر از کار نمی کنی و نیاز نداری روی این ماهیچه کار کنم...
به خاطر همه چیز را به خاطر کم یا بیشتر کردن درد بیشتری را تجربه کردی ...
پس توان اجرا نداشتن زمین کار را از دست داده ای برای تهاجم بیشتر قدرت خود را از دست داده ای توان
توان داشته باشی تمرکز بیشتری انجام داده ای می خواهی همه خواهی نمی خوهم این کار را انجام بدهم...
وقت و بی وقت در همین معنی نیاز بی