همیشه فکر می کردم ... افتادگی شانه ندارم .... توی آینه یک چیزی کشف کردم چرا روی سمت راست بدنم می خوابیدم ... چرا دستم موقع حرکت جلو بازو پایین حرکت صدا در می آورد ... چرا ... ؟
گردن درد گرفتم ... الان بهترم ... چرا با موس اذیت می شدم ... چرا ؟ سمت چپ بدنم ... تراپر یا کول
صلب مسئولیت از لینک ها ... و امنیت آنها ...
Solely responsible for the links... and their security...
https://fitsheen.com/%DA%A9%D9%88%D9%84-%D8%AD%D8%AC%DB%8C%D9%85/
من هیچی ندارم بگویم ...
فقط به دیگران بگویند : آیا شانه های شما تراز هستند یا نه یا عضله کول های شما تا به تا هستند ...
یک راهی که من فهمیدم بعد این همه مدت لمس عضله کولم بود .. متاسفانه سمت چپ یک طوری دیگر وایستاده انگار و بیشتر و عقب تر و زیباتر هست ...
ادامه مطلب ...
It is the sole responsibility of everything I have acquired... and it can hurt your back or neck vertebrae...
صلب مسئولیت همه چیز من در آوردی هست ... و می تواند صدمه به مهره های کمر یا گردن شما بزند ...
I don't know if we have something called Plank or not
چیزی به اسم پلانک از جانب اصلن نمی دانم داریم یا نداریم
فروش احساس به اندازه کافی فقط فرض کن که احساسی که می خواهی از شر خلاص بشی یا به دست بیاوری با یک درخواست بتوانی آن را بخری یا به طور روزانه مثلن خواب خودت را بفروشی ... یا بعد از اینکه ....
وقتی روی شانه می خوابی ... عضلات بدن وا می روند ... ولو می شوی یک کم ما خم می شویم ... یک کم گردن می رود سمت پایین ولو می رود همه چی توی هم خراب می شه ... دیشب سرفه هام بند نمیامد ... تنفس انجام دادم وقتی سرفه می کردم فوت می کردم ...
از خنده مرده بودم ... صدا خفه کن نبود ... فقط با سرعت هوا را خارج می کردم ... بلاخره روی شکم افتادم ... روی هوا پرتاب می شدم .... نه چاخان هست .از اینجا به بعد نخوانید ... کثیف کاری می شه ) .. تمام آب دهنم روی متکا رفت ...
خلاصه توی خواب هم سرفه می زدم ... فوت ... فوت بیدار شدم شب لعنتی تمام شده بود ... الان هیچ خبری از سرفه ها نیست .... شوخی گرفته .... پس کجا رفت ....
وقتی روی شانه می افتادیم ... حرکت گردن از شانه برای گردن نیست ... یک چیزی هست ... هیچ تخصصی یا دانشی در حرکت بدنسازی ندارم صلب مسئولیت ...
وقتی به شانه می افتیم ... این وضیفه شانه هست یا گردن که در هم فرو نرود چرا فرو می روی ... لعنتی به یاد بالش متکایی دور گردن افتادم ... اگر بود ... گردنم از کنار فرو نمی رفتم ... داخل اندام داخلیم از پهلو به پشت بازوم فکر کردم .. به شانه ام که توی خواب قبلن 10 سال پیش یک صدایی می داد توی خواب الان خوب شده فقط الان دیگر یک جوری ناجور درد می کند صدا نمی دهید خوب پلانک به پهلو هم داریم دیگر روی پاهام از پهلو کار نمی کنم ... فقط به فکر می رسد من که تخت ندارم از گردن استفاده کنم خیلی خسته ام فقط روی یک طرف گردن کار می کنم ... آرزوی شفای عقلی برای خودم از خدا در خواست دارم از خستگی روی یک سمت کار می کنم به وضعیت شانه بعد به فکرم رسید حرکت که وقتی روی سینه یا پشت کمر می افتم را اینجا تقلب کنم و به جلو رفتم در حالی که شانه خودم را راست یا چپ می افتم من عاشق این هستم ...
یک چیزی را بقل کنم یا بی افتم روی شانه جپم یا روی شکم تا قلبم فشار بیاورم ...
روی شانه افتادن توی یک نرم افزاری وقتی روی شکم می افتید به طور کلی اگر ناچار هستید این کار را کنید ...
چون روی شکم افتادن یک جوری برای بشر ناچار پذیر هست اولین خزش ها را از روی شکم شروع می کنیم ...
یادم هست وقتی مادرم عضو جدید را انداخته بود ... روی شکم ... چه حس عجیبی داشت و سرش را رو به بالا می آورد ...
جه صحنه جالبی بود ... با تعجب بدن خودش را کشف کرده بود ...
گردنی که با قدرت خودش را بالا داده بود و به ما نگاه می کرد ....
خوب شانه لعنتی وقتی ساعدت را روی زمین قرار می دهی یا دست را قفل می کنی می توانی خودت را از زمین جدا کنی به پهلو دیدم بلند شدم روی هوا وقتی دستام فقط از آرنج به زمین هست ... اما پام هم در گیر روی زمین هست ... هنوز به درجه استادی نرسیدم ...
اما ... باید فقط آرنج درگیر نباشه پس همون قفل دودست را می توانید روی زمین برسانید و ساعد را هم روی زمین چند بار تکرار کنید می بنید که در بدنسازی اصلا یا کمی روی این قسمت کار کرده اید ...
عجب چیزی بود ... صلیب گردن به جای که گردن به بالا باشد ... یعنی تمام حرکات گردن صلیب هست اما به پهلو اساسن واقعن اشتباه باشد ... اما صلب مسئولیت از من ... خوب کشیدن گردن با حوله و صدای تقه دادن توسط فیزیوتراپ و کشیدن و صدا در آوردن هیچ کمکی به شما نمی کند فقط دستهای خود را یک جوری که توی اینترنت هست پیدا کنید و تمرین کنید ...
حرکات و حرکت گربه مانند توسط همان دکتر نمی دانم که در پست های قبلی هست ...
دکتر "جان ساندرز" جستجو و یوتیوب او را دنبال کنید ....
چه چیزهای خنده داری که نگفتم ....
اگر همیشه دستت به موس هست ... و یا اینکه از کوله پشتی استفاده می کنی افتادگی شانه باعث" اسکولیوز " نشود و باید از حرکات اصلاحی استفاده کنید .... افتادگی شانه و اسکولیوز 2 تا هستند یا یکی هستند ؟ بیخیال ... خود برو راجبش بخوان جستجو کن دانشی ندارم در این زمینه فقط شنیده ام ...
ادامه مطلب ...(((صلب مسئولیت از بدون منبع معتبر ) اعتیاد پیدا کردی به بازی ) مسئول خودت هستی ) آخرین نبرد بازی کامپیوتری همیشه این را می شنوی که بازی کامپیوتری بد هست ... اما اگر واکنش شما پایین باشد نمی توانید با دیگران نبرد کنید ... اما نباید اعتیاد به بازی پیدا کنید ... پس می توانید برای بالا بردن سرعت واکنش خود از بازی کامپیوتری مثل دارو استفاده کنید که واکنش خود را بالا ببرید اما این زمان باید کنترل شده باشد .. همین طور آبجوش بخورید اگر در دمایی که دهان شما را نمی سوزاند ... خوب نگاه کنید برنامه خوبی هست برای اعتیاد به بازی حداقل از 2 دقیقه بیشتر زمان شما بالاتر نرود ... مراقب باشید ... آهنگ های بازی شما را شارژ می کند ...
Look, it's a good program to get addicted to the game, at least it won't take more than 2 minutes of your time... be careful... it will charge your game songs...
آخرین قطره قلب و جانت را بازی نکن سر یک زمان مشخص بازی را رها کن ....
ادامه مطلب ...
این قدر این حرکت هام را اینجا و باورهام را شخم زدم که ...یک عادت بد را فعلن ترک کردم و راجب به حرکت بدنسازی این حرکت را اشتباه می زنی یا این حرکت را درست ... بالخره داخل یک ویدیو دیدم یک نفر به یکی گیر داد این حرکت را اشتباه می زنی ... جلو بازو اینطوری بدون استفاده از کمر بزن یک مربی دیگر جلوش را گرفت و گفت : هر چی بلد هستی ... برای خودت نگه دار بگذار حرکتش را بزند ... این با استفاده از تقلب دارد ... روی بخش بالایی عضلاتش کار می کند ...
بی خیال شو و تمرین خودت را انجام بده ... هر کسی را هم داخل باشگاه می بینی اگر کار خصوصی داری ... بیخیالش باش .. در زمان خصوصی اش هست ... کار شخصیت را با او صحبت نکن... هر چی بلد هستی مال خودت هست .... و برنامه خودت برنامه های هر کسی مال خودش هست ... دخالت نکن ...
ادامه مطلب ...همه چیز یک جوری ترسناک به نظر می رسد من از عهده این همه شکارچی بر نمیام و این صدای مزخرف از این بدتر نمی شود ... در مقابل این دائم می خواهد به این وضعیت پایان بده تو عرضه این کار را نداری این زمینه کاری حرفه ای ها و بهتر هاست و این عهده این کار به خاطر اینکه امکانات بر نمیایی وقت خودت را داری تلف می کنی به این می گویند وقت تلف کردن و این شروع و این نشان دهند ... واقعن هدفی ندارم از اینکه چیزی بنویسم ... شخم زدن پایه حرکات و اینکه زیاد به چیزی شک کنی بلاخره موفق می شوی ... که خودت را از شر تمرین کردن بیرون کنی همه با هم هماهنگ بودن تو با بقیه هماهنگ نبودی تا اینکه این گروه تو یک خارجی بودی به خاطر اینکه خارجی بودی روحیه تو را خراب کردند تو باید روحیه بقیه را خراب کنی ... روحیه کی چه گروی چه نبردی چه کشکی هیچ نبردی در کار نیست ... حتی حوصله ندارم فکر کنم به همه چیز چنگ می اندازی داری ... چنگ می اندازی که اینکه خودت را از افتادن در لبه پرتگاه نجات بدهی ؟ یک عمر آویزان گوشه لبه پرتگاه هستی ؟ اما هنوز نی افتاده ای پایین چرا پرت نشدی ؟ به خاطر این هست که دیگران تو را حفظ کرده اند چقدر غیر مستقل بودی ؟ نمی خواهی خودت را پرت کنی پایین ؟ البته خودت را رها کرده ای حالا که دیگر هیچ چیز نیست .... جای گوشی ؟ و شبکه های اجتماعی وجود نداشت ... خیلی راحتر می رفتی تمرین و حواست پرت می شد ... از تمرین کردن ... می خواستی کار کنی ؟ پس دیگر اینقدر به فکر و حال عجیب و غریب رفتار کردن های امروز از نظر قبل و این زندگی خیلی تغییرات عجیبی کرد ... اینترنت برای کارهای ضروری تر بود .. مطمئن هستی به خاطر اینکه قبلن با این تکنولوژی آشنا نبودی الان این مشکلات را داری اگر زودتر با این تکنولوژی آشنا می شدی ؟ چرا این حد بد عمل کردی ؟ این یک ذهنیت بد هست به خاطر چی .... به خاطر هیچ چیز به خاطر اینکه باید الان کارت را تمام کنی ؟ خوب دائم دارد می گوید به من بگو من را باور داری ... نه من من باور ندارم ... که از عهده اش بر میای هدفم کسی نیست ... صدای ذهن خودم شاید باشد ... اما یک صدای ضبط شده است ... دائم دارد این را تکرار می کند ...
آره باور دارم یا باور ندارم چه فرقی می کند ... همه مسئله همین هست ... اگر باور داشتی الان داشتی چکار می کردی ؟ زیاد از این سوالات خوشم نمیاد دوست ندارم حتی این معنی را تایپ کنم ... نحوه کار خودت را تغییر بده حتی نمی توانی به گرد بقیه برسی ؟ شوخی می کنی توان کار کردن را نداری ؟ نمی توانی از عهده اش بر نمیایی و این معنی این چیزی هست که به آن می اندیشی به خودت فکر نکن به خودت فکر نکن ... چطوری به خودم فکر نکنم ... چطوری من نمی توانم این کار را انجام بدهم به چه علتی باید اینجا باشم ... بیخیال باشم ... باید بیخیال باشم ... این بیخیال بودن و این معنی و این اعدادی که داری می بینی دائم داری ساعت را چک می کنی .... خوب باید بروم این فال یا این عدد فرشته را در گوگل جستجو کنم ... بیخیال باش... به خاطر این قضیه از دیگران سر کوفت ... سر کوفت چیه ؟ مسخره می شوی ... بیخیال به خاطر چه چیزی بوده به خاطر اینکه باید دنبال پول باشی ... اگر کاپشن بقیه را می خواندم ... الان دقیقه خدامیلیون درآمد داشتم ... ؟ از بس این معنی را می خوانی ؟ مواجه می شوی ؟ توی کاپشن کسی هیچ چیز قایم نشده ... اگر کاپشن من را بخوانید ... به خاطر این که می توانی به خاطر اینکه از فراوانی سخن نگفته ای ... اسکورچ نگاهی به نعمت ها کرد ... از فرشته پرسید ؟ این ها چیستند ؟ این ها آرزوهای مردم هستند ... خوب یک سری نقاشی بود ... دیگر دیالوگ انیمیشن های کارتونی بود ...
آرزوهای تو کجا هستند ؟ خوب این جا توی ذهنم هست ... به خاطر این هست .. این ذهن لعنتی .. این فکر لعنتی این آرامش لعنتی این دارایی لعنتی این آرامش و این طرز فکر و این آرامشت داره اذیتم می کند ...
آرامش نداشته باش ... فرکانست را بالا ببر خودت را به در و دیوار بکوب به هر چیز می خواهی ؟ چنگ بنداز نیاز دارم نجاتم بدهی ؟ خوب نگاهت کن ؟ این چیزهای که می خواهی ؟ که خودت را از آن نجات دهی ؟ نعمت های الهی هست ؟ پس چرا شکر گزار نیستی . ...
تو درک نمی کنی ... قلب یا قبل من شکسته ... کدام قلب ...
قلب کاغذی .. قلب کاغذی که نمی شکند ...
چرا چاکرا شبیه به هم هستند ...
نگاه به خودت کن ... کسی نمی تواند به خودش نگاه کند ... مگه با آینه و این آینه من کارهای من هست ...