| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
چنگی به دل نمی زنی موقع نوشتن به خاطر اینکه می خواهی اینجا خیلی بیشتر بنویسی به خاطر من بنویس به خاطر اینکه می خواسته این کار را برای چه معنی و چه چیزی این کار را انجام بدهی من می خواهم این نوشته ها را همین طوری بی هدف بنویسم همیشه این کار را انجام می دهم ... بی هدف نویسی چه چیزی از این بی هدف نویسی در می آوری به غیر از اینکه می خواهی خودت را خسته تر از قبل کنی این باید یک کار معنی دار و حماسی و خوب باشد بهتر نیست بروی کارهای بهتر و خوب تری انجام بدهی امیر گوش بده داری به خودت صدمه می زنی می شه از صفحه کیبرد فاصله بگیری امیر تا کی می خواهی بازی کنی امیر تا کی می خواهی اینجا این اسب را بتازانی امیر دست بردار امیر بس کن چشمات را داری خسته می کنی . امیر بی خیال بازی کردن شو الان چند صفحه است داری بی وقفه بازی می کنی ... امیر بس کن دیگر بازی نکن . صدای مادرم در گوشم همیشه زنگ می زند . دائم در حال بازی کردن بودم در بچه گی ام .حالا دارم می بینم وقتی بچه ها در حال بازی کردن هستند با کامپیوتر اصلن نمی فهمند دارند به خودشان صدمه می زنند حتی من الان می خواهم دست از نوشتن بردارم نمی فهمم این کار دارد به من صدمه می زند . برو یکم نفس بکش بیخال شو انگار چیزی در درون من دارد این کار را و این زندگی را هدایت می کند . ضمیر ناخودآگاه من دارد من را کنترل می کند . آخر کی می توانست . بیرون نرود از طبیعت شهرستان پاوه لذت نبرد . بماند ته خانه و در حال بازی کردن با یک تلویزیون باحال پارس ۱۴ اینچ دور زرد باشد یادم این تلویزیون ها یو اچ اف شبکه ۳ را نمی گرفتند باید براشون جدا گانه نصب می شد . خوب ما تا مدت ها کانال ۳ نداشتیم . ادامه مطلب ...
چرا قورباقه را قورت بده .... قوی ترین کتاب هست ... چون به آدم امید می دهد بعد می بینی نا امید می شوی خوب من با کیبرد قبلی یک عالمه حال کردم حالا دیدم این کیبورد که خیلی هم به روز و خوب بود ... خیلی زود خراب شد . کافی بود که دکمه را بکشی بالا بعد دکمه بنده خدا کنده شد . من انگشتهام خسته شده بود دیدم دائم دارد می زند . ننننن خدایا این انگشتم غیر ارادی دارد ن می زند نه این انگشت دارد می زند ... نه این یکم خلاص کرده خلاصه دائم نگاه ش کردم به خاطر اوضاع بد درآمدی ام می خواستم گریه کنم . اما هیچ نا امیدی از من دیده نمی شد . چون دیگر قید کیبرد را زدم . به خاطر آن ۹ صفحه بودم . یک کیبرد داشتم از قبل که جای تاسف را ک می کرد خوب یک چیزی داخلش شکسته بود بعد قسمت سفید چسبید به قسمت مشکلی یعنی قسمت بالای مثل یک دکمه رفت بعد حالا دکمه جای قبلی دوباره دکمه بسته شد یعنی این دکمه های جدید ۲ قسمت نیستند اما ۳ قسمت هستند یعنی یک کیبرد ۳ دکمه ای اما قسمت تاسف انگیزش این هست دیگر با آن سرعت قبلی می توانم نوشتم خوب خلاصه چه چیزی از این یاد گرفتم من نحوه نوشتنم زیاد تعریفی ندارم اما می توانم در یک برنامه سیرک مانند و حالت نمایشی می توانند به من نگاه کنند ... که چقدر می توانم تند تایپ کنم یعنی آخر پیری و معرکه گیری کنم .. می توانم نمایش بدهم نه آنقدر اما اگر تمرین کنم می توانم یک نماد تایپ ۱۰ انگشتی در این زمینه باشم . راجب کد نویسی می خواهم بگویم نیاز نیست اینقدر وحشی مثل من تند بنویسید کافی هست از کد نوشتن حال کنید یک فیلم کد نویسی دیدم طرف مثل معمولی ها می نوشت وقتی به خودم نگاه می کنم انگار هوش مصنوعی دارد تایپ می کند اما با کیبرد های با خلاصی کم بگذارید بهتر بیان کنم مثل دکمه های لپ تاپ اما متاسفانه وقتی وزن دستم را روی این کیبرد ها می اندازم این کیبرد ها بر اثر بازی زیاد عمر طولانی ندارند البته در مارک های مختلف متفاوت هست .
ای داد بی داد می خواستم در مورد بدنسازی صحبت کنم می خواهم که بگویم حدود سال ۱۳۷۸ که بدنسازی را شروع کردم اون زمان بدنساز خیلی خوبی بودم چون از روی برنامه می توانستم تمرین کنم این طور که الان خیلی تعصبی و از روی ذهنم تمرین می کنم باعث شده است . که مثل ویندوزی که هیچ برنامه ای یا مثل اندرویدی که یا سیستم عاملی که ویروسی شده آن ریدلی یعنی غیر قابل خواندن آن ورایت لی غیر قابل نوشتن شده ام خوب لعنتی لطفاً لطفن قابل نصب شوید و برنامه ریزی کنید این کتاب برایان تریسی را که راجب برنامه نوشتن هست را هم بخوانید .
تمام مشکلات شما حل می شود . من دارم این چیزها را می نویسم امید ندارم این امید داشتن بود که من را به سوی ناامیدی بیشتر سوق داد خوب این جمله هم مال من نیست اما از قبل توی سرم با این وضعیت و نوشته های قبلی ام هم اشاره به اون داشتم .
ادامه مطلب ...
خدایا توبه این چه وضعی هست به خاطر اینکه نتوانستم .... مفهوم تمرکز را درک .... کنم همه اشیاء داد می زنند اینجا چه خبر ست؟ اگر این بار به من رحم کنی .... یک قدم به سمت تمرکز بر می دارم... ی ع نی این قدر کیف کردن توی زندگی رو سیستم اعصاب تاثیر می گذارد شوخیت گرفته.... واقعا به خاطر گناهان گذشته اینجا باید یک چیزی عوضی اشتباهی شده باشد من را با یک گناه کار بزرگ اشتباه گرفتی؟ چرا این همه دروغ به خودم گفتم : چرا نشد با هم باشیم ... وقتی من خواستم خودم را اصلاح کنم....
آن وقت رعد و برقی ضد پرید بغل گناه بزرگی چرا جای فرشته و شیطان را در قلبم عوض کردی وقتی حالم در حال بهم خوردن بود .... گم شدم الان نمی دونم کجام؟ اگر خودم را دیدی در سالهای گذشته به اون به گو اون چند سال پیش بلند تر بخنده به حال این روز هام ...گذر منطقه این روزها بد الکی در حال سریع پر شدن هست.... اندکی آهسته... یک چرت خواب و راحتی و چه خواب خوبی قبلن حا داشتم الانه چه مسخره شده همه چی؟ شباهتی به گذشته نداری همه چی پرفکت بد می تازه.... در حد لالیگا با تیم ملی اسپانیا باید مسابقه بگذاری برای ی ها چی؟ ادامه مطلب ...
صلب مسئولیت از چیزهای که می گویم :
هیچ ارتباطی با افرادی که معرف می کنم ندارم . خیلی توی اینترنت نیستم . اما اعتیاد دارم . به چیزهای آموزشی هیچ مسئولیتی ندارم از اینجور قضیه ها ...
همه چیز توی ذهنم داره می پره .
آموزه ای از بزرگی که نسبتی با آن دارم . وقتی چیزی از کسی می گیرید . موقع تحویل دادن حتمن حتما به آن شخص آن را تحویل دهید . ندهید به همسرش نه به بچه ش نه به همکارش نه به دوستش نه فقط و فقط منتظر شوید بدهید به همان شخص .
من روزی برای استخدام به جایی رفتم . یک خودکار از یکی از فروشنده های همان قسمت گرفتم . بعد نگاه کردم نبود . موقع که مصاحبه تمام شد . خودکار را به یکی از همکار هاش دادم خود آن شخص نبود .
بعد موقع رفتن دیدم یکی داد می زند . همان شخص بود . خودکار را می خواست . خوب اشتباه از من بود . یک اشتباه در محیط کاری تکرار نمی شود .
دیگران را نقل قول ندهید . از خودتان بنویسد . به خاطر همین چیزی که اینجا نوشتم نصف بحثی از دیگری بود . را پاک کردم . تا درست و غلط چیزی از کسی که حتی خوب هم هست . نگوییم :مسئولیت قبول نکنید . اگر قبول می کنید . به اما و اگر نسپارید . درست و تمام کمال انجام دهید . چند کار را با هم نکنید .
به لطف فایر وال این چیزها را دریافت می کنی اما دیوانه می شوی از دست سوال های که می پرسد به هیچ چیزی اجازه نمی دهد از دست شما فرار کند . تا آن جایی که توان داشته باشد . البته ؟تا کجا ؟
Thanks to the firewall, you get these things, but you go crazy with the questions it asks, it doesn't let anything escape you. As far as possible. Of course? How far?
میایی شروع کنی به کار با هزارتا پیغام پس خام فایر وال که نصب کردی مواجه می شوی خدایا این ها چی هست حالا من رنگ ها را تغییر می دهیم تازه با این شروع شده
warning
application modification detected!
تازه از توانایی تایپ ۱۰ انگشتی استفاده می کنی . طبق معمول زبان هم بفهمی نفهمی می فهمی . تایپ می کنی . گوگل ترنسلیت می زنی . آلوده شده کامپیوتر نه ؟
application modification detected during communication